قال الإمام الهادي عليه السلام

جستجوی «توبه»

امام هادی (علیه السلام)

مِنْ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ سَلاَمٌ عَلَيْكُمْ وَ عَلى مَنِ اِتَّبَعَ اَلْهُدى وَ رَحْمَةُ اَللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ فَإِنَّهُ وَرَدَ عَلَيَّ كِتَابُكُمْ وَ فَهِمْتُ مَا ذَكَرْتُمْ مِنِ اِخْتِلاَفِكُمْ فِي دِينِكُمْ وَ خَوْضِكُمْ فِي اَلْقَدَرِ وَ مَقَالَةِ مَنْ يَقُولُ مِنْكُمْ بِالْجَبْرِ وَ مَنْ يَقُولُ بِالتَّفْوِيضِ وَ تَفَرُّقِكُمْ فِي ذَلِكَ وَ تَقَاطُعِكُمْ وَ مَا ظَهَرَ مِنَ اَلْعَدَاوَةِ بَيْنَكُمْ ثُمَّ سَأَلْتُمُونِي عَنْهُ وَ بَيَانِهِ لَكُمْ وَ فَهِمْتُ ذَلِكَ كُلَّهُ اِعْلَمُوا رَحِمَكُمُ اَللَّهُ أَنَّا نَظَرْنَا فِي اَلْآثَارِ وَ كَثْرَةِ مَا جَاءَتْ بِهِ اَلْأَخْبَارُ…

نامه امام هادی علیه السلام در رد اهل جبر و تفویض و اثبات عدل و اختیار بر مبنای شیعه از علی بن محمد: -سلام و رحمت و برکات خدا بر شما و هر که پیرو راه راست است باد نامه شما مردم اهواز به دست من رسید و مطالبی را که در باره اختلاف خود در امر دین و بحث در خصوص قدر یادآور شده بودید فهمیدم و نیز گفتار برخی از شما را در گرایش به جبر و برخی دیگر را در گرایش به تفویض ملاحظه کردم و اینکه این امور باعث اختلاف شما در این مطلب و گسیختگی شما از همدیگر شده و دشمنی بین شما پدید آورده است و سپس از من خواسته بودید که در این امور مطالبی را بیان نمایم، همه این مسایل از نامه شما به دستم آمد. بدانید-خدایتان رحمت کند-که ما در آثاری که رسیده و اخبار بسیاری که آمده نظر کردیم و دریافتیم تمام افرادی که خود را پیرو…

تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، ج 2، ص 458

لَقِيتُ يَحْيَى بْنَ أَكْثَمَ فِي دَارِ اَلْعَامَّةِ فَسَأَلَنِي عَنْ مَسَائِلَ فَجِئْتُ إِلَى أَخِي عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ ع فَدَارَ بَيْنِي وَ بَيْنَهُ مِنَ اَلْمَوَاعِظِ مَا حَمَلَنِي وَ بَصَّرَنِي طَاعَتَهُ فَقُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنَّ اِبْنَ أَكْثَمَ كَتَبَ يَسْأَلُنِي عَنْ مَسَائِلَ لِأُفْتِيَهُ فِيهَا فَضَحِكَ ع ثُمَّ قَالَ فَهَلْ أَفْتَيْتَهُ قُلْتُ لاَ لَمْ أَعْرِفْهَا قَالَ ع وَ مَا هِيَ قُلْتُ كَتَبَ يَسْأَلُنِي عَنْ قَوْلِ اَللَّهِ قالَ اَلَّذِي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ اَلْكِتابِ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ نَبِيُّ اَللَّهِ كَانَ مُحْتَاجاً إِلَى…

