قال الإمام عليّ عليه السلام

احادیث درباره آفت دنیا از امام علی (ع)

امیر المؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام)

۹۴ حدیث · صفحه ۵ از ۸

أَيُّهَا اَلنَّاسُ اِعْلَمُوا أَنَّ كَمَالَ اَلدِّينِ طَلَبُ اَلْعِلْمِ وَ اَلْعَمَلُ بِهِ وَ أَنَّ طَلَبَ اَلْعِلْمِ أَوْجَبُ عَلَيْكُمْ مِنْ طَلَبِ اَلْمَالِ إِنَّ اَلْمَالَ مَقْسُومٌ بَيْنَكُمْ مَضْمُونٌ لَكُمْ قَدْ قَسَمَهُ عَادِلٌ بَيْنَكُمْ وَ ضَمِنَهُ سَيَفِي لَكُمْ بِهِ وَ اَلْعِلْمُ مَخْزُونٌ عَلَيْكُمْ عِنْدَ أَهْلِهِ قَدْ أُمِرْتُمْ بِطَلَبِهِ مِنْهُمْ فَاطْلُبُوهُ وَ اِعْلَمُوا أَنَّ كَثْرَةَ اَلْمَالِ مَفْسَدَةٌ لِلدِّينِ مَقْسَاةٌ لِلْقُلُوبِ وَ أَنَّ كَثْرَةَ اَلْعِلْمِ وَ اَلْعَمَلَ بِهِ مَصْلَحَةٌ لِلدِّينِ وَ سَبَبٌ إِلَى اَلْجَنَّةِ وَ اَلنَّفَقَاتُ تَنْقُصُ اَلْمَالَ وَ…

فرمایش امیر المومنین علی علیه السلام در باره برتری دانش -ای مردم، بدانید که کمال دین در طلب دانش است و به کار بستن آن. و به راستی دنبال دانش بودن بر شما از دنبال مال و ثروت دنیا بودن لازم تر است؛ زیرا مال دنیا میان شما تقسیم شده و دارای ضمانت است و عادلی آن را میان شما قسمت کرده و ضمانت فرموده است و به زودی به آن وفا خواهد کرد و علم و دانش برای شما نزد اهلش ذخیره شده است و شما مامور به تحصیل آن از ایشان هستید؛ پس به دنبال دانش بروید و بدانید همانا مال زیاد موجب تباهی دین و قساوت دلها می شود، در حالی که همانا دانش زیاد و عمل به آن، موجب اصلاح دین و راهیابی به بهشت می گردد. خرج کردن مال را کاهش می دهد ولی دانش با خرج کردن افزایش می یابد؛ پس خرج کردن دانش این است که آن را در میان حافظان و…

تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، ج 2، ص 199

أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّ اَلْمَرْءَ يَسُرُّهُ دَرْكُ مَا لَمْ يَكُنْ لِيَفُوتَهُ وَ يَسُوءُهُ فَوْتُ مَا لَمْ يَكُنْ لِيُدْرِكَهُ فَلْيَكُنْ سُرُورُكَ بِمَا نِلْتَهُ مِنْ آخِرَتِكَ وَ لْيَكُنْ أَسَفُكَ عَلَى مَا فَاتَكَ مِنْهَا وَ مَا نِلْتَهُ مِنَ اَلدُّنْيَا فَلاَ تُكْثِرَنَّ بِهِ فَرَحاً وَ مَا فَاتَكَ مِنْهَا فَلاَ تَأْسَفَنَّ عَلَيْهِ حَزَناً وَ لْيَكُنْ هَمُّكَ فِيمَا بَعْدَ اَلْمَوْتِ .

