قال الإمام عليّ عليه السلام

احادیث درباره اندازه از امام علی (ع)

امیر المؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام)

۸۲ حدیث · صفحه ۶ از ۷

اَلْكَرَامَةُ تُفْسِدُ مِنَ اَللَّئِيمِ بِقَدْرِ قَدْرَ مَا تُصْلِحُ مِنَ اَلْكَرِيم

بخشش فرومایه تباه می کند به اندازه ای که بخشش بزرگوار نیک می سازد.

غرر الحکم و درر الکلم، ج 1، ص 507

اِحبِس لِسانَكَ قَبلَ أَن يُطيلَ حَبسَكَ وَ يُردىَ نَفسَكَ فَلا شَىءَ أَولى بِطولِ سَجنٍ مِن لِسانٍ يَعدِلُ عَنِ الصَّوابِ و َيَتَسَرَّعُ إِلَى الجَوابِ؛

پیش از آن که زبانت تو را به زندان طولانی و هلاکت درافکند، او را زندانی کن، زیرا هیچ چیز به اندازه زبانی که از جاده صواب منحرف می شود و به جواب دادن می شتابد، سزاوار زندانی شدن دراز مدّت نیست.

غررالحکم، ج2، ص223، ح2437

كلّما عظم قدر الشّيىء المنافس عليه عظمت

هر اندازه چیزی که آرزو می شود بزرگتر باشد، سختی از دست دادن آن سنگینتر است. من

غرر الحکم و درر الکلم، ج 1، ص 424

اَلْإِيمَانُ وَ اَلْإِخْلاَصُ وَ اَلْيَقِينُ وَ اَلْوَرَعُ اَلصَّبْرُ وَ اَلرِّضَا بِمَا يَأْتِي بِهِ اَلْقَدَر

ایمان، اخلاص، یقین و پارسایی، شکیبایی و خشنودی به آنچه اندازه گیری شده قدر است، می باشد.

غرر الحکم و درر الکلم، ج 1، ص 113

اَلْمَالُ يُكْرِمُ صَاحِبَهُ مَا بَذَلَهُ وَ يُهِينُهُ مَا بَخِلَ بِه

دارایی، صاحبش را گرامی کند به آن اندازه که از آن ببخشد، و خوارش کند به آنچه از آن خسیسی کند.

غرر الحکم و درر الکلم، ج 1، ص 493

كُنْ مُقْتَدِرا مُقَدِّرا وَ لاَ تَكُنْ مُحْتَكِرا مُقَتِّرا

اندازه گیر و حسابگر باش، ولی احتکار کننده سخت گیرنده مباش.

غرر الحکم و درر الکلم، ج 1، ص 474

يَسِيرُ اَلدُّنْيَا خَيْرٌ مِنْ كَثِيرِهَا وَ بُلْغَتُهَا أَجْدَرُ مِنْ هُلْكَتِهَا

کم دنیا بهتر از بسیار آن است.و به مقدار کفایت آن، بهتر از اندازه ای است که به هلاکت اندازد.

غرر الحکم و درر الکلم، ج 1، ص 477

أَخْرِجْ مِنْ مَالِكَ اَلْحُقُوقَ وَ أَشْرِكْ فِيهِ اَلصَّدِيقَ وَ لْيَكُنْ كَلاَمُكَ فِي تَقْدِيرٍ وَ هِمَّتُكَ فِي تَفْكِيرٍ تَأْمَنِ اَلْمَلاَمَةَ وَ اَلنَّدَامَة

حقوق دیگران را از دارایی ات خارج کن و دوست را در آن شریک نما، به اندازه سخن بگو و به اندیشیدن همّت گمار، تا از سرزنش و پشیمانی در امان مانی.

غرر الحکم و درر الکلم، ج 1، ص 484

لَمَّا ضُرِبَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ ع حَفَّ بِهِ اَلْعُوَّادُ وَ قِيلَ لَهُ يَا أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ أَوْصِ فَقَالَ اِثْنُوا لِي وِسَادَةً ثُمَّ قَالَ اَلْحَمْدُ لِلَّهِ حَقَّ قَدْرِهِ مُتَّبِعِينَ أَمْرَهُ وَ أَحْمَدُهُ كَمَا أَحَبَّ وَ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اَللَّهُ اَلْوَاحِدُ اَلْأَحَدُ اَلصَّمَدُ كَمَا اِنْتَسَبَ أَيُّهَا اَلنَّاسُ كُلُّ اِمْرِئٍ لاَقٍ فِي فِرَارِهِ مَا مِنْهُ يَفِرُّ وَ اَلْأَجَلُ مَسَاقُ اَلنَّفْسِ إِلَيْهِ وَ اَلْهَرَبَ مِنْهُ مُوَافَاتُهُ كَمْ أَطْرَدْتُ اَلْأَيَّامَ أَبْحَثُهَا عَنْ مَكْنُونِ هَذَا اَلْأَمْرِ فَأَبَى اَللَّهُ عَزَّ ذِكْرُهُ إِلاَّ إِخْفَاءَهُ…

