قال الإمام الهادي عليه السلام

احادیث درباره بیم و امید از امام هادی (ع)

امام هادی (علیه السلام)

مَرِضَ اَلْمُتَوَكِّلُ مِنْ خُرَاجٍ خَرَجَ بِهِ وَ أَشْرَفَ مِنْهُ عَلَى اَلْهَلاَكِ فَلَمْ يَجْسُرْ أَحَدٌ أَنْ يَمَسَّهُ بِحَدِيدَةٍ فَنَذَرَتْ أُمُّهُ إِنْ عُوفِيَ أَنْ تَحْمِلَ إِلَى أَبِي اَلْحَسَنِ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ مَالاً جَلِيلاً مِنْ مَالِهَا وَ قَالَ لَهُ اَلْفَتْحُ بْنُ خَاقَانَ لَوْ بَعَثْتَ إِلَى هَذَا اَلرَّجُلِ فَسَأَلْتَهُ فَإِنَّهُ لاَ يَخْلُو أَنْ يَكُونَ عِنْدَهُ صِفَةٌ يُفَرِّجُ بِهَا عَنْكَ فَبَعَثَ إِلَيْهِ وَ وَصَفَ لَهُ عِلَّتَهُ فَرَدَّ إِلَيْهِ اَلرَّسُولُ بِأَنْ يُؤْخَذَ كُسْبُ اَلشَّاةِ فَيُدَافَ بِمَاءِ وَرْدٍ فَيُوضَعَ عَلَيْهِ فَلَمَّا رَجَعَ اَلرَّسُولُ وَ…

ابراهیم بن محمد طاهری گوید: متوکل عباسی در اثر دملی که در آورد بیمار شد و نزدیک بمرگ رسید، کسی هم جرات نداشت آهنی ببدن او رساند(و زخمش را عمل کند)مادرش نذر کرد: اگر او بهبودی یافت از دارایی خود پول بسیاری خدمت حضرت ابو الحسن علی بن محمد(امام هادی علیه السلام) فرستد. فتح بن خاقان(ترک، وزیر و نویسنده متوکل)بمتوکل گفت: ای کاش نزد این مرد(امام هادی علیه السلام)میفرستادی، زیرا حتما او راه معالجه ای که سبب گشایش تو شود میداند. متوکل شخصی را نزد حضرت فرستاد و او مرضش را بحضرت توضیح داد پیغام آورنده برگشت و گفت: دستور داد، در ده روغن را گرفته، با گلاب خمیر کنند و روی زخم گذارند، چون این معالجه را بآنها خبر دادند، همگی مسخره کردند(مجلسی کسب را پشکل زیر دست و پای گوسفند هم معنی کرده). فتح گفت: بخدا که…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 499

مَرِضْتُ فَدَخَلَ اَلطَّبِيبُ عَلَيَّ لَيْلاً فَوَصَفَ لِي دَوَاءً بِلَيْلٍ آخُذُهُ كَذَا وَ كَذَا يَوْماً فَلَمْ يُمَكِّنِّي فَلَمْ يَخْرُجِ اَلطَّبِيبُ مِنَ اَلْبَابِ حَتَّى وَرَدَ عَلَيَّ نَصْرٌ بِقَارُورَةٍ فِيهَا ذَلِكَ اَلدَّوَاءُ بِعَيْنِهِ فَقَالَ لِي أَبُو اَلْحَسَنِ يُقْرِئُكَ اَلسَّلاَمَ وَ يَقُولُ لَكَ خُذْ هَذَا اَلدَّوَاءَ كَذَا وَ كَذَا يَوْماً فَأَخَذْتُهُ فَشَرِبْتُهُ فَبَرَأْتُ: قَالَ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ قَالَ لِي زَيْدُ بْنُ عَلِيٍّ يَأْبَى اَلطَّاعِنُ أَيْنَ اَلْغُلاَةُ عَنْ هَذَا اَلْحَدِيثِ .

