كَانَ أَحْمَدُ بْنُ عُبَيْدِ اَللَّهِ بْنِ خَاقَانَ عَلَى اَلضِّيَاعِ وَ اَلْخَرَاجِ بِقُمَّ فَجَرَى فِي مَجْلِسِهِ يَوْماً ذِكْرُ اَلْعَلَوِيَّةِ وَ مَذَاهِبِهِمْ وَ كَانَ شَدِيدَ اَلنَّصْبِ فَقَالَ مَا رَأَيْتُ وَ لاَ عَرَفْتُ بِسُرَّ مَنْ رَأَى رَجُلاً مِنَ اَلْعَلَوِيَّةِ مِثْلَ اَلْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ اَلرِّضَا فِي هَدْيِهِ وَ سُكُونِهِ وَ عَفَافِهِ وَ نُبْلِهِ وَ كَرَمِهِ عِنْدَ أَهْلِ بَيْتِهِ وَ بَنِي هَاشِمٍ وَ تَقْدِيمِهِمْ إِيَّاهُ عَلَى ذَوِي اَلسِّنِّ مِنْهُمْ وَ اَلْخَطَرِ وَ كَذَلِكَ اَلْقُوَّادِ وَ اَلْوُزَرَاءِ وَ عَامَّةِ اَلنَّاسِ فَإِنِّي كُنْتُ يَوْماً…
احمد بن عبید الله بن خاقان که دشمنی سختی با علی و اولادش داشت، متصدی املاک و خراج شهر قم 244 - 3 بود -روزی در مجلسش از علویان و مذاهبشان سخن بمیان آمد، او گفت: من در سامره مردی از اولاد علی را از لحاظ رفتار و وقار و پاکدامنی و نجابت و بزرگواری در خانواده خودش و بنی هاشم مانند حسن بن علی بن محمد، ابن الرضا ندیدم و نشناختم که خاندان خودش و بنی هاشم و سرلشکران و وزیران و همه مردم او را بر سالخوردگان و اشراف مقدم بدارند. زیرا من روزی بالای سر پدرم ایستاده بودم و آن روزی بود که برای پذیرفتن مردم مینشست، ناگاه دربانانش در آمدند و گفتند: ابو محمد، ابن الرضا دم در است، پدرم بآواز بلند گفت: اجازه اش دهید. من تعجب کردم از اینکه در محضر پدرم مردی را بکنیه معرفی کردند، در صورتی که جز خلیفه و ولیعهد و…
كَتَبَ أَبُو مُحَمَّدٍ ع إِلَى أَبِي اَلْقَاسِمِ إِسْحَاقَ بْنِ جَعْفَرٍ اَلزُّبَيْرِيِّ قَبْلَ مَوْتِ اَلْمُعْتَزِّ بِنَحْوِ عِشْرِينَ يَوْماً اِلْزَمْ بَيْتَكَ حَتَّى يَحْدُثَ اَلْحَادِثُ فَلَمَّا قُتِلَ بُرَيْحَةُ كَتَبَ إِلَيْهِ قَدْ حَدَثَ اَلْحَادِثُ فَمَا تَأْمُرُنِي فَكَتَبَ لَيْسَ هَذَا اَلْحَادِثُ هُوَ اَلْحَادِثَ اَلْآخِرَ فَكَانَ مِنْ أَمْرِ اَلْمُعْتَزِّ مَا كَانَ وَ عَنْهُ قَالَ كَتَبَ إِلَى رَجُلٍ آخَرَ يُقْتَلُ اِبْنُ مُحَمَّدِ بْنِ دَاوُدَ عَبْدُ اَللَّهِ قَبْلَ قَتْلِهِ بِعَشَرَةِ أَيَّامٍ فَلَمَّا كَانَ فِي اَلْيَوْمِ اَلْعَاشِرِ قُتِلَ .
