قال الإمام عليّ عليه السلام

احادیث درباره ترس از خدا از امام علی (ع)

امیر المؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام)

۲۰۹ حدیث · صفحه ۱۴ از ۱۸

إِنَّ اَلدُّنْيَا لاَ يُسْلَمُ مِنْهَا إِلاَّ بِالزُّهْدِ فِيهَا اُبْتُلِيَ اَلنَّاسُ بِهَا فِتْنَة فَمَا أَخَذُوا مِنْهَا لَهَا أُخْرِجُوا مِنْهُ وَ حُوسِبُوا عَلَيْهِ وَ مَا أَخَذُوا مِنْهَا لِغَيْرِهَا قَدِمُوا عَلَيْهِ وَ أَقَامُوا فِيهِ وَ إِنَّهَا عِنْدَ ذَوِي اَلْعُقُولِ كَالظِّلِّ بَيْنَا تَرَاهُ سَائِغا حَتَّى قَلَصَ وَ زَائِدا حَتَّى نَقَصَ وَ قَدْ أَعْذَرَ اَللَّهُ سُبْحَانَهُ إِلَيْكُمْ فِي اَلنَّهْيِ عَنْهَا وَ أَنْذَرَكُمْ وَ حَذَّرَكُمْ مِنْهَا فَأَبْلَغ

بدرستی که از دنیا سالم نمی ماند مگر کسی که در آن بی رغبت باشد؛ مردم به دنیا آزمایش می شوند، پس آنچه را از دنیا برای دنیا برگیرند، از آن بیرون شده و بر آن محاسبه شوند و آنچه از دنیا برای آخرت برگیرند پس بر آن وارد شوند و در آن بمانند.و بدرستی که دنیا نزد صاحبان خرد مانند سایه ای است در میانۀ زمانی که آن را دراز کشیده می بینی تا این که جمع می شود.و زیاد شونده است تا این که کم شود.خداوند با نهی از آن بهانه و عذر شما را زایل کرده و شما را از آن ترسانیده، پس پیام خود را رسانیده است.

غرر الحکم و درر الکلم، ج 1، ص 160

لَمَّا کلَّمَ اللَّهُ مُوسَی قَالَ: إِلَهِی، فَمَا جَزَاءُ مَنْ دَمَعَتْ عَینَاهُ مِنْ خَشْیتِک؟ قَالَ: یا مُوسَی، أَقِی وَجْهَهُ مِنْ حَرِّ النَّارِ وَ آمنه [أُومِنُهُ] یوْمَ الْفَزَعِ الْأَکبَرِ.

هنگامی که خداوند با موسی سخن می گفت، موسی عرض کرد: خداوندا، پاداش کسی که از ترس تو اشک بریزد چیست؟ خطاب آمد: ای موسی، من روی او را از حرارت آتش جهنم حفظ می کنم و در روز رسوایی بزرگ، او را از هر ترسی ایمن می دارم.

کلیات حدیث قدسی(ترجمه الجواهر السنیة فی الأحادیث القدسیة)، ص: 151

شَاوِرْ فِي أُمُورِكَ اَلَّذِينَ يَخْشَوْنَ اَللَّهَ تَرْشُد

در کارهایت با کسانی که از خدا می ترسند مشورت کن تا به راه راست هدایت شوی.

غرر الحکم و درر الکلم، ج 1، ص 572

مَا بَالُ أَقْوَامٍ غَيَّرُوا سُنَّةَ رَسُولِ اَللَّهِ ص وَ عَدَلُوا عَنْ وَصِيِّهِ لاَ يَتَخَوَّفُونَ أَنْ يَنْزِلَ بِهِمُ اَلْعَذَابُ ثُمَّ تَلاَ هَذِهِ اَلْآيَةَ أَ لَمْ تَرَ إِلَى اَلَّذِينَ بَدَّلُوا نِعْمَتَ اَللّهِ كُفْراً وَ أَحَلُّوا قَوْمَهُمْ دارَ اَلْبَوارِ جَهَنَّمَ ثُمَّ قَالَ نَحْنُ اَلنِّعْمَةُ اَلَّتِي أَنْعَمَ اَللَّهُ بِهَا عَلَى عِبَادِهِ وَ بِنَا يَفُوزُ مَنْ فَازَ يَوْمَ اَلْقِيَامَةِ .

امیر المومنین علیه السلام فرمود: چگونه باشد حال مردمی که سنت پیغمبر صلی الله علیه و آله را دگرگون ساختند و از وصی او رو گردان شدند؟ ایشان نمیترسند که عذاب بر آنها نازل شود؟ سپس این آیه را تلاوت فرمود(29-سوره 14)«مگر آن کسان را ندیدی که نعمت خدا را بناسپاسی تغییر دادند و قوم خویش را بدوزخ که سرای هلاکت است، در آوردند»سپس فرمود: ما هستیم آن نعمتی که خدا ببندگانش انعام فرموده هر که در روز قیامت کامیاب شود بوسیله ما است.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 217

رحم اللّه امرء اغتنم المهل و بادر العمل، و أكمش و أكثر من وجل.