پاسخهای امام هادی علیه السلام به سوالات یحیی بن اکثم - برادر امام هادی علیه السلام جناب موسی بن محمد بن رضا علیه السلام معروف به موسی مبرقع گوید: در دیوان عمومی به یحیی بن اکثم برخوردم و از من پرسشهایی نمود، من نزد برادرم علی بن محمد علیهما السلام آمدم و میان من و ایشان گفت و شنودهایی انجام پذیرفت و به من پندهایی داد و رهنمودهایی ارایه فرمود که مرا بینا و به طاعت از او واداشت. به ایشان عرض کردم: فدایت گردم ابن اکثم نامه ای به من داده و از من سوالاتی نموده و درخواست کرده پاسخش گویم. امام هادی علیه السلام تبسمی کرد و سپس فرمود: آیا تو نیز پاسخش دادی؟ گفتم: نه، پاسخ آنها را نمی دانستم. امام هادی علیه السلام فرمود: آن سوالات چیست؟ گفتم: در آن نامه این سوالات را مطرح کرده است: در باره فرمایش…

تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، ج 2، ص 476

وَ كَانَ اَلْمُتَوَكِّلُ نَذَرَ أَنْ يَتَصَدَّقَ بِمَالٍ كَثِيرٍ إِنْ عَافَاهُ اَللَّهُ مِنْ عِلَّتِهِ فَلَمَّا عُوفِيَ سَأَلَ اَلْعُلَمَاءَ عَنْ حَدِّ اَلْمَالِ اَلْكَثِيرِ فَاخْتَلَفُوا وَ لَمْ يُصِيبُوا اَلْمَعْنَى فَسَأَلَ أَبَا اَلْحَسَنِ ع عَنْ ذَلِكَ فَقَالَ ع يَتَصَدَّقُ بِثَمَانِينَ دِرْهَماً فَسَأَلَ عَنْ عِلَّةِ ذَلِكَ فَقَالَ إِنَّ اَللَّهَ قَالَ لِنَبِيِّهِ ص لَقَدْ نَصَرَكُمُ اَللّهُ فِي مَواطِنَ كَثِيرَةٍ َعَدَدْنَا مَوَاطِنَ رَسُولِ اَللَّهِ ص فَبَلَغَتْ ثَمَانِينَ مَوْطِناً وَ سَمَّاهَا اَللَّهُ كَثِيرَةً فَسُرَّ اَلْمُتَوَكِّلُ بِذَلِكَ وَ صدق تَصَدَّقَ بِثَمَانِينَ دِرْهَماً…

متوکل نذر کرده بود که اگر خدایش او را از بیماری عافیت بخشد، مالی«بسیار» صدقه دهد. پس چون بهبود یافت از علما پرسید که اندازه مال«بسیار»چقدر است؟ در تفسیر آن اختلاف کردند و به حقیقت معنی دست نیافتند. سپس این مساله را از امام هادی علیه السلام پرسید، ایشان فرمود: هشتاد درهم صدقه دهد. متوکل دلیل آن را پرسید، امام علیه السلام فرمود: خداوند به پیامبرش صلی الله علیه و آله فرمود: «قطعا خداوند شما را در مواضع بسیاری یاری کرده است. . . » سوره توبه ، آیه 25 ما آن پیکارهای پیامبر خدا صلی الله علیه و آله را شمردیم تا هشتاد پیکار رسید و خداوند این عدد را«بسیار»نامیده است. متوکل از این سخن شادمان گشت و هشتاد درهم صدقه داد.

تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، ج 2، ص 481

دَخَلْتُ عَلَى أَبِي اَلْحَسَنِ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ ع وَ قَدْ نُكِبَتْ إِصْبَعِي وَ تَلَقَّانِي رَاكِبٌ وَ صَدَمَ كَتِفِي وَ دَخَلْتُ فِي زَحْمَةٍ فَخَرَقُوا عَلَيَّ بَعْضَ ثِيَابِي فَقُلْتُ كَفَانِي اَللَّهُ شَرَّكَ مِنْ يَوْمٍ فَمَا أَيْشَمَكَ فَقَالَ ع لِي يَا حَسَنُ هَذَا وَ أَنْتَ تَغْشَانَا تَرْمِي بِذَنْبِكَ مَنْ لاَ ذَنْبَ لَهُ قَالَ اَلْحَسَنُ فَأَثَاب إِلَيَّ عَقْلِي وَ تَبَيَّنْتُ خَطَئِي فَقُلْتُ يَا مَوْلاَيَ أَسْتَغْفِرُ اَللَّهَ فَقَالَ يَا حُسْنُ مَا ذَنْبُ اَلْأَيَّامِ حَتَّى صِرْتُمْ تَتَشَأَّمُونَ بِهَا إِذَا جُوزِيتُمْ بِأَعْمَالِكُمْ فِيهَا قَالَ اَلْحَسَنُ أَنَا…

