سَأَلْتُهُ عَمَّا يَتَحَدَّثُ اَلنَّاسُ أَنَّهُ دُفِعَتْ إِلَى أُمِّ سَلَمَةَ صَحِيفَةٌ مَخْتُومَةٌ فَقَالَ إِنَّ رَسُولَ اَللَّهِ ص لَمَّا قُبِضَ وَرِثَ عَلِيٌّ ع عِلْمَهُ وَ سِلاَحَهُ وَ مَا هُنَاكَ ثُمَّ صَارَ إِلَى اَلْحَسَنِ ثُمَّ صَارَ إِلَى اَلْحُسَيْنِ ع فَلَمَّا خَشِينَا أَنْ نُغْشَى اِسْتَوْدَعَهَا أُمَّ سَلَمَةَ ثُمَّ قَبَضَهَا بَعْدَ ذَلِكَ عَلِيُّ بْنُ اَلْحُسَيْنِ ع قَالَ فَقُلْتُ نَعَمْ ثُمَّ صَارَ إِلَى أَبِيكَ ثُمَّ اِنْتَهَى إِلَيْكَ وَ صَارَ بَعْدَ ذَلِكَ إِلَيْكَ قَالَ نَعَمْ .
حمران گوید: از امام باقر علیه السلام پرسیدم در باره آنچه مردم گویند که نامه مهرشده یی بام سلمه داده شد، امام علیه السلام فرمود: چون پیغمبر صلی الله علیه و آله درگذشت. علمش و سلاحش و هر چه نزد او بود(از نشانه های امامت)بعلی علیه السلام بارث رسید، سپس بحسن و پس از او بحسین علیهما السلام رسید و چون نگران شدیم که گرفتار شویم(و در داستان کربلا آن اسلحه بدست دشمن افتد)حسین علیه السلام آن را بام سلمه سپرد. سپس علی بن الحسین علیهما السلام آن را بازگرفت، من عرض کردم: آری چنین 137 - 2 است، سپس بپدرت رسید و پس از وی بشما رسید؟ فرمود: بلی.
سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ ع عَمَّا يَتَحَدَّثُ اَلنَّاسُ أَنَّهُ دُفِعَ إِلَى أُمِّ سَلَمَةَ صَحِيفَةٌ مَخْتُومَةٌ فَقَالَ إِنَّ رَسُولَ اَللَّهِ ص لَمَّا قُبِضَ وَرِثَ عَلِيٌّ ع عِلْمَهُ وَ سِلاَحَهُ وَ مَا هُنَاكَ ثُمَّ صَارَ إِلَى اَلْحَسَنِ ثُمَّ صَارَ إِلَى اَلْحُسَيْنِ ع قَالَ قُلْتُ ثُمَّ صَارَ إِلَى عَلِيِّ بْنِ اَلْحُسَيْنِ ثُمَّ صَارَ إِلَى اِبْنِهِ ثُمَّ اِنْتَهَى إِلَيْكَ فَقَالَ نَعَمْ .
عمر بن ابان گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم راجع بآنچه مردم میگویند که نامه مهرشده یی بام سلمه داده شد، امام فرمود: چون پیغمبر صلی الله علیه و آله درگذشت، علمش و سلاحش و آنچه از میراث انبیا داشت، بعلی علیه السلام بارث رسید، سپس بحسن و پس از او بحسین علیهما السلام رسید، و عرض کردم: سپس بعلی بن حسین و پس از او بپسرش و سپس بشما رسید؟ فرمود: آری.
