أَ تَرَوْنَ أَنَّ اَلْمُوصِيَ مِنَّا يُوصِي إِلَى مَنْ يُرِيدُ لاَ وَ اَللَّهِ وَ لَكِنَّهُ عَهْدٌ مِنْ رَسُولِ اَللَّهِ ص إِلَى رَجُلٍ فَرَجُلٍ حَتَّى اِنْتَهَى إِلَى نَفْسِهِ .
عمرو بن مصعب گوید: شنیدم امام صادق علیه السلام میفرمود: شما گمان میکنید هر کس از ما امامان که وصیت میکند بهر کس میخواهد وصیت میکند؟ نه بخدا، چنین نیست، بلکه امر وصیت عهد و فرمانیست از رسول خدا صلی الله علیه و آله بمردی پس از مردی-تا بخودش(امام ششم)رسید-(یعنی شش مرتبه فرمود: بمردی پس از مردی-مرآت-).
إِنَّ اَلْوَصِيَّةَ نَزَلَتْ مِنَ اَلسَّمَاءِ عَلَى مُحَمَّدٍ كِتَاباً لَمْ يُنْزَلْ عَلَى مُحَمَّدٍ ص كِتَابٌ مَخْتُومٌ إِلاَّ اَلْوَصِيَّةُ فَقَالَ جَبْرَئِيلُ ع يَا مُحَمَّدُ هَذِهِ وَصِيَّتُكَ فِي أُمَّتِكَ عِنْدَ أَهْلِ بَيْتِكَ فَقَالَ رَسُولُ اَللَّهِ ص أَيُّ أَهْلِ بَيْتِي يَا جَبْرَئِيلُ قَالَ نَجِيبُ اَللَّهِ مِنْهُمْ وَ ذُرِّيَّتُهُ لِيَرِثَكَ عِلْمَ اَلنُّبُوَّةِ كَمَا وَرَّثَهُ إِبْرَاهِيمُ ع وَ مِيرَاثُهُ لِعَلِيٍّ ع وَ ذُرِّيَّتِكَ مِنْ صُلْبِهِ قَالَ وَ كَانَ عَلَيْهَا خَوَاتِيمُ قَالَ فَفَتَحَ عَلِيٌّ ع اَلْخَاتَمَ اَلْأَوَّلَ وَ مَضَى لِمَا فِيهَا ثُمَّ فَتَحَ اَلْحَسَنُ ع…
معاذ بن کثیر گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: امر وصیت از آسمان در مکتوبی بر محمد نازل شد، و مکتوب سر بمهر جز راجع بوصیت بر محمد صلی الله علیه و آله نازل نگشت. جبرییل علیه السلام عرضکرد: یا محمد؛ این است وصیت تو در باره امتت نزد اهل بیتت، رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود ای جبرییل کدام اهل بیتم؟ گفت: برگزیده خدا از میان ایشان و ذریه او(علی و اولادش علیهم السلام) و این وصیت برای اینست که علی علم نبوت را از تو ارث ببرد، چنان که ابراهیم بارث داد و میراث این علم برای علی علیه السلام و ذریه تو از پشت او است. آنگاه امام صادق علیه السلام فرمود: آن مکتوب چند مهر داشت، علی علیه السلام مهر اول را گشود و بآنچه در آن بود عمل کرد، سپس حسن علیه السلام مهر دوم را گشود و بآنچه در آن مامور شده بود عمل…
إِنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْزَلَ عَلَى نَبِيِّهِ ص كِتَاباً قَبْلَ وَفَاتِهِ فَقَالَ يَا مُحَمَّدُ هَذِهِ وَصِيَّتُكَ إِلَى اَلنُّجَبَةِ مِنْ أَهْلِكَ قَالَ وَ مَا اَلنُّجَبَةُ يَا جَبْرَئِيلُ فَقَالَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ وَ وُلْدُهُ ع وَ كَانَ عَلَى اَلْكِتَابِ خَوَاتِيمُ مِنْ ذَهَبٍ فَدَفَعَهُ اَلنَّبِيُّ ص إِلَى أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ ع وَ أَمَرَهُ أَنْ يَفُكَّ خَاتَماً مِنْهُ وَ يَعْمَلَ بِمَا فِيهِ فَفَكَّ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ ع خَاتَماً وَ عَمِلَ بِمَا فِيهِ ثُمَّ دَفَعَهُ إِلَى اِبْنِهِ اَلْحَسَنِ ع فَفَكَّ خَاتَماً وَ عَمِلَ بِمَا فِيهِ ثُمَّ دَفَعَهُ إِلَى اَلْحُسَيْنِ…
