سَأَلَ أَبُو بَصِيرٍ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ ع وَ أَنَا حَاضِرٌ فَقَالَ جُعِلْتُ فِدَاكَ كَمْ عُرِجَ بِرَسُولِ اَللَّهِ ص فَقَالَ مَرَّتَيْنِ فَأَوْقَفَهُ جَبْرَئِيلُ مَوْقِفاً فَقَالَ لَهُ مَكَانَكَ يَا مُحَمَّدُ فَلَقَدْ وَقَفْتَ مَوْقِفاً مَا وَقَفَهُ مَلَكٌ قَطُّ وَ لاَ نَبِيٌّ إِنَّ رَبَّكَ يُصَلِّي فَقَالَ يَا جَبْرَئِيلُ وَ كَيْفَ يُصَلِّي قَالَ يَقُولُ سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ أَنَا رَبُّ اَلْمَلاَئِكَةِ وَ اَلرُّوحِ سَبَقَتْ رَحْمَتِي غَضَبِي فَقَالَ اَللَّهُمَّ عَفْوَكَ عَفْوَكَ قَالَ وَ كَانَ كَمَا قَالَ اَللَّهُ قابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنى فَقَالَ لَهُ أَبُو بَصِيرٍ جُعِلْتُ فِدَاكَ مَا…
علی بن ابی حمزه گوید: ابو بصیر از امام صادق علیه السلام پرسید و من حاضر بودم عرضکرد: قربانت، پیغمبر صلی الله علیه و آله را چند مرتبه بمعراج بردند؟ فرمود: دو مرتبه، و جبرییل او را در مقامی نگه داشت و گفت: در جایت بایست ای محمد زیرا در جایی ایستاده یی که هرگز هیچ فرشته و پیغمبری در آنجا نایستاده است، همانا پروردگارت در نماز است، فرمود: ای جبرییل چگونه نمازی؟ گفت: میفرماید: سبوح، قدوس، منم پروردگار ملایکه و روح که رحمتم بر غضبم پیشی دارد، پیغمبر(ص) فرمود: بار خدایا در گذشتت را خواهم، در گذشتت را خواهم، امام فرمود: و همچنان بود که خدا فرماید پیغمبر بمقام« / قاب قوسین او ادنی / »رسید-9 سوره 53-. ابو بصیر بحضرت عرضکرد: قربانت، / قاب قوسین او ادنی / چیست؟ فرمود: بمقدار فاصله میان هلالی کمان تا سرش…
قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ ع صِفْ لِي نَبِيَّ اَللَّهِ ع قَالَ كَانَ نَبِيُّ اَللَّهِ ع أَبْيَضَ مُشْرَبَ حُمْرَةٍ أَدْعَجَ اَلْعَيْنَيْنِ مَقْرُونَ اَلْحَاجِبَيْنِ شَثْنَ اَلْأَطْرَافِ كَأَنَّ اَلذَّهَبَ أُفْرِغَ عَلَى بَرَاثِنِهِ عَظِيمَ مُشَاشَةِ اَلْمَنْكِبَيْنِ إِذَا اِلْتَفَتَ يَلْتَفِتُ جَمِيعاً مِنْ شِدَّةِ اِسْتِرْسَالِهِ سُرْبَتُهُ سَائِلَةٌ مِنْ لَبَّتِهِ إِلَى سُرَّتِهِ كَأَنَّهَا وَسَطُ اَلْفِضَّةِ اَلْمُصَفَّاةِ وَ كَأَنَّ عُنُقَهُ إِلَى كَاهِلِهِ إِبْرِيقُ فِضَّةٍ يَكَادُ أَنْفُهُ إِذَا شَرِبَ أَنْ يَرِدَ اَلْمَاءَ وَ إِذَا مَشَى تَكَفَّأَ كَأَنَّهُ يَنْزِلُ فِي صَبَبٍ لَمْ يُرَ…
جابر گوید: بامام باقر علیه السلام عرضکردم: پیغمبر خدا را برایم وصف کن. فرمود: پیغمبر خدا(ص)رنگش سفید مایل بسرخی بود، چشمانش سیاه و درشت، ابروانش بهم پیوسته، کف دست و پایش پرگوشت و غیر کوتاه بود و از سفیدی گویا در قالب نقره بود، سر استخوانهای شانه اش درشت بود، از شدت انس و مهری که با مردم داشت، هر گاه متوجه کسی میشد، با تمام بدن متوجه میشد(نه آنکه مانند متکبران خود بین بگوشه چشم و ابرو بنگرد)رشته مویی از گودی گلویش تا سر نافش کشیده و مانند خط میان صفحه یی از نقره درخشان بود(زیرا در میان صفحه محدب نقره، خط سیاهی بنظر میرسد و از این تشبیه معلوم می شود که سایر قسمتهای شکم بدون مو و براق بوده است)و از گردن تا شانه مانند گلاب پاش 234 - 3 نقره یی بود، بینی کشیده یی داشت که هنگام نوشیدن آب، نزدیک…