سَمِعْتُ حُمْرَانَ بْنَ أَعْيَنَ يَسْأَلُ أَبَا جَعْفَرٍ ع عَنْ قَوْلِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ بَدِيعُ اَلسَّماواتِ وَ اَلْأَرْضِ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع إِنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ اِبْتَدَعَ اَلْأَشْيَاءَ كُلَّهَا بِعِلْمِهِ عَلَى غَيْرِ مِثَالٍ كَانَ قَبْلَهُ فَابْتَدَعَ اَلسَّمَاوَاتِ وَ اَلْأَرَضِينَ وَ لَمْ يَكُنْ قَبْلَهُنَّ سَمَاوَاتٌ وَ لاَ أَرَضُونَ أَ مَا تَسْمَعُ لِقَوْلِهِ تَعَالَى وَ كانَ عَرْشُهُ عَلَى اَلْماءِ فَقَالَ لَهُ حُمْرَانُ أَ رَأَيْتَ قَوْلَهُ جَلَّ ذِكْرُهُ عالِمُ اَلْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى غَيْبِهِ أَحَداً فَقَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع إِلاّ مَنِ اِرْتَضى مِنْ…
سدیر صیرفی گوید: شنیدم که حمران بن اعین از امام باقر علیه السلام راجع بقول خدای عز و جل(101 سوره 6)«خدا ایجادکننده آسمانها و زمین است»میپرسید: امام فرمود: خدای عز و جل همه چیز را با علمش ایجاد کرد، بدون آنکه نمونه قبلی داشته باشد، آسمانها و زمینها را آفرید در صورتی که پیش از آن آسمان و زمینی نبود، مگر نمیشنوی گفتار خودش را(7 سوره 11)«و عرش خدا روی آب بود»(پس اگر آسمان و زمین میبود، عرش خدا روی آنها قرار میگرفت)حمران عرضکرد: بفرمایید معنی گفتار خدای جل ذکره را(27 سوره 72)«خدا غیب میداند و کسی را بر علم غیب خود آگاه نکند»امام علیه السلام(دنبال آیه را)فرمود: «مگر پیغمبری که مورد پسند او باشد»بخدا که محمد از پسندیدگان او بود و اما اینکه فرماید: «خدا غیب می داند»همانا خدای عز و جل عالم است بآنچه…
إِنَّ عَلِيّاً ع كَانَ مُحَدَّثاً فَقُلْتُ فَتَقُولُ نَبِيٌّ قَالَ فَحَرَّكَ بِيَدِهِ هَكَذَا ثُمَّ قَالَ أَوْ كَصَاحِبِ سُلَيْمَانَ أَوْ كَصَاحِبِ مُوسَى أَوْ كَذِي اَلْقَرْنَيْنِ أَ وَ مَا بَلَغَكُمْ أَنَّهُ قَالَ وَ فِيكُمْ مِثْلُهُ .
حارث بن مغیره گوید امام باقر علیه السلام فرمود: علی علیه السلام محدث بود، عرضکردم: میفرمایید پیغمبر بود؟ (چون این سوال در بین سخن آن حضرت بود، برای جواب نفی)امام علیه السلام دست خود را این چنین(ببالا)حرکت داد. سپس فرمود: بلکه مانند همدم سلیمان یا همدم موسی یا مانند ذو القرنین بود، مگر بشما خبر نرسیده است که خود علی فرمود: در میان شما هم مانند ذو القرنین هست(و او خود علی علیه السلام است). شرح محدث(مانند مقدم بصیغه اسم مفعول از باب تفعیل)در لغت بمعنی کسی است که باو حدیث و خبر تازه گویند و در لسان اخبار امام علیه السلام را محدث گویند، زیرا خدای تعالی علوم و اخبار آسمانی 202 - 3 را بوسیله الهام یا صدای فرشته باو میرساند ولی امام شخص فرشته را نمی بیند، اما پیغمبر صلی الله علیه و آله او را می دید…
سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ ع عَنْ قَوْلِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ يَسْئَلُونَكَ عَنِ اَلرُّوحِ قُلِ اَلرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي َالَ خَلْقٌ أَعْظَمُ مِنْ جَبْرَئِيلَ وَ مِيكَائِيلَ كَانَ مَعَ رَسُولِ اَللَّهِ ص وَ هُوَ مَعَ اَلْأَئِمَّةِ وَ هُوَ مِنَ اَلْمَلَكُوتِ .
ابو بصیر گوید: از امام صادق علیه السلام راجع بقول خدای عز و جل«از تو در باره روح میپرسند بگو روح از امر پروردگار من است 87 سوره 17-»پرسیدم. فرمود: آن مخلوقی است بزرگتر از جبرییل و میکاییل که همراه رسول خدا صلی الله علیه و آله و همراه ایمه است و آن از عالم ملکوتست(یعنی آسمانی و روحانی است).
سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ ع عَنْ قَوْلِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِنَّ اَللّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا اَلْأَماناتِ إِلى أَهْلِها َالَ أَمَرَ اَللَّهُ اَلْإِمَامَ اَلْأَوَّلَ أَنْ يَدْفَعَ إِلَى اَلْإِمَامِ اَلَّذِي بَعْدَهُ كُلَّ شَيْ ءٍ عِنْدَهُ .
معلی بن خنیس گوید: از امام صادق علیه السلام در باره قول خدای عز و جل»خدا شما را امر میکند که امانتها را بصاحبانش رد کنید»پرسیدم فرمود: خدا امام پیشین را دستور میدهد که هر چه(از علایم امامت) نزد اوست بامام بعد از خود رد کند.
لاَ يَمُوتُ اَلْإِمَامُ حَتَّى يَعْلَمَ مَنْ يَكُونُ مِنْ بَعْدِهِ فَيُوصِيَ إِلَيْهِ.
