لاَ تَخْلُو اَلْأَرْضُ مِنْ قَائِمٍ لِلَّهِ بِحُجَجِهِ إِمَّا ظَاهِرا مَشْهُورا وَ إِمَّا بَاطِنا مَغْمُورا لِئَلاَّ تَبْطُلَ حُجَجُ اَللَّهِ وَ بَيِّنَاتُه
هیچ گاه زمین از برپادارنده ای که حجّتهای خداوند را استوار سازد، خالی نمی ماند. آن کس یا ظاهر و مشهور است و یا پنهان و پوشیده شده، تا این که حجّتهای خداوند و نشانه های او باطل نگردد.
أَقْبَلَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ ع وَ مَعَهُ اَلْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ ع وَ هُوَ مُتَّكِئٌ عَلَى يَدِ سَلْمَانَ فَدَخَلَ اَلْمَسْجِدَ اَلْحَرَامَ فَجَلَسَ إِذْ أَقْبَلَ رَجُلٌ حَسَنُ اَلْهَيْئَةِ وَ اَللِّبَاسِ فَسَلَّمَ عَلَى أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ فَرَدَّ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمَ فَجَلَسَ ثُمَّ قَالَ يَا أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ أَسْأَلُكَ عَنْ ثَلاَثِ مَسَائِلَ إِنْ أَخْبَرْتَنِي بِهِنَّ عَلِمْتُ أَنَّ اَلْقَوْمَ رَكِبُوا مِنْ أَمْرِكَ مَا قُضِيَ عَلَيْهِمْ وَ أَنْ لَيْسُوا بِمَأْمُونِينَ فِي دُنْيَاهُمْ وَ آخِرَتِهِمْ وَ إِنْ تَكُنِ اَلْأُخْرَى عَلِمْتُ أَنَّكَ وَ هُمْ شَرَعٌ سَوَاءٌ فَقَالَ…
امام محمد تقی علیه السلام فرمود: امیر المومنین همراه حسن بن علی علیهما السلام می آمد و بدست سلمان تکیه کرده بود تا وارد مسجد الحرام شد و بنشست، مردی خوش قیافه و خوش لباس پیش آمد و بامیر المومنین علیه السلام سلام کرد، حضرت جوابش فرمود و او بنشست آنگاه عرضکرد: یا امیر المومنین سه مساله از شما میپرسم، اگر جواب گفتی، میدانم که آن مردم(که بعد از پیغمبر حکومت را متصرف شدند) در باره تو مرتکب عملی شدند که خود را محکوم ساختند و در امر دنیا و آخرت خویش آسوده و در امان نیستند و اگر جواب نگفتی میدانم تو هم با آنها برابری. امیر المومنین علیه السلام باو فرمود: هر چه خواهی از من بپرس، او گفت: بمن بگو: 1-وقتی انسان میخوابد روحش کجا میرود؟ ، 2-و چگونه می شود که انسان گاهی بیاد می آورد و گاهی فراموش میکند؟…
بَيْنَا أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ ع ذَاتَ يَوْمٍ جَالِساً مَعَ اِبْنِ اَلْحَنَفِيَّةِ إِذْ قَالَ يَا مُحَمَّدُ اِئْتِنِي بِإِنَاءٍ فِيهِ مَاءٌ أَتَوَضَّأْ لِلصَّلاَةِ فَأَتَاهُ مُحَمَّدٌ بِالْمَاءِ فَأَكْفَأَ بِيَدِهِ اَلْيُمْنَى عَلَى يَدِهِ اَلْيُسْرَى ثُمَّ قَالَ ;بِسْمِ اَللَّهِ اَلْحَمْدُ لِلَّهِ اَلَّذِي جَعَلَ اَلْمَاءَ طَهُوراً وَ لَمْ يَجْعَلْهُ نَجِساً; قَالَ ثُمَّ اِسْتَنْجَى فَقَالَ ;اَللَّهُمَّ حَصِّنْ فَرْجِي وَ أَعِفَّهُ وَ اُسْتُرْ عَوْرَتِي وَ حَرِّمْنِي عَلَى اَلنَّارِ ; ثُمَّ تَمَضْمَضَ فَقَالَ ;اَللَّهُمَّ لَقِّنِّي حُجَّتِي يَوْمَ أَلْقَاكَ وَ أَطْلِقْ لِسَانِي بِذِكْرِكَ;…