امام صادق علیه السلام فرمود: خدای عز و جل پیش از وفات پیغمبر، مکتوبی بر او نازل کرد و فرمود: ای محمد اینست وصیت من بسوی نجیبان و برگزیدگان از خاندان تو، پیغمبر گفت: ای جبرییل نجیبان کیانند؟ فرمود: علی بن ابی طالب و اولادش علیهم السلام، و بر آن مکتوب چند مهر از طلا بود، پیغمبر صلی الله علیه و آله آن را بامیر المومنین علیه السلام داد و دستور فرمود که یک مهر آن را بگشاید و بآنچه در آنست عمل کند، امیر المومنین علیه السلام یک مهر را گشود و بآن عمل کرد، سپس آن را بپسرش حسن علیه السلام داد، او هم یک مهر را گشود و بآن عمل کرد، سپس او آن را بحسین علیه السلام داد، او یک مهر را گشود و در آن دید نوشته است: با مردمی بطرف شهادت برو، برای آنها شهادتی جز با تو نیست، و خود را بخدای عز و جل بفروش، او هم انجام…
قَالَ لَهُ حُمْرَانُ جُعِلْتُ فِدَاكَ أَ رَأَيْتَ مَا كَانَ مِنْ أَمْرِ عَلِيٍّ وَ اَلْحَسَنِ وَ اَلْحُسَيْنِ ع وَ خُرُوجِهِمْ وَ قِيَامِهِمْ بِدِينِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ مَا أُصِيبُوا مِنْ قَتْلِ اَلطَّوَاغِيتِ إِيَّاهُمْ وَ اَلظَّفَرِ بِهِمْ حَتَّى قُتِلُوا وَ غُلِبُوا فَقَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع يَا حُمْرَانُ إِنَّ اَللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى قَدْ كَانَ قَدَّرَ ذَلِكَ عَلَيْهِمْ وَ قَضَاهُ وَ أَمْضَاهُ وَ حَتَمَهُ ثُمَّ أَجْرَاهُ فَبِتَقَدُّمِ عِلْمِ ذَلِكَ إِلَيْهِمْ مِنْ رَسُولِ اَللَّهِ قَامَ عَلِيٌّ وَ اَلْحَسَنُ وَ اَلْحُسَيْنُ وَ بِعِلْمٍ صَمَتَ مَنْ صَمَتَ مِنَّا .
حمران بامام باقر علیه السلام عرضکرد: قربانت گردم بمن خبر دهید که موضوع نهضت علی و حسن و حسین علیهم السلام و قیام ایشان برای دین خدای عز و جل و مصیبتهایی که دیدند، از کشته شدن بدست طغیانگران و پیروزی آنها بر ایشان تا آنجا که کشته شدند و مغلوب گشتند چگونه بود؟ امام باقر علیه السلام فرمود: ای حمران: خدای تبارک و تعالی آن مصیبات را بر ایشان مقدر کرد و حکم فرمود و امضا نمود و حتمی ساخت، و سپس اجرا کرد(پس همه آن مصیبات با علم و اجازه خدا بوده)و علی و حسن و حسین از روی 204 - 3 بصیرت و دانشی که قبلا از رسول خدا صلی الله علیه و آله دریافته بودند قیام کردند، و هر کس از ما خانواده هم که خاموشی گزیند. از روی علم است.
قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اَللَّهِ أَ لَيْسَ كَانَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ ع كَاتِبَ اَلْوَصِيَّةِ وَ رَسُولُ اَللَّهِ ص اَلْمُمْلِي عَلَيْهِ وَ جَبْرَئِيلُ وَ اَلْمَلاَئِكَةُ اَلْمُقَرَّبُونَ ع شُهُودٌ قَالَ فَأَطْرَقَ طَوِيلاً ثُمَّ قَالَ يَا أَبَا اَلْحَسَنِ قَدْ كَانَ مَا قُلْتَ وَ لَكِنْ حِينَ نَزَلَ بِرَسُولِ اَللَّهِ ص اَلْأَمْرُ نَزَلَتِ اَلْوَصِيَّةُ مِنْ عِنْدِ اَللَّهِ كِتَاباً مُسَجَّلاً نَزَلَ بِهِ جَبْرَئِيلُ مَعَ أُمَنَاءِ اَللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى مِنَ اَلْمَلاَئِكَةِ فَقَالَ جَبْرَئِيلُ يَا مُحَمَّدُ مُرْ بِإِخْرَاجِ مَنْ عِنْدَكَ إِلاَّ وَصِيَّكَ لِيَقْبِضَهَا مِنَّا وَ…
ابو موسی ضریر(نابینا)گوید: موسی بن جعفر علیهما السلام بمن فرمود که: من بامام صادق علیه السلام گفتم: مگر امیر المومنین علیه السلام کاتب وصیت و پیغمبر دیکته گو و جبرییل و ملایکه مقربون شهود آن نبودند؟ حضرت مدتی سر بزیر انداخت و سپس فرمود: چنان بود که گفتی، ای ابو الحسن؛ ولی زمانی که وفات رسول خدا صلی الله علیه و آله در رسید، امر وصیت از جانب خدا در مکتوبی سر بمهر فرود آمد، آن مکتوب را جبرییل همراه ملایکه امین خدای تبارک و تعالی فرود آورد. جبرییل گفت: ای محمد دستور ده هر که نزدت هست، جز وصیت یعنی علی بیرون روند، تا او مکتوب وصیت را از ما بگیرد و ما را گواه گیرد که تو آن را باو دادی و خودش ضامن و متعهد آن شود، پیغمبر صلی الله علیه و آله باخراج هر که در خانه بود، جز علی علیه السلام دستور داد، و…
قُلْتُ لِأَبِي اَلْحَسَنِ اَلرِّضَا ع إِذَا مَاتَ اَلْإِمَامُ بِمَ يُعْرَفُ اَلَّذِي بَعْدَهُ فَقَالَ لِلْإِمَامِ عَلاَمَاتٌ مِنْهَا أَنْ يَكُونَ أَكْبَرَ وُلْدِ أَبِيهِ وَ يَكُونَ فِيهِ اَلْفَضْلُ وَ اَلْوَصِيَّةُ وَ يَقْدَمَ اَلرَّكْبُ فَيَقُولَ إِلَى مَنْ أَوْصَى فُلاَنٌ فَيُقَالَ إِلَى فُلاَنٍ وَ اَلسِّلاَحُ فِينَا بِمَنْزِلَةِ اَلتَّابُوتِ فِي بَنِي إِسْرَائِيلَ تَكُونُ اَلْإِمَامَةُ مَعَ اَلسِّلاَحِ حَيْثُمَا كَانَ .
ابن ابی نصر گوید: بامام رضا علیه السلام عرضکردم، چون امام بمیرد، امام پس از وی بچه دلیل شناخته می شود؟ فرمود: امام را علاماتیست: از جمله آنها اینست که بزرگترین فرزند پدرش می باشد و دارای فضیلت و وصیت است، بطوری که جماعت مسافرین می آیند و می پرسند: فلان امام(که وفات کرد)بچه شخصی وصیت کرد؟ همه می گویند بفلان کس، و سلاح در میان ما، مانند تابوتست در بنی اسراییل، امامت همراه سلاحست هر کجا که باشد(باحادیث 625-628 رجوع شود).
قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع اَلْمُتَوَثِّبُ عَلَى هَذَا اَلْأَمْرِ اَلْمُدَّعِي لَهُ مَا اَلْحُجَّةُ عَلَيْهِ قَالَ يُسْأَلُ عَنِ اَلْحَلاَلِ وَ اَلْحَرَامِ قَالَ ثُمَّ أَقْبَلَ عَلَيَّ فَقَالَ ثَلاَثَةٌ مِنَ اَلْحُجَّةِ لَمْ تَجْتَمِعْ فِي أَحَدٍ إِلاَّ كَانَ صَاحِبَ هَذَا اَلْأَمْرِ أَنْ يَكُونَ أَوْلَى اَلنَّاسِ بِمَنْ كَانَ قَبْلَهُ وَ يَكُونَ عِنْدَهُ اَلسِّلاَحُ وَ يَكُونَ صَاحِبَ اَلْوَصِيَّةِ اَلظَّاهِرَةِ اَلَّتِي إِذَا قَدِمْتَ اَلْمَدِينَةَ سَأَلْتَ عَنْهَا اَلْعَامَّةَ وَ اَلصِّبْيَانَ إِلَى مَنْ أَوْصَى فُلاَنٌ فَيَقُولُونَ إِلَى فُلاَنِ بْنِ فُلاَنٍ .
عبد الاعلی گوید: بامام صادق علیه السلام عرضکردم: کسی که منصب امامت را غصب کرده و بناحق ادعا میکند، چه دلیلی بر رد اوست؟ فرمود: راجع بحلال و حرام از او بپرسند(درست پاسخ نگفتنش دلیل بر ادعای دروغش می باشد)سپس بمن رو کرد و فرمود: سه دلیل هست که جز در صاحب امر امامت فراهم نیاید: 1-سزاوارترین مردمست نسبت بامام پیش از خود(از لحاظ خویشاوندی، صفات کمالیه، و اخلاق و رفتار)2-و سلاح نزد اوست 3-و وصیت امام سابق در باره او مشهور است بطوری که چون در شهر امام وارد شوی و از عموم مردم و کودکان هم که بپرسی: فلان امام بچه شخصی وصیت کرده؟ میگویند بفلان پسر فلان.
قِيلَ لَهُ بِأَيِّ شَيْ ءٍ يُعْرَفُ اَلْإِمَامُ قَالَ بِالْوَصِيَّةِ اَلظَّاهِرَةِ وَ بِالْفَضْلِ إِنَّ اَلْإِمَامَ لاَ يَسْتَطِيعُ أَحَدٌ أَنْ يَطْعُنَ عَلَيْهِ فِي فَمٍ وَ لاَ بَطْنٍ وَ لاَ فَرْجٍ فَيُقَالَ كَذَّابٌ وَ يَأْكُلُ أَمْوَالَ اَلنَّاسِ وَ مَا أَشْبَهَ هَذَا .
بامام صادق علیه السلام عرض شد: امام بچه دلیل شناخته شود؟ فرمود: بوصیت معروف و فضیلت، همانا هیچ کس نمی تواند نسبت بامام در باره دهان و شکم و عورت طعنی زند، باینکه بگوید: او دروغگوست و مال مردم را میخورد و مانند اینها.
قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ ع مَا عَلاَمَةُ اَلْإِمَامِ اَلَّذِي بَعْدَ اَلْإِمَامِ فَقَالَ طَهَارَةُ اَلْوِلاَدَةِ وَ حُسْنُ اَلْمَنْشَإِ وَ لاَ يَلْهُو وَ لاَ يَلْعَبُ .
معاویه بن وهب گوید: بامام باقر علیه السلام عرضکردم: علامت جانشین امام چیست؟ فرمود: پاکیزگی ولادت(حلال زادگی، ختنه شده، بخون آلوده نبودن)و تربیت خوب رشد و نموش بفضیلت و کمال و سعادت مقرون باشد و یاوه گری و بازی نکند.
