قال الإمام عليّ عليه السلام

احادیث درباره تدبیر از امام علی (ع)

امیر المؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام)

۷۷ حدیث · صفحه ۶ از ۷

تَذِلُّ اَلْأُمُورُ لِلْمَقْدُورِ حَتَّى تَصِيرَ اَلْآفَةُ فِي اَلتَّدْبِيرِ .

کارها دستخوش تقدیرند آنسان که گاه از تدبیر گزند آید.

تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، ج 2، ص 223

أَنَّ أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ ع اِسْتَنْهَضَ اَلنَّاسَ فِي حَرْبِ مُعَاوِيَةَ فِي اَلْمَرَّةِ اَلثَّانِيَةِ فَلَمَّا حَشَدَ اَلنَّاسُ قَامَ خَطِيباً فَقَالَ اَلْحَمْدُ لِلَّهِ اَلْوَاحِدِ اَلْأَحَدِ اَلصَّمَدِ اَلْمُتَفَرِّدِ اَلَّذِي لاَ مِنْ شَيْ ءٍ كَانَ وَ لاَ مِنْ شَيْ ءٍ خَلَقَ مَا كَانَ قُدْرَةٌ بَانَ بِهَا مِنَ اَلْأَشْيَاءِ وَ بَانَتِ اَلْأَشْيَاءُ مِنْهُ فَلَيْسَتْ لَهُ صِفَةٌ تُنَالُ وَ لاَ حَدٌّ تُضْرَبُ لَهُ فِيهِ اَلْأَمْثَالُ كَلَّ دُونَ صِفَاتِهِ تَحْبِيرُ اَللُّغَاتِ وَ ضَلَّ هُنَاكَ تَصَارِيفُ اَلصِّفَاتِ وَ حَارَ فِي مَلَكُوتِهِ عَمِيقَاتُ مَذَاهِبِ اَلتَّفْكِيرِ وَ…

امام صادق(ع)فرمود: امیر المومنین(ع)برای مرتبه دوم مردم را بجنگ معاویه برانگیخت چون مردم انجمن گشتند بسخنرانی برخاست و فرمود: ستایش خدای راست که یگانه و یکتا و بی نیاز و تنهاست، بود او از چیزی نیست و آفرینشش از چیزی نبوده، تنها با قدرتی آفریده که بسبب آن از همه چیز جدا شده و همه چیز از او جدا گشته است، برای او صفتی که بدان توان رسید نباشد و حدی که برای آن مثل آورند نیست آرایش لغتها از توصیف او ناتوان و ستودنهای گوناگون در آنجا گم گشته و حیران است: راههای عمیق اندیشه نسبت بملکوت او سرگردان و تفاسیر جامع از نفوذ در علمش بریده گشته، پرده های ناپیدا نزد کنه پنهانش حایل شده و خردهای تند رو نسبت بمطالب دقیق در نزدیکترین درجاتش گم گشته، پر برکت باد خدایی که دوربینی همتها باو نرسد و زیرکیهای عمیق او…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 134

بَيْنَا أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ ع يَخْطُبُ عَلَى مِنْبَرِ اَلْكُوفَةِ إِذْ قَامَ إِلَيْهِ رَجُلٌ يُقَالُ لَهُ ذِعْلِبٌ ذُو لِسَانٍ بَلِيغٍ فِي اَلْخُطَبِ شُجَاعُ اَلْقَلْبِ فَقَالَ يَا أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ هَلْ رَأَيْتَ رَبَّكَ قَالَ وَيْلَكَ يَا ذِعْلِبُ مَا كُنْتُ أَعْبُدُ رَبّاً لَمْ أَرَهُ فَقَالَ يَا أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ كَيْفَ رَأَيْتَهُ قَالَ وَيْلَكَ يَا ذِعْلِبُ لَمْ تَرَهُ اَلْعُيُونُ بِمُشَاهَدَةِ اَلْأَبْصَارِ وَ لَكِنْ رَأَتْهُ اَلْقُلُوبُ بِحَقَائِقِ اَلْإِيمَانِ وَيْلَكَ يَا ذِعْلِبُ إِنَّ رَبِّي لَطِيفُ اَللَّطَافَةِ لاَ يُوصَفُ بِاللُّطْفِ عَظِيمُ اَلْعَظَمَةِ لاَ…