محمد بن اسماعیل گوید: حضرت ابو محمد(امام یازدهم)علیه السلام قریب 20 روز پیش از مرگ المعتز باسحاق بن جعفر زبیری نوشت: در خانه ات بنشین تا حادثه ای پیش آید، چون بریحه کشته شد، اسحاق بحضرت نوشت: حادثه پیش آمد اکنون چه دستور میفرمایی؟ حضرت نوشت: این پیش آمد(که تو گمان کرده یی)نیست، پیش آمد دیگری هست، سپس کار المعتز بدان جا رسید که رسید. و نیز همین راوی گوید: بمرد دیگری نوشت: عبد الله بن محمد بن داود کشته می شود-و این نوشته ده روز پیش از کشته شدنش بود-چون روز دهم رسید او کشته شد.
شَكَوْتُ إِلَى أَبِي مُحَمَّدٍ ع اَلْحَاجَةَ فَحَكَّ بِسَوْطِهِ اَلْأَرْضَ قَالَ وَ أَحْسَبُهُ غَطَّاهُ بِمِنْدِيلٍ وَ أَخْرَجَ خَمْسَمِائَةِ دِينَارٍ فَقَالَ يَا أَبَا هَاشِمٍ خُذْ وَ أَعْذِرْنَا .
ابو هاشم جعفری گوید: از نیازمندی خود بامام حسن عسکری علیه السلام شکایت کردم، حضرت با تازیانه اش بزمین کشید و بگمانم با دستمالی بود که روی آن را پوشید و 500 اشرفی بیرون آورد و فرمود ای ابا هاشم بگیر و ما را معذور دار(که کم است یا از اینکه دیر بتو رسیدیم تا خودت سوال کردی).
خَرَجَ عَنْ أَبِي مُحَمَّدٍ ع حِينَ قُتِلَ اَلزُّبَيْرِيُّ هَذَا جَزَاءُ مَنِ اِفْتَرَى عَلَى اَللَّهِ فِي أَوْلِيَائِهِ زَعَمَ أَنَّهُ يَقْتُلُنِي وَ لَيْسَ لِي عَقِبٌ فَكَيْفَ رَأَى قُدْرَةَ اَللَّهِ وَ وُلِدَ لَهُ وَلَدٌ سَمَّاهُ م ح م د سَنَةَ سِتٍّ وَ خَمْسِينَ وَ مِائَتَيْنِ .
احمد بن محمد گوید: هنگامی که زبیری کشته شد، این مکتوب از جانب امام حسن عسکری علیه السلام بیرون آمد: «اینست مجازات کسی که بر خدا نسبت باولیایش دروغ بندد، او گمان کرد که مرا خواهد کشت و نسلم قطع می شود، چگونه قدرت خدا را مشاهده کرد؟ و برای او پسری متولد شد که او را «م ح م د»نام گذاشت، در سال 256(بحدیث 858 رجوع شود).
خَرَجَ عَنْ أَبِي مُحَمَّدٍ ع حِينَ قُتِلَ اَلزُّبَيْرِيُّ لَعَنَهُ اَللَّهُ هَذَا جَزَاءُ مَنِ اِجْتَرَأَ عَلَى اَللَّهِ فِي أَوْلِيَائِهِ يَزْعُمُ أَنَّهُ يَقْتُلُنِي وَ لَيْسَ لِي عَقِبٌ فَكَيْفَ رَأَى قُدْرَةَ اَللَّهِ فِيهِ وَ وُلِدَ لَهُ وَلَدٌ سَمَّاهُ م ح م د فِي سَنَةِ سِتٍّ وَ خَمْسِينَ وَ مِائَتَيْنِ .
احمد بن محمد بن عبد الله گوید: چون زبیری ملعون کشته شد، از طرف امام حسن عسگری علیه السلام چنین جملاتی صادر شد: «اینست کیفر کسی که بر خدا نسبت باولیایش گستاخی کند، او گمان میکرد مرا خواهد کشت و بدون نسل میمانم، چگونه نیروی حق را در باره خود مشاهده کرد؟ و برای آن حضرت در سال 256 پسری متولد شد که نامش را«م ح م د»گذاشت.