امیر المومنین علی علیه السلام به عبد الله بن عباس نوشت: اما بعد، به راستی، گاه آدمی را دست یافتن به چیزی که برای او مقدر بوده، شادمان می سازد و گاه از دست دادن چیزی که دست یافتن به آن برایش مقدر نبوده است، غمگین می کند؛ پس باید شادمانی تو به چیزی باشد که برای آخرتت به دست آورده ای و اندوهت به چیزی باشد که از آخرتت از دست داده ای. هر چه از دنیا به دست آوری فراوان شادی مکن و بر آنچه از دنیایت از دست می دهی، تاسف و افسوس مخور؛ باید همه توجه تو منحصر به کارهای پس از مرگ باشد.

تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، ج 2، ص 200

أَوَّلُهَا عَنَاءٌ وَ آخِرُهَا فَنَاءٌ فِي حَلاَلِهَا حِسَابٌ وَ فِي حَرَامِهَا عِقَابٌ مَنْ صَحَّ فِيهَا أَمِنَ وَ مَنْ مَرِضَ فِيهَا نَدِمَ مَنِ اِسْتَغْنَى فِيهَا فُتِنَ وَ مَنِ اِفْتَقَرَ فِيهَا حَزِنَ مَنْ سَاعَاهَا فَاتَتْهُ وَ مَنْ قَعَدَ عَنْهَا أَتَتْهُ وَ مَنْ نَظَرَ إِلَيْهَا أَعْمَتْهُ وَ مَنْ نَظَرَ بِهَا بَصَّرَتْهُ .

امیر المومنین علی علیه السلام در نکوهش دنیا فرمود: آغازش رنج بردن است و پایانش مردن. در حلال آن حساب است و در حرام آن عقاب. هر که در آن تندرست است آسوده و هر که بیمار است پشیمان. هر که در آن بی نیاز شود در فتنه و بلا افتد و هر که نیازمند گردد به غم و اندوه گرفتار آید. هر که برای به جنگ آوردنش بکوشد به آن دست نیابد و هر که از به دست آوردن آن باز ایستد، دنیا خود به او روی نهد. هر که به دیده تمنا در آن نگرد، دیدگانش را کور گرداند و هر که به دیده عبرت به آن نگرد، از بینش و بصیرت برخوردارش نماید.

تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، ج 2، ص 201

لَوْ أَنَّ حَمَلَةَ اَلْعِلْمِ حَمَلُوهُ بِحَقِّهِ لَأَحَبَّهُمُ اَللَّهُ وَ مَلاَئِكَتُهُ وَ أَهْلُ طَاعَتِهِ مِنْ خَلْقِهِ وَ لَكِنَّهُمْ حَمَلُوهُ لِطَلَبِ اَلدُّنْيَا فَمَقَتَهُمُ اَللَّهُ وَ هَانُوا عَلَى اَلنَّاسِ.

اگر حاملان علم، دانش را درست حمل کنند، خدا و فرشتگان و مردمان فرمانبردار الهی، آنان را دوست دارند؛ ولی آنان برای دست یافتن به دنیا آن را به دوش کشیدند و خدا آنان را دشمن گرفت و نزد مردم خوار شدند.

تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، ج 2، ص 201

إِنَّ اَلدُّنْيَا دَارٌ أَوَّلُهَا عَنَاءٌ وَ آخِرُهَا فَنَاءٌ فِي حَلاَلِهَا حِسَابٌ وَ فِي حَرَامِهَا عِقَابٌ مَنِ اِسْتَغْنَى فِيهَا فُتِنَ وَ مَنِ اِفْتَقَرَ فِيهَا حَزِن

بدرستی که دنیا خانه ای است که ابتداء آن سختی و سرانجام آن نابودی است . در حلال آن، حساب و در حرام آن مجازات است.هر که در آن توانگر شد به فتنه افتد و هر که فقیر گردد، اندوهگین باشد.

غرر الحکم و درر الکلم، ج 1، ص 158

إِذَا كَانَ اَلْبَقَاءُ لاَ يُوجَدُ فَالنَّعِيمُ زَائِل

هر گاه ماندگاری یافت نشود، پس نعمتها نیز زایل شدنی است.