زید بن علی بن حسین بن زید گوید: من بیمار شدم و شبانه پزشکی برای معالجه ام آمد و دوایی برایم نسخه کرد که در شب بیاشامم و تا چند روز آن را داشته باشم، برای من ممکن نشد(که دوا را در آن شب تهیه کنم)هنوز پزشک از در بیرون نرفته بود، که نصر(خادم امام دهم علیه السلام)با شیشه ای که همان دوا در آن بود، وارد شد و گفت: حضرت ابو الحسن بتو سلام میرساند و میفرماید: این دوا را در این چند روز داشته باش، من آن را گرفتم و آشامیدم و بهبودی یافتم. محمد بن علی گوید: زید بن علی بمن گفت: کسی که امام را سرزنش کند و طعنه زند(این روایت یا امامت و فضیلت ایمه را)نمیپذیرد(در صورتی که دلالت روشنی بر علم غیب امام دارد)کجایند غالیان در باره ایمه که این حدیث را بشنوند(و دلیل عقیده خود دانند که علم غیب ذاتی امامست، در صورتی…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 502

مِنْ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ سَلاَمٌ عَلَيْكُمْ وَ عَلى مَنِ اِتَّبَعَ اَلْهُدى وَ رَحْمَةُ اَللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ فَإِنَّهُ وَرَدَ عَلَيَّ كِتَابُكُمْ وَ فَهِمْتُ مَا ذَكَرْتُمْ مِنِ اِخْتِلاَفِكُمْ فِي دِينِكُمْ وَ خَوْضِكُمْ فِي اَلْقَدَرِ وَ مَقَالَةِ مَنْ يَقُولُ مِنْكُمْ بِالْجَبْرِ وَ مَنْ يَقُولُ بِالتَّفْوِيضِ وَ تَفَرُّقِكُمْ فِي ذَلِكَ وَ تَقَاطُعِكُمْ وَ مَا ظَهَرَ مِنَ اَلْعَدَاوَةِ بَيْنَكُمْ ثُمَّ سَأَلْتُمُونِي عَنْهُ وَ بَيَانِهِ لَكُمْ وَ فَهِمْتُ ذَلِكَ كُلَّهُ اِعْلَمُوا رَحِمَكُمُ اَللَّهُ أَنَّا نَظَرْنَا فِي اَلْآثَارِ وَ كَثْرَةِ مَا جَاءَتْ بِهِ اَلْأَخْبَارُ…

نامه امام هادی علیه السلام در رد اهل جبر و تفویض و اثبات عدل و اختیار بر مبنای شیعه از علی بن محمد: -سلام و رحمت و برکات خدا بر شما و هر که پیرو راه راست است باد نامه شما مردم اهواز به دست من رسید و مطالبی را که در باره اختلاف خود در امر دین و بحث در خصوص قدر یادآور شده بودید فهمیدم و نیز گفتار برخی از شما را در گرایش به جبر و برخی دیگر را در گرایش به تفویض ملاحظه کردم و اینکه این امور باعث اختلاف شما در این مطلب و گسیختگی شما از همدیگر شده و دشمنی بین شما پدید آورده است و سپس از من خواسته بودید که در این امور مطالبی را بیان نمایم، همه این مسایل از نامه شما به دستم آمد. بدانید-خدایتان رحمت کند-که ما در آثاری که رسیده و اخبار بسیاری که آمده نظر کردیم و دریافتیم تمام افرادی که خود را پیرو…

تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، ج 2، ص 458

لَقِيتُ يَحْيَى بْنَ أَكْثَمَ فِي دَارِ اَلْعَامَّةِ فَسَأَلَنِي عَنْ مَسَائِلَ فَجِئْتُ إِلَى أَخِي عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ ع فَدَارَ بَيْنِي وَ بَيْنَهُ مِنَ اَلْمَوَاعِظِ مَا حَمَلَنِي وَ بَصَّرَنِي طَاعَتَهُ فَقُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنَّ اِبْنَ أَكْثَمَ كَتَبَ يَسْأَلُنِي عَنْ مَسَائِلَ لِأُفْتِيَهُ فِيهَا فَضَحِكَ ع ثُمَّ قَالَ فَهَلْ أَفْتَيْتَهُ قُلْتُ لاَ لَمْ أَعْرِفْهَا قَالَ ع وَ مَا هِيَ قُلْتُ كَتَبَ يَسْأَلُنِي عَنْ قَوْلِ اَللَّهِ قالَ اَلَّذِي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ اَلْكِتابِ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ نَبِيُّ اَللَّهِ كَانَ مُحْتَاجاً إِلَى…

