قال رسول الله صلى الله عليه و آله

احادیث درباره علم

کلام نورانی پیامبر اکرم (ص) و اهل بیت (ع) با متن عربی، ترجمه فارسی و منبع.

۱٬۷۰۱ حدیث · صفحه ۱۵ از ۱۴۲

سَيَأْتِي مَسْجِدَكُمْ هَذَا يَعْنِي مَكَّةَ ثَلاَثُمِائَةٍ وَ ثَلاَثَةَ عَشَرَ يَعْلَمُ أَهْلُ مَكَّةَ أَنَّهُمْ لَمْ يَلِدْهُمْ آبَاؤُهُمْ وَ لاَ أَجْدَادُهُمْ عَلَيْهِمُ اَلسُّيُوفُ مَكْتُوبٌ عَلَى كُلِّ سَيْفٍ كَلِمَةٌ تَفْتَحُ أَلْفَ كَلِمَةٍ تُبْعَثُ اَلرِّيحُ فَتُنَادِي بِكُلِّ وَادٍ هَذَا اَلْمَهْدِيُّ يَقْضِي بِقَضَاءِ آلِ دَاوُدَ لاَ يَسْأَلُ عَلَيْهِ بَيِّنَةً .

ابان بن تغلب گوید: امام صادق(ع)فرمود: در آینده نزدیکی باین مسجد شما(یعنی مکه) سیصد و سیزده نفر می آیند اهل مکه آنان را میشناسند که از پدران و نیاکان مکیان متولد نشده اند شمشیرهایی دارند که بهر شمشیری کلمه ای نوشته شده است که هزار کلمه از آن باز می شود. و بادی مامور می شود که در همه بیابان آواز دهد: این است همان مهدی که با حکم خاندان داود حکم میکند و بر حکم خویش گواهی مطالبه نمیکند.

الخصال، ج 3، ص 649

أَوْصَى رَسُولُ اَللَّهِ ص إِلَى عَلِيٍّ ع أَلْفَ بَابٍ يَفْتَحُ كُلُّ كَلِمَةٍ وَ كُلُّ بَابٍ أَلْفَ كَلِمَةٍ وَ أَلْفَ بَابٍ .

امام صادق(ع)فرمود: رسول خدا(ص)بعلی(ع)هزار باب وصیت فرمود که هر کلمه و هر بابی هزار کلمه و هزار باب میگشود.

الخصال، ج 3، ص 649

جَلَّلَ رَسُولُ اَللَّهِ ص عَلِيّاً ع ثَوْباً ثُمَّ عَلَّمَهُ أَلْفَ كَلِمَةٍ .

امام صادق(ع)فرمود: رسول خدا(ص)جامه ای بر سر علی بینداخت و سپس هزار کلمه او را بیاموخت.

الخصال، ج 3، ص 649

عَلَّمَ رَسُولُ اَللَّهِ ص عَلِيّاً ع أَلْفَ كَلِمَةٍ كُلُّ كَلِمَةٍ يَفْتَحُ أَلْفَ كَلِمَةٍ .

عبد الله بن مغیره گوید: شنیدم از امام جواد که میفرمود: رسول خدا(ص)بعلی(ع)هزار کلمه بیاموخت که هر کلمه هزار کلمه میگشود.

الخصال، ج 3، ص 650

أَنَّ اَلنَّبِيَّ ص حَدَّثَ عَلِيّاً ع أَلْفَ كَلِمَةٍ كُلُّ كَلِمَةٍ يَفْتَحُ أَلْفَ كَلِمَةٍ فَمَا يَدْرِي اَلنَّاسُ مَا حَدَّثَهُ .

امام صادق(ع)از پدرش نقل میفرماید: که پیغمبر(ص)هزار کلمه بعلی(ع)حدیث فرمود که هر کلمه ای هزار کلمه میگشود پس مردم چه میدانند(یا نمیدانند)که پیغمبر چه حدیثی بعلی علیه السلام فرموده است.