امام صادق(ع)فرمود: در آن میان که امیر المومنین(ع)در کوفه بر منبر سخنرانی میفرمود مردیکه نامش ذعلب بود برخاست و او مردی شیوا سخن و قوی القلب بود، پس گفت ای امیر مومنان آیا پروردگار ترا دیده یی؟ امام فرمود: وای بر تو ای ذعلب من پروردگاری که ندیده ام عبادت نکنم عرضکرد ای امیر مومنان، او را چگونه دیده ای؟ فرمود: وای بر تو ای ذعلب دیدگان او را بنگاه چشم نبینند بلکه دلها او را با ایمان حقیقی دریابند: وای بر تو ای ذعلب، پروردگار من لطافتش لطیف است بی لطافت جسمانی(یعنی لطیف بودن خدا لطف خاصی دارد، او جسمی ندارد تا لطیف باشد)عظمتش عظیمست بدون بزرگی جسمانی، بزرگواریش بزرگست بدون بزرگواری انسانی جلالتش جلیل است بدون غلظت و کلفتی پیش از همه چیز است بدون پیشی چیز دیگر بر او: بعد از همه چیز است(همه چیز…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 138

خَطَبَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ ع خُطْبَةً بَعْدَ اَلْعَصْرِ فَعَجِبَ اَلنَّاسُ مِنْ حُسْنِ صِفَتِهِ وَ مَا ذَكَرَهُ مِنْ تَعْظِيمِ اَللَّهِ جَلَّ جَلاَلُهُ قَالَ أَبُو إِسْحَاقَ فَقُلْتُ لِلْحَارِثِ أَ وَ مَا حَفِظْتَهَا قَالَ قَدْ كَتَبْتُهَا فَأَمْلاَهَا عَلَيْنَا مِنْ كِتَابِهِ اَلْحَمْدُ لِلَّهِ اَلَّذِي لاَ يَمُوتُ وَ لاَ تَنْقَضِي عَجَائِبُهُ لِأَنَّهُ كُلَّ يَوْمٍ فِي شَأْنٍ مِنْ إِحْدَاثِ بَدِيعٍ لَمْ يَكُنِ اَلَّذِي لَمْ يَلِدْ فَيَكُونَ فِي اَلْعِزِّ مُشَارَكاً وَ لَمْ يُولَدْ فَيَكُونَ مَوْرُوثاً هَالِكاً وَ لَمْ تَقَعْ عَلَيْهِ اَلْأَوْهَامُ فَتُقَدِّرَهُ شَبَحاً مَاثِلاً وَ لَمْ…

حارث اعور گوید روزی بعد از عصر امیر المومنین(ع)خطبه ای خواند که مردم را از خوشستایی و بزرگداشتش خدای جل جلاله را خوش آمد ابو اسحاق گوید بحارث گفتم آن سخنرانی را حفظ کرده ای؟ گفت آن را نوشته ام، سپس از نوشته خود برای ما املا کرد که: سپاس از آن خدایی که مرگ ندارد و عجایبش پایان نیابد زیرا او هر روز در کار جداگانه ایست و آن ایجاد چیز تازه ایست که سابقه نداشته است، (لعنت خدا بر یهود که گفتند دست خدا بسته است)خدایی که نزاییده تا در عزت شریک داشته باشد و زاییده نشده تا بمیرد وارث گذارد(بحدیث 241 رجوع شود)دستخوش اوهام مردم نگردد تا بصورت دور نمایی اندازه گیریش نمایند و بیناییها درکش نکند تا پس از بازگرفتن نظر از وی دگرگون شود(باینکه در برابر دیده نباشد) تا پس از بازگرفتن نظر خیالی بیش نباشد خدایی…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 141

