قال الإمام الهادي عليه السلام

جستجوی «عقل»

امام هادی (علیه السلام)

قَالَ اِبْنُ اَلسِّكِّيتِ لِأَبِي اَلْحَسَنِ ع لِمَا ذَا بَعَثَ اَللَّهُ مُوسَى بْنَ عِمْرَانَ ع بِالْعَصَا وَ يَدِهِ اَلْبَيْضَاءِ وَ آلَةِ اَلسِّحْرِ وَ بَعَثَ عِيسَى بِآلَةِ اَلطِّبِّ وَ بَعَثَ مُحَمَّداً صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ عَلَى جَمِيعِ اَلْأَنْبِيَاءِ بِالْكَلاَمِ وَ اَلْخُطَبِ فَقَالَ أَبُو اَلْحَسَنِ ع إِنَّ اَللَّهَ لَمَّا بَعَثَ مُوسَى ع كَانَ اَلْغَالِبُ عَلَى أَهْلِ عَصْرِهِ اَلسِّحْرَ فَأَتَاهُمْ مِنْ عِنْدِ اَللَّهِ بِمَا لَمْ يَكُنْ فِي وُسْعِهِمْ مِثْلُهُ وَ مَا أَبْطَلَ بِهِ سِحْرَهُمْ وَ أَثْبَتَ بِهِ اَلْحُجَّةَ عَلَيْهِمْ وَ إِنَّ اَللَّهَ بَعَثَ عِيسَى ع…

ابن سکیت گوید بامام دهم علیه السلام عرض کردم: چرا خدا حضرت موسی را با وسیله عصا و ید و بیضا و ابزار ابطال جادو فرستاد و حضرت عیسی را با وسیله طبابت و حضرت محمد را-که بر او و خاندانش و پیمبران درود باد-بوسیله کلام و سخنرانی حضرت فرمود: چون خدا موسی علیه السلام را مبعوث کرد جادوگری بر مردم آن زمان غلبه داشت پس او از طرف خدا چیزی آورد که مانندش از توانایی آنها خارج بود و بوسیله آن جادوی آنها را باطل ساخت و حجت را برایشان ثابت کرد و عیسی علیه السلام را در زمانی فرستاد که فلج و زمینگیری زیاد شده بود و مردم نیاز بطب داشتند پس او از جانب خدا چیزی آورد که مانندش را نداشتند پس باجازه خدا مردگان را زنده کرد و کور مادرزاد و پیس را درمان نمود و حجت را برایشان ثابت کرد. و حضرت محمد(ص)را در زمانی فرستاد…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 24

مِنْ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ سَلاَمٌ عَلَيْكُمْ وَ عَلى مَنِ اِتَّبَعَ اَلْهُدى وَ رَحْمَةُ اَللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ فَإِنَّهُ وَرَدَ عَلَيَّ كِتَابُكُمْ وَ فَهِمْتُ مَا ذَكَرْتُمْ مِنِ اِخْتِلاَفِكُمْ فِي دِينِكُمْ وَ خَوْضِكُمْ فِي اَلْقَدَرِ وَ مَقَالَةِ مَنْ يَقُولُ مِنْكُمْ بِالْجَبْرِ وَ مَنْ يَقُولُ بِالتَّفْوِيضِ وَ تَفَرُّقِكُمْ فِي ذَلِكَ وَ تَقَاطُعِكُمْ وَ مَا ظَهَرَ مِنَ اَلْعَدَاوَةِ بَيْنَكُمْ ثُمَّ سَأَلْتُمُونِي عَنْهُ وَ بَيَانِهِ لَكُمْ وَ فَهِمْتُ ذَلِكَ كُلَّهُ اِعْلَمُوا رَحِمَكُمُ اَللَّهُ أَنَّا نَظَرْنَا فِي اَلْآثَارِ وَ كَثْرَةِ مَا جَاءَتْ بِهِ اَلْأَخْبَارُ…

نامه امام هادی علیه السلام در رد اهل جبر و تفویض و اثبات عدل و اختیار بر مبنای شیعه از علی بن محمد: -سلام و رحمت و برکات خدا بر شما و هر که پیرو راه راست است باد نامه شما مردم اهواز به دست من رسید و مطالبی را که در باره اختلاف خود در امر دین و بحث در خصوص قدر یادآور شده بودید فهمیدم و نیز گفتار برخی از شما را در گرایش به جبر و برخی دیگر را در گرایش به تفویض ملاحظه کردم و اینکه این امور باعث اختلاف شما در این مطلب و گسیختگی شما از همدیگر شده و دشمنی بین شما پدید آورده است و سپس از من خواسته بودید که در این امور مطالبی را بیان نمایم، همه این مسایل از نامه شما به دستم آمد. بدانید-خدایتان رحمت کند-که ما در آثاری که رسیده و اخبار بسیاری که آمده نظر کردیم و دریافتیم تمام افرادی که خود را پیرو…

تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، ج 2، ص 458

دَخَلْتُ عَلَى أَبِي اَلْحَسَنِ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ ع وَ قَدْ نُكِبَتْ إِصْبَعِي وَ تَلَقَّانِي رَاكِبٌ وَ صَدَمَ كَتِفِي وَ دَخَلْتُ فِي زَحْمَةٍ فَخَرَقُوا عَلَيَّ بَعْضَ ثِيَابِي فَقُلْتُ كَفَانِي اَللَّهُ شَرَّكَ مِنْ يَوْمٍ فَمَا أَيْشَمَكَ فَقَالَ ع لِي يَا حَسَنُ هَذَا وَ أَنْتَ تَغْشَانَا تَرْمِي بِذَنْبِكَ مَنْ لاَ ذَنْبَ لَهُ قَالَ اَلْحَسَنُ فَأَثَاب إِلَيَّ عَقْلِي وَ تَبَيَّنْتُ خَطَئِي فَقُلْتُ يَا مَوْلاَيَ أَسْتَغْفِرُ اَللَّهَ فَقَالَ يَا حُسْنُ مَا ذَنْبُ اَلْأَيَّامِ حَتَّى صِرْتُمْ تَتَشَأَّمُونَ بِهَا إِذَا جُوزِيتُمْ بِأَعْمَالِكُمْ فِيهَا قَالَ اَلْحَسَنُ أَنَا…

حسن بن مسعود احتمال دارد: «حسن بن سعید»صحیح باشد گوید: خدمت امام هادی علیه السلام شرفیاب شدم، در حالی که انگشتم خراش برداشته بود و سواری در اثر برخوردی که به من کرده بود شانه ام آسیب دیده بود و در ازدحامی گرفتار شدم که در اثر آن پاره ای از لباسهایم پاره شد، ناگهان بر زبان آوردم که: وه چه روز شومی خدا شرت را از من بگرداند. امام هادی علیه السلام فرمود: ای حسن تو هم که با ما رفت و آمد داری گناه خود را بر گردن بی گناه می اندازی؟ حسن گفت: به سر عقل آمدم و فهمیدم که دستخوش اشتباه شده ام، گفتم مولای من، از خداوند طلب آمرزش دارم. امام علیه السلام فرمود: ای حسن روزها چه گناهی دارند که چون شما به سزای اعمالتان می رسید آنها را شوم می پندارید. حسن گفت: یا ابن رسول الله، من همواره استغفر الله گفتن را ورد…

تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، ج 2، ص 482

كَتَبَ إِلَيَّ أَبُو اَلْحَسَنِ فِي كِتَابٍ أَرَدْتَ أَنْ تَسْأَلَ عَنِ اَلْخَلَفِ بَعْدَ أَبِي جَعْفَرٍ وَ قَلِقْتَ لِذَلِكَ فَلاَ تَغْتَمَّ فَإِنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لاَ يُضِلُّ قَوْماً بَعْدَ إِذْ هَداهُمْ حَتّى يُبَيِّنَ لَهُمْ ما يَتَّقُون وَ صَاحِبُكَ بَعْدِي أَبُو مُحَمَّدٍ اِبْنِي وَ عِنْدَهُ مَا تَحْتَاجُونَ إِلَيْهِ يُقَدِّمُ مَا يَشَاءُ اَللَّهُ وَ يُؤَخِّرُ مَا يَشَاءُ اَللَّهُ ما نَنْسَخْ مِنْ آيَةٍ أَوْ نُنْسِها نَأْتِ بِخَيْرٍ مِنْها أَوْ مِثْلِها دْ كَتَبْتُ بِمَا فِيهِ بَيَانٌ وَ قِنَاعٌ لِذِي عَقْلٍ يَقْظَانَ .

شاهویه بن عبد الله گوید: امام هادی علیه السلام بمن نوشت: تو میخواستی بعد از وفات ابی جعفر راجع بجانشین امام بپرسی، و از آن جهت در اضطراب بودی. غم مخور، زیرا خدای عز و جل«هیچ مردمی را پس از آنکه هدایتشان کرده گمراه نکند تا چیزهایی را که باید از آن بپرهیزند، برایشان بیان کند-114 سوره 9-»صاحب تو بعد از من پسرم ابو محمد است، هر چه احتیاج دارید نزد اوست (هر چه میخواهید از او بپرسید)خدا آنچه را خواهد مقدم دارد و آنچه را خواهد موخر گذارد(و خودش فرماید)«هر آیه ای را که نسخ کنیم یا بتاخیر اندازیم، بهتر از آن یا مانند آن را بیاوریم-106 سوره 2-» آنچه برای صاحب خرد بیدار مطلب را روشن کند و بس باشد نوشتم.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 328
Esc
↑ ↓ جابه‌جاییEnter باز کردن/ یا Ctrl K از هر صفحه