قال الإمام عليّ عليه السلام

احادیث درباره پاداش سلام از امام علی (ع)

امیر المؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام)

۳۳ حدیث · صفحه ۳ از ۳

إنّ من رأى عدوانا يعمل به و منكرا يدعى إليه فانكره بقلبه فقد سلم و برىء،و من أنكره بلسانه فقد أجر و هو أفضل من صاحبه،و من أنكره بسيفه لتكون حجّة اللّه العليا و كلمة الظّالمين السّفلى فذلك الّذي أصاب سبيل الهدى و قام أقام على الطّريق و نوّر في قلبه اليقين.

هر کس ببیند ناروایی را که به آن عمل می شود، و کار بدی را که به سوی آن خوانده می شود و آن را به قلب خود بد بداند، پس سلامت ماند و رهایی یابد؛ و کسی که آن را به زبان انکار کند، پس پاداش داده شود و او از اوّلی برتر است.و کسی که آن را با شمشیر انکار کند تا حجّت خداوند برتر قرار گیرد و سخن ستمکاران پست تر، پس او همان است که به راه هدایت رسیده و بر راه درست ایستاده است و یقین در دل او روشن شده است.

غرر الحکم و درر الکلم، ج 1، ص 443

وَ قَالَ : اَلدُّنْيَا تَغُرُّ وَ تَضُرُّ وَ تَمُرُّ إِنَّ اَللَّهَ تَعَالَى لَمْ يَرْضَهَا ثَوَابا لِأَوْلِيَائِهِ وَ لاَ عِقَابا لِأَعْدَائِهِ وَ إِنَّ أَهْلَ اَلدُّنْيَا كَرَكْبٍ بَيْنَا هُمْ حَلُّوا إِذْ صَاحَ بِهِمْ سَائِقُهُمْ فَارْتَحِلُوا.

علی علیه السّلام فرمود:دنیا گول می زند و زیان می رساند و می گذرد، خداوند متعال دنیا را پاداش دوستان خود و عقاب دشمنانش قرار ندارد، اهل دنیا همچون کاروانی هستند که بین راه استراحتی کوتاه دارند، ناگهان قافله سالار فریاد زند که حرکت کنید.

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 569

كُنْتُ فِي اَلْبَيْتِ يَوْمَ اَلشُّورَى فَسَمِعْتُ عَلِيّاً ع وَ هُوَ يَقُولُ اِسْتَخْلَفَ اَلنَّاسُ أَبَا بَكْرٍ وَ أَنَا وَ اَللَّهِ أَحَقُّ بِالْأَمْرِ وَ أَوْلَى بِهِ مِنْهُ وَ اِسْتَخْلَفَ أَبُو بَكْرٍ عُمَرَ وَ أَنَا وَ اَللَّهِ أَحَقُّ بِالْأَمْرِ وَ أَوْلَى بِهِ مِنْهُ إِلاَّ أَنَّ عُمَرَ جَعَلَنِي مَعَ خَمْسَةَ نَفَرٍ أَنَا سَادِسُهُمْ لاَ يُعْرَفُ لَهُمْ عَلَيَّ فَضْلٌ وَ لَوْ أَشَاءُ لاَحْتَجَجْتُ عَلَيْهِمْ بِمَا لاَ يَسْتَطِيعُ عَرَبِيُّهُمْ وَ لاَ عَجَمِيُّهُمْ اَلْمُعَاهَدُ مِنْهُمْ وَ اَلْمُشْرِكُ تَغْيِيرَ ذَلِكَ ثُمَّ قَالَ نَشَدْتُكُمْ بِاللَّهِ أَيُّهَا اَلنَّفَرُ هَلْ…

عامر بن واثله گوید: روزی که شوری برقرار بود من در همان خانه(محل شوری)بودم شنیدم که علی(ع)میفرمود: مردم ابو بکر را خلیفه نمودند و بخدا قسم من شایسته تر و سزاوارتر بودم بخلافت از او و عمر را ابو بکر خلیفه خود نمود و بخدا قسم که من شایسته تر و سزاوارتر باین کار بودم تا او(و اکنون که عمر از دنیا رفته است)مرا با پنج نفر دیگر که من ششمین نفر آنان میباشم کاندید خلافت نموده است که هیچ فضیلتی آنان را بر من نیست و اگر بخواهم آن چنان احتجاج بر آنان کنم که عرب و عجم و معاهد و مشرک نتوانند تغییرش دهند سپس فرمود: شما را بخدا ای چند نفر(مقصود اصحاب شوری است). -آیا در میان شما کسی هست که پیش از من خدا را بیکتایی پذیرفته باشد؟ گفتند بخدا که نه فرمود شما را بخدا آیا در میان شما کسی هست که رسول خدا باو گفته…

