قال الإمام عليّ عليه السلام

احادیث درباره مرگ و روزی از امام علی (ع)

امیر المؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام)

۳۲ حدیث · صفحه ۳ از ۳

كَانَ اَلَّذِينَ أَنْكَرُوا عَلَى أَبِي بَكْرٍ جُلُوسَهُ فِي اَلْخِلاَفَةِ وَ تَقَدُّمَهُ عَلَى عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع اِثْنَيْ عَشَرَ رَجُلاً مِنَ اَلْمُهَاجِرِينَ وَ اَلْأَنْصَارِ وَ كَانَ مِنَ اَلْمُهَاجِرِينَ خَالِدُ بْنُ سَعِيدِ بْنِ اَلْعَاصِ وَ اَلْمِقْدَادُ بْنُ اَلْأَسْوَدِ وَ أُبَيُّ بْنُ كَعْبٍ وَ عَمَّارُ بْنُ يَاسِرٍ وَ أَبُو ذَرٍّ اَلْغِفَارِيُّ وَ سَلْمَانُ اَلْفَارِسِيُّ وَ عَبْدُ اَللَّهِ بْنُ مَسْعُودٍ وَ بُرَيْدَةُ اَلْأَسْلَمِيُّ وَ كَانَ مِنَ اَلْأَنْصَارِ خُزَيْمَةُ بْنُ ثَابِتٍ ذُو اَلشَّهَادَتَيْنِ وَ سَهْلُ بْنُ حُنَيْفٍ وَ أَبُو أَيُّوبَ اَلْأَنْصَارِيُّ وَ…

زید بن وهب گوید: آنان که با نشستن ابی بکر در مسند خلافت و پیش افتادنش از علی بن ابی طالب مخالفت کردند از مهاجرین و انصار دوازده مرد بودند، از مهاجرین خالد بن سعید بن العاص بود و مقداد بن الاسود و ابی بن کعب و عمار بن یاسر و ابو ذر غفاری و سلمان فارسی و عبد الله بن مسعود و بریده اسلمی، و از انصار خزیمه بن ثابت ذو الشهادتین بود و سهل بن حنیف و ابو ایوب انصاری و ابو الهیثم بن التیهان و دیگران نیز بودند همین که ابو بکر بر منبر شد اینان با یک دیگر مشورت کردند بعضیشان گفت چرا نرویم تا از منبر رسول خدایش فرود آوریم؟ و دیگران گفتند اگر چنین کنید خود را بزحمت می اندازید و خدای عز و جل می فرماید خود را با دست خود بهلاکت نیندازید بهتر اینکه همگی بنزد علی بن ابی طالب برویم و در این باره با او مشورت…

الخصال، ج 3، ص 461

اَلنَّاسُ طَالِبَانِ طَالِبٌ وَ مَطْلُوبٌ فَمَنْ طَلَبَ اَلدُّنْيَا طَلَبَهُ اَلْمَوْتُ حَتَّى يُخْرِجَهُ عَنْهَا وَ مَنْ طَلَبَ اَلْآخِرَةَ طَلَبَتْهُ اَلدُّنْيَا حَتَّى يَسْتَوْفِيَ رِزْقَهُ مِنْهَا

مردم دو گونه جوینده اند، طلب کننده و طلب شده.پس جویندۀ دنیا، جویندۀ مرگ است تا او را از دنیا بیرون کند.و جویندۀ آخرت، دنیا او را طلب می کند تا روزی خود را به او برساند.

غرر الحکم و درر الکلم، ج 1، ص 161

الحقد نار لا تطفىء إلاّ بالظّفر كامنة لا يطفئها إلاّ موت أو ظفر .

کینه آتشی است که جز با پیروزی خاموش نمی شود آتش نهفته است که جز مرگ یا پیروزی آن را خاموش نمی کند .