الخصال، ج 3، ص 650

جَاءَ رَجُلٌ إِلَى عَلِيٍّ ع وَ هُوَ عَلَى مِنْبَرِهِ فَقَالَ يَا أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ أَ تَأْذَنُ لِي أَنْ أَتَكَلَّمَ بِمَا سَمِعْتُ عَنْ عَمَّارِ بْنِ يَاسِرٍ يَرْوِيهِ عَنْ رَسُولِ اَللَّهِ ص فَقَالَ اِتَّقُوا اَللَّهَ وَ لاَ تَقُولُوا عَلَى عَمَّارٍ إِلاَّ مَا قَالَهُ حَتَّى قَالَ ذَلِكَ ثَلاَثَ مَرَّاتٍ ثُمَّ قَالَ لَهُ تَكَلَّمْ قَالَ سَمِعْتُ عَمَّاراً يَقُولُ سَمِعْتُ رَسُولَ اَللَّهِ ص يَقُولُ أَنَا أُقَاتِلُ عَلَى اَلتَّنْزِيلِ وَ عَلِيٌّ يُقَاتِلُ عَلَى اَلتَّأْوِيلِ فَقَالَ ع صَدَقَ عَمَّارٌ وَ رَبِّ اَلْكَعْبَةِ إِنَّ هَذِهِ عِنْدِي لَفِي أَلْفِ كَلِمَةٍ تَتْبَعُ كُلَّ…

امام باقر(ع)فرمود: علی علیه السلام بر فراز منبرش بود که مردی بخدمتش رسید و عرض کرد یا امیر المومنین آیا اجازه بمن میدهی که روایتی را که عمار بن یاسر از رسول خدا نقل کرد و من آن را از عمار شنیدم بگویم؟ فرمود از خداوند بپرهیزید و بر عمار بجز همان را که خود او گفته است نگویید علی(ع)این جمله را سه بار تکرار فرمود و سپس بآن مرد فرمود: اکنون حرف بزن، او گفت شنیدم که عمار میگفت: شنیدم از رسول خدا میفرمود: من بر طبق تنزیل قرآن جنگ میکنم و علی(ع)بر طبق تاویل آن چنگ خواهد نمود حضرت فرمود: بپروردگار کعبه سوگند که عمار راست گفت و این نزد من جزو همان هزار کلمه ای است که هر کلمه ای هزار کلمه بدنبال دارد:

الخصال، ج 3، ص 650

نَحْنُ وَرَثَةُ اَلْأَنْبِيَاءِ ثُمَّ قَالَ جَلَّلَ رَسُولُ اَللَّهِ ص عَلَى عَلِيٍّ ع ثَوْباً ثُمَّ عَلَّمَهُ أَلْفَ كَلِمَةٍ كُلُّ كَلِمَةٍ يَفْتَحُ أَلْفَ كَلِمَةٍ .

محمد بن یزید محاربی گوید: شنیدم امام صادق(ع)میفرمود ما وارثان پیغمبرانیم سپس فرمود: رسول خدا جامه ای بر سر علی(ع)کشید و سپس هزار کلمه او را بیاموخت که هر کلمه ای هزار کلمه میگشود.

الخصال، ج 3، ص 650

عَلَّمَ رَسُولُ اَللَّهِ ص عَلِيّاً ع أَلْفَ كَلِمَةٍ يَفْتَحُ كُلُّ كَلِمَةٍ مِنْهَا أَلْفَ كَلِمَةٍ وَ اَلْأَلْفُ اَلْكَلِمَةِ يَفْتَحُ كُلُّ كَلِمَةٍ أَلْفَ كَلِمَةٍ .

امام زین العابدین فرمود: رسول خدا(ص)بعلی(ع)هزار کلمه بیاموخت که هر کلمه ای از آنها هزار کلمه میگشود(و هر یک از آن هزار کلمه هزار کلمه دیگر را میگشود).

الخصال، ج 3، ص 651

حَدَّثَنِي رَسُولُ اَللَّهِ ص بِأَلْفِ حَدِيثٍ لِكُلِّ حَدِيثٍ أَلْفُ بَابٍ.

اصبغ بن نباته گوید: شنیدم علی(ع)میفرمود رسول خدا هزار حدیث بمن بیان فرمود که برای هر حدیثی هزار باب است.