إِنَّ اَللَّهَ مَثَّلَ لِي أُمَّتِي فِي اَلطِّينِ وَ عَلَّمَنِي أَسْمَاءَهُمْ كَمَا عَلَّمَ آدَمَ اَلْأَسْماءَ كُلَّها فَمَرَّ بِي أَصْحَابُ اَلرَّايَاتِ فَاسْتَغْفَرْتُ لِعَلِيٍّ وَ شِيعَتِهِ إِنَّ رَبِّي وَعَدَنِي فِي شِيعَةِ عَلِيٍّ خَصْلَةً قِيلَ يَا رَسُولَ اَللَّهِ وَ مَا هِيَ قَالَ اَلْمَغْفِرَةُ لِمَنْ آمَنَ مِنْهُمْ وَ أَنْ لاَ يُغَادِرَ مِنْهُمْ صَغِيرَةً وَ لا كَبِيرَةً لَهُمْ تَبَدُّلُ اَلسَّيِّئَاتِ حَسَنَاتٍ .
امام صادق علیه السلام فرمود: همانا رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: خدا امت مرا در عالم طینت برایم مجسم کرد، و نامهای ایشان را بمن آموخت، چنان که همه نامها را بآدم آموخت، آنگاه پرچمداران(خلفا و زمامداران)بر من گذشتند. من برای علی و شیعیانش آمرزش خواستم، و پروردگارم یک مطلب را در باره شیعیان علی بمن وعده داد، عرض شد: یا رسول الله، آن مطلب چیست؟ فرمود: آمرزش برای ایمان آورندگانشان، و درگذشت از گناهان، برای کوچک و بزرگشان، و اینکه تبدیل گناه بحسنه و ثواب(که در آیه شریفه / یبدل الله سییاتهم حسنات / است)برای آنها باشد.
خَطَبَ رَسُولُ اَللَّهِ ص اَلنَّاسَ ثُمَّ رَفَعَ يَدَهُ اَلْيُمْنَى قَابِضاً عَلَى كَفِّهِ ثُمَّ قَالَ أَ تَدْرُونَ أَيُّهَا اَلنَّاسُ مَا فِي كَفِّي قَالُوا اَللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَعْلَمُ فَقَالَ فِيهَا أَسْمَاءُ أَهْلِ اَلْجَنَّةِ وَ أَسْمَاءُ آبَائِهِمْ وَ قَبَائِلِهِمْ إِلَى يَوْمِ اَلْقِيَامَةِ ثُمَّ رَفَعَ يَدَهُ اَلشِّمَالَ فَقَالَ أَيُّهَا اَلنَّاسُ أَ تَدْرُونَ مَا فِي كَفِّي قَالُوا اَللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَعْلَمُ فَقَالَ أَسْمَاءُ أَهْلِ اَلنَّارِ وَ أَسْمَاءُ آبَائِهِمْ وَ قَبَائِلِهِمْ إِلَى يَوْمِ اَلْقِيَامَةِ ثُمَّ قَالَ حَكَمَ اَللَّهُ وَ عَدَلَ حَكَمَ اَللَّهُ وَ عَدَلَ…
امام صادق علیه السلام فرمود: رسول خدا صلی الله علیه و آله برای مردم خطبه خواند، و سپس دست راست خود را مشت بسته بلند کرد، و فرمود: ای مردم می دانید در مشت من چیست؟ گفتند: خدا و پیغمبرش داناترند. فرمود: در آنست نامهای اهل بهشت و نامهای پدران و قبایل آنها تا روز قیامت، سپس دست چپش را بلند کرد و فرمود: ای مردم میدانید در این مشتم چیست؟ گفتند: خدا و پیغمبرش داناترند، فرمود: نامهای دوزخیان و نامهای پدران و قبایل آنهاست تا روز قیامت(یعنی مشخصات بهشتیان و دوزخیان برایم چنان روشن است که گویا در کف دستم موجود است)، سپس فرمود: خدا حکم فرموده و عدالت نموده، خدا حکم فرموده و عدالت نموده، گروهی در بهشت و گروهی در دوزخند.