الخصال، ج 3، ص 553

أَنَّ أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ ع عَلَّمَ أَصْحَابَهُ فِي مَجْلِسٍ وَاحِدٍ أَرْبَعَمِائَةِ بَابٍ مِمَّا يُصْلِحُ لِلْمُسْلِمِ فِي دِينِهِ وَ دُنْيَاهُ قَالَ ع إِنَّ اَلْحِجَامَةَ تُصَحِّحُ اَلْبَدَنَ وَ تَشُدُّ اَلْعَقْلَ وَ اَلطِّيبَ فِي اَلشَّارِبِ مِنْ أَخْلاَقِ اَلنَّبِيِّ ص وَ كَرَامَةَ اَلْكَاتِبِينَ وَ اَلسِّوَاكَ مِنْ مَرْضَاةِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ سُنَّةِ اَلنَّبِيِّ ص وَ مَطْيَبَةٌ لِلْفَمِ وَ اَلدُّهْنَ يُلَيِّنُ اَلْبَشَرَةَ وَ يَزِيدُ فِي اَلدِّمَاغِ وَ يُسَهِّلُ مَجَارِيَ اَلْمَاءِ وَ يَذْهَبُ بِالْقَشَفِ وَ يُسْفِرُ اَللَّوْنَ وَ غَسْلَ اَلرَّأْسِ يَذْهَبُ بِالدَّرَنِ وَ…

امام صادق از پدرانش نقل میفرماید که امیر المومنین علیه السلام بیاران خود در یک مجلس چهار صد باب از چیزهایی که دین و دنیای مسلمان را اصلاح میکند بیاموخت و فرمود: حجامت کردن بدن را سلامت و پای عقل را محکم میکند. بشارب عطر زدن از اخلاق پیغمبر ما و باعث احترام در نزد فرشتگان نویسنده اعمال است. مسواک کردن از کارهایی است که باعث رضای خدای عز و جل و سنت پیغمبر است و دهن را پاکیزه میکند. روغن مالیدن پوست بدن را نرم و مغز آدمی را زیاد نموده و مجاری آب را در بدن آسان میکند و خشکی پوست را از بین میبرد و رنگ را روشن میسازد. شستن سر چرک را میبرد و شوره سر را میزداید. آب در دهان گرداندن و در بینی کشیدن سنت است و پاک کننده دهان و بینی است. -انفیه در بینی کردن سر را سلامت نموده و بدن را پاکیزه میکند و هر…

الخصال، ج 3، ص 610

أَتَى رَأْسُ اَلْيَهُودِ عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ ع عِنْدَ مُنْصَرَفِهِ عَنْ وَقْعَةِ اَلنَّهْرَوَانِ وَ هُوَ جَالِسٌ فِي مَسْجِدِ اَلْكُوفَةِ فَقَالَ يَا أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ إِنِّي أُرِيدُ أَنْ أَسْأَلَكَ عَنْ أَشْيَاءَ لاَ يَعْلَمُهَا إِلاَّ نَبِيٌّ أَوْ وَصِيُّ نَبِيٍّ قَالَ سَلْ عَمَّا بَدَا لَكَ يَا أَخَا اَلْيَهُودِ قَالَ إِنَّا نَجِدُ فِي اَلْكِتَابِ أَنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ إِذَا بَعَثَ نَبِيّاً أَوْحَى إِلَيْهِ أَنْ يَتَّخِذَ مِنْ أَهْلِ بَيْتِهِ مَنْ يَقُومُ بِأَمْرِ أُمَّتِهِ مِنْ بَعْدِهِ وَ أَنْ يَعْهَدَ إِلَيْهِمْ فِيهِ عَهْداً يَحْتَذِي عَلَيْهِ وَ يَعْمَلُ بِهِ فِي…

امام باقر(ع)فرمود: چون امیر المومنین از جنگ نهروان بازگشت در مسجد کوفه نشسته بود که رییس یهودیان بحضورش آمد و عرض کرد یا امیر المومنین خبرهایی را میخواهم از شما بپرسم که جز پیغمبر و یا وصی پیغمبر کسی نتواند پاسخ آنها را بدهد حال چنانچه اجازه میفرمایید بپرسم و گر نه صرف نظر نمایم. فرمود: برادر یهودی هر چه میخواهی بپرس عرض کرد: ما در کتاب خود چنین یافته ایم که خدای عز و جل چون پیغمبری برانگیزد باو وحی میفرماید که از میان افراد خاندان خود کسی را که بتواند پس از وی کار امت را بدست گیرد اختیار کند و از امت خود عهد و پیمان بگیرد که پس از او بر سر پیمان باشند و طبق عهدی که بسته اند رفتار کنند و خدای عز و جل جانشینان پیغمبر را در زمان حیات پیغمبران آزمایش میفرماید و پس از وفات پیغمبران نیز آزمایش…