الخصال، ج 3، ص 651

قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ ص فِي مَرَضِهِ اَلَّذِي قُبِضَ فِيهِ اُدْعُوا لِي خَلِيلِي فَأَرْسَلَتْ عَائِشَةُ وَ حَفْصَةُ إِلَى أَبَوَيْهِمَا فَلَمَّا جَاءَا غَطَّى رَسُولُ اَللَّهِ ص وَجْهَهُ وَ رَأْسَهُ فَانْصَرَفَا فَكَشَفَ رَأْسَهُ رَسُولُ اَللَّهِ ص ثُمَّ قَالَ اُدْعُوا لِي خَلِيلِي فَأَرْسَلَتْ حَفْصَةُ إِلَى أَبِيهَا وَ عَائِشَةُ إِلَى أَبِيهَا فَلَمَّا جَاءَا غَطَّى رَسُولُ اَللَّهِ ص وَجْهَهُ فَانْطَلَقَا وَ قَالاَ مَا نَرَى رَسُولَ اَللَّهِ ص أَرَادَنَا قَالَتَا أَجَلْ إِنَّمَا قَالَ اُدْعُوا لِي خَلِيلِي أَوْ قَالَ حَبِيبِي فَرَجَوْنَا أَنْ تَكُونَا أَنْتُمَا هُمَا فَجَاءَهُ أَمِيرُ…

امام باقر(ع)فرمود: رسول خدا در همان بیماری که قبض روح شد فرمود: دوست مرا برای من بخوانید عایشه و حفصه کس بنزد پدرانشان فرستادند همین که آمدند رسول خدا صورت و سر خود را پوشانید و آن دو نفر که باز گشتند رسول خدا جامه از سر خود برداشت و سپس فرمود: دوست مرا برای من بخوانید حفصه کسی بنزد پدرش فرستاد و عایشه کسی بنزد پدرش و چون هر دو آمدند رسول خدا(ص) صورت خود را پوشانید و آن دو نفر راه خود گرفتند و گفتند بنظر ما رسول خدا ما را نخواسته است عایشه و حفصه گفتند آری فقط فرمود: خلیل مرا یا فرمود حبیب مرا برای من بخوانید و ما امید این داشتیم که شما دو نفر حبیب یا خلیل آن حضرت باشید. پس امیر المومنین(ع)تشریف آورد و رسول خدا سینه خود را بسینه او چسبانید و سر بگوش او نهاد و هزار حدیث برای او بیان فرمود که…

الخصال، ج 3، ص 651

لَمَّا حَضَرَتْ رَسُولَ اَللَّهِ ص اَلْوَفَاةُ دَعَانِي فَلَمَّا دَخَلْتُ عَلَيْهِ قَالَ لِي يَا عَلِيُّ أَنْتَ وَصِيِّي وَ خَلِيفَتِي عَلَى أَهْلِي وَ أُمَّتِي فِي حَيَاتِي وَ بَعْدَ مَوْتِي وَلِيُّكَ وَلِيِّي وَ وَلِيِّي وَلِيُّ اَللَّهِ وَ عَدُوُّكَ عَدُوِّي وَ عَدُوِّي عَدُوُّ اَللَّهِ يَا عَلِيُّ اَلْمُنْكِرُ لِوَلاَيَتِكَ بَعْدِي كَالْمُنْكِرِ لِرِسَالَتِي فِي حَيَاتِي لِأَنَّكَ مِنِّي وَ أَنَا مِنْكَ ثُمَّ أَدْنَانِي فَأَسَرَّ إِلَيَّ أَلْفَ بَابٍ مِنَ اَلْعِلْمِ كُلُّ بَابٍ يَفْتَحُ أَلْفَ بَابٍ .

امیر المومنین(ع)فرمود: چون هنگام وفات رسول خدا فرا رسید مرا خواست و چون بخدمتش رسیدم بمن فرمود: یا علی تو جانشین منی و نماینده منی بر خاندانم و امتم در زندگی من و پس از مرگ من دوست تو دوست من است و دوست من دوست خدا است و دشمن تو دشمن من است و دشمن من دشمن خدا است یا علی کسی که پس از مرگ من ولایت تو را انکار کند مانند کسی است که در زنده بودن من پیغمبری مرا انکار نماید زیرا تو از من هستی و من از تو سپس مرا بخودش نزدیک کرد و هزار باب از دانش را با من براز گفت که هر بابی هزار باب میگشود.

الخصال، ج 3، ص 652

لَوْ لاَ أَنَّا نَزْدَادُ لَأَنْفَدْنَا.

امام صادق علیه السلام میفرمود: اگر علم ما افزایش نیابد، بی علم بمانیم.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 254
Esc
↑ ↓ جابه‌جاییEnter باز کردن/ یا Ctrl K از هر صفحه