فِي خُطْبَةٍ لَهُ خَاصَّةً يَذْكُرُ فِيهَا حَالَ اَلنَّبِيِّ وَ اَلْأَئِمَّةِ ع وَ صِفَاتِهِمْ فَلَمْ يَمْنَعْ رَبَّنَا لِحِلْمِهِ وَ أَنَاتِهِ وَ عَطْفِهِ مَا كَانَ مِنْ عَظِيمِ جُرْمِهِمْ وَ قَبِيحِ أَفْعَالِهِمْ أَنِ اِنْتَجَبَ لَهُمْ أَحَبَّ أَنْبِيَائِهِ إِلَيْهِ وَ أَكْرَمَهُمْ عَلَيْهِ مُحَمَّدَ بْنَ عَبْدِ اَللَّهِ ع فِي حَوْمَةِ اَلْعِزِّ مَوْلِدُهُ وَ فِي دَوْمَةِ اَلْكَرَمِ مَحْتِدُهُ غَيْرَ مَشُوبٍ حَسَبُهُ وَ لاَ مَمْزُوجٍ نَسَبُهُ وَ لاَ مَجْهُولٍ عِنْدَ أَهْلِ اَلْعِلْمِ صِفَتُهُ بَشَّرَتْ بِهِ اَلْأَنْبِيَاءُ فِي كُتُبِهَا وَ نَطَقَتْ بِهِ اَلْعُلَمَاءُ بِنَعْتِهَا وَ…
امام صادق علیه السلام در خطبه ای که بذکر حال و صفات پیغمبر و ایمه علیهم السلام اختصاص داده میفرماید: آن بردباری و وقار و مهربانی که خدا داشت، گناهان بزرگ و کارهای زشت مردم، او را مانع نشد که برای آنها برگزیند دوست ترین و شریفترین پیغمبرانش را، یعنی محمد بن عبد الله(ص)را که در حریم عرت تولد یافته، و در خاندان شرافت اقامت گزیده، حسبش ناآمیخته و نسبش آلوده نگشته بود، صفاتش بر دانشمندان نامعلوم نبود، پیغمبران در کتب خود بوجودش مژده داده، و صفاتش را دانشمندان بیان کرده و حکیمان در وصفش اندیشیده بودند، پاکیزه اخلاقی بود بی نظیر، هاشمی نسبی بی مانند، مکی وطنی بی همطراز. حیا صفت او بود و سخاوت طبیعتش، بر متانت ها و اخلاق نبوت سرشته شده و اوصاف و خویشتن داری های رسالت بر او مهر شده بود. تا آنگاه که…
أَنَّهُ سَأَلَ أَبَا اَلْحَسَنِ اَلْأَوَّلَ ع أَ كَانَ رَسُولُ اَللَّهِ ص مَحْجُوجاً بِأَبِي طَالِبٍ فَقَالَ لاَ وَ لَكِنَّهُ كَانَ مُسْتَوْدَعاً لِلْوَصَايَا فَدَفَعَهَا إِلَيْهِ ص قَالَ قُلْتُ فَدَفَعَ إِلَيْهِ اَلْوَصَايَا عَلَى أَنَّهُ مَحْجُوجٌ بِهِ فَقَالَ لَوْ كَانَ مَحْجُوجاً بِهِ مَا دَفَعَ إِلَيْهِ اَلْوَصِيَّةَ قَالَ فَقُلْتُ فَمَا كَانَ حَالُ أَبِي طَالِبٍ قَالَ أَقَرَّ بِالنَّبِيِّ وَ بِمَا جَاءَ بِهِ وَ دَفَعَ إِلَيْهِ اَلْوَصَايَا وَ مَاتَ مِنْ يَوْمِهِ .
