قال الإمام الصادق عليه السلام:
عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ : إِنَّ إِبْرَاهِيمَ صَلَوَاتُ اَللَّهِ عَلَيْهِ كَانَ أَبَا أَضْيَافٍ وَ كَانَ إِذَا لَمْ يَكُونُوا عِنْدَهُ خَرَجَ يَطْلُبُهُمْ وَ أَغْلَقَ بَابَهُ وَ أَخَذَ اَلْمَفَاتِيحَ يَطْلُبُ اَلْأَضْيَافَ وَ إِنَّهُ رَجَعَ إِلَى دَارِهِ فَإِذَا هُوَ بِرَجُلٍ أَوْ شِبْهِ اَلرَّجُلِ فِي اَلدَّارِ فَقَالَ يَا عَبْدَ اَللَّهِ بِإِذْنِ مَنْ دَخَلْتَ هَذِهِ اَلدَّارَ قَالَ دَخَلْتُهَا بِإِذْنِ رَبِّهَا يُرَدِّدُ ذَلِكَ ثَلاَثَ مَرَّاتٍ قَالَ فَعَرَفَ إِبْرَاهِيمُ صَلَوَاتُ اَللَّهِ عَلَيْهِ فَحَمِدَ رَبَّهُ ثُمَّ قَالَ أَرْسَلَنِي رَبُّكَ إِلَى عَبْدٍ مِنْ عَبِيدِهِ اِتَّخَذَهُ خَلِيلا قَالَ فَأَعْلِمْنِي مَنْ هُوَ أَخْدُمُهُ حَتَّى أَمُوتَ قَالَ فَإِنَّكَ هُوَ قَالَ وَ لِمَ ذَلِكَ قَالَ لِأَنَّكَ لَمْ تَسْأَلْ أَحَدا شَيْئا قَطُّ وَ لاَ تُسْأَلُ قَطُّ شَيْئا فَقُلْتَ لاَ.
امام صادق علیه السّلام فرمود:ابراهیم صلوات اللّٰه علیه پدر همۀ مهمان نوازها بود، هر وقت که مهمان نداشت از خانه بیرون می شد و در خانه را می بست و کلیدهایش را بر می داشت و دنبال مهمان دارها می رفت، و در یک شب وقتی به خانه بازگشت، ناگهان مرد یا شبیه مردی را در خانه دید، فرمود:ای بندۀ خدا، به اجازۀ چه کسی وارد این خانه شدی؟ گفت:به اجازه صاحب خانه سه مرتبه تکرار کرد ابراهیم صلوات اللّٰه علیه مطلب را فهمید و پروردگارش را حمد نمود، مهمان گفت:پروردگارت مرا به طرف بنده ای از بندگانش که او را دوست خود می داند فرستاده، ابراهیم گفت:آن خلیل را به من بشناسان تا قبل از مرگم خدمتش کنم، گفت:آن خلیل خودت هستی، فرمود:به چه دلیل؟گفت: زیرا تو هرگز از کسی چیزی نخواسته ای، و چیزی از تو خواسته نشده که جواب ردّ بدهی.