قال رسول الله صلى الله عليه و آله

احادیث درباره یقین

کلام نورانی پیامبر اکرم (ص) و اهل بیت (ع) با متن عربی، ترجمه فارسی و منبع.

۱۸ حدیث · صفحه ۲ از ۲

عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ يَقُولُ إِنَّ رَسُولَ اَللَّهِ صَلَّى بِالنَّاسِ اَلصُّبْحَ فَنَظَرَ إِلَى شَابٍّ فِي اَلْمَسْجِدِ وَ هُوَ يَخْفِقُ وَ يَهْوِي بِرَأْسِهِ مُصْفَرٌّ لَوْنُهُ وَ قَدْ نَحِفَ جِسْمُهُ وَ غَارَتْ عَيْنَاهُ فِي رَأْسِهِ وَ لَصِقَ جِلْدُهُ بِعَظْمِهِ فَقَالَ لَهُ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ كَيْفَ أَصْبَحْتَ يَا حَارِثُ فَقَالَ أَصْبَحْتُ يَا رَسُولَ اَللَّهِ مُوقِنا فَقَالَ فَعَجِبَ رَسُولُ اَللَّهِ مِنْ قَوْلِهِ وَ قَالَ لَهُ إِنَّ لِكُلِّ يَقِينٍ حَقِيقَة فَمَا حَقِيقَةُ يَقِينِكَ فَقَالَ…

امام صادق علیه السّلام فرمود:رسول خدا صلّی اللّٰه علیه و آله به همراه مردم نماز صبح را خواند، سپس به جوانی که در مسجد بود و چرت می زد و سر به زیر داشت نگاهی کرد، رنگش زرد و بدنی لاغر و چشمانی فرو رفته در گودی سر داشت و پوست بدنش به استخوانش چسبیده بود. رسول خدا صلّی اللّٰه علیه و آله به او فرمود:چگونه شب را به صبح رساندی ای حارث کنایه از اینکه در چه حالی یا حالت چطور است ؟عرض کرد:ای رسول خدا در حال یقین شب را به روز آوردم.پیغمبر خدا صلّی اللّٰه علیه و آله از حرف او تعجب نموده و فرمود:برای هر یقینی نشانه ای است، نشانۀ حقیقی یقین تو چیست؟گفت:ای رسول خدا نشانۀ یقین من همانست که مرا غمناک ساخته و شبم را به بی خوابی کشیده، و مرا به تحمل تشنگی وسط روز وادار کرده، و نفسم از دنیا و آنچه در آن است…

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 15

عَنْ يُونُسَ بْنِ عَبْدِ اَلرَّحْمَنِ قَالَ : سَأَلْتُ أَبَا اَلْحَسَنِ اَلرِّضَا عَنِ اَلْإِيمَانِ وَ اَلْإِسْلاَمِ فَقَالَ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ إِنَّمَا هُوَ اَلْإِسْلاَمُ وَ اَلْإِيمَانُ فَوْقَهُ بِدَرَجَةٍ وَ اَلتَّقْوَى فَوْقَ اَلْإِيمَانِ بِدَرَجَةٍ وَ اَلْيَقِينُ فَوْقَ اَلتَّقْوَى بِدَرَجَةٍ وَ لَمْ يُقْسَمْ بَيْنَ وُلْدِ آدَمَ شَيْءٌ أَقَلُّ مِنَ اَلْيَقِينِ قَالَ قُلْتُ فَأَيُّ شَيْءٍ مِنَ اَلْيَقِينِ قَالَ اَلتَّوَكُّلُ عَلَى اَللَّهِ وَ اَلتَّسْلِيمُ لِلَّهِ وَ اَلرِّضَا بِقَضَاءِ اَللَّهِ وَ اَلتَّفْوِيضُ إِلَى اَللَّهِ قُلْتُ مَا تَفْسِيرُ ذَلِكَ قَالَ هَكَذَا قَالَ أَبُو…

یونس بن عبد الرحمن گوید:از امام رضا علیه السّلام در بارۀ ایمان و اسلام پرسیدم، ایشان فرمود:دین فقط اسلام است، و ایمان درجه ای بالاتر از اسلام است، و تقوی درجه ای بالاتر از ایمان، و یقین درجه ای بالاتر از تقوی است، و هیچ چیزی بهتر از یقین بین فرزندان حضرت آدم علیه السّلام تقسیم نشده است، پرسیدم:نشانۀ یقین و پدیدۀ آن چیست؟ فرمود:توکل بر خدا، و تسلیم در برابر خدا، و راضی بودن به قضا و قدر الهی، و واگذار کردن امور به خداوند، پرسیدم:معنای اینها چیست؟فرمود:امام باقر علیه السّلام فقط این چنین فرمود.