أَنَّ رَجُلاً قَامَ إِلَى أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ ع فَقَالَ لَهُ يَا أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ بِمَا عَرَفْتَ رَبَّكَ قَالَ بِفَسْخِ اَلْعَزْمِ وَ نَقْضِ اَلْهَمِّ لَمَّا أَنْ هَمَمْتُ فَحَالَ بَيْنِي وَ بَيْنَ هَمِّي وَ عَزَمْتُ فَخَالَفَ اَلْقَضَاءُ عَزْمِي فَعَلِمْتُ أَنَّ اَلْمُدَبِّرَ غَيْرِي قَالَ فَبِمَا ذَا شَكَرْتَ نَعْمَاهُ قَالَ نَظَرْتُ إِلَى بَلاَءٍ قَدْ صَرَفَهُ عَنِّي وَ أَبْلَى بِهِ غَيْرِي فَعَلِمْتُ أَنَّهُ قَدْ أَنْعَمَ عَلَيَّ فَشَكَرْتُهُ قَالَ فَبِمَا ذَا أَحْبَبْتَ لِقَاءَهُ قَالَ لَمَّا رَأَيْتُهُ قَدِ اِخْتَارَ لِي دِينَ مَلاَئِكَتِهِ وَ رُسُلِهِ وَ أَنْبِيَائِهِ…

امام صادق علیه السلام فرمود: از پدرم شنیدم که از پدرش بازگو میکرد: که در محضر امیر- المومنین علیه السلام مردی برخاست و گفت: یا امیر المومنین پروردگارت را بچه وسیله شناختی؟ فرمود: بوسیله بهم خوردن تصمیم و شکستن همت که چون بکاری همت گماشتم میان من و کار مورد علاقه ام فاصله ایجاد شد و چون تصمیم گرفتم قضای الهی بر خلاف تصمیم من جاری گردید دانستم که تدبیر دیگری در کار است عرض کرد: بچه جهت نعمت های خداوند را شکرگزاری؟ فرمود: در بلاهایی که از من باز داشته و دیگری را بآن مبتلا ساخته خوب دقت کردم دانستم که خداوند بر من انعام فرموده سپاسگزارش گشتم، عرض کرد: از چه رو خدا را دوست داری؟ فرمود: از این رو که آیین فرشتگان و فرستادگان و پیغمبران خود را برای من برگزید دانستم کسی که مرا این چنین گرامی میدارد…

الخصال، ج 2، ص 33

لَمَّا كَانَ مِنْ أَمْرِ أَبِي بَكْرٍ وَ بَيْعَةِ اَلنَّاسِ لَهُ وَ فِعْلِهِمْ بِعَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع مَا كَانَ لَمْ يَزَلْ أَبُو بَكْرٍ يُظْهِرُ لَهُ اَلاِنْبِسَاطَ وَ يَرَى مِنْهُ اِنْقِبَاضاً فَكَبُرَ ذَلِكَ عَلَى أَبِي بَكْرٍ فَأَحَبَّ لِقَاءَهُ وَ اِسْتِخْرَاجَ مَا عِنْدَهُ وَ اَلْمَعْذِرَةَ إِلَيْهِ لِمَا اِجْتَمَعَ اَلنَّاسُ عَلَيْهِ وَ تَقْلِيدِهِمْ إِيَّاهُ أَمْرَ اَلْأُمَّةِ وَ قِلَّةِ رَغْبَتِهِ فِي ذَلِكَ وَ زُهْدِهِ فِيهِ أَتَاهُ فِي وَقْتِ غَفْلَةٍ وَ طَلَبَ مِنْهُ اَلْخَلْوَةَ وَ قَالَ لَهُ وَ اَللَّهِ يَا أَبَا اَلْحَسَنِ مَا كَانَ هَذَا اَلْأَمْرُ مُوَاطَاةً مِنِّي وَ…