روزی امیر مومنان علیه السلام با(فرزندش)محمد بن حنفیه نشسته بودند که امام علی علیه السلام فرمود: ای محمد ظرف آبی برای من بیاور تا برای نماز وضو گیرم. محمد، ظرف آبی آورد و امام علیه السلام با دست راست آب را بر کف دست چپ ریخت و آنگاه فرمود: «بسم الله و الحمد لله الذی جعل الما طهورا و لم یجعله نجسا»، پس آنگاه جای ادرار و مدفوع را شست و فرمود: «اللهم حصن فرجی و اعفه و استر عورتی و حرمنی علی النار». محمد گوید: سپس امام علیه السلام آب را در دهان گردانید و آنگاه فرمود: «اللهم لقنی حجتی یوم القاک و اطلق لسانی بذکرک»، سپس آب را در بینی فرو داد و فرمود: «اللهم لا تحرم علی ریح الجنه و اجعلنی ممن یشم ریحها و روحها و ریحانها و طیبها». محمد در ادامه گوید: پس آنگاه صورت خویش را شست و فرمود: «اللهم بیض وجهی…
خَرَجَ إِلَيَّ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ ع فَأَخَذَ بِيَدِي وَ أَخْرَجَنِي إِلَى اَلْجَبَّانِ وَ جَلَسَ وَ جَلَسْتُ ثُمَّ رَفَعَ رَأْسَهُ إِلَيَّ فَقَالَ يَا كُمَيْلُ اِحْفَظْ عَنِّي مَا أَقُولُ لَكَ اَلنَّاسُ ثَلاَثَةٌ عَالِمٌ رَبَّانِيٌّ وَ مُتَعَلِّمٌ عَلَى سَبِيلِ نَجَاةٍ وَ هَمَجٌ رَعَاعٌ أَتْبَاعُ كُلِّ نَاعِقٍ يَمِيلُونَ مَعَ كُلِّ رِيحٍ لَمْ يَسْتَضِيئُوا بِنُورِ اَلْعِلْمِ وَ لَمْ يَلْجَئُوا إِلَى رُكْنٍ وَثِيقٍ يَا كُمَيْلُ اَلْعِلْمُ خَيْرٌ مِنَ اَلْمَالِ اَلْعِلْمُ يَحْرُسُكَ وَ أَنْتَ تَحْرُسُ اَلْمَالَ وَ اَلْمَالُ تَنْقُصُهُ اَلنَّفَقَةُ وَ اَلْعِلْمُ يَزْكُو عَلَى…
کمیل بن زیاد گوید: علی بن ابی طالب نزد من آمد و دست مرا گرفت و مرا با خود به صحرا برد چون بصحرا رسیدیم بر زمین نشست و من هم نشستم سپس سر بلند کرده و متوجه من شد و فرمود: ای کمیل آنچه تو را میگویم بخاطر بسپار. مردم سه دسته اند: دانشمند الهی و دانشجویی که در راه رستگاری قدم برمیدارد و افراد ناکس و پست که دنبال هر آوازی روند و مانند پشه های ریز از هر طرف که باد بوزد بآن سو شوند نه از پرتو دانش تابشی گرفته و نه بر پایگاه استواری پناهنده شده اند ای کمیل دانش از ثروت بهتر است که دانش نگهبان تو است ولی ثروت را باید تو نگهبان باشی ثروت را هر چه بیشتر خرج کنی کمتر گردد ولی دانش هر چه بیشتر خرج شود افزوده تر شود ای کمیل دلبستگی بدانشمند حق ثابتی است بر دیگران که مورد بازخواست است زیرا تا دانشمند زنده…