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 11

عَنْ مُعَمَّرِ بْنِ خَلاَّدٍ عَنْ أَبِي اَلْحَسَنِ اَلرِّضَا عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ : كَانَ رَجُلٌ مِنْ أَصْحَابِ عَلِيٍّ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ يُقَالُ لَهُ قَيْسٌ يُصَلِّي فَلَمَّا صَلَّى رَكْعَة تَطَوَّقَ أَسْوَدُ فِي مَوْضِعِ اَلسُّجُودِ فَلَمَّا ذَهَبَ يُصَلِّي اَلثَّانِيَةَ نَحَّى جَبِينَهُ عَنْهُ فَتَطَوَّقَ اَلْأَسْوَدُ فِي عُنُقِهِ ثُمَّ اِنْسَابَ فِي قَمِيصِهِ وَ إِنِّي أَقْبَلْتُ يَوْما مِنَ اَلْفُرْعِ فَحَضَرَتِ اَلصَّلاَةُ وَ أَنَا فِي بَعْضِ اَلطَّرِيقِ فَنَزَلْتُ فَصِرْتُ إِلَى ثُمَامَةٍ فَلَمَّا صَلَّيْتُ رَكْعَة أَقْبَلَ أَفْعَى مِنْ تَحْتِ اَلثُّمَامَةِ فَلَمَّا دَنَا…

امام رضا علیه السّلام فرمود:یکی از یاران علی علیه السّلام به نام قیس، در حال نماز خواندن بود که وقتی یک رکعت خواند مار سیاهی در محل سجودش آمد، چون خواست رکعت دوم را بخواند، پیشانیش را از طرف آن مار بطرف دیگر گرداند، آن مار به دور گردنش پیچید، سپس به داخل پیراهنش رفت.امام علیه السّلام فرمود:من روزی به مکانی که نام آن فرع بود و جایی بین مکه و مدینه بود رفتم، وقت نماز شد و من در بین راه بودم، از مرکب پیاده شدم و به طرف گیاهی که ثمامه نام داشت رفتم.چون یک رکعت نماز خواندم یک افعی از زیر ثمامه بطرف من آمد، وقتی نزدیک من رسید دوباره بطرف ثمامه برگشت و من شروع به نماز خواندن کردم و آن را کوتاه ننمودم و بعد شروع به دعا خواندن کردم و آن را هم کوتاه ننمودم، سپس به بعضی از کسانی که با من بودند…

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 17

سُئِلَ اَلرِّضَا عَنْ قَوْلِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ لِإِبْرَاهِيمَ صَلَوَاتُ اَللَّهِ عَلَيْهِ أَ وَ لَمْ تُؤْمِنْ قٰالَ بَلىٰ وَ لٰكِنْ لِيَطْمَئِنَّ قَلْبِي : أَ كَانَ فِي قَلْبِهِ شَكٌّ قَالَ لاَ كَانَ فِيهِ يَقِينٌ وَ لَكِنْ أَرَادَ مِنَ اَللَّهِ اَلزِّيَادَةَ عَلَى يَقِينِهِ .

از امام رضا علیه السّلام در بارۀ قول خداوند متعال به حضرت ابراهیم صلوات اللّٰه علیه سؤال شد که فرمود: آیا ایمان نیاورده ای گفت چرا ولی برای اطمینان قلبم می پرسم آیا در قلب او شکی بود؟فرمود:نه، در قلب او یقین بود، و لکن خداوند متعال اراده کرده بود که بر یقین او افزوده شود.

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 17

وَ قَالَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ إِنَّ مُحَمَّدَ بْنَ اَلْحَنَفِيَّةِ كَانَ رَجُلا رَابِطَ اَلْجَأْشِ وَ كَانَ اَلْحَجَّاجُ يَلْقَاهُ فَيَقُولُ لَهُ لَقَدْ هَمَمْتُ أَنْ أَضْرِبَ اَلَّذِي فِيهِ عَيْنَاكَ فَيَقُولُ كَلاَّ إِنَّ لِلَّهِ فِي كُلِّ يَوْمٍ ثَلاَثَمِائَةٍ وَ سِتِّينَ لَحْظَة فَأَرْجُو أَنْ يَكْفِيَنِي بِإِحْدَاهُنَّ.

امام صادق علیه السّلام فرمود:محمد بن حنفیه مردی شجاع و آرام دل بود، روزی حجّاج به او گفت:بارها قصد کردم که گردنت را بزنم. محمّد جواب داد:تو قدرت انجام این کار را نداری، برای خدا در هر روز سیصد و شصت لحظه است، امیدوارم خداوند در یکی از آن لحظات شرّ تو را از من دفع کند.

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 15

قِيلَ لِلرِّضَا عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ مَا حَدُّ اَلتَّوَكُّلِ قَالَ أَنْ لاَ تَخَافَ مَعَ اَللَّهِ غَيْرَهُ .

از امام رضا علیه السّلام سؤال شد:حدّ توکّل چیست؟ فرمود:این است که:با وجود خداوند از غیر او نترسد.

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 13
Esc
↑ ↓ جابه‌جاییEnter باز کردن/ یا Ctrl K از هر صفحه