لاَ تَسْرَعَنَّ إِلَى اَلْغَضَبِ فَيَتَسَلَّطَ عَلَيْكَ بِالْعَادَة
به سوی خشم شتاب مگیر، که بر تو همواره مسلّط خواهد شد.
امیر المؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام)
لاَ تَسْرَعَنَّ إِلَى اَلْغَضَبِ فَيَتَسَلَّطَ عَلَيْكَ بِالْعَادَة
به سوی خشم شتاب مگیر، که بر تو همواره مسلّط خواهد شد.
لاَ يُقَوَّمُ عِزُّ اَلْغَضَبِ بِذُلِّ اَلاِعْتِذَار
عزّت خشم، با خواری عذر خواهی کردن برابری نمی کند.
فِي اَلْغَضَبِ اَلْعَطَب
در خشم، هلاکت است.
مَنْ غَلَبَ عَلَيْهِ غَضَبُهُ تَعَرَّضَ لِعَطَبِه
هر کس خشمش بر او غلبه کند بر هلاکت خود اقدام کرده.
مَنْ أَحَدَّ سِنَانَ اَلْغَضَبِ لِلَّهِ سُبْحَانَهُ قَوِيَ عَلى أَشِدَّاءِ اَلْبَاطِل
هر که نیزه خشم خویش را به جهت خشنودی خداوند تیز کند، نیرومند گردد بر قدرتمندان باطل.
اِمْلِكْ حَمِيَّةَ نَفْسِكَ وَ سَوْرَةَ غَضَبِكَ وَ سَطْوَةَ يَدِكَ وَ غَرْبَ لِسَانِكَ وَ اِحْتَرِسْ فِي ذَلِكَ كُلِّهِ بِتَأْخِيرِ اَلْبَادِرَةِ وَ كَفِّ اَلسَّطْوَةِ حَتَّى يَسْكُنَ غَضَبُكَ وَ يَثُوبَ إِلَيْكَ عَقْلُك
در اختیار گیر غیرت نفست و تندی خشمت و حرکت دستت و تیزی زبانت را.و با پس انداختن پرخاش و خودداری از حمله، خود را نگاه دار تا این که خشم تو فرو نشیند و خرد تو به سویت باز گردد.
مَنْ غَلَبَ عَلَيْهِ اَلْغَضَبُ لَمْ يَأْمَنِ اَلْعَطَب
هر کس خشم بر او غلبه کند، از هلاکت ایمن نیست.
لاَ يَغْلِبَنَّ غَضَبُكَ حِلْمَك
خشم تو بر شکیبایی ات غلبه نکند.
لا تسرعنّ إلى بادرة،و لا تعجلنّ بعقوبة وحدت عنها مندوحة فانّ ذلك منهكة للدّين مقرّب من الغير.
در تندی کردن شتاب مکن و در مجازات کسی که برای مجازات او فرصت هست عجله مکن؛ زیرا این کار باعث ناتوانی دین می شود و حوادث تغییر دهنده را نزدیک می گرداند.
أَنَّهُ سَأَلَ أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ ع عَنْ قَوْلِهِ تَعَالَى أَنِ اُشْكُرْ لِي وَ لِوالِدَيْكَ إِلَيَّ اَلْمَصِيرُ فَقَالَ اَلْوَالِدَانِ اَللَّذَانِ أَوْجَبَ اَللَّهُ لَهُمَا اَلشُّكْرَ هُمَا اَللَّذَانِ وَلَدَا اَلْعِلْمَ وَ وَرَّثَا اَلْحُكْمَ وَ أَمَرَ اَلنَّاسَ بِطَاعَتِهِمَا ثُمَّ قَالَ اَللَّهُ إِلَيَّ اَلْمَصِيرُ فَمَصِيرُ اَلْعِبَادِ إِلَى اَللَّهِ وَ اَلدَّلِيلُ عَلَى ذَلِكَ اَلْوَالِدَانِ ثُمَّ عَطَفَ اَلْقَوْلَ عَلَى اِبْنِ حَنْتَمَةَ وَ صَاحِبِهِ فَقَالَ فِي اَلْخَاصِّ وَ اَلْعَامِّ وَ إِنْ جاهَداكَ عَلى أَنْ تُشْرِكَ بِي يَقُولُ فِي اَلْوَصِيَّةِ وَ تَعْدِلُ عَمَّنْ أُمِرْتَ…
اصبغ بن نباته از امیر المومنین علیه السلام راجع بقول خدای تعالی: «مرا و پدر و مادرت را سپاسگزاری کن و سرانجام بسوی منست-14 سوره 31-»پرسید، حضرت فرمود: پدر و مادری که خدا سپاسگزاری ایشان را واجب کرده، آنهایند که علم از آنها تراوش کند و حکمت را(پس از مرگ خود)بارث گذارند و مردم باطاعتشان مامورند. و خدا پس از آن فرماید: «سرانجام بسوی منست» سرانجام بندگان بسوی خداست و راهنمایش همان پدر و مادر هستند. سپس خدا روی سخن را متوجه پسر حنتمه و رفیقش نموده(یعنی عمر و ابو بکر، زیرا حنتمه نام مادر عمر است)و نسبت بخاص و عام(پیغمبر و سایر مردم)فرموده است: «و اگر با تو ستیزه کنند که بمن شرک آوری»یعنی از پیش خود در باره وصی ات سخنی گویی و از آنکه دستور اطاعتش داری برگردی از آنها فرمان مبر و سخنشان را مشنو. سپس…
أَشْرَفُ اَلْمُرُوءَةِ مِلْكُ اَلْغَضَبِ وَ إِمَاتَةُ اَلشَّهْوَة
برترین مردانگی، فرو خوردن خشم و کشتن شهوت است.
لِبُغْضِنَا لِمُبْغِضِنَا أَمْوَاجٌ مِنْ سَخَطِ اَللَّهِ سُبْحَانَه
برای دشمن ما، امواجی از خشم خداوند خواهد بود.