خداوند بیامرزد فردی را که مهلت ها را غنیمت شمارد و بر عمل پیشی گیرد و شتاب کند از ترس.

غرر الحکم و درر الکلم، ج 1، ص 609

شَرُّ اَلنَّاسِ مَنْ يَخْشَى اَلنَّاسَ فِي رَبِّهِ وَ لاَ يَخْشَى رَبَّهُ فِي اَلنَّاس

بدترین مردم کسی است که از مردم بترسد در پروردگار خود، ولی از خدا نترسد در مورد مردم.

غرر الحکم و درر الکلم، ج 1، ص 620

فَاتَّقُوا اَللَّهَ عِبَادَ اَللَّهِ تَقِيَّةَ تُقَاةَ مَنْ شَمَّرَ تَجْرِيرا تَجْرِيدا وَ جَدَّ تَشْمِيرا وَ أَكْمَشَ فِي مَهَلٍ وَ بَادَرَ عَنْ وَجَل

ای بندگان خدا بترسید از خدا، ترسیدن کسی که همواره مراقب است و بر آن تلاش می کند و در فرصتها شتاب کند و بر ترس پیشی گیرد.

غرر الحکم و درر الکلم، ج 1، ص 621

دِرْهَمُ اَلْفَقِيرِ أَزْكَى عِنْدَ اَللَّهِ مِنْ دِينَارِ اَلْغَنِي

درهم نیازمند پاکیزه ترست در پیشگاه خداوند از دینار بی نیاز.

غرر الحکم و درر الکلم، ج 1، ص 520

طُوبَى لِمَنْ خَافَ اَلْعِقَابَ وَ عَمِلَ لِلْحِسَابِ وَ صَاحَبَ اَلْعَفَافَ وَ قَنِعَ بِالْكَفَافِ وَ رَضِيَ عَنِ اَللَّهِ سُبْحَانَه

خوشا بر کسی که از عقاب بترسد و برای بازپرسی عمل کند و با پاکدامنی همراه باشد و به کفاف قانع و از خداوند خشنود باشد.

غرر الحکم و درر الکلم، ج 1، ص 524

أَقْبَلَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ ع إِلَى اَلنَّبِيِّ ص فَسَأَلَهُ شَيْئاً فَقَالَ لَهُ اَلنَّبِيُّ ص يَا عَلِيُّ وَ اَلَّذِي بَعَثَنِي بِالْحَقِّ نَبِيّاً مَا عِنْدِي قَلِيلٌ وَ لاَ كَثِيرٌ وَ لَكِنِّي أُعَلِّمُكَ شَيْئاً أَتَانِي بِهِ جَبْرَئِيلُ خَلِيلِي فَقَالَ يَا مُحَمَّدُ هَذِهِ هَدِيَّةٌ لَكَ مِنْ عِنْدِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَكْرَمَكَ اَللَّهُ بِهَا لَمْ يُعْطِهَا أَحَداً قَبْلَكَ مِنَ اَلْأَنْبِيَاءِ وَ هِيَ تِسْعَةَ عَشَرَ حَرْفاً لاَ يَدْعُو بِهِنَّ مَلْهُوفٌ وَ لاَ مَكْرُوبٌ وَ لاَ مَحْزُونٌ وَ لاَ مَغْمُومٌ وَ لاَ عِنْدَ سَرَقٍ وَ لاَ حَرَقٍ وَ لاَ يَقُولُهُنَّ عَبْدٌ…

ابن عباس گوید: علی بن ابی طالب روی به پیغمبر آورد و چیزی از آن حضرت خواست پیغمبر باو فرمود: یا علی بآن که مرا پیغمبری بحق(برای مردم)فرستاد سوگند که نزد من هیچ از کم و بیش نیست ولی تو را چیزی می آموزم که دوست من جبرییل برای من آورد و گفت یا محمد این هدیه ای است از نزد خدای عز و جل که تو را بآن گرامی داشته و به هیچ کس از پیغمبران پیشین این هدیه را نداد و آن نوزده جمله است که هر دلسوخته و هر مصیبت زده و هر اندوهناک و هر غمناک و هر کسی که در خطر دزد و آتش سوزی باشد آن ها را بخواند و هر بنده ای که از پادشاهی بترسد آن کلمات را بگوید خداوند برای او وسیله رهایی فراهم سازد و آن نوزده جمله است که چهار جمله آن بر پیشانی اسرافیل نوشته شده و چهار جمله اش بر پیشانی میکاییل و چهار جمله بر گرداگرد عرش و…

