قال الإمام زين العابدين عليه السلام:
دَخَلْتُ عَلَى عَلِيِّ بْنِ اَلْحُسَيْنِ ع فَاحْتُبِسْتُ فِي اَلدَّارِ سَاعَةً ثُمَّ دَخَلْتُ اَلْبَيْتَ وَ هُوَ يَلْتَقِطُ شَيْئاً وَ أَدْخَلَ يَدَهُ مِنْ وَرَاءِ اَلسِّتْرِ فَنَاوَلَهُ مَنْ كَانَ فِي اَلْبَيْتِ فَقُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ هَذَا اَلَّذِي أَرَاكَ تَلْتَقِطُهُ أَيُّ شَيْ ءٍ هُوَ فَقَالَ فَضْلَةٌ مِنْ زَغَبِ اَلْمَلاَئِكَةِ نَجْمَعُهُ إِذَا خَلَّوْنَا نَجْعَلُهُ سَيْحاً لِأَوْلاَدِنَا فَقُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ وَ إِنَّهُمْ لَيَأْتُونَكُمْ فَقَالَ يَا أَبَا حَمْزَةَ إِنَّهُمْ لَيُزَاحِمُونَّا عَلَى تُكَأَتِنَا .
ابو حمزه ثمالی گوید: خدمت حضرت علی بن الحسین علیهما السلام رسیدم، ساعتی در حیاط توقف کردم و سپس وارد اتاق شدم، حضرت چیزی از زمین برمیچید و دستش را پشت پرده می برد و بکسی که در آن اطاق بود می داد. من عرضکردم: قربانت، چیست که می بینم برمیچینی؟ فرمود: زیادیهایی از پر فرشتگانست که چون از نزد ما میروند، با ما خلوت میکنند آنها را جمع میکنیم، و تسبیح بازو بند فرزندان خود میکنیم. عرضکردم: قربانت، فرشتگان نزد شما می آیند؟ فرمود: ای ابا حمزه آنها روی متکاها جا را بر ما تنگ میکنند.