سُئِلَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ عَنْ حَدِّ اَلسَّخَاءِ فَقَالَ تُخْرِجُ مِنْ مَالِكَ اَلْحَقَّ اَلَّذِي أَوْجَبَهُ اَللَّهُ عَلَيْكَ فَتَضَعُهُ فِي مَوْضِعِهِ .
از امام صادق علیه السّلام در مورد حدّ سخاوت سؤال شد، حضرت فرمود:این است که؛ آن حقی را که خداوند بر تو واجب کرده از مالت خارج کنی، و در راهش خرج کنی.
عَنْهُ قَالَ قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ اَلسَّخَاءُ شَجَرَةٌ فِي اَلْجَنَّةِ أَغْصَانُهَا مُتَدَلِّيَاتٌ فِي اَلْأَرْضِ فَمَنْ أَخَذَ بِغُصْنٍ مِنْ أَغْصَانِهَا قَادَهُ ذَلِكَ اَلْغُصْنُ إِلَى اَلْجَنَّةِ .
امام صادق علیه السّلام از رسول خدا صلّی اللّٰه علیه و آله نقل کند که فرمود:سخاوت درختی در بهشت است که شاخه های آن در زمین آویزان است، هر کس شاخه ای از شاخه های آن را بگیرد، آن شاخه او را به بهشت می کشاند.
عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ : إِنَّ إِبْرَاهِيمَ صَلَوَاتُ اَللَّهِ عَلَيْهِ كَانَ أَبَا أَضْيَافٍ وَ كَانَ إِذَا لَمْ يَكُونُوا عِنْدَهُ خَرَجَ يَطْلُبُهُمْ وَ أَغْلَقَ بَابَهُ وَ أَخَذَ اَلْمَفَاتِيحَ يَطْلُبُ اَلْأَضْيَافَ وَ إِنَّهُ رَجَعَ إِلَى دَارِهِ فَإِذَا هُوَ بِرَجُلٍ أَوْ شِبْهِ اَلرَّجُلِ فِي اَلدَّارِ فَقَالَ يَا عَبْدَ اَللَّهِ بِإِذْنِ مَنْ دَخَلْتَ هَذِهِ اَلدَّارَ قَالَ دَخَلْتُهَا بِإِذْنِ رَبِّهَا يُرَدِّدُ ذَلِكَ ثَلاَثَ مَرَّاتٍ قَالَ فَعَرَفَ إِبْرَاهِيمُ صَلَوَاتُ اَللَّهِ عَلَيْهِ فَحَمِدَ رَبَّهُ ثُمَّ قَالَ أَرْسَلَنِي رَبُّكَ إِلَى عَبْدٍ…
امام صادق علیه السّلام فرمود:ابراهیم صلوات اللّٰه علیه پدر همۀ مهمان نوازها بود، هر وقت که مهمان نداشت از خانه بیرون می شد و در خانه را می بست و کلیدهایش را بر می داشت و دنبال مهمان دارها می رفت، و در یک شب وقتی به خانه بازگشت، ناگهان مرد یا شبیه مردی را در خانه دید، فرمود:ای بندۀ خدا، به اجازۀ چه کسی وارد این خانه شدی؟ گفت:به اجازه صاحب خانه سه مرتبه تکرار کرد ابراهیم صلوات اللّٰه علیه مطلب را فهمید و پروردگارش را حمد نمود، مهمان گفت:پروردگارت مرا به طرف بنده ای از بندگانش که او را دوست خود می داند فرستاده، ابراهیم گفت:آن خلیل را به من بشناسان تا قبل از مرگم خدمتش کنم، گفت:آن خلیل خودت هستی، فرمود:به چه دلیل؟گفت: زیرا تو هرگز از کسی چیزی نخواسته ای، و چیزی از تو خواسته نشده که جواب ردّ…
عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ : اَلْبَخِيلُ مَنْ بَخِلَ بِالسَّلاَمِ.
امام صادق علیه السّلام فرمود:بخیل کسی است که در سلام کردن بخل بورزد.
قِيلَ لِأَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ أَيُّ اَلْخِصَالِ بِالْمَرْءِ أَجْمَلُ قَالَ وَقَارٌ بِلاَ مَهَابَةٍ وَ سَمَاحَةٌ بِلاَ طَلَبِ مُكَافَاةٍ وَ تَشَاغُلٌ بِغَيْرِ مَتَاعٍ فِي اَلدُّنْيَا .
از امام صادق علیه السّلام پرسیدند:کدام یک از خصلتها برازندۀ مرد است؟فرمود:متانت داشتن بدون اینکه مردم بترسند، بخشش بدون عوض خواستن، مشغول بودن به غیر مال دنیا.
وَ قَالَ اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ عَجِبْتُ لِمَنْ يَبْخَلُ بِالدُّنْيَا وَ هِيَ مُقْبِلَةٌ عَلَيْهِ أَوْ يَبْخَلُ بِهَا وَ هِيَ مُدْبِرَةٌ عَنْهُ فَلاَ اَلْإِنْفَاقُ مَعَ اَلْإِقْبَالِ يَضُرُّهُ وَ لاَ اَلْإِمْسَاكُ مَعَ اَلْإِدْبَارِ يَنْفَعُهُ.
امام صادق علیه السّلام فرمود:در شگفتم از کسی که نسبت به دنیا بخل می ورزد، در حالی که دنیا به او روی می آورد، یا به دنیا بخل می ورزد، در صورتی که دنیا از وی رویگردان است، زیرا نه انفاق ضرری به اقبال دنیا دارد، و نه امساک با پشت کردن دنیا سودی دارد.
قَالَ اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ اَلسَّخِيُّ اَلْكَرِيمُ اَلَّذِي يُنْفِقُ مَالَهُ فِي حَقٍّ.