غرر الحکم و درر الکلم، ج 1، ص 167

وَ أَيْمُ اَللَّهِ لَئِنْ فَرَرْتُمْ مِنْ سَيْفِ اَلْعَاجِلَةِ لاَ تَسْلَمُوا مِنْ سُيُوفِ اَلْآخِرَةِ وَ أَنْتُمْ لَهَامِيمُ اَلْعَرَبِ وَ اَلسَّنَامُ اَلْأَعْظَمُ فَاسْتَحْيُوا مِنَ اَلْفِرَارِ فَإِنَّ فِيهِ اِدِّرَاعُ اَلْعَارِ وَ وُلُوجُ اَلنَّار

سوگند به خدا اگر از شمشیر دنیا بگریزید، از شمشیرهای آخرت سالم نمی مانید؛ شما بزرگان عرب و سروران قوم اید پس از گریختن شرم کنید.همانا گریختن، پوشیدن لباس ننگ است و ورود در آتش.

غرر الحکم و درر الکلم، ج 1، ص 445

أَلاَ إِنَّ اَلْأَيَّامَ ثَلاَثَةٌ يَوْمٌ مَضَى لاَ تَرْجُوهُ وَ يَوْمٌ بَقِيَ لاَ بُدَّ مِنْهُ وَ يَوْمٌ يَأْتِي لاَ تَأْمَنُهُ فَالْأَمْسِ مَوْعِظَةٌ وَ اَلْيَوْمَ غَنِيمَةٌ وَ غَدٌ لاَ تَدْرِي مَنْ أَهْلُهُ أَمْسِ شَاهِدٌ مَقْبُولٌ وَ اَلْيَوْمَ أَمِينٌ مُؤَدٍّ وَ غَدٌ يُعَجِّلُ بِنَفْسِكَ سَرِيعَ اَلظَّعْنِ طَوِيلَ اَلْغَيْبَةِ أَتَاكَ وَ لَمْ تَأْتِهِ أَيُّهَا اَلنَّاسُ إِنَّ اَلْبَقَاءَ بَعْدَ اَلْفَنَاءِ وَ لَمْ تَكُنْ إِلاَّ وَ قَدْ وَرِثْنَا مَنْ كَانَ قَبْلَنَا وَ لَنَا وَارِثُونَ بَعْدَنَا فَاسْتَصْلِحُوا مَا تَقْدَمُونَ عَلَيْهِ بِمَا تَظْعَنُونَ عَنْهُ وَ اُسْلُكُوا سُبُلَ…

هان به راستی، روزها سه جورند: روزی که گذشت و دیگر امیدی به بازگشت آن نداری، روزی که اینک در آنی ناگزیری آن را سپری سازی و روزی که خواهد آمد و تو از آن خاطر جمع نیستی، دیروز پند است و امروز غنیمت و فردا معلوم نیست که از آن کیست. دیروز گواه دهنده ای است پذیرفتنی و امروز امینی است تحویل دهنده امانت و فردا که پیش توست روز کوچیدن است دارای غیبت طولانی است که تو به نزدش نرفته خود به سراغ تو خواهد آمد. ای مردم جاویدانگی پس پایان یافتن زندگی است. راستش این است که ما وارث گذشتگانیم و آیندگان وارثان ما خواهند بود؛ پس در سایه آنچه که از آن می کوچید به آباد سازی آخرت پردازید. راههای خیر را بپیمایید و از کمی رهروان آن به خود هراس راه ندهید و برخوردار بودن از همراهی خدای خود در آن راهپیمایی را به بوته…

تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، ج 2، ص 220

مَتَاعُ اَلدُّنْيَا حُطَامٌ وَ تُرَاثُهَا كُبَابٌ بُلْغَتُهَا أَفْضَلُ مِنْ أَثَرَتِهَا وَ قُلْعَتُهَا أَرْكَنُ مِنْ طُمَأْنِينَتِهَا حُكِمَ بِالْفَاقَةِ عَلَى مُكْثِرِهَا وَ أُعِينَ بِالرَّاحَةِ مَنْ رَغِبَ عَنْهَا مَنْ رَاقَهُ رُوَاؤُهَا أَعْقَبَتْ نَاظِرَيْهِ كَمَهاً وَ مَنِ اِسْتَشْعَرَ شَغَفَهَا مَلَأَتْ قَلْبَهُ أَشْجَاناً لَهُنَّ رَقْصٌ عَلَى سُوَيْدَاءِ قَلْبِهِ كَرَقِيصِ اَلزُّبْدَةِ عَلَى أَعْرَاضِ اَلْمِدْرَجَةِ هَمٌّ يَحْزُنُهُ وَ هَمٌّ يَشْغَلُهُ كَذَلِكَ حَتَّى يُؤْخَذَ بِكَظَمِهِ وَ يُقْطَعَ أَبْهَرَاهُ وَ يَلْقَى هَاماً لِلْقَضَاءِ طَرِيحاً هَيِّناً عَلَى اَللَّهِ مَدَاهُ وَ…

متاع دنیا همانند گیاهی است خشک و میراث آن مشتی گوسفند و شتر است. به اندک روزی آن خرسند شدن بهتر است از مال اندوزی در آن. دل کندن از آن خوشتر است از دل دادن به آن. هر که مال فراوان اندوخته محکوم به تنگدستی است، هر که از دنیا بی نیازی جسته به آسودگی رسیده و هر که را ظاهر دلفریب آن خیره اش نماید به سزای آن، دیدگانش را ز پی، کوری رسد و هر که به آن دل بندد، دلش را از اندوه لبریز سازد و آن اندوه ها بر صحنه دلش چون کره ای که بر روی ظرف کره گیری بر قصد، به رقص پردازند. غمی مشغولش سازد و اندوهی غمگینش نماید، چنین بود تا آن گاه که راه نفسش بسته شود و شاهرگ حیاتش را ببرند و در گوشه ای افتاده شده که گرفتن جانش بر خداوند آسان بود و چال کردنش در گور بر نیکان سهل. همانا مومن پندگیرانه به دنیا نگرد و از آن…

تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، ج 2، ص 221

خَطَبَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ ع خُطْبَةً بَعْدَ اَلْعَصْرِ فَعَجِبَ اَلنَّاسُ مِنْ حُسْنِ صِفَتِهِ وَ مَا ذَكَرَهُ مِنْ تَعْظِيمِ اَللَّهِ جَلَّ جَلاَلُهُ قَالَ أَبُو إِسْحَاقَ فَقُلْتُ لِلْحَارِثِ أَ وَ مَا حَفِظْتَهَا قَالَ قَدْ كَتَبْتُهَا فَأَمْلاَهَا عَلَيْنَا مِنْ كِتَابِهِ اَلْحَمْدُ لِلَّهِ اَلَّذِي لاَ يَمُوتُ وَ لاَ تَنْقَضِي عَجَائِبُهُ لِأَنَّهُ كُلَّ يَوْمٍ فِي شَأْنٍ مِنْ إِحْدَاثِ بَدِيعٍ لَمْ يَكُنِ اَلَّذِي لَمْ يَلِدْ فَيَكُونَ فِي اَلْعِزِّ مُشَارَكاً وَ لَمْ يُولَدْ فَيَكُونَ مَوْرُوثاً هَالِكاً وَ لَمْ تَقَعْ عَلَيْهِ اَلْأَوْهَامُ فَتُقَدِّرَهُ شَبَحاً مَاثِلاً وَ لَمْ…

