اِسْمُ اَللَّهِ اَلْأَعْظَمُ ثَلاَثَةٌ وَ سَبْعُونَ حَرْفاً كَانَ عِنْدَ آصَفَ حَرْفٌ فَتَكَلَّمَ بِهِ فَانْخَرَقَتْ لَهُ اَلْأَرْضُ فِيمَا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ سَبَإٍ فَتَنَاوَلَ عَرْشَ بِلْقِيسَ حَتَّى صَيَّرَهُ إِلَى سُلَيْمَانَ ثُمَّ اِنْبَسَطَتِ اَلْأَرْضُ فِي أَقَلَّ مِنْ طَرْفَةِ عَيْنٍ وَ عِنْدَنَا مِنْهُ اِثْنَانِ وَ سَبْعُونَ حَرْفاً وَ حَرْفٌ عِنْدَ اَللَّهِ مُسْتَأْثِرٌ بِهِ فِي عِلْمِ اَلْغَيْبِ .
حضرت ابو الحسن عسکری علیه السلام میفرماید: اسم اعظم خدا هفتاد و سه حرفست، آصف یک حرف را داشت. و چون بزبان آورد، زمین میان او و شهر سبا شکافته شد، او تخت بلقیس را بدست گرفت و بسلیمان رسانید، سپس زمین گشاده گشت و این عمل در کمتر از چشم بهم زدنی انجام شد و نزد ما هفتاد و دو حرف از اسم اعظم است و یک حرف نزد خداست که در علم غیب بخود اختصاص داده است.
كَانَتْ عَصَا مُوسَى لآِدَمَ ع فَصَارَتْ إِلَى شُعَيْبٍ ثُمَّ صَارَتْ إِلَى مُوسَى بْنِ عِمْرَانَ وَ إِنَّهَا لَعِنْدَنَا وَ إِنَّ عَهْدِي بِهَا آنِفاً وَ هِيَ خَضْرَاءُ كَهَيْئَتِهَا حِينَ اُنْتُزِعَتْ مِنْ شَجَرَتِهَا وَ إِنَّهَا لَتَنْطِقُ إِذَا اُسْتُنْطِقَتْ أُعِدَّتْ لِقَائِمِنَا ع يَصْنَعُ بِهَا مَا كَانَ يَصْنَعُ مُوسَى وَ إِنَّهَا لَتَرُوعُ وَ تَلْقَفُ ما يَأْفِكُونَ وَ تَصْنَعُ مَا تُؤْمَرُ بِهِ إِنَّهَا حَيْثُ أَقْبَلَتْ تَلْقَفُ ما يَأْفِكُون ُفْتَحُ لَهَا شُعْبَتَانِ إِحْدَاهُمَا فِي اَلْأَرْضِ وَ اَلْأُخْرَى فِي اَلسَّقْفِ وَ بَيْنَهُمَا أَرْبَعُونَ ذِرَاعاً تَلْقَفُ مَا…
امام باقر علیه السلام فرمود: عصای موسی از آن آدم علیه السلام بود که بشعیب رسید و سپس بموسی بن عمران رسید، آن عصا نزد ماست و اندکی پیش نزدم بود و مانند وقتی که از درختش باز شده سبز است، و چون از او بازپرسی شود، جواب گوید و برای قایم ما علیه السلام آماده گشته است، او با آن همان کار که موسی میکرد انجام دهد، آن عصا هراس آور است و ساخته های نیرنگی جادوگران را میبلعد و بهر چه مامور شود انجام دهد، چون حمله کند، هر چه بنیرنگ ساخته اند میبلعد و برایش دو شعبه باز شود که یکی در زمین و دیگری در سقف باشد و میان آنها(میان دو فکش)چهل ذراع باشد و نیرنگ ساخته ها را با زبانش میبلعد (چنانچه در زمان موسی(ع)جادوهای جادوگران را بلعید).
أَلْوَاحُ مُوسَى ع عِنْدَنَا وَ عَصَا مُوسَى عِنْدَنَا وَ نَحْنُ وَرَثَةُ اَلنَّبِيِّينَ .
امام صادق علیه السلام میفرمود، الواح موسی علیه السلام و عصای او نزد ماست و ما وارث پیغمبرانیم.