الخصال، ج 3، ص 510

لَمَّا كَانَ مِنْ أَمْرِ أَبِي بَكْرٍ وَ بَيْعَةِ اَلنَّاسِ لَهُ وَ فِعْلِهِمْ بِعَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع مَا كَانَ لَمْ يَزَلْ أَبُو بَكْرٍ يُظْهِرُ لَهُ اَلاِنْبِسَاطَ وَ يَرَى مِنْهُ اِنْقِبَاضاً فَكَبُرَ ذَلِكَ عَلَى أَبِي بَكْرٍ فَأَحَبَّ لِقَاءَهُ وَ اِسْتِخْرَاجَ مَا عِنْدَهُ وَ اَلْمَعْذِرَةَ إِلَيْهِ لِمَا اِجْتَمَعَ اَلنَّاسُ عَلَيْهِ وَ تَقْلِيدِهِمْ إِيَّاهُ أَمْرَ اَلْأُمَّةِ وَ قِلَّةِ رَغْبَتِهِ فِي ذَلِكَ وَ زُهْدِهِ فِيهِ أَتَاهُ فِي وَقْتِ غَفْلَةٍ وَ طَلَبَ مِنْهُ اَلْخَلْوَةَ وَ قَالَ لَهُ وَ اَللَّهِ يَا أَبَا اَلْحَسَنِ مَا كَانَ هَذَا اَلْأَمْرُ مُوَاطَاةً مِنِّي وَ…

امام صادق علیه السلام از پدرش و او از جدش نقل میفرماید: چون در کار ابی بکر و بیعت مردم بر او و کاری که با علی بن ابی طالب کردند آنچه شدنی بود انجام گرفت ابو بکر همواره بعلی علیه السلام روی خوش نشان می داد ولی از علی علیه السلام گرفتگی مشاهده می نمود و این موضوع بر ابی بکر سنگین بود. لذا علاقه پیدا کرد که علی را ملاقات کند و از نظر او اطلاع حاصل نماید و در اینکه مردم جمع شدند و کار امت را بر گردن او انداختند عذر خواهی کند و کم علاقگی و بی اعتنایی خود را بخلافت ابراز نماید. لذا بی خبر بخدمت آن حضرت آمد و اجازه ملاقات خصوصی خواست و پس از شرفیابی عرض کرد یا ابا الحسن بخدا قسم که برای این کارها از طرف من زمینه سازی نشده بود و من بکاری که گرفتار آن شدم مایل نبودم و حرصی بآن نداشتم -و اطمینانی بخود…

الخصال، ج 3، ص 548

كُنْتُ فِي اَلْبَيْتِ يَوْمَ اَلشُّورَى فَسَمِعْتُ عَلِيّاً ع وَ هُوَ يَقُولُ اِسْتَخْلَفَ اَلنَّاسُ أَبَا بَكْرٍ وَ أَنَا وَ اَللَّهِ أَحَقُّ بِالْأَمْرِ وَ أَوْلَى بِهِ مِنْهُ وَ اِسْتَخْلَفَ أَبُو بَكْرٍ عُمَرَ وَ أَنَا وَ اَللَّهِ أَحَقُّ بِالْأَمْرِ وَ أَوْلَى بِهِ مِنْهُ إِلاَّ أَنَّ عُمَرَ جَعَلَنِي مَعَ خَمْسَةَ نَفَرٍ أَنَا سَادِسُهُمْ لاَ يُعْرَفُ لَهُمْ عَلَيَّ فَضْلٌ وَ لَوْ أَشَاءُ لاَحْتَجَجْتُ عَلَيْهِمْ بِمَا لاَ يَسْتَطِيعُ عَرَبِيُّهُمْ وَ لاَ عَجَمِيُّهُمْ اَلْمُعَاهَدُ مِنْهُمْ وَ اَلْمُشْرِكُ تَغْيِيرَ ذَلِكَ ثُمَّ قَالَ نَشَدْتُكُمْ بِاللَّهِ أَيُّهَا اَلنَّفَرُ هَلْ…

عامر بن واثله گوید: روزی که شوری برقرار بود من در همان خانه(محل شوری)بودم شنیدم که علی(ع)میفرمود: مردم ابو بکر را خلیفه نمودند و بخدا قسم من شایسته تر و سزاوارتر بودم بخلافت از او و عمر را ابو بکر خلیفه خود نمود و بخدا قسم که من شایسته تر و سزاوارتر باین کار بودم تا او(و اکنون که عمر از دنیا رفته است)مرا با پنج نفر دیگر که من ششمین نفر آنان میباشم کاندید خلافت نموده است که هیچ فضیلتی آنان را بر من نیست و اگر بخواهم آن چنان احتجاج بر آنان کنم که عرب و عجم و معاهد و مشرک نتوانند تغییرش دهند سپس فرمود: شما را بخدا ای چند نفر(مقصود اصحاب شوری است). -آیا در میان شما کسی هست که پیش از من خدا را بیکتایی پذیرفته باشد؟ گفتند بخدا که نه فرمود شما را بخدا آیا در میان شما کسی هست که رسول خدا باو گفته…

الخصال، ج 3، ص 553
Esc
↑ ↓ جابه‌جاییEnter باز کردن/ یا Ctrl K از هر صفحه