امام صادق علیه السلام از پدرش و او از جدش نقل میفرماید: چون در کار ابی بکر و بیعت مردم بر او و کاری که با علی بن ابی طالب کردند آنچه شدنی بود انجام گرفت ابو بکر همواره بعلی علیه السلام روی خوش نشان می داد ولی از علی علیه السلام گرفتگی مشاهده می نمود و این موضوع بر ابی بکر سنگین بود. لذا علاقه پیدا کرد که علی را ملاقات کند و از نظر او اطلاع حاصل نماید و در اینکه مردم جمع شدند و کار امت را بر گردن او انداختند عذر خواهی کند و کم علاقگی و بی اعتنایی خود را بخلافت ابراز نماید. لذا بی خبر بخدمت آن حضرت آمد و اجازه ملاقات خصوصی خواست و پس از شرفیابی عرض کرد یا ابا الحسن بخدا قسم که برای این کارها از طرف من زمینه سازی نشده بود و من بکاری که گرفتار آن شدم مایل نبودم و حرصی بآن نداشتم -و اطمینانی بخود…

الخصال، ج 3، ص 548

أَنَّ أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ ع عَلَّمَ أَصْحَابَهُ فِي مَجْلِسٍ وَاحِدٍ أَرْبَعَمِائَةِ بَابٍ مِمَّا يُصْلِحُ لِلْمُسْلِمِ فِي دِينِهِ وَ دُنْيَاهُ قَالَ ع إِنَّ اَلْحِجَامَةَ تُصَحِّحُ اَلْبَدَنَ وَ تَشُدُّ اَلْعَقْلَ وَ اَلطِّيبَ فِي اَلشَّارِبِ مِنْ أَخْلاَقِ اَلنَّبِيِّ ص وَ كَرَامَةَ اَلْكَاتِبِينَ وَ اَلسِّوَاكَ مِنْ مَرْضَاةِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ سُنَّةِ اَلنَّبِيِّ ص وَ مَطْيَبَةٌ لِلْفَمِ وَ اَلدُّهْنَ يُلَيِّنُ اَلْبَشَرَةَ وَ يَزِيدُ فِي اَلدِّمَاغِ وَ يُسَهِّلُ مَجَارِيَ اَلْمَاءِ وَ يَذْهَبُ بِالْقَشَفِ وَ يُسْفِرُ اَللَّوْنَ وَ غَسْلَ اَلرَّأْسِ يَذْهَبُ بِالدَّرَنِ وَ…

امام صادق از پدرانش نقل میفرماید که امیر المومنین علیه السلام بیاران خود در یک مجلس چهار صد باب از چیزهایی که دین و دنیای مسلمان را اصلاح میکند بیاموخت و فرمود: حجامت کردن بدن را سلامت و پای عقل را محکم میکند. بشارب عطر زدن از اخلاق پیغمبر ما و باعث احترام در نزد فرشتگان نویسنده اعمال است. مسواک کردن از کارهایی است که باعث رضای خدای عز و جل و سنت پیغمبر است و دهن را پاکیزه میکند. روغن مالیدن پوست بدن را نرم و مغز آدمی را زیاد نموده و مجاری آب را در بدن آسان میکند و خشکی پوست را از بین میبرد و رنگ را روشن میسازد. شستن سر چرک را میبرد و شوره سر را میزداید. آب در دهان گرداندن و در بینی کشیدن سنت است و پاک کننده دهان و بینی است. -انفیه در بینی کردن سر را سلامت نموده و بدن را پاکیزه میکند و هر…

الخصال، ج 3، ص 610

بِالْعَقْلِ اُسْتُخْرِجَ غَوْرُ اَلْحِكْمَةِ وَ بِالْحِكْمَةِ اُسْتُخْرِجَ غَوْرُ اَلْعَقْلِ وَ بِحُسْنِ اَلسِّيَاسَةِ يَكُونُ اَلْأَدَبُ اَلصَّالِحُ قَالَ وَ كَانَ يَقُولُ اَلتَّفَكُّرُ حَيَاةُ قَلْبِ اَلْبَصِيرِ كَمَا يَمْشِي اَلْمَاشِي فِي اَلظُّلُمَاتِ بِالنُّورِ بِحُسْنِ اَلتَّخَلُّصِ وَ قِلَّةِ اَلتَّرَبُّصِ .