الخصال، ج 3، ص 364

كَانَتِ اَلْحُكَمَاءُ فِيمَا مَضَى مِنَ اَلدَّهْرِ تَقُولُ يَنْبَغِي أَنْ يَكُونَ اَلاِخْتِلاَفُ إِلَى اَلْأَبْوَابِ لِعَشَرَةِ أَوْجُهٍ أَوَّلُهَا بَيْتُ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ لِقَضَاءِ نُسُكِهِ وَ اَلْقِيَامِ بِحَقِّهِ وَ أَدَاءِ فَرْضِهِ وَ اَلثَّانِي أَبْوَابُ اَلْمُلُوكِ اَلَّذِينَ طَاعَتُهُمْ مُتَّصِلَةٌ بِطَاعَةِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ حَقُّهُمْ وَاجِبٌ وَ نَفْعُهُمْ عَظِيمٌ وَ ضَرُّهُمْ شَدِيدٌ وَ اَلثَّالِثُ أَبْوَابُ اَلْعُلَمَاءِ اَلَّذِينَ يُسْتَفَادُ مِنْهُمْ عِلْمُ اَلدِّينِ وَ اَلدُّنْيَا وَ اَلرَّابِعُ أَبْوَابُ أَهْلِ اَلْجُودِ وَ اَلْبَذْلِ اَلَّذِينَ يُنْفِقُونَ…

امیر المومنین علیه السلام فرمود حکیمان در روزگاران گذشته میگفتند که رفت و آمد بدر خانه ها برای ده چیز شایسته است. اولش خانه خدای عز و جل است که باید برای ادای مناسک حج و قیام بحق الهی و بجای آوردن فریضه دینی باشد. دوم در باره پادشاهانی که فرمانبرداریشان بفرمانبرداری خدا پیوند است و حقشان واجب و سودشان بزرگ و زیان شان سخت است. سوم در خانه دانشمندانی که دانش دین و دنیا از آنان استفاده می شود. چهارم در خانه اهل جود و بخشش که اموال خود را برای نیکنامی و امید پاداش در عالم آخرت بدیگران میدهند. پنجم در خانه کم خردانی که در پیش آمدها نیاز بآنان افتد و در نیازمندیها بآنان پناه برده شود. ششم در خانه اشرافی که مرد مرا بآنان راه است تا از بخشش و مردانگی. و رفع نیازشان برخوردار شوند. هفتم در خانه آنان…

الخصال، ج 3، ص 426

كَانَ اَلَّذِينَ أَنْكَرُوا عَلَى أَبِي بَكْرٍ جُلُوسَهُ فِي اَلْخِلاَفَةِ وَ تَقَدُّمَهُ عَلَى عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع اِثْنَيْ عَشَرَ رَجُلاً مِنَ اَلْمُهَاجِرِينَ وَ اَلْأَنْصَارِ وَ كَانَ مِنَ اَلْمُهَاجِرِينَ خَالِدُ بْنُ سَعِيدِ بْنِ اَلْعَاصِ وَ اَلْمِقْدَادُ بْنُ اَلْأَسْوَدِ وَ أُبَيُّ بْنُ كَعْبٍ وَ عَمَّارُ بْنُ يَاسِرٍ وَ أَبُو ذَرٍّ اَلْغِفَارِيُّ وَ سَلْمَانُ اَلْفَارِسِيُّ وَ عَبْدُ اَللَّهِ بْنُ مَسْعُودٍ وَ بُرَيْدَةُ اَلْأَسْلَمِيُّ وَ كَانَ مِنَ اَلْأَنْصَارِ خُزَيْمَةُ بْنُ ثَابِتٍ ذُو اَلشَّهَادَتَيْنِ وَ سَهْلُ بْنُ حُنَيْفٍ وَ أَبُو أَيُّوبَ اَلْأَنْصَارِيُّ وَ…

زید بن وهب گوید: آنان که با نشستن ابی بکر در مسند خلافت و پیش افتادنش از علی بن ابی طالب مخالفت کردند از مهاجرین و انصار دوازده مرد بودند، از مهاجرین خالد بن سعید بن العاص بود و مقداد بن الاسود و ابی بن کعب و عمار بن یاسر و ابو ذر غفاری و سلمان فارسی و عبد الله بن مسعود و بریده اسلمی، و از انصار خزیمه بن ثابت ذو الشهادتین بود و سهل بن حنیف و ابو ایوب انصاری و ابو الهیثم بن التیهان و دیگران نیز بودند همین که ابو بکر بر منبر شد اینان با یک دیگر مشورت کردند بعضیشان گفت چرا نرویم تا از منبر رسول خدایش فرود آوریم؟ و دیگران گفتند اگر چنین کنید خود را بزحمت می اندازید و خدای عز و جل می فرماید خود را با دست خود بهلاکت نیندازید بهتر اینکه همگی بنزد علی بن ابی طالب برویم و در این باره با او مشورت…