درست بن ابی منصور از حضرت موسی بن جعفر علیه السلام پرسید که: آیا ابو طالب بر پیغمبر صلی الله علیه و آله حجت بود؟ فرمود: نه، بلکه وصایای(پیغمبران)نزد او بامانت بود و او تحویل پیغمبر داد، راوی گوید: من گفتم: وصایا را باو داد، چون که بر او حجت بود؟ فرمود: اگر بر او حجت میبود، وصیت را تحویل او نمی داد، عرضکردم: پس حال ابو طالب(از نظر عقیده)چگونه بود؟ فرمود: او بپیغمبر و آنچه آورده بود، اقرار کرد، و وصایا را باو تحویل داد و همان روز درگذشت.
لَمَّا قُبِضَ رَسُولُ اَللَّهِ ص بَاتَ آلُ مُحَمَّدٍ ع بِأَطْوَلِ لَيْلَةٍ حَتَّى ظَنُّوا أَنْ لاَ سَمَاءَ تُظِلُّهُمْ وَ لاَ أَرْضَ تُقِلُّهُمْ لِأَنَّ رَسُولَ اَللَّهِ ص وَتَرَ اَلْأَقْرَبِينَ وَ اَلْأَبْعَدِينَ فِي اَللَّهِ فَبَيْنَا هُمْ كَذَلِكَ إِذْ أَتَاهُمْ آتٍ لاَ يَرَوْنَهُ وَ يَسْمَعُونَ كَلاَمَهُ فَقَالَ اَلسَّلاَمُ عَلَيْكُمْ أَهْلَ اَلْبَيْتِ وَ رَحْمَةُ اَللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ إِنَّ فِي اَللَّهِ عَزَاءً مِنْ كُلِّ مُصِيبَةٍ وَ نَجَاةً مِنْ كُلِّ هَلَكَةٍ وَ دَرَكاً لِمَا فَاتَ كُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ اَلْمَوْتِ وَ إِنَّما تُوَفَّوْنَ أُجُورَكُمْ يَوْمَ اَلْقِيامَةِ فَمَنْ زُحْزِحَ…
امام باقر علیه السلام فرمود: چون رسول خدا صلی الله علیه و آله درگذشت، آل محمد علیهم السلام (از شدت تاثر و اندوه)درازترین شب را میگذرانیدند(چون خواب از چشمشان رفته بود و جهان در نظرشان تیره گشته بود)تا آنجا که از آسمانی که بالای سرشان قرار گرفته و زمینی که آنها را بر دوش کشیده فراموش کردند. زیرا رسول خدا صلی الله علیه و آله خویش و بیگانه را در راه خدا متحد ساخته بود برای رضای خدا حامی و مدافع خویشان و بیگانگان بود و کمانشان را بزه کشیده بود در آن میان که ایشان چنان حالی داشتند، واردی بر ایشان در آمد، که خودش را نمی دیدند و سخنش را می شنیدند و او می گفت: درود و رحمت و برکات خدا بر شما خانواده باد، همانا با وجود خدا در سایه او هر مصیبتی را بردباری و دلخوشی و هر هلاکتی را نجات و از دست رفته یی…
كَانَ رَسُولُ اَللَّهِ ص إِذَا رُئِيَ فِي اَللَّيْلَةِ اَلظَّلْمَاءِ رُئِيَ لَهُ نُورٌ كَأَنَّهُ شِقَّةُ قَمَرٍ .
امام صادق علیه السلام فرمود: هر گاه رسول خدا صلی الله علیه و آله در شب تار دیدار میشد نوری مانند پاره ماه از او بچشم میخورد.
نَزَلَ جَبْرَئِيلُ ع عَلَى اَلنَّبِيِّ ص فَقَالَ يَا مُحَمَّدُ إِنَّ رَبَّكَ يُقْرِئُكَ اَلسَّلاَمَ وَ يَقُولُ إِنِّي قَدْ حَرَّمْتُ اَلنَّارَ عَلَى صُلْبٍ أَنْزَلَكَ وَ بَطْنٍ حَمَلَكَ وَ حَجْرٍ كَفَلَكَ فَالصُّلْبُ صُلْبُ أَبِيكَ عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ عَبْدِ اَلْمُطَّلِبِ وَ اَلْبَطْنُ اَلَّذِي حَمَلَكَ فَآمِنَةُ بِنْتُ وَهْبٍ وَ أَمَّا حَجْرٌ كَفَلَكَ فَحَجْرُ أَبِي طَالِبٍ .