إِنَّ أَوَّلَ عِبَادَةِ اَللَّهِ مَعْرِفَتُهُ وَ أَصْلَ مَعْرِفَتِهِ تَوْحِيدُهُ وَ نِظَامَ تَوْحِيدِهِ نَفْيُ اَلصِّفَاتِ عَنْهُ لِشَهَادَةِ اَلْعُقُولِ أَنَّ كُلَّ صِفَةٍ وَ مَوْصُوفٍ مَخْلُوقٌ وَ شَهَادَةِ كُلِّ مَخْلُوقٍ أَنَّ لَهُ خَالِقاً لَيْسَ بِصِفَةٍ وَ لاَ مَوْصُوفٍ وَ شَهَادَةِ كُلِّ صِفَةٍ وَ مَوْصُوفٍ بِالاِقْتِرَانِ وَ شَهَادَةِ اَلاِقْتِرَانِ بِالْحَدَثِ وَ شَهَادَةِ اَلْحَدَثِ بِالاِمْتِنَاعِ مِنَ اَلْأَزَلِ اَلْمُمْتَنِعِ مِنْ حَدَثِهِ فَلَيْسَ اَللَّهَ عَرَفَ مَنْ عَرَفَ ذَاتَهُ وَ لاَ لَهُ وَحَّدَ مَنْ نَهَّاهُ وَ لاَ بِهِ صَدَّقَ مَنْ مَثَّلَهُ وَ لاَ حَقِيقَتَهُ أَصَابَ…
خطبه امام علی علیه السلام در اخلاص توحید -همانا سرآغاز خداپرستی، خداشناسی است و اساس خداشناسی، یگانه انگاشتن اوست و شیوه یگانه انگاشتن، زدودن صفتها از اوست؛ چه همه خردها گواه این مطلب اند که هر صفت و موصوفی، مخلوق است و هر مخلوقی گواه آن است که خالقی دارد که نه صفت است و نه موصوف و هر صفت و موصوف گواه ترکیب است و ترکیب نیز گواه حدوث است -و حدوث گواه امتناع ازلی بودن است که خود ممتنع از حدوث است. پس هر کس گمان کند که ذات خدا را شناخته، خدا را به درستی نشناخته است و هر کس نهایتی برای او پندارد، خدا را یگانه ندانسته است و هر کس مانندی برای او فرض کرده، خدا را باور ننموده است و هر کس شبیهی برایش آورده، به حقیقت او پی نبرده و هر کس در وهمش گنجانیده، او مورد نظرش نبوده و هر کس کنه خدا را بجوید، او…
بِسْمِ اَللّهِ اَلرَّحْمنِ اَلرَّحِيمِ هَذَا مَا أَمَرَ بِهِ عَبْدُ اَللَّهِ عَلِيٌّ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ مَالِكَ بْنَ اَلْحَارِثِ اَلْأَشْتَرَ فِي عَهْدِهِ إِلَيْهِ حِينَ وَلاَّهُ مِصْرَ جِبَايَةَ خَرَاجِهَا وَ مُجَاهَدَةَ عَدُوِّهَا وَ اِسْتِصْلاَحَ أَهْلِهَا وَ عِمَارَةَ بِلاَدِهَا أَمَرَهُ بِتَقْوَى اَللَّهِ وَ إِيثَارِ طَاعَتِهِ وَ اِتِّبَاعِ مَا أَمَرَ اَللَّهُ بِهِ فِي كِتَابِهِ مِنْ فَرَائِضِهِ وَ سُنَنِهِ اَلَّتِي لاَ يَسْعَدُ أَحَدٌ إِلاَّ بِاتِّبَاعِهَا وَ لاَ يَشْقَى إِلاَّ مَعَ جُحُودِهَا وَ إِضَاعَتِهَا وَ أَنْ يَنْصُرَ اَللَّهَ بِيَدِهِ وَ قَلْبِهِ وَ لِسَانِهِ فَإِنَّهُ قَدْ…
فرمان امیر المومنین علی علیه السلام به مالک اشتر -هنگامی که او را به فرمانروایی مصر و توابع آن گماشت به نام خداوند رحمتگر مهربان این فرمانی است از بنده خدا، علی امیر مومنان به مالک اشتر پسر حارث در پیمانی که با او می گذارد، هنگامی که او را به فرمانروایی مصر می گمارد تا خراج آنجا را فراهم آورد و با دشمن پیکار نماید و کار مردم را سامان دهد