الخصال، ج 3، ص 461

فرض اللّه سبحانه الإيمان تطهيرا من الشّرك و الصّلوة تنزيها عن الكبر و الزّكوة تسبّبا تسبيبا للرّزق و الصّيام ابتلاء لإخلاص الخلق و الحجّ تقوية للدّين و الجهاد عزّا للإسلام و الأمر بالمعروف مصلحة للعوام و النّهي عن المنكر ردعا للسّفهاء و صلة الأرحام منهاة للعدد و القصاص حقنا للدّماء و إقامة الحدود إعظاما للمحارم و ترك شرب الخمر تحصينا للعقل و مجانبة السّرقة إيجابا إيجادا للعفّة و ترك الزّنا تحصينا للأنساب و ترك اللّواط تكثيرا للنسل و الشّهادة استظهارا على المجاحدات و ترك الكذب تشريفا للصّدق و الإسلام أمانا من المخاوف و الإمامة نظاما للأمّة و الطّاعة تعظيما للإمامة

خداوند:ایمان را واجب کرده است برای پاکیزگی از شرک، و نماز را واجب نموده، برای دور نمودن کبر و خودپسندی:و زکاة را واجب کرده است، برای این که، سبب روزی شود، و روزه را واجب نموده، برای آزمایش اخلاص مردم و حج را واجب کرده است برای تقویت دین و جهات را برای سربلندی اسلام، و امر به معروف را، برای مصلحت عامّۀ مردم، و نهی از منکر را، برای بازداشتن کم خردان، و صلۀ رحم را واجب نموده برای زیاد شدن تعداد، و قصاص را واجب کرده برای حفظ خونها، و بر پاداشتن حدّها را واجب دانسته است برای بزرگ گردانیدن حرامها، و آشامیدن شراب را حرام دانسته برای استوار گردانیدن خرد، و حرمت ورزی را برای ایجاد پاکی، و زنا را حرام دانسته، برای نگاهداری نسب ها، و لواط را حرام نموده است، برای افزایش نسلها، و گواهی را واجب نموده است…

غرر الحکم و درر الکلم، ج 1، ص 229

فرض اللّه سبحانه الإيمان تطهيرا من الشّرك و الصّلوة تنزيها عن الكبر و الزّكوة تسبّبا تسبيبا للرّزق و الصّيام ابتلاء لإخلاص الخلق و الحجّ تقوية للدّين و الجهاد عزّا للإسلام و الأمر بالمعروف مصلحة للعوام و النّهي عن المنكر ردعا للسّفهاء و صلة الأرحام منهاة للعدد و القصاص حقنا للدّماء و إقامة الحدود إعظاما للمحارم و ترك شرب الخمر تحصينا للعقل و مجانبة السّرقة إيجابا إيجادا للعفّة و ترك الزّنا تحصينا للأنساب و ترك اللّواط تكثيرا للنسل و الشّهادة استظهارا على المجاحدات و ترك الكذب تشريفا للصّدق و الإسلام أمانا من المخاوف و الإمامة نظاما للأمّة و الطّاعة تعظيما للإمامة

خداوند:ایمان را واجب کرده است برای پاکیزگی از شرک، و نماز را واجب نموده، برای دور نمودن کبر و خودپسندی:و زکاة را واجب کرده است، برای این که، سبب روزی شود، و روزه را واجب نموده، برای آزمایش اخلاص مردم و حج را واجب کرده است برای تقویت دین و جهات را برای سربلندی اسلام، و امر به معروف را، برای مصلحت عامّۀ مردم، و نهی از منکر را، برای بازداشتن کم خردان، و صلۀ رحم را واجب نموده برای زیاد شدن تعداد، و قصاص را واجب کرده برای حفظ خونها، و بر پاداشتن حدّها را واجب دانسته است برای بزرگ گردانیدن حرامها، و آشامیدن شراب را حرام دانسته برای استوار گردانیدن خرد، و حرمت ورزی را برای ایجاد پاکی، و زنا را حرام دانسته، برای نگاهداری نسب ها، و لواط را حرام نموده است، برای افزایش نسلها، و گواهی را واجب نموده است…

غرر الحکم و درر الکلم، ج 1، ص 229
Esc
↑ ↓ جابه‌جاییEnter باز کردن/ یا Ctrl K از هر صفحه