قال الإمام باقر عليه السلام:
عَبَدَ اَللَّهَ عَابِدٌ ثَمَانِينَ سَنَةً ثُمَّ أَشْرَفَ عَلَى اِمْرَأَةٍ فَوَقَعَتْ فِي نَفْسِهِ فَنَزَلَ إِلَيْهَا فَرَاوَدَهَا عَنْ نَفْسِهَا فَطَاوَعَتْهُ فَلَمَّا قَضَى مِنْهَا حَاجَتَهُ طَرَقَ مَلَكُ اَلْمَوْتِ فَاعْتُقِلَ لِسَانُهُ فَمَرَّ سَائِلٌ فَأَشَارَ إِلَيْهِ أَنْ خُذْ رَغِيفاً كَانَ فِي كِسَائِهِ فَأَحْبَطَ اَللَّهُ عَمَلَ ثَمَانِينَ سَنَةً بِتِلْكَ اَلزِّنْيَةِ وَ غَفَرَ اَللَّهُ لَهُ بِذَلِكَ اَلرَّغِيفِ.
بنده خدایی هشتاد سال عبادت پیشه ساخت، پس آنگاه بر زنی نظر افکند و شیفته او شد و آن زن نیز حاضر شد و عابد از آن زن درخواست نامشروع نمود و زن او را فرمان برد؛ پس چون عابد از او کام گرفت فرشته مرگ او را در رسید و زبان عابد بند آمد، آنگاه گدایی بر او گذر کرد و چیزی خواست و عابد اشاره نمود که قرص نانی را که در عبایش بود برگیرد؛ پس خداوند کردار هشتاد سال او را با آن زنا زدود و او را به سبب آن قرص نان بخشود.