و شهرهای آن را آباد سازد. او را امر می نماید به تقوای الهی و مقدم داشتن طاعت خدا بر دیگر کارها و پیروی از هر چه خدا در کتاب خود بدانها امر فرموده، از واجبات و سنتهایی که کسی به نیک بختی دست نیابد مگر با پیروی از آنها و به بدبختی نیفتد مگر به انکار و تباه ساختن آنها. و باید که خدای سبحان را با دست و دل و زبانش یاری نماید؛ زیرا او ضامن گشته که یاوران خود را…
إِنَّ هَذِهِ اَلْقُلُوبَ أَوْعِيَةٌ فَخَيْرُهَا أَوْعَاهَا اِحْفَظْ عَنِّي مَا أَقُولُ لَكَ اَلنَّاسُ ثَلاَثَةٌ عَالِمٌ رَبَّانِيٌّ وَ مُتَعَلِّمٌ عَلَى سَبِيلِ اَلنَّجَاةِ وَ هَمَجٌ رَعَاعٌ أَتْبَاعُ كُلِّ نَاعِقٍ يَمِيلُونَ مَعَ كُلِّ رِيحٍ لَمْ يَسْتَضِيئُوا بِنُورِ اَلْعِلْمِ فَيَهْتَدُوا وَ لَمْ يَلْجَئُوا إِلَى رُكْنٍ وَثِيقٍ فَيَنْجُوا يَا كُمَيْلُ اَلْعِلْمُ خَيْرٌ مِنَ اَلْمَالِ اَلْعِلْمُ يَحْرُسُكَ وَ أَنْتَ تَحْرُسُ اَلْمَالَ وَ اَلْمَالُ تُفْنِيهِ اَلنَّفَقَةُ وَ اَلْعِلْمُ يَزْكُو عَلَى اَلْإِنْفَاقِ اَلْعِلْمُ حَاكِمٌ وَ اَلْمَالُ مَحْكُومٌ عَلَيْهِ يَا كُمَيْلَ بْنَ زِيَادٍ…
از سخنان امیر المومنین علی علیه السلام به کمیل بن زیاد -پس از ذکر پاره ای از مطالب، فرمود: همانا این دلها ظرفهایی هستند که بهترین آنها نگهدارترین شان است. پس هر چه می گویم از من به خاطر سپار مردم سه گونه اند: دانشمند ربانی، دانشجوی راه رستگاری و فرومایگانی که مگس وار از پی هر بانگی می روند و با وزش هر بادی تغییر جهت می دهند، از فروغ دانش بهره ور نشده اند تا راه به جایی برند و به ستونی استوار پناه نیاورده اند تا نجات یابند. ای کمیل علم بهتر است از ثروت؛ علم تو را پاسداری کند و تو باید ثروت را پاسداری نمایی. مال و ثروت در اثر خرج و هزینه کردن نابود می شود و حال آن که، علم با پخش و بخشش رو به افزایش می گذارد. علم حاکم است و مال محکوم. ای کمیل بن زیاد محبت دانشمند کیش مردم است که باید بدان گردن…
إِنَّ اَللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى طَهَّرَنَا وَ عَصَمَنَا وَ جَعَلَنَا شُهَدَاءَ عَلَى خَلْقِهِ وَ حُجَّتَهُ فِي أَرْضِهِ وَ جَعَلَنَا مَعَ اَلْقُرْآنِ وَ جَعَلَ اَلْقُرْآنَ مَعَنَا لاَ نُفَارِقُهُ وَ لاَ يُفَارِقُنَا .
امیر المومنین(ع)فرمود: خدای تبارک و تعالی ما را پاکیزه نمود و نگهداری فرمود و ما را بر خلقش گواه ساخت و در زمینش حجت نهاد و ما را همراه قرآن و قرآن را همراه ما قرار داد، نه ما از آن جدا شویم و نه او از ما جدا شود(کردار و گفتار ما با حقیقت معانی و مضامین قرآن منطبق است و جدایی ممکن نیست زیرا ما سر مویی هم از قرآن تجاوز نمیکنیم).