و فرمود: جبرییل علیه السلام بر پیغمبر نازل شد و گفت: ای محمد پروردگارت بتو سلام میرساند و میفرماید: من آتش دوزخ را حرام کردم بر پشتی که ترا فرود آورد، و شکمی که بتو آبستن شد، و دامانی که ترا پرورید: آن پشت، پشت عبد الله بن عبد المطلب است، و شکمی که بتو آبستن شد، آمنه بنت وهب، و اما دامانی که ترا پرورید، دامان ابی طالب-
يُحْشَرُ عَبْدُ اَلْمُطَّلِبِ يَوْمَ اَلْقِيَامَةِ أُمَّةً وَاحِدَةً عَلَيْهِ سِيمَاءُ اَلْأَنْبِيَاءِ وَ هَيْبَةُ اَلْمُلُوكِ.
و فرمود: عبد المطلب روز قیامت بعنوان یک امت محشور شود و سیمای پیغمبران و هیبت سلاطین داشته باشد.
إِنَّ عَبْدَ اَلْمُطَّلِبِ أَوَّلُ مَنْ قَالَ بِالْبَدَاءِ يُبْعَثُ يَوْمَ اَلْقِيَامَةِ أُمَّةً وَحْدَهُ عَلَيْهِ بَهَاءُ اَلْمُلُوكِ وَ سِيمَاءُ اَلْأَنْبِيَاءِ.
و فرمود: عبد المطلب نخستین کسی است که(از میان فرزندان اسماعیل)ببدا معتقد بود، او روز قیامت بعنوان یک امت مبعوث شود و رونق سلاطین و سیمای پیغمبران داشته باشد.
يُبْعَثُ عَبْدُ اَلْمُطَّلِبِ أُمَّةً وَحْدَهُ عَلَيْهِ بَهَاءُ اَلْمُلُوكِ وَ سِيمَاءُ اَلْأَنْبِيَاءِ وَ ذَلِكَ أَنَّهُ أَوَّلُ مَنْ قَالَ بِالْبَدَاءِ قَالَ وَ كَانَ عَبْدُ اَلْمُطَّلِبِ أَرْسَلَ رَسُولَ اَللَّهِ ص إِلَى رُعَاتِهِ فِي إِبِلٍ قَدْ نَدَّتْ لَهُ فَجَمَعَهَا فَأَبْطَأَ عَلَيْهِ فَأَخَذَ بِحَلْقَةِ بَابِ اَلْكَعْبَةِ وَ جَعَلَ يَقُولُ يَا رَبِّ أَ تُهْلِكُ آلَكَ إِنْ تَفْعَلْ فَأَمْرٌ مَا بَدَا لَكَ فَجَاءَ رَسُولُ اَللَّهِ ص بِالْإِبِلِ وَ قَدْ وَجَّهَ عَبْدُ اَلْمُطَّلِبِ فِي كُلِّ طَرِيقٍ وَ فِي كُلِّ شِعْبٍ فِي طَلَبِهِ وَ جَعَلَ يَصِيحُ يَا رَبِّ أَ تُهْلِكُ آلَكَ إِنْ…
و فرمود: عبد المطلب بتنهایی یک امت مبعوث شود، و رونق سلاطین و هییت پیغمبران داشته باشد، و این بجهت آنست که او نخستین معتقد ببدا بود. و فرمود: عبد المطلب رسول خدا صلی الله علیه و آله را بسوی ساربانانش فرستاد تا شتران فرار کرده را گرد آورد. حضرت دیر کرد، عبد المطلب حلقه در خانه کعبه را گرفت و میگفت: «پروردگارا اهل خود را هلاک میکنی؟ اگر چنین کنی امری از جانب تو ظاهر گشته است»(زیرا من در کتب و اخبار پیغمبران گذشته خوانده ام که این نوه من پیغمبر خواهد شد، اگر در کودکی بمیرد، معلوم می شود برای خدا بدا حاصل شده است)سپس پیغمبر صلی الله علیه و آله شترها را آورد و عبد المطلب در هر جاده و دره یی کسی را بجستجوی پیغمبر فرستاد و فریاد میزد: «پروردگارا اهل خود را هلاک میکنی؟ اگر چنین کنی برای تو بدا حاصل…