كُنْتُ لاَ أَزِيدُ عَلَى أَكْلَةٍ بِاللَّيْلِ وَ اَلنَّهَارِ فَرُبَّمَا اِسْتَأْذَنْتُ عَلَى أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع وَ أَجِدُ اَلْمَائِدَةَ قَدْ رُفِعَتْ لَعَلِّي لاَ أَرَاهَا بَيْنَ يَدَيْهِ فَإِذَا دَخَلْتُ دَعَا بِهَا فَأُصِيبَ مَعَهُ مِنَ اَلطَّعَامِ وَ لاَ أَتَأَذَّى بِذَلِكَ وَ إِذَا عَقَّبْتُ بِالطَّعَامِ عِنْدَ غَيْرِهِ لَمْ أَقْدِرْ عَلَى أَنْ أَقِرَّ وَ لَمْ أَنَمْ مِنَ اَلنَّفْخَةِ فَشَكَوْتُ ذَلِكَ إِلَيْهِ وَ أَخْبَرْتُهُ بِأَنِّي إِذَا أَكَلْتُ عِنْدَهُ لَمْ أَتَأَذَّ بِهِ فَقَالَ يَا أَبَا سَيَّارٍ إِنَّكَ تَأْكُلُ طَعَامَ قَوْمٍ صَالِحِينَ تُصَافِحُهُمُ اَلْمَلاَئِكَةُ عَلَى…
مسمع کردین بصری گوید: من در شبانه روز بیش از یک مرتبه غذا نمی خوردم. گاهی از امام صادق علیه السلام اجازه شرفیابی حضورش را میگرفتم که فکر می کردم سفره برچیده شده و حضرت را در برابر سفره نخواهم دید(تا مبادا امر بخوردن کند و مرا زیان دهد)ولی چون وارد می شدم سفره می طلبید من هم همراه حضرت غذا می خوردم و از آن ناراحت نمی شدم، ولی هر گاه در منزل دیگری غذا روی غذا می خوردم، آرام نمیگرفتم و از نفخ شکم خوابم نمی برد: من این مطلب را بحضرت یاد آور شدم و گزارش دادم که هر گاه نزد او غذا می خورم آزارم نمی دهد 225 - 3 فرمود: ای ابا سیار تو غذای مردم صالحی را می خوری که فرشتگان با آنها روی فرششان مصافحه میکنند، عرضکردم: برای شما آشکار هم می شوند؟ حضرت دست خود را بیکی از کودکانش کشید و فرمود آنها نسبت…
قَالَ يَا حُسَيْنُ وَ ضَرَبَ بِيَدِهِ إِلَى مَسَاوِرَ فِي اَلْبَيْتِ مَسَاوِرُ طَالَ مَا اِتَّكَتْ عَلَيْهَا اَلْمَلاَئِكَةُ وَ رُبَّمَا اِلْتَقَطْنَا مِنْ زَغَبِهَا .
حسین بن ابی العلا گوید: امام صادق علیه السلام دستش را بمتکاهایی که در خانه بود زد و فرمود: ای حسین اینها متکاهایی است که فرشتگان بارها بر آن تکیه داده اند و ما گاهی پرهای کوچکشان را از زمین برچیده ایم.
دَخَلْتُ عَلَى عَلِيِّ بْنِ اَلْحُسَيْنِ ع فَاحْتُبِسْتُ فِي اَلدَّارِ سَاعَةً ثُمَّ دَخَلْتُ اَلْبَيْتَ وَ هُوَ يَلْتَقِطُ شَيْئاً وَ أَدْخَلَ يَدَهُ مِنْ وَرَاءِ اَلسِّتْرِ فَنَاوَلَهُ مَنْ كَانَ فِي اَلْبَيْتِ فَقُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ هَذَا اَلَّذِي أَرَاكَ تَلْتَقِطُهُ أَيُّ شَيْ ءٍ هُوَ فَقَالَ فَضْلَةٌ مِنْ زَغَبِ اَلْمَلاَئِكَةِ نَجْمَعُهُ إِذَا خَلَّوْنَا نَجْعَلُهُ سَيْحاً لِأَوْلاَدِنَا فَقُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ وَ إِنَّهُمْ لَيَأْتُونَكُمْ فَقَالَ يَا أَبَا حَمْزَةَ إِنَّهُمْ لَيُزَاحِمُونَّا عَلَى تُكَأَتِنَا .
ابو حمزه ثمالی گوید: خدمت حضرت علی بن الحسین علیهما السلام رسیدم، ساعتی در حیاط توقف کردم و سپس وارد اتاق شدم، حضرت چیزی از زمین برمیچید و دستش را پشت پرده می برد و بکسی که در آن اطاق بود می داد. من عرضکردم: قربانت، چیست که می بینم برمیچینی؟ فرمود: زیادیهایی از پر فرشتگانست که چون از نزد ما میروند، با ما خلوت میکنند آنها را جمع میکنیم، و تسبیح بازو بند فرزندان خود میکنیم. عرضکردم: قربانت، فرشتگان نزد شما می آیند؟ فرمود: ای ابا حمزه آنها روی متکاها جا را بر ما تنگ میکنند.
مَا مِنْ مَلَكٍ يُهْبِطُهُ اَللَّهُ فِي أَمْرٍ مَا يُهْبِطُهُ إِلاَّ بَدَأَ بِالْإِمَامِ فَعَرَضَ ذَلِكَ عَلَيْهِ وَ إِنَّ مُخْتَلَفَ اَلْمَلاَئِكَةِ مِنْ عِنْدِ اَللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى إِلَى صَاحِبِ هَذَا اَلْأَمْرِ .
موسی بن جعفر علیه السلام فرمود: فرشته یی نیست که خدایش برای امری بزمین فرو فرستد جز اینکه ابتدا نزد امام آید و آن امر را باو عرض کند: و رفت و آمد ملایکه از نزد خدای تبارک و تعالی بسوی صاحب الامر است.