إِنَّ اَلْقَائِمَ إِذَا قَامَ بِمَكَّةَ وَ أَرَادَ أَنْ يَتَوَجَّهَ إِلَى اَلْكُوفَةِ نَادَى مُنَادِيهِ أَلاَ لاَ يَحْمِلْ أَحَدٌ مِنْكُمْ طَعَاماً وَ لاَ شَرَاباً وَ يَحْمِلُ حَجَرَ مُوسَى بْنِ عِمْرَانَ وَ هُوَ وِقْرُ بَعِيرٍ فَلاَ يَنْزِلُ مَنْزِلاً إِلاَّ اِنْبَعَثَ عَيْنٌ مِنْهُ فَمَنْ كَانَ جَائِعاً شَبِعَ وَ مَنْ كَانَ ظَامِئاً رَوِيَ فَهُوَ زَادُهُمْ حَتَّى يَنْزِلُوا اَلنَّجَفَ مِنْ ظَهْرِ اَلْكُوفَةِ .
امام باقر علیه السلام فرمود: چون حضرت قایم در مکه قیام کند و خواهد متوجه کوفه شود منادیش فریاد کشد که، کسی خوردنی و آشامیدنی همراه خود بر ندارد، و سنگ حضرت موسی که بوزن یک بار شتر است با آن حضرتست، در هر منزلی که فرود آیند، چشمه آبی از آن سنگ بجوشد که گرسنه را سیر و تشنه را سیراب کند و همان سنگ توشه آنهاست تا هنگامی که در نجف بپشت کوفه فرود آیند.
خَرَجَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ ع ذَاتَ لَيْلَةٍ بَعْدَ عَتَمَةٍ وَ هُوَ يَقُولُ هَمْهَمَةً هَمْهَمَةً وَ لَيْلَةً مُظْلِمَةً خَرَجَ عَلَيْكُمُ اَلْإِمَامُ عَلَيْهِ قَمِيصُ آدَمَ وَ فِي يَدِهِ خَاتَمُ سُلَيْمَانَ وَ عَصَا مُوسَى ع .
امام باقر علیه السلام فرمود: شبی بعد از نماز عشا امیر المومنین علیه السلام بیرون رفت و میفرمود همهمه همهمه(صدای مخصوصی است که در سینه بگردد و گرفتگی داشته باشد)و شب تاریک است، امام بر شما در آمده است، پیراهن آدم را پوشیده و انگشتر سلیمان و عصای موسی علیهم السلام را در دست دارد.
أَ تَدْرِي مَا كَانَ قَمِيصُ يُوسُفَ ع قَالَ قُلْتُ لاَ قَالَ إِنَّ إِبْرَاهِيمَ ع لَمَّا أُوقِدَتْ لَهُ اَلنَّارُ أَتَاهُ جَبْرَئِيلُ ع بِثَوْبٍ مِنْ ثِيَابِ اَلْجَنَّةِ فَأَلْبَسَهُ إِيَّاهُ فَلَمْ يَضُرَّهُ مَعَهُ حَرٌّ وَ لاَ بَرْدٌ فَلَمَّا حَضَرَ إِبْرَاهِيمَ اَلْمَوْتُ جَعَلَهُ فِي تَمِيمَةٍ وَ عَلَّقَهُ عَلَى إِسْحَاقَ وَ عَلَّقَهُ إِسْحَاقُ عَلَى يَعْقُوبَ فَلَمَّا وُلِدَ يُوسُفُ ع عَلَّقَهُ عَلَيْهِ فَكَانَ فِي عَضُدِهِ حَتَّى كَانَ مِنْ أَمْرِهِ مَا كَانَ فَلَمَّا أَخْرَجَهُ يُوسُفُ بِمِصْرَ مِنَ اَلتَّمِيمَةِ وَجَدَ يَعْقُوبُ رِيحَهُ وَ هُوَ قَوْلُهُ إِنِّي لَأَجِدُ رِيحَ يُوسُفَ…
مفضل بن عمر گوید: امام صادق علیه السلام بمن فرمود: میدانی پیراهن یوسف علیه السلام چه بود؟ عرضکردم: نه، فرمود: چون برای ابراهیم علیه السلام آتش افروختند، جبرییل علیه السلام جامه ای از جامه های بهشت برایش آورد، او پوشید، و با آن جامه گرما و سرما بابراهیم زیانی نمیرسانید چون مرگ ابراهیم در رسید، آن را در غلافی نهاد و باسحاق آویخت و اسحاق آن را بیعقوب آویخت و چون یوسف علیه السلام متولد شد، آن را بر او آویخت و در بازوی او بود تا امرش بآنجا که بایست رسید(زمام حکومت مصر بدست گرفت)و چون یوسف آن را در مصر از غلاف بیرون آورد، یعقوب بوی خوش آن را دریافت و همین است که گوید(94 سوره یوسف 12)«اگر سفیهم نمیخوانید من بوی یوسف را احساس میکنم»و آن همان پیراهنی بود که خدا از بهشت فرستاده بود. عرضکردم: قربانت…
كُنْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع إِذْ دَخَلَ عَلَيْهِ رَجُلاَنِ مِنَ اَلزَّيْدِيَّةِ فَقَالاَ لَهُ أَ فِيكُمْ إِمَامٌ مُفْتَرَضُ اَلطَّاعَةِ قَالَ فَقَالَ لاَ قَالَ فَقَالاَ لَهُ قَدْ أَخْبَرَنَا عَنْكَ اَلثِّقَاتُ أَنَّكَ تُفْتِي وَ تُقِرُّ وَ تَقُولُ بِهِ وَ نُسَمِّيهِمْ لَكَ فُلاَنٌ وَ فُلاَنٌ وَ هُمْ أَصْحَابُ وَرَعٍ وَ تَشْمِيرٍ وَ هُمْ مِمَّنْ لاَ يَكْذِبُ فَغَضِبَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ ع فَقَالَ مَا أَمَرْتُهُمْ بِهَذَا فَلَمَّا رَأَيَا اَلْغَضَبَ فِي وَجْهِهِ خَرَجَا فَقَالَ لِي أَ تَعْرِفُ هَذَيْنِ قُلْتُ نَعَمْ هُمَا مِنْ أَهْلِ سُوقِنَا وَ هُمَا مِنَ اَلزَّيْدِيَّةِ وَ هُمَا…
سعید سمان گوید: نزد امام صادق علیه السلام بودم که دو مرد زیدی مذهب بر آن حضرت وارد شدند و گفتند: آیا در میان شما امامی که اطاعتش واجب باشد هست؟ (و مقصودشان اثبات امامت زید بن علی بن الحسین علیهما السلام بود)فرمود: نه(امامی که مقصود شماست در میان ما نیست)آن دو نفر گفتند: مردمان موثق بما خبر دادند که شما بآن فتوی دهی و اعتراف کنی و عقیده داری و آن خبر دهندگان فلان و فلان هستند که نام میبریم و ایشان دارای تقوی و کوشش در عبادتند و دروغ نگویند، امام صادق علیه السلام در غضب شد و فرمود: من بآنها چنین دستوری نداده ام، چون آن دو نفر آثار غضب بر چهره امام دیدند، بیرون رفتند. حضرت بمن فرمود: این دو نفر را میشناسی؟ عرضکردم: آری، اینها اهل بازار ما هستند و از طایفه زیدیه میباشند و عقیده دارند که شمشیر…
عِنْدِي سِلاَحُ رَسُولِ اَللَّهِ ص لاَ أُنَازَعُ فِيهِ ثُمَّ قَالَ إِنَّ اَلسِّلاَحَ مَدْفُوعٌ عَنْهُ لَوْ وُضِعَ عِنْدَ شَرِّ خَلْقِ اَللَّهِ لَكَانَ خَيْرَهُمْ ثُمَّ قَالَ إِنَّ هَذَا اَلْأَمْرَ يَصِيرُ إِلَى مَنْ يُلْوَى لَهُ اَلْحَنَكُ فَإِذَا كَانَتْ مِنَ اَللَّهِ فِيهِ اَلْمَشِيئَةُ خَرَجَ فَيَقُولُ اَلنَّاسُ مَا هَذَا اَلَّذِي كَانَ وَ يَضَعُ اَللَّهُ لَهُ يَداً عَلَى رَأْسِ رَعِيَّتِهِ .
عبد الاعلی بن اعین گوید: شنیدم که امام صادق علیه السلام می فرمود: اسلحه پیغمبر صلی الله علیه و آله نزد من است، کسی نسبت بآن با من نتواند نزاع کند(یعنی میراث مخصوص ماست یا آنکه خدا نگذارد کسی آن را بزور از ما برباید یا بودن آن را نزد ما انکار کند)همانا سلاح از آسیب محفوظ است در دست هر کس باشد از گناه و لغزش بر کنار است ، اگر بدست بدترین مخلوق خدا بیفتد بهترین ایشان شود(ولی خدا بدست او نمی اندازد)سپس فرمود: امر امامت در آخر بکسی رسد که چانه بسوی او کج شود(یعنی همه مطیع او شوند و یا آنکه طولانی شدن غیبتش سبب شود که مردم بشیعیانش دهن کجی کنند و استهزا نمایند)و چون خواست خدا در باره او صورت گیرد، بیرون شود، مردم گویند: این چه واقعه ای است، خدا از برکت آن حضرت بر سر رعیتش دست رحمت نهد(تا عقلشان…
تَرَكَ رَسُولُ اَللَّهِ ص فِي اَلْمَتَاعِ سَيْفاً وَ دِرْعاً وَ عَنَزَةً وَ رَحْلاً وَ بَغْلَتَهُ اَلشَّهْبَاءَ فَوَرِثَ ذَلِكَ كُلَّهُ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ ع .
امام صادق علیه السلام فرمود: رسول خدا صلی الله علیه و آله در میان کالای خویش شمشیری و زرهی و نیزه یی و زینی و استر شهبایی داشت که در ترکه او بود و همه بعلی بن ابی طالب علیه السلام بارث رسید(یعنی چون این اسلحه نشانه امامت و جانشینی آن حضرت بود، باو منتقل شد و اینها مانند دین و وصیت از ترکه خارج است).
لَبِسَ أَبِي دِرْعَ رَسُولِ اَللَّهِ ص ذَاتَ اَلْفُضُولِ فَخَطَّتْ وَ لَبِسْتُهَا أَنَا فَفَضَلَتْ .
امام صادق علیه السلام فرماید: پدرم زره ذات الفضول پیغمبر صلی الله علیه و آله را در برگرد، بزمین کشیده شد، من آن را پوشیدم، از قامتم بلندتر بود.
سَأَلْتُهُ عَنْ ذِي اَلْفَقَارِ سَيْفِ رَسُولِ اَللَّهِ ص مِنْ أَيْنَ هُوَ قَالَ هَبَطَ بِهِ جَبْرَئِيلُ ع مِنَ اَلسَّمَاءِ وَ كَانَتْ حِلْيَتُهُ مِنْ فِضَّةٍ وَ هُوَ عِنْدِي .
احمد بن ابی عبد الله گوید: از حضرت رضا علیه السلام پرسیدم که ذو الفقار شمشیر رسول خدا صلی الله علیه و آله از کجا آمد؟ فرمود: جبرییل علیه السلام آن را از آسمان آورد و زیور آن از نقره بود و آن نزد من است.
اَلسِّلاَحُ مَوْضُوعٌ عِنْدَنَا مَدْفُوعٌ عَنْهُ لَوْ وُضِعَ عِنْدَ شَرِّ خَلْقِ اَللَّهِ كَانَ خَيْرَهُمْ لَقَدْ حَدَّثَنِي أَبِي أَنَّهُ حَيْثُ بَنَى بِالثَّقَفِيَّةِ وَ كَانَ قَدْ شُقَّ لَهُ فِي اَلْجِدَارِ فَنُجِّدَ اَلْبَيْتُ فَلَمَّا كَانَتْ صَبِيحَةُ عُرْسِهِ رَمَى بِبَصَرِهِ فَرَأَى حَذْوَهُ خَمْسَةَ عَشَرَ مِسْمَاراً فَفَزِعَ لِذَلِكَ وَ قَالَ لَهَا تَحَوَّلِي فَإِنِّي أُرِيدُ أَنْ أَدْعُوَ مَوَالِيَّ فِي حَاجَةٍ فَكَشَطَهُ فَمَا مِنْهَا مِسْمَارٌ إِلاَّ وَجَدَهُ مُصْرِفاً طَرَفَهُ عَنِ اَلسَّيْفِ وَ مَا وَصَلَ إِلَيْهِ مِنْهَا شَيْ ءٌ .
موسی بن جعفر علیهما السلام فرمود: اسلحه نزد ما نهاده شده، از آسیب محفوظ است، اگر نزد بدترین مخلوق خدا گذارند، بهترین ایشان شود(به سه حدیث قبل رجوع شود)پدرم بمن خبر داد که چون با زوجه ثقفیه خویش عروسی کرد، اطاقی را که اسلحه را در شکاف دیوار آن پنهان کرده بود، برای عروسی زینت کرده بودند، بامداد شب زفاف، چشمش بدیوار افتاد، در محل شکاف جای پانزده میخ دید و نگران شد، بعروس گفت: از اطاق بیرون رو که می خواهم غلامان را برای کاری بخوانم پس شکاف را بررسی کرد و دید سر میخها از طرف شمشیر برگشته و بآن برخورد نکرده است. (نقل این داستان دلیل محفوظ بودن اسلحه از آسیب است).