یکی از اصحاب گوید: چون امیر المومنین علیه السلام ضربت خورد، عیادت کنندگان گردش را گرفتند، بحضرت عرض شد: ای امیر مومنان وصیت نما، فرمود: برای من متکایی گذارید(تا بتوانم بنشینم و با شما سخن گویم)سپس فرمود: سپاس خدا را باندازه شایستگیش، همه از فرمانش پیروی کننده ایم ، چنان که دوست دارد، او را میستایم، و شایسته پرستشی جز خدای یگانه یکتای بی نیاز نیست، چنان که خود را(در سوره توحید)نسبت داده است. ای مردم هر شخصی از آنچه می گریزد، در حالت گریزش بآن میخورد، (انسان میخواهد از مرگ بگریزد، ولی گریز از مرگ همان استقبال از مرگست زیرا در حال گریز هم از عمرش کم می شود و از نیرویش کاسته میگردد و معالجات پزشکان حاذق برعکس نتیجه میدهد. از قضا سرکنگبین صفر افزود روغن بادام خشکی مینمود) مدت زندگی میدان راندن…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 299

أَتَيْتُ أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ ع فَوَجَدْتُهُ مُتَفَكِّراً يَنْكُتُ فِي اَلْأَرْضِ فَقُلْتُ يَا أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ مَا لِي أَرَاكَ مُتَفَكِّراً تَنْكُتُ فِي اَلْأَرْضِ أَ رَغْبَةً مِنْكَ فِيهَا فَقَالَ لاَ وَ اَللَّهِ مَا رَغِبْتُ فِيهَا وَ لاَ فِي اَلدُّنْيَا يَوْماً قَطُّ وَ لَكِنِّي فَكَّرْتُ فِي مَوْلُودٍ يَكُونُ مِنْ ظَهْرِي اَلْحَادِيَ عَشَرَ مِنْ وُلْدِي هُوَ اَلْمَهْدِيُّ اَلَّذِي يَمْلَأُ اَلْأَرْضَ عَدْلاً وَ قِسْطاً كَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْماً تَكُونُ لَهُ غَيْبَةٌ وَ حَيْرَةٌ يَضِلُّ فِيهَا أَقْوَامٌ وَ يَهْتَدِي فِيهَا آخَرُونَ فَقُلْتُ يَا أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ وَ…

اصبغ بن نباته گوید: خدمت امیر المومنین علیه السلام آمدم و دیدم آن حضرت متفکر است و زمین را خط میکشد، عرضکردم: ای امیر مومنان چرا شما را متفکر میبینم و بزمین خط میکشی، مگر بآن(خلافت در روی زمین)رغبت کرده ای؟ فرمود: نه، بخدا، هرگز روزی نبوده که بخلافت یا بدنیا رغبت کنم، ولی فکر می کردم در باره مولودی که فرزند یازدهم من است، او همان مهدی است که زمین را از عدل و داد پر کند، چنان که از جور و ستم پر شده باشد. برای او غیبت و سرگردانی است(هر زمانی در شهری بسر می برد)که مردمی در آن زمان گمراه گردند و دیگران هدایت شوند، عرضکردم: یا امیر المومنین، آن سرگردانی و غیبت تا چه اندازه است؟ فرمود: شش روز یا شش ماه یا شش سال، عرضکردم: این امر (غیبت و سرگردانی)شدنی است؟ فرمود: آری چنان که خود او خلق شدنی…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 338

فِی سَبِیلِ اللَّهِ عِنْدَ الْأَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْی عَنِ الْمُنْکرِ إِلَّا کنَفْثَةٍ فِی بَحْرٍ لُجِّی

تمام کارهای نیک و حتی جهاد در راه خدا، در مقابل امر به معروف و نهی از منکر به اندازه ی آب دهانی در مقابل دریایی پهناور بیش نیست!

وسائل الشیعه، ج 16، ص 134

مَنِ اِحْتَاجَ إِلَيْكَ كَانَتْ طَاعَتُهُ لَكَ بِقَدْرِ حَاجَتِهِ إِلَيْك

هر که به تو نیازمند باشد، فرمانبرداری او به اندازه نیازش از تو خواهد بود.

غرر الحکم و درر الکلم، ج 1، ص 623
Esc
↑ ↓ جابه‌جاییEnter باز کردن/ یا Ctrl K از هر صفحه