امام صادق علیه السّلام فرمود:شخص سخاوتمند و بخشنده کسی است که مالش را در راه حق انفاق می کند.
عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ : مَا مِنْ عَبْدٍ حَسَّنَ خُلُقَهُ وَ بَسَطَ يَدَهُ إِلاَّ كَانَ فِي ضَمَانِ اَللَّهِ لاَ مَحَالَةَ وَ مِمَّنْ يَهْدِيهِ حَتَّى يُدْخِلَهُ اَلْجَنَّةَ .
امام صادق علیه السّلام فرمود:هیچ مؤمنی خوش خلق و گشاده دست نبود، جز آنکه همیشه در پناه خداوند و از هدایت شدگان او باشد، تا اینکه او را وارد بهشت کند.
عَنِ اَلْكَاظِمِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ : مَا أَقْبَحَ بِالرَّجُلِ أَنْ يُسْأَلَ اَلشَّيْءَ فَيَقُولَ لاَ.
امام کاظم علیه السّلام فرمود:چه زشت است از مردی چیزی بخواهند و او بگوید:نه.
سَأَلَ رَجُلٌ أَبَا اَلْحَسَنِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ وَ هُوَ فِي اَلطَّوَافِ فَقَالَ أَخْبِرْنِي عَنِ اَلْجَوَادِ فَقَالَ إِنَّ فِي كَلاَمِكَ وَجْهَيْنِ فَإِنْ كُنْتَ تَسْأَلُ عَنِ اَلْمَخْلُوقِينَ فَإِنَّ اَلْجَوَادَ يُؤَدِّي مَا اِفْتَرَضَ اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ إِنْ كُنْتَ تَسْأَلُ عَنِ اَلْخَالِقِ فَهُوَ اَلْجَوَادُ إِنْ أَعْطَى وَ هُوَ اَلْجَوَادُ إِنْ مَنَعَ لِأَنَّهُ إِنْ أَعْطَاكَ أَعْطَاكَ مَا لَيْسَ لَكَ وَ إِنْ مَنَعَكَ مَنَعَكَ مَا لَيْسَ لَكَ .
مردی از حضرت موسی بن جعفر علیه السّلام در حال طواف پرسید:جواد کیست؟فرمود: سخنت دو معنا دارد، اگر در بارۀ مخلوق سؤال می پرسی، جواد به کسی گویند که واجبات خدا را ادا کند، و اگر در بارۀ خالق سؤال کنی، او جواد است چه بدهد و چه ندهد، زیرا اگر به تو چیزی دهد، آنچه را مال تو نیست به تو داده، و اگر هم ندهد، آنچه که متعلق به تو نیست به تو نداده.
عَنِ اَلرِّضَا عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ : اَلسَّخِيُّ يَأْكُلُ طَعَامَ اَلنَّاسِ لِيَأْكُلُوا مِنْ طَعَامِهِ وَ اَلْبَخِيلُ لاَ يَأْكُلُ طَعَامَ اَلنَّاسِ لِكَيْلاَ يَأْكُلُوا مِنْ طَعَامِهِ.
امام رضا علیه السّلام فرمود:سخاوتمند از غذای مردم می خورد تا از غذایش بخورند، و بخیل غذای مردم را نمی خورد، تا غذایش را نخورند.
مِنْ كِتَابِ عُيُونِ اَلْأَخْبَارِ كَتَبَ اَلرِّضَا عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ إِلَى أَبِي جَعْفَرٍ يَا أَبَا جَعْفَرٍ بَلَغَنِي أَنَّ اَلْمَوَالِيَ إِذَا رَكِبْتَ أَخْرَجُوكَ مِنَ اَلْبَابِ اَلصَّغِيرِ وَ إِنَّمَا ذَلِكَ مِنَ اَلْبُخْلِ بِهِمْ لِئَلاَّ يَنَالَ مِنْكَ أَحَدٌ خَيْرا فَأَسْأَلُكَ بِحَقِّي عَلَيْكَ لاَ يَكُنْ مَدْخَلُكَ وَ مَخْرَجُكَ إِلاَّ مِنَ اَلْبَابِ اَلْكَبِيرِ وَ إِذَا رَكِبْتَ فَلْيَكُنْ مَعَكَ ذَهَبٌ وَ فِضَّةٌ ثُمَّ لاَ يَسْأَلُكَ أَحَدٌ إِلاَّ أَعْطَيْتَهُ وَ مَنْ سَأَلَكَ مِنْ عُمُومَتِكَ أَنْ تَبَرَّهُ فَلاَ تُعْطِهِ أَقَلَّ مِنْ خَمْسِينَ دِينَارا وَ اَلْكَثِيرُ إِلَيْكَ…
امام رضا علیه السّلام به امام جواد علیه السّلام نوشت:ای ابا جعفر شنیده ام هنگامی که سوار مرکب می شوی و قصد بیرون رفتن داری غلامان از روی بخل، تو را از در کوچک بیرون می برند، که مبادا کسی از تو خیری بیند، به حقّی که من بر تو دارم از تو می خواهم که رفت و آمدت جز از در بزرگ نباشد، و هر گاه قصد سوار شدن و بیرون رفتن داری، با تو کیسه های درهم و دینار باشد، که کسی چیزی از تو نخواهد مگر اینکه به او عطا کنی، و اگر در بستگانت کسی از تو طلب و درخواست کمک نمود، مبادا از پنجاه دینار کمتر به او ببخشی، و افزون بر پنجاه را خود دانی، و اگر از عمّه زادگانت زنی از تو مالی طلب کرد، مبادا از بیست و پنج دینار به او کمتر ببخشی، و افزون بر آن را خود دانی، من می خواهم که خداوند به تو برتری دهد، انفاق کن و از خدا…