حدیث امام رضا (ع) درباره دیدن خدا

دیدن خدا
شماره ۳۰۷۶ امام رضا (ع)

قال الإمام الرضاء عليه السلام:

سَأَلَنِي أَبُو قُرَّةَ اَلْمُحَدِّثُ أَنْ أُدْخِلَهُ عَلَى أَبِي اَلْحَسَنِ اَلرِّضَا ع فَاسْتَأْذَنْتُهُ فِي ذَلِكَ فَأَذِنَ لِي فَدَخَلَ عَلَيْهِ فَسَأَلَهُ عَنِ اَلْحَلاَلَ وَ اَلْحَرَامِ وَ اَلْأَحْكَامِ حَتَّى بَلَغَ سُؤَالُهُ إِلَى اَلتَّوْحِيدِ فَقَالَ أَبُو قُرَّةَ إِنَّا رُوِّينَا أَنَّ اَللَّهَ قَسَمَ اَلرُّؤْيَةَ وَ اَلْكَلاَمَ بَيْنَ نَبِيَّيْنِ فَقَسَمَ اَلْكَلاَمَ لِمُوسَى وَ لِمُحَمَّدٍ اَلرُّؤْيَةَ فَقَالَ أَبُو اَلْحَسَنِ ع فَمَنِ اَلْمُبَلِّغُ عَنِ اَللَّهِ إِلَى اَلثَّقَلَيْنِ مِنَ اَلْجِنِّ وَ اَلْإِنْسِ لا تُدْرِكُهُ اَلْأَبْصارُ وَ لا يُحِيطُونَ بِهِ عِلْماً وَ لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْ ءٌ أَ لَيْسَ مُحَمَّدٌ قَالَ بَلَى قَالَ كَيْفَ يَجِي ءُ رَجُلٌ إِلَى اَلْخَلْقِ جَمِيعاً فَيُخْبِرُهُمْ أَنَّهُ جَاءَ مِنْ عِنْدِ اَللَّهِ وَ أَنَّهُ يَدْعُوهُمْ إِلَى اَللَّهِ بِأَمْرِ اَللَّهِ فَيَقُولُ لا تُدْرِكُهُ اَلْأَبْصارُ وَ لا يُحِيطُونَ بِهِ عِلْماً وَ لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْ ءٌ ثُمَّ يَقُولُ أَنَا رَأَيْتُهُ بِعَيْنِي وَ أَحَطْتُ بِهِ عِلْماً وَ هُوَ عَلَى صُورَةِ اَلْبَشَرِ أَ مَا تَسْتَحُونَ مَا قَدَرَتِ اَلزَّنَادِقَةُ أَنْ تَرْمِيَهُ بِهَذَا أَنْ يَكُونَ يَأْتِي مِنْ عِنْدِ اَللَّهِ بِشَيْ ءٍ ثُمَّ يَأْتِي بِخِلاَفِهِ مِنْ وَجْهٍ آخَرَ قَالَ أَبُو قُرَّةَ فَإِنَّهُ يَقُولُ وَ لَقَدْ رَآهُ نَزْلَةً أُخْرى فَقَالَ أَبُو اَلْحَسَنِ ع إِنَّ بَعْدَ هَذِهِ اَلْآيَةِ مَا يَدُلُّ عَلَى مَا رَأَى حَيْثُ قَالَ ما كَذَبَ اَلْفُؤادُ ما رَأى يَقُولُ مَا كَذَبَ فُؤَادُ مُحَمَّدٍ مَا رَأَتْ عَيْنَاهُ ثُمَّ أَخْبَرَ بِمَا رَأَى فَقَالَ لَقَدْ رَأى مِنْ آياتِ رَبِّهِ اَلْكُبْرى فَآيَاتُ اَللَّهِ غَيْرُ اَللَّهِ وَ قَدْ قَالَ اَللَّهُ وَ لا يُحِيطُونَ بِهِ عِلْماً فَإِذَا رَأَتْهُ اَلْأَبْصَارُ فَقَدْ أَحَاطَتْ بِهِ اَلْعِلْمَ وَ وَقَعَتِ اَلْمَعْرِفَةُ فَقَالَ أَبُو قُرَّةَ فَتُكَذِّبُ بِالرِّوَايَاتِ فَقَالَ أَبُو اَلْحَسَنِ ع إِذَا كَانَتِ اَلرِّوَايَاتُ مُخَالِفَةً لِلْقُرْآنِ كَذَّبْتُهَا وَ مَا أَجْمَعَ اَلْمُسْلِمُونَ عَلَيْهِ أَنَّهُ لاَ يُحَاطُ بِهِ عِلْماً وَ لا تُدْرِكُهُ اَلْأَبْصارُ وَ لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْ ءٌ .

صفوان بن یحیی گوید: ابو قره محدث از من خواست که او را خدمت حضرت رضا(ع)برم، از آن حضرت اجازه خواستم، اجازه فرمود، ابو قره بمحضرش رسید و از حلال و حرام و احکام دین پرسش کرد تا آنکه سوالش بتوحید رسید و عرض کرد: برای ما چنین روایت کرده اند که خدا دیدار و هم سخنی خویش را میان دو پیغمبر تقسیم فرمود، قسمت هم سخنی را بموسی و قسمت دیدار خویش را بمحمد عطا کرد. حضرت فرمود: پس آنکه از طرف خدا بجن و انس رسانید که: دیده ها او را درک نکند، علم مخلوق باو احاطه نکند، چیزی مانند او نیست، کی بود؟ مگر محمد(ص)نبود؟ عرض کرد: چرا، فرمود: چگونه ممکن است مردی بسوی تمام مخلوق آید و بآنها گوید که از جانب خدا آمده و آنها را بفرمان خدا بسوی خدا خواند و بگوید: دیده ها خدا را در نیابند و علمشان باو احاطه نکند و چیزی مانندش نیست سپس همین مرد بگوید: من بچشمم خدا را دیدم و باو احاطه علمی پیدا کردم و او بشکل انسانست خجالت نمیکشید؛ زنادقه نتوانستند چنین نسبتی باو دهند که او چیزی از جانب خدا آورد و سپس از راه دیگر خلاف آن را گوید. ابو قره گفت: خدا خود فرماید: (13 سوره 53)بتحقیق او را در فرود آمدن دیگری دید. حضرت ابو الحسن علیه السلام فرمود: بعد از این آیه، آیه ایست که دلالت دارد بر آنچه پیغمبر دیده، خدا فرماید: (آیه 11) -دل آنچه را دید دروغ نشمرد یعنی دل محمد آنچه را چشمش دید، دروغ ندانست- سپس خدا آنچه را محمد دیده خبر دهد و فرماید(آیه 18)پیغمبر از آیات بسیار بزرگ پروردگارش دید، و آیات خدا غیر خود خداست، و باز خدا فرماید: مردم احاطه علمی بخدا پیدا نکنند، در صورتی که اگر دیدگان او را بینند علمشان باو احاطه کرده و دریافت او واقع شده است. ابو قره عرض کرد: پس روایات را تکذیب مینمایید. فرمود: هر گاه روایات مخالف قرآن باشند تکذیبشان کنم، و آنچه مسلمین بر آن اتفاق دارند اینست که: احاطه علمی باو پیدا نشود، دیدگان او را ادراک نکنند، چیزی مانند او نیست،

موضوع:
دیدن خدا
منبع:
الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 95
Esc
↑ ↓ جابه‌جاییEnter باز کردن/ یا Ctrl K از هر صفحه