أَتَى رَأْسُ اَلْيَهُودِ عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ ع عِنْدَ مُنْصَرَفِهِ عَنْ وَقْعَةِ اَلنَّهْرَوَانِ وَ هُوَ جَالِسٌ فِي مَسْجِدِ اَلْكُوفَةِ فَقَالَ يَا أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ إِنِّي أُرِيدُ أَنْ أَسْأَلَكَ عَنْ أَشْيَاءَ لاَ يَعْلَمُهَا إِلاَّ نَبِيٌّ أَوْ وَصِيُّ نَبِيٍّ قَالَ سَلْ عَمَّا بَدَا لَكَ يَا أَخَا اَلْيَهُودِ قَالَ إِنَّا نَجِدُ فِي اَلْكِتَابِ أَنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ إِذَا بَعَثَ نَبِيّاً أَوْحَى إِلَيْهِ أَنْ يَتَّخِذَ مِنْ أَهْلِ بَيْتِهِ مَنْ يَقُومُ بِأَمْرِ أُمَّتِهِ مِنْ بَعْدِهِ وَ أَنْ يَعْهَدَ إِلَيْهِمْ فِيهِ عَهْداً يَحْتَذِي عَلَيْهِ وَ يَعْمَلُ بِهِ فِي…
امام باقر(ع)فرمود: چون امیر المومنین از جنگ نهروان بازگشت در مسجد کوفه نشسته بود که رییس یهودیان بحضورش آمد و عرض کرد یا امیر المومنین خبرهایی را میخواهم از شما بپرسم که جز پیغمبر و یا وصی پیغمبر کسی نتواند پاسخ آنها را بدهد حال چنانچه اجازه میفرمایید بپرسم و گر نه صرف نظر نمایم. فرمود: برادر یهودی هر چه میخواهی بپرس عرض کرد: ما در کتاب خود چنین یافته ایم که خدای عز و جل چون پیغمبری برانگیزد باو وحی میفرماید که از میان افراد خاندان خود کسی را که بتواند پس از وی کار امت را بدست گیرد اختیار کند و از امت خود عهد و پیمان بگیرد که پس از او بر سر پیمان باشند و طبق عهدی که بسته اند رفتار کنند و خدای عز و جل جانشینان پیغمبر را در زمان حیات پیغمبران آزمایش میفرماید و پس از وفات پیغمبران نیز آزمایش…
كَانَ اَلَّذِينَ أَنْكَرُوا عَلَى أَبِي بَكْرٍ جُلُوسَهُ فِي اَلْخِلاَفَةِ وَ تَقَدُّمَهُ عَلَى عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع اِثْنَيْ عَشَرَ رَجُلاً مِنَ اَلْمُهَاجِرِينَ وَ اَلْأَنْصَارِ وَ كَانَ مِنَ اَلْمُهَاجِرِينَ خَالِدُ بْنُ سَعِيدِ بْنِ اَلْعَاصِ وَ اَلْمِقْدَادُ بْنُ اَلْأَسْوَدِ وَ أُبَيُّ بْنُ كَعْبٍ وَ عَمَّارُ بْنُ يَاسِرٍ وَ أَبُو ذَرٍّ اَلْغِفَارِيُّ وَ سَلْمَانُ اَلْفَارِسِيُّ وَ عَبْدُ اَللَّهِ بْنُ مَسْعُودٍ وَ بُرَيْدَةُ اَلْأَسْلَمِيُّ وَ كَانَ مِنَ اَلْأَنْصَارِ خُزَيْمَةُ بْنُ ثَابِتٍ ذُو اَلشَّهَادَتَيْنِ وَ سَهْلُ بْنُ حُنَيْفٍ وَ أَبُو أَيُّوبَ اَلْأَنْصَارِيُّ وَ…
زید بن وهب گوید: آنان که با نشستن ابی بکر در مسند خلافت و پیش افتادنش از علی بن ابی طالب مخالفت کردند از مهاجرین و انصار دوازده مرد بودند، از مهاجرین خالد بن سعید بن العاص بود و مقداد بن الاسود و ابی بن کعب و عمار بن یاسر و ابو ذر غفاری و سلمان فارسی و عبد الله بن مسعود و بریده اسلمی، و از انصار خزیمه بن ثابت ذو الشهادتین بود و سهل بن حنیف و ابو ایوب انصاری و ابو الهیثم بن التیهان و دیگران نیز بودند همین که ابو بکر بر منبر شد اینان با یک دیگر مشورت کردند بعضیشان گفت چرا نرویم تا از منبر رسول خدایش فرود آوریم؟ و دیگران گفتند اگر چنین کنید خود را بزحمت می اندازید و خدای عز و جل می فرماید خود را با دست خود بهلاکت نیندازید بهتر اینکه همگی بنزد علی بن ابی طالب برویم و در این باره با او مشورت…