سَأَلْتُهُ عَنِ اَلدَّلاَلَةِ عَلَى صَاحِبِ هَذَا اَلْأَمْرِ فَقَالَ اَلدَّلاَلَةُ عَلَيْهِ اَلْكِبَرُ وَ اَلْفَضْلُ وَ اَلْوَصِيَّةُ إِذَا قَدِمَ اَلرَّكْبُ اَلْمَدِينَةَ فَقَالُوا إِلَى مَنْ أَوْصَى فُلاَنٌ قِيلَ إِلَى فُلاَنِ بْنِ فُلاَنٍ وَ دُورُوا مَعَ اَلسِّلاَحِ حَيْثُمَا دَارَ فَأَمَّا اَلْمَسَائِلُ فَلَيْسَ فِيهَا حُجَّةٌ .
احمد بن عمر گوید: از حضرت رضا علیه السلام در باره دلیل امامت صاحب الامر پرسیدم، فرمود: دلیلش بزرگی سن و فضیلت و وصیت است، زمانی که کاروان بشهر در آید و بگوید: فلانی بکه وصیت کرد؟ جواب دهند: بفلان پسر فلان و هر کجا سلاح گردید، شما هم(برای یافتن امام)بگردید، اما جواب گفتن مسایل دلیل نیست(یعنی نسبت بعوام و نوع مردم، بلکه تنها دلیل برای دانشمندان و خواص از مردم است).
إِنَّ اَلْأَمْرَ فِي اَلْكَبِيرِ مَا لَمْ تَكُنْ فِيهِ عَاهَةٌ .
امام صادق علیه السلام فرمود: امر امامت بفرزند بزرگ می رسد، در صورتی که عیبی نداشته باشد.
قُلْتُ لِأَبِي اَلْحَسَنِ ع جُعِلْتُ فِدَاكَ بِمَ يُعْرَفُ اَلْإِمَامُ قَالَ فَقَالَ بِخِصَالٍ أَمَّا أَوَّلُهَا فَإِنَّهُ بِشَيْ ءٍ قَدْ تَقَدَّمَ مِنْ أَبِيهِ فِيهِ بِإِشَارَةٍ إِلَيْهِ لِتَكُونَ عَلَيْهِمْ حُجَّةً وَ يُسْأَلُ فَيُجِيبُ وَ إِنْ سُكِتَ عَنْهُ اِبْتَدَأَ وَ يُخْبِرُ بِمَا فِي غَدٍ وَ يُكَلِّمُ اَلنَّاسَ بِكُلِّ لِسَانٍ ثُمَّ قَالَ لِي يَا أَبَا مُحَمَّدٍ أُعْطِيكَ عَلاَمَةً قَبْلَ أَنْ تَقُومَ فَلَمْ أَلْبَثْ أَنْ دَخَلَ عَلَيْنَا رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ خُرَاسَانَ فَكَلَّمَهُ اَلْخُرَاسَانِيُّ بِالْعَرَبِيَّةِ فَأَجَابَهُ أَبُو اَلْحَسَنِ ع بِالْفَارِسِيَّةِ فَقَالَ لَهُ…
ابو بصیر گوید: بحضرت ابو الحسن علیه السلام عرضکردم: قربانت گردم، امام بچه دلیل شناخته شود؟ فرمود: بچند خصلت: اولش اینکه: چیزی از پدرش که باو اشاره داشته باشد در باره اش پیشی گرفته باشد(مانند تصریح بر امامت و وصیت در باره او و سپردن علم و سلاح و سایر نشانه های امامت باو)تا برای مردم حجت باشد و از هر چه بپرسند فورا جوابگوید و اگر در محضرش سکوت کنند. او شروع کند و از فردا خبر دهد و بهر لغتی با مردم سخن گوید، سپس بمن فرمود: ای ابا محمد پیش از آنکه از این مجلس برخیزی نشانه دیگری بتو می نمایانم. طولی نکشید که مردی از اهل خراسان وارد شد و بلغت عربی با حضرت سخن گفت و امام علیه السلام بفارسی جوابش داد، مرد خراسانی گفت. قربانت گردم، بخدا من از سخن گفتن بلغت خراسانی با شما مانعی نداشتم جز اینکه گمان می…