امام صادق از امیر المومنین علیهما السلام نقل میفرماید: عمق حکمت بوسیله عقل و عمق عقل بوسیله حکمت بیرون آید، حسن تدبیر وسیله ادب شایسته است؛ و نیز میفرمود تفکر و تعقل مایه زندگی دل شخص با بصیرت است چنان که رونده در تاریکی که بوسیله نور گام بردارد بخوبی رهایی یابد و اندکی در راه درنگ کند.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 28

كَانَتِ اَلْحُكَمَاءُ فِيمَا مَضَى مِنَ اَلدَّهْرِ تَقُولُ يَنْبَغِي أَنْ يَكُونَ اَلاِخْتِلاَفُ إِلَى اَلْأَبْوَابِ لِعَشَرَةِ أَوْجُهٍ أَوَّلُهَا بَيْتُ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ لِقَضَاءِ نُسُكِهِ وَ اَلْقِيَامِ بِحَقِّهِ وَ أَدَاءِ فَرْضِهِ وَ اَلثَّانِي أَبْوَابُ اَلْمُلُوكِ اَلَّذِينَ طَاعَتُهُمْ مُتَّصِلَةٌ بِطَاعَةِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ حَقُّهُمْ وَاجِبٌ وَ نَفْعُهُمْ عَظِيمٌ وَ ضَرُّهُمْ شَدِيدٌ وَ اَلثَّالِثُ أَبْوَابُ اَلْعُلَمَاءِ اَلَّذِينَ يُسْتَفَادُ مِنْهُمْ عِلْمُ اَلدِّينِ وَ اَلدُّنْيَا وَ اَلرَّابِعُ أَبْوَابُ أَهْلِ اَلْجُودِ وَ اَلْبَذْلِ اَلَّذِينَ يُنْفِقُونَ…

امیر المومنین علیه السلام فرمود حکیمان در روزگاران گذشته میگفتند که رفت و آمد بدر خانه ها برای ده چیز شایسته است. اولش خانه خدای عز و جل است که باید برای ادای مناسک حج و قیام بحق الهی و بجای آوردن فریضه دینی باشد. دوم در باره پادشاهانی که فرمانبرداریشان بفرمانبرداری خدا پیوند است و حقشان واجب و سودشان بزرگ و زیان شان سخت است. سوم در خانه دانشمندانی که دانش دین و دنیا از آنان استفاده می شود. چهارم در خانه اهل جود و بخشش که اموال خود را برای نیکنامی و امید پاداش در عالم آخرت بدیگران میدهند. پنجم در خانه کم خردانی که در پیش آمدها نیاز بآنان افتد و در نیازمندیها بآنان پناه برده شود. ششم در خانه اشرافی که مرد مرا بآنان راه است تا از بخشش و مردانگی. و رفع نیازشان برخوردار شوند. هفتم در خانه آنان…

الخصال، ج 3، ص 426

اَلْجُودُ رِيَاسَةٌ. اَلْمُلْكُ سِيَاسَة

بخشش سبب ریاست، و پادشاهی، سیاست و حسن تدبیر است.

غرر الحکم و درر الکلم، ج 1، ص 492

مِنَ اَلْعَقْلِ مُجَانَبَةُ اَلتَّبْذِيرِ وَ حُسْنُ اَلتَّدْبِير

دوری از ریخت و پاش و پیش اندیشی نیکو، از نشانه های خرد است.

غرر الحکم و درر الکلم، ج 1، ص 471

يَغْلِبُ اَلْمِقْدَارُ عَلَى اَلتَّقْدِيرِ حَتَّى يَكُونَ اَلْحَتْفُ فِي اَلتَّدْبِير

اندازه تقدیر الهی بر تقدیر انسان چیره می گردد تا این که مرگ در تدبیر خواهد بود.

غرر الحکم و درر الکلم، ج 1، ص 131
Esc
↑ ↓ جابه‌جاییEnter باز کردن/ یا Ctrl K از هر صفحه