حسن بن مسعود احتمال دارد: «حسن بن سعید»صحیح باشد گوید: خدمت امام هادی علیه السلام شرفیاب شدم، در حالی که انگشتم خراش برداشته بود و سواری در اثر برخوردی که به من کرده بود شانه ام آسیب دیده بود و در ازدحامی گرفتار شدم که در اثر آن پاره ای از لباسهایم پاره شد، ناگهان بر زبان آوردم که: وه چه روز شومی خدا شرت را از من بگرداند. امام هادی علیه السلام فرمود: ای حسن تو هم که با ما رفت و آمد داری گناه خود را بر گردن بی گناه می اندازی؟ حسن گفت: به سر عقل آمدم و فهمیدم که دستخوش اشتباه شده ام، گفتم مولای من، از خداوند طلب آمرزش دارم. امام علیه السلام فرمود: ای حسن روزها چه گناهی دارند که چون شما به سزای اعمالتان می رسید آنها را شوم می پندارید. حسن گفت: یا ابن رسول الله، من همواره استغفر الله گفتن را ورد…

تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، ج 2، ص 482

اِجْتَمَعْتُ أَنَا وَ اَلشَّيْخُ أَبُو عَمْرٍو رَحِمَهُ اَللَّهُ عِنْدَ أَحْمَدَ بْنِ إِسْحَاقَ فَغَمَزَنِي أَحْمَدُ بْنُ إِسْحَاقَ أَنْ أَسْأَلَهُ عَنِ اَلْخَلَفِ فَقُلْتُ لَهُ يَا أَبَا عَمْرٍو إِنِّي أُرِيدُ أَنْ أَسْأَلَكَ عَنْ شَيْ ءٍ وَ مَا أَنَا بِشَاكٍّ فِيمَا أُرِيدُ أَنْ أَسْأَلَكَ عَنْهُ فَإِنَّ اِعْتِقَادِي وَ دِينِي أَنَّ اَلْأَرْضَ لاَ تَخْلُو مِنْ حُجَّةٍ إِلاَّ إِذَا كَانَ قَبْلَ يَوْمِ اَلْقِيَامَةِ بِأَرْبَعِينَ يَوْماً فَإِذَا كَانَ ذَلِكَ رُفِعَتِ اَلْحُجَّةُ وَ أُغْلِقَ بَابُ اَلتَّوْبَةِ فَلَمْ يَكُ يَنْفَعُ نَفْساً إِيمانُها لَمْ تَكُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ أَوْ كَسَبَتْ…

حمیری گوید: من و شیخ ابو عمرو(عثمان بن سعید عمری نایب اول)-رحمه الله-نزد احمد ابن اسحاق گرد آمدیم، احمد بن اسحاق بمن اشاره کرد که راجع بجانشین(امام حسن عسگری)از شیخ بپرسم، من باو گفتم، ای ابا عمرو من میخواهم از شما چیزی بپرسم که نسبت بآن شک ندارم، زیرا اعتقاد و دین من اینست که زمین هیچ گاه از حجت خالی نمیماند، مگر چهل روز پیش از قیامت(یعنی ایامی که مقدمات قیامت مانند خروج دابه و مانند آن بظهور میرسد)و چون آن روز برسد، حجت برداشته و راه توبه بسته شود آنگاه کسی که از پیش ایمان نیاورده و یا در دوران ایمانش کار خیری نکرده، ایمان آوردنش سودش ندهد-158 سوره 7-»و ایشان بدترین مخلوق خدای عز و جل باشند و قیامت علیه ایشان بر پا می شود، -ولی من دوست دارم که یقینم افزوده گردد، همانا حضرت ابراهیم علیه…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 329
Esc
↑ ↓ جابه‌جاییEnter باز کردن/ یا Ctrl K از هر صفحه