لَمَّا ضُرِبَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ ع حَفَّ بِهِ اَلْعُوَّادُ وَ قِيلَ لَهُ يَا أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ أَوْصِ فَقَالَ اِثْنُوا لِي وِسَادَةً ثُمَّ قَالَ اَلْحَمْدُ لِلَّهِ حَقَّ قَدْرِهِ مُتَّبِعِينَ أَمْرَهُ وَ أَحْمَدُهُ كَمَا أَحَبَّ وَ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اَللَّهُ اَلْوَاحِدُ اَلْأَحَدُ اَلصَّمَدُ كَمَا اِنْتَسَبَ أَيُّهَا اَلنَّاسُ كُلُّ اِمْرِئٍ لاَقٍ فِي فِرَارِهِ مَا مِنْهُ يَفِرُّ وَ اَلْأَجَلُ مَسَاقُ اَلنَّفْسِ إِلَيْهِ وَ اَلْهَرَبَ مِنْهُ مُوَافَاتُهُ كَمْ أَطْرَدْتُ اَلْأَيَّامَ أَبْحَثُهَا عَنْ مَكْنُونِ هَذَا اَلْأَمْرِ فَأَبَى اَللَّهُ عَزَّ ذِكْرُهُ إِلاَّ إِخْفَاءَهُ…
یکی از اصحاب گوید: چون امیر المومنین علیه السلام ضربت خورد، عیادت کنندگان گردش را گرفتند، بحضرت عرض شد: ای امیر مومنان وصیت نما، فرمود: برای من متکایی گذارید(تا بتوانم بنشینم و با شما سخن گویم)سپس فرمود: سپاس خدا را باندازه شایستگیش، همه از فرمانش پیروی کننده ایم ، چنان که دوست دارد، او را میستایم، و شایسته پرستشی جز خدای یگانه یکتای بی نیاز نیست، چنان که خود را(در سوره توحید)نسبت داده است. ای مردم هر شخصی از آنچه می گریزد، در حالت گریزش بآن میخورد، (انسان میخواهد از مرگ بگریزد، ولی گریز از مرگ همان استقبال از مرگست زیرا در حال گریز هم از عمرش کم می شود و از نیرویش کاسته میگردد و معالجات پزشکان حاذق برعکس نتیجه میدهد. از قضا سرکنگبین صفر افزود روغن بادام خشکی مینمود) مدت زندگی میدان راندن…
اَللَّهُمَّ وَ إِنِّي لَأَعْلَمُ أَنَّ اَلْعِلْمَ لاَ يَأْرِزُ كُلُّهُ وَ لاَ يَنْقَطِعُ مَوَادُّهُ وَ أَنَّكَ لاَ تُخْلِي أَرْضَكَ مِنْ حُجَّةٍ لَكَ عَلَى خَلْقِكَ ظَاهِرٍ لَيْسَ بِالْمُطَاعِ أَوْ خَائِفٍ مَغْمُورٍ كَيْلاَ تَبْطُلَ حُجَجُكَ وَ لاَ يَضِلَّ أَوْلِيَاؤُكَ بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَهُمْ بَلْ أَيْنَ هُمْ وَ كَمْ أُولَئِكَ اَلْأَقَلُّونَ عَدَداً وَ اَلْأَعْظَمُونَ عِنْدَ اَللَّهِ جَلَّ ذِكْرُهُ قَدْراً اَلْمُتَّبِعُونَ لِقَادَةِ اَلدِّينِ اَلْأَئِمَّةِ اَلْهَادِينَ اَلَّذِينَ يَتَأَدَّبُونَ بِآدَابِهِمْ وَ يَنْهَجُونَ نَهْجَهُمْ فَعِنْدَ ذَلِكَ يَهْجُمُ بِهِمُ اَلْعِلْمُ عَلَى حَقِيقَةِ…
ابی اسحاق گوید: جمعی از موثقین اصحاب امیر المومنین علیه السلام نقل کردند که شنیدیم امیر المومنین علیه السلام در یکی از خطبه هایش چنین میفرمود: بار خدایا من میدانم که بساط علم و دانش برچیده نمیشود و مابه هایش از میان نمیرود(یعنی هیچ گاه روی زمین را کفر و ضلالت محض فرا نمیگیرد و همیشه کم و بیش آثاری از توحید و هدایت یافت می شود)و میدانم که تو روی زمینت را از حجتی بر خلق خالی نسازی که او یا آشکار باشد و فرمانش نبرند(مانند امیر المومنین و امام حسن علیه السلام در دوران خلافت خود)و یا ترسان و پنهان(مانند امام زمان علیه السلام)تا حجت تو باطل نگردد(و مردم بر تو حجت نداشته باشند)و دوستانت بعد از آنکه هدایتشان فرمودی گمراه نشوند، ولی آنها کجایند و چقدر؟ ایشان از لحاظ شماره بسیار اندک و از لحاظ ارزش…