قال الإمام باقر عليه السلام:
عَنْهُ قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ قَالَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِنَّ مِنْ عِبَادِي لَعِبَادا لاَ يَصْلُحُ لَهُمْ أَمْرُ دِينِهِمْ إِلاَّ بِالْغِنَى وَ اَلسَّعَةِ وَ اَلصِّحَّةِ فِي اَلْبَدَنِ فَأَبْلُوهُمْ بِالْغِنَى وَ اَلسَّعَةِ وَ صِحَّةِ اَلْبَدَنِ فَيَصْلُحُ عَلَيْهِمْ أَمْرُ دِينِهِمْ وَ إِنَّ مِنْ عِبَادِيَ اَلْمُؤْمِنِينَ عِبَادا لاَ يَصْلُحُ لَهُمْ أَمْرُ دِينِهِمْ إِلاَّ بِالْفَاقَةِ وَ اَلْمَسْكَنَةِ وَ اَلسُّقْمِ فِي أَبْدَانِهِمْ فَأَبْلُوهُمْ بِالْفَاقَةِ وَ اَلْمَسْكَنَةِ وَ اَلسُّقْمِ فَيَصْلُحُ عَلَيْهِمْ أَمْرُ دِينِهِمْ وَ أَنَا أَعْلَمُ بِمَا يَصْلُحُ عَلَيْهِ أَمْرُ دِينِ عِبَادِيَ اَلْمُؤْمِنِينَ وَ إِنَّ مِنْ عِبَادِيَ اَلْمُؤْمِنِينَ لَمَنْ يَجْتَهِدُ فِي عِبَادَتِي فَيَقُومُ مِنْ رُقَادِهِ وَ لَذِيذِ وِسَادِهِ فَيَتَهَجَّدُ لِيَ اَللَّيَالِيَ فَيُتْعِبُ نَفْسَهُ فِي عِبَادَتِي فَأَضْرِبُهُ بِالنُّعَاسِ اَللَّيْلَةَ وَ اَللَّيْلَتَيْنِ نَظَرا مِنِّي إِلَيْهِ وَ إِبْقَاء عَلَيْهِ فَيَنَامُ حَتَّى يُصْبِحَ فَيَقُومُ وَ هُوَ مَاقِتٌ لِنَفْسِهِ زَارٍ عَلَيْهَا وَ لَوْ أُخَلِّي بَيْنَهُ وَ بَيْنَ مَا يُرِيدُ فِي عِبَادَتِي لَدَاخَلَهُ مِنْ ذَلِكَ اَلْعُجْبُ فَيُصَيِّرُهُ اَلْعُجْبُ إِلَى اَلْفِتْنَةِ بِأَعْمَالِهِ فَكَانَ يَأْتِيهِ مِنْ ذَلِكَ مَا فِيهِ هَلاَكُهُ لِعُجْبِهِ بِأَعْمَالِهِ وَ رِضَاهُ عَنْ نَفْسِهِ حَتَّى يَظُنَّ أَنَّهُ قَدْ فَاقَ اَلْعَابِدِينَ وَ جَازَ فِي عِبَادَتِهِ حَدَّ اَلتَّقْصِيرِ فَيَتَبَاعَدُ مِنِّي عَنْهُ ذَلِكَ وَ هُوَ يَظُنُّ أَنَّهُ يَتَقَرَّبُ إِلَيَّ.
امام صادق علیه السّلام فرمود:خداوند عزّ و جلّ می فرماید:بعضی از بندگانم کسانیند که امر دینشان جز با توانگری و گشایش در زندگی و تندرستی اصلاح نشود، آنان را با توانگری و گشایش و سلامتی بدن می آزمایم تا امر دینشان اصلاح گردد، و بعضی از بندگان مؤمنم کسانیند که امر دینشان فقط با فقر و تهیدستی و بیماری در بدنهایشان اصلاح می شود، و من آنان را با تنگدستی و فقر و بیماری می آزمایم، و امر دینشان را اصلاح می کنم، و من به آنچه امر دین بندگان مؤمنم را اصلاح می کند آگاه ترم، و بعضی از بندگان مؤمنم کسانیند که در عبادتم کوشا هستند، از بستر خواب و بالش نرم بر می خیزند و برای من شب زنده داری می کنند و خود را در عبادتم به مشقّت می اندازند، من او را یک شب یا دو شب به چرت می اندازم به خاطر لطفی که نسبت به او دارم و سلامتش را می خواهم، او هم تا صبح می خوابد، سپس بر می خیزد و خود را سرزنش و توبیخ می کند، در صورتی که اگر او را رها می کردم تا هر چه می خواهد مرا عبادت کند، این کار باعث خود بینی اش می شد، و این خود بینی او را نسبت به اعمالش می فریفت، و این امر باعث هلاک و نابودیش می شد، به خاطر بزرگ بینی اعمالش و از خود راضی بودنش، تا جایی که گمان می کرد که بر همۀ عبادت کنندگان برتری دارد و در عبادتش از حدّ تقصیر گذشته، در این هنگام از من دور می شود، در حالی که گمان می کند به من نزدیک است.