پاسخهای امام هادی علیه السلام به سوالات یحیی بن اکثم - برادر امام هادی علیه السلام جناب موسی بن محمد بن رضا علیه السلام معروف به موسی مبرقع گوید: در دیوان عمومی به یحیی بن اکثم برخوردم و از من پرسشهایی نمود، من نزد برادرم علی بن محمد علیهما السلام آمدم و میان من و ایشان گفت و شنودهایی انجام پذیرفت و به من پندهایی داد و رهنمودهایی ارایه فرمود که مرا بینا و به طاعت از او واداشت. به ایشان عرض کردم: فدایت گردم ابن اکثم نامه ای به من داده و از من سوالاتی نموده و درخواست کرده پاسخش گویم. امام هادی علیه السلام تبسمی کرد و سپس فرمود: آیا تو نیز پاسخش دادی؟ گفتم: نه، پاسخ آنها را نمی دانستم. امام هادی علیه السلام فرمود: آن سوالات چیست؟ گفتم: در آن نامه این سوالات را مطرح کرده است: در باره فرمایش…

تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، ج 2، ص 476

وَ كَانَ اَلْمُتَوَكِّلُ نَذَرَ أَنْ يَتَصَدَّقَ بِمَالٍ كَثِيرٍ إِنْ عَافَاهُ اَللَّهُ مِنْ عِلَّتِهِ فَلَمَّا عُوفِيَ سَأَلَ اَلْعُلَمَاءَ عَنْ حَدِّ اَلْمَالِ اَلْكَثِيرِ فَاخْتَلَفُوا وَ لَمْ يُصِيبُوا اَلْمَعْنَى فَسَأَلَ أَبَا اَلْحَسَنِ ع عَنْ ذَلِكَ فَقَالَ ع يَتَصَدَّقُ بِثَمَانِينَ دِرْهَماً فَسَأَلَ عَنْ عِلَّةِ ذَلِكَ فَقَالَ إِنَّ اَللَّهَ قَالَ لِنَبِيِّهِ ص لَقَدْ نَصَرَكُمُ اَللّهُ فِي مَواطِنَ كَثِيرَةٍ َعَدَدْنَا مَوَاطِنَ رَسُولِ اَللَّهِ ص فَبَلَغَتْ ثَمَانِينَ مَوْطِناً وَ سَمَّاهَا اَللَّهُ كَثِيرَةً فَسُرَّ اَلْمُتَوَكِّلُ بِذَلِكَ وَ صدق تَصَدَّقَ بِثَمَانِينَ دِرْهَماً…

متوکل نذر کرده بود که اگر خدایش او را از بیماری عافیت بخشد، مالی«بسیار» صدقه دهد. پس چون بهبود یافت از علما پرسید که اندازه مال«بسیار»چقدر است؟ در تفسیر آن اختلاف کردند و به حقیقت معنی دست نیافتند. سپس این مساله را از امام هادی علیه السلام پرسید، ایشان فرمود: هشتاد درهم صدقه دهد. متوکل دلیل آن را پرسید، امام علیه السلام فرمود: خداوند به پیامبرش صلی الله علیه و آله فرمود: «قطعا خداوند شما را در مواضع بسیاری یاری کرده است. . . » سوره توبه ، آیه 25 ما آن پیکارهای پیامبر خدا صلی الله علیه و آله را شمردیم تا هشتاد پیکار رسید و خداوند این عدد را«بسیار»نامیده است. متوکل از این سخن شادمان گشت و هشتاد درهم صدقه داد.

تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، ج 2، ص 481
Esc
↑ ↓ جابه‌جاییEnter باز کردن/ یا Ctrl K از هر صفحه