امام صادق علیه السلام فرمود: امام نمی میرد تا امام بعد از خود را بشناسد و باو وصیت کند.
إِنَّ اَلْإِمَامَ يَعْرِفُ اَلْإِمَامَ اَلَّذِي مِنْ بَعْدِهِ فَيُوصِي إِلَيْهِ.
و فرمود: امام، امام بعد از خود را میشناسد و باو وصیت میکند.
مَا مَاتَ عَالِمٌ حَتَّى يُعْلِمَهُ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَى مَنْ يُوصِي .
عالمی(امامی)نمیرد تا خدای عز و جل باو بیاموزد که بچه کس وصیت کند.
كُنْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع فَذَكَرُوا اَلْأَوْصِيَاءَ وَ ذَكَرْتُ إِسْمَاعِيلَ فَقَالَ لاَ وَ اَللَّهِ يَا أَبَا مُحَمَّدٍ مَا ذَاكَ إِلَيْنَا وَ مَا هُوَ إِلاَّ إِلَى اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ يُنْزِلُ وَاحِداً بَعْدَ وَاحِدٍ .
ابو بصیر گوید: خدمت امام صادق علیه السلام بودم که نام اوصیا را بردند و من هم اسماعیل را نام بردم. حضرت فرمود: نه بخدا، ای ابا محمد، تعیین امام باختیار ما نیست، این کار تنها بدست خداست که در باره هر یک پس از دیگری فرو میفرستد.
أَ تَرَوْنَ اَلْمُوصِيَ مِنَّا يُوصِي إِلَى مَنْ يُرِيدُ لاَ وَ اَللَّهِ وَ لَكِنْ عَهْدٌ مِنَ اَللَّهِ وَ رَسُولِهِ ص لِرَجُلٍ فَرَجُلٍ حَتَّى يَنْتَهِيَ اَلْأَمْرُ إِلَى صَاحِبِهِ .
عمرو بن اشعث گوید: شنیدم امام صادق علیه السلام میفرمود: شما گمان میکنید هر کس از ما امامان که وصیت میکند، بهر کس میخواهد وصیت میکند؟ نه بخدا، چنین نیست، بلکه امر امامت عهد و فرمانی است از جانب خدا و رسولش صلی الله علیه و آله برای مردی پس از مردی(از ما خانواده)تا بصاحبش برسد(یعنی تا برسد بامام دوازدهم و یا اینکه امر امامت بدست خدا و رسولست تا باهل و مستحقش برسد).
إِنَّ اَلْإِمَامَةَ عَهْدٌ مِنَ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مَعْهُودٌ لِرِجَالٍ مُسَمَّيْنَ لَيْسَ لِلْإِمَامِ أَنْ يَزْوِيَهَا عَنِ اَلَّذِي يَكُونُ مِنْ بَعْدِهِ إِنَّ اَللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى أَوْحَى إِلَى دَاوُدَ ع أَنِ اِتَّخِذْ وَصِيّاً مِنْ أَهْلِكَ فَإِنَّهُ قَدْ سَبَقَ فِي عِلْمِي أَنْ لاَ أَبْعَثَ نَبِيّاً إِلاَّ وَ لَهُ وَصِيٌّ مِنْ أَهْلِهِ وَ كَانَ لِدَاوُدَ ع أَوْلاَدٌ عِدَّةٌ وَ فِيهِمْ غُلاَمٌ كَانَتْ أُمُّهُ عِنْدَ دَاوُدَ وَ كَانَ لَهَا مُحِبّاً فَدَخَلَ دَاوُدُ ع عَلَيْهَا حِينَ أَتَاهُ اَلْوَحْيُ فَقَالَ لَهَا إِنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَوْحَى إِلَيَّ يَأْمُرُنِي أَنِ…
معاویه بن عمار گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: امامت عهد و پیمانست از جانب خدای عز و جل که برای مردانی نامبرده بسته شده است، امام حق ندارد آن را از امام بعد از خود دور دارد و بگرداند -همانا خدای تبارک و تعالی بداود علیه السلام وحی کرد که از خاندان خود وصیی انتخاب کن، زیرا در علم من پیشی گرفته که هیچ پیغمبری را مبعوث نسازم جز اینکه برای او وصیی از خاندانش باشد. داود فرزندان بسیاری داشت و در میان آنها جوان نورسی بود که مادرش نزد داود بود و داود آن زن را دوست می داشت، چون این وحی بداود رسید، نزد آن زن آمد و باو گفت خدای عز و جل بمن وحی فرستاده و امر کرده است که از خاندان خودم وصیی انتخاب کنم، همسرش باو گفت: خوبست پسر من باشد، داود گفت: من هم همین را خواستارم، ولی در علم پیشین و حتمی خدا…