حارث اعور گوید روزی بعد از عصر امیر المومنین(ع)خطبه ای خواند که مردم را از خوشستایی و بزرگداشتش خدای جل جلاله را خوش آمد ابو اسحاق گوید بحارث گفتم آن سخنرانی را حفظ کرده ای؟ گفت آن را نوشته ام، سپس از نوشته خود برای ما املا کرد که: سپاس از آن خدایی که مرگ ندارد و عجایبش پایان نیابد زیرا او هر روز در کار جداگانه ایست و آن ایجاد چیز تازه ایست که سابقه نداشته است، (لعنت خدا بر یهود که گفتند دست خدا بسته است)خدایی که نزاییده تا در عزت شریک داشته باشد و زاییده نشده تا بمیرد وارث گذارد(بحدیث 241 رجوع شود)دستخوش اوهام مردم نگردد تا بصورت دور نمایی اندازه گیریش نمایند و بیناییها درکش نکند تا پس از بازگرفتن نظر از وی دگرگون شود(باینکه در برابر دیده نباشد) تا پس از بازگرفتن نظر خیالی بیش نباشد خدایی…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 141

ظَفِرَ بِجَنَّةِ اَلْمَأْوَى مَنْ أَعْرَضَ عَنْ شَهَوَاتِ زَخَارِفِ اَلدُّنْيَا

به جنّت مأوی دست یافت، کسی که از شهوات دنیا، روی برگردانیده است.

غرر الحکم و درر الکلم، ج 1، ص 223

لَمَّا كَانَ مِنْ أَمْرِ أَبِي بَكْرٍ وَ بَيْعَةِ اَلنَّاسِ لَهُ وَ فِعْلِهِمْ بِعَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع مَا كَانَ لَمْ يَزَلْ أَبُو بَكْرٍ يُظْهِرُ لَهُ اَلاِنْبِسَاطَ وَ يَرَى مِنْهُ اِنْقِبَاضاً فَكَبُرَ ذَلِكَ عَلَى أَبِي بَكْرٍ فَأَحَبَّ لِقَاءَهُ وَ اِسْتِخْرَاجَ مَا عِنْدَهُ وَ اَلْمَعْذِرَةَ إِلَيْهِ لِمَا اِجْتَمَعَ اَلنَّاسُ عَلَيْهِ وَ تَقْلِيدِهِمْ إِيَّاهُ أَمْرَ اَلْأُمَّةِ وَ قِلَّةِ رَغْبَتِهِ فِي ذَلِكَ وَ زُهْدِهِ فِيهِ أَتَاهُ فِي وَقْتِ غَفْلَةٍ وَ طَلَبَ مِنْهُ اَلْخَلْوَةَ وَ قَالَ لَهُ وَ اَللَّهِ يَا أَبَا اَلْحَسَنِ مَا كَانَ هَذَا اَلْأَمْرُ مُوَاطَاةً مِنِّي وَ…

امام صادق علیه السلام از پدرش و او از جدش نقل میفرماید: چون در کار ابی بکر و بیعت مردم بر او و کاری که با علی بن ابی طالب کردند آنچه شدنی بود انجام گرفت ابو بکر همواره بعلی علیه السلام روی خوش نشان می داد ولی از علی علیه السلام گرفتگی مشاهده می نمود و این موضوع بر ابی بکر سنگین بود. لذا علاقه پیدا کرد که علی را ملاقات کند و از نظر او اطلاع حاصل نماید و در اینکه مردم جمع شدند و کار امت را بر گردن او انداختند عذر خواهی کند و کم علاقگی و بی اعتنایی خود را بخلافت ابراز نماید. لذا بی خبر بخدمت آن حضرت آمد و اجازه ملاقات خصوصی خواست و پس از شرفیابی عرض کرد یا ابا الحسن بخدا قسم که برای این کارها از طرف من زمینه سازی نشده بود و من بکاری که گرفتار آن شدم مایل نبودم و حرصی بآن نداشتم -و اطمینانی بخود…

الخصال، ج 3، ص 548
Esc
↑ ↓ جابه‌جاییEnter باز کردن/ یا Ctrl K از هر صفحه