حدیث امام هادی (ع) درباره ولادت امام هادی

ولادت امام هادی
شماره ۲۳۸۸ امام هادی (ع)

قال الإمام الهادي عليه السلام:

رَأَيْتُهُ يَعْنِي مُحَمَّداً قَبْلَ مَوْتِهِ بِالْعَسْكَرِ فِي عَشِيَّةٍ وَ قَدِ اِسْتَقْبَلَ أَبَا اَلْحَسَنِ ع فَنَظَرَ إِلَيْهِ وَ اِعْتَلَّ مِنْ غَدٍ فَدَخَلْتُ إِلَيْهِ عَائِداً بَعْدَ أَيَّامٍ مِنْ عِلَّتِهِ وَ قَدْ ثَقُلَ فَأَخْبَرَنِي أَنَّهُ بَعَثَ إِلَيْهِ بِثَوْبٍ فَأَخَذَهُ وَ أَدْرَجَهُ وَ وَضَعَهُ تَحْتَ رَأْسِهِ قَالَ فَكُفِّنَ فِيهِ قَالَ أَحْمَدُ قَالَ أَبُو يَعْقُوبَ رَأَيْتُ أَبَا اَلْحَسَنِ ع مَعَ اِبْنِ اَلْخَضِيبِ فَقَالَ لَهُ اِبْنُ اَلْخَضِيبِ سِرْ جُعِلْتُ فِدَاكَ فَقَالَ لَهُ أَنْتَ اَلْمُقَدَّمُ فَمَا لَبِثَ إِلاَّ أَرْبَعَةَ أَيَّامٍ حَتَّى وُضِعَ اَلدَّهَقُ عَلَى سَاقِ اِبْنِ اَلْخَضِيبِ ثُمَّ نُعِيَ قَالَ رُوِيَ عَنْهُ حِينَ أَلَحَّ عَلَيْهِ اِبْنُ اَلْخَضِيبِ فِي اَلدَّارِ اَلَّتِي يَطْلُبُهَا مِنْهُ بَعَثَ إِلَيْهِ لَأَقْعُدَنَّ بِكَ مِنَ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مَقْعَداً لاَ يَبْقَى لَكَ بَاقِيَةٌ فَأَخَذَهُ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِي تِلْكَ اَلْأَيَّامِ .

ابو یعقوب گوید: شبی محمد(بن فرج)را پیش از مرگش در برابر امام هادی علیه السلام دیدم: حضرت باو نگریست و او فردا بیمار شد، چند روز که از بیماریش گذشت، بعیادتش رفتم، سنگین شده بود، بمن خبر داد که امام برای او پارچه یی فرستاده و او آن را پیچیده و زیر سرش گذاشته، سپس او را در همان پارچه کفن کردند. ابو یعقوب گوید: امام هادی علیه السلام را همراه ابن خضیب دیدم، ابن خضیب بحضرت عرضکرد: راه برو قربانت گردم»فرمود: تو جلوتری، چهار روز بیشتر نگذشت که چوبهای شکنجه را بپای ابن خضیب گذاردند و سپس خبر مرگش رسید. و از او روایت شده که چون ابن خضیب در باره خانه ای که از آن حضرت مطالبه میکرد پافشاری نمود، امام برایش پیغام داد: با درخواست از خدای عز و جل ترا بروزگاری مینشانم که اثری از تو بجا نماند، سپس خدای عز و جل هم او را در همان ایام گرفتار ساخت.

Esc
↑ ↓ جابه‌جاییEnter باز کردن/ یا Ctrl K از هر صفحه