غرر الحکم و درر الکلم، ج 1، ص 398

لَمَّا ضُرِبَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ ع حَفَّ بِهِ اَلْعُوَّادُ وَ قِيلَ لَهُ يَا أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ أَوْصِ فَقَالَ اِثْنُوا لِي وِسَادَةً ثُمَّ قَالَ اَلْحَمْدُ لِلَّهِ حَقَّ قَدْرِهِ مُتَّبِعِينَ أَمْرَهُ وَ أَحْمَدُهُ كَمَا أَحَبَّ وَ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اَللَّهُ اَلْوَاحِدُ اَلْأَحَدُ اَلصَّمَدُ كَمَا اِنْتَسَبَ أَيُّهَا اَلنَّاسُ كُلُّ اِمْرِئٍ لاَقٍ فِي فِرَارِهِ مَا مِنْهُ يَفِرُّ وَ اَلْأَجَلُ مَسَاقُ اَلنَّفْسِ إِلَيْهِ وَ اَلْهَرَبَ مِنْهُ مُوَافَاتُهُ كَمْ أَطْرَدْتُ اَلْأَيَّامَ أَبْحَثُهَا عَنْ مَكْنُونِ هَذَا اَلْأَمْرِ فَأَبَى اَللَّهُ عَزَّ ذِكْرُهُ إِلاَّ إِخْفَاءَهُ…

یکی از اصحاب گوید: چون امیر المومنین علیه السلام ضربت خورد، عیادت کنندگان گردش را گرفتند، بحضرت عرض شد: ای امیر مومنان وصیت نما، فرمود: برای من متکایی گذارید(تا بتوانم بنشینم و با شما سخن گویم)سپس فرمود: سپاس خدا را باندازه شایستگیش، همه از فرمانش پیروی کننده ایم ، چنان که دوست دارد، او را میستایم، و شایسته پرستشی جز خدای یگانه یکتای بی نیاز نیست، چنان که خود را(در سوره توحید)نسبت داده است. ای مردم هر شخصی از آنچه می گریزد، در حالت گریزش بآن میخورد، (انسان میخواهد از مرگ بگریزد، ولی گریز از مرگ همان استقبال از مرگست زیرا در حال گریز هم از عمرش کم می شود و از نیرویش کاسته میگردد و معالجات پزشکان حاذق برعکس نتیجه میدهد. از قضا سرکنگبین صفر افزود روغن بادام خشکی مینمود) مدت زندگی میدان راندن…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 299

اَلْأَجَلُ مَحْتُومٌ وَ اَلرِّزْقُ مَقْسُومٌ فَلاَ يَغُمَّنَّ أَحَدَكُمْ إِبْطَاؤُهُ فَإِنَّ اَلْحِرْصَ لاَ يُقَدِّمُهُ وَ اَلْعَفَافَ لاَ يُؤَخِّرُهُ وَ اَلْمُؤْمِنُ بِالتَّحَمُّلِ خَلِيق

مرگ حتمی است و روزی تقسیم شده است، پس اندوهگین نسازد دیر رسیدن آن.همانا آزمندی آن را پیش نمی اندازد و پارسایی آن را پس نخواهد انداخت و مؤمن به بردباری سزاوار است.

غرر الحکم و درر الکلم، ج 1، ص 212

قَصِّرُوا اَلْأَمَلَ وَ بَادِرُوا اَلْعَمَلَ وَ خَافُوا بَغْتَةَ اَلْأَجَلِ فَإِنَّهُ لَنْ يُرْجَى مِنْ رَجْعَةِ اَلْعُمُرِ مَا يُرْجَى مِنْ رَجْعَةِ اَلرِّزْقِ مَا فَاتَ اَلْيَوْمَ مِنَ اَلرِّزْقِ يُرْجَى غَدا زِيَادَتُهُ وَ مَا فَاتَ أَمْسِ مِنَ اَلْعُمُرِ لَمْ تُرْجَ اَلْيَوْمَ رَجْعَتُه

آرزو را کوتاه کنید و در عمل شتاب نمایید و از مرگ ناگهانی بترسید، امیدی به بازگشت عمر نیست آن چنان که به بازگشت روزی امید است، آنچه از روزی امروز فوت می شود، فردا بیش از آن امید می رود ولی آنچه دیروز از عمر گذشته، امیدی به بازگشت آن در امروز نیست.

غرر الحکم و درر الکلم، ج 1، ص 209

إِنَّ قَادِما يَقْدَمُ عَلَيْكَ بِالْفَوْزِ أَوِ اَلشَّقْوَةِ لَمُسْتَحِقٌّ لِأَفْضَلِ اَلْعُدَّة

همانا آیندۀ مرگ که با پیروزی و یا با بدبختی می آید، هر آینه سزاوار آمادگی افزونتر است.

غرر الحکم و درر الکلم، ج 1، ص 211
Esc
↑ ↓ جابه‌جاییEnter باز کردن/ یا Ctrl K از هر صفحه