لا یکونُ مؤمِنُ مُؤْمِناً حَتَّی یکونَ فیهِ ثَلاثُ خِصالٍ، سُنَّةٌ مِنْ رَبِّهِ وَ سُنَّةٌ مِنْ نَبِیه وَ سُنَّةٌ مِنْ ولِیهِ، فَامَّا السُّنَّةُ مِنْ رَبِّهِ فَکتْمانُ السِّرِّهِ، وَ امَّا السُّنَّةُ مِنْ نبِیهِ فَمُداراةُ النَّاسِ، وَ امَّا السُّنَّةُ مِنْ وَلِیهِ فَالصَّبْرُ فِی الْبَأساءِ و الضَّرَّاءِ.
مؤمن، مؤمن نیست مگر اینکه سه خصلت در وی باشد، خصلتی خدایی و خصلتی پیامبری و خصلتی امامی، خصلت خدایی کتمان اسرار است. خصلت پیامبری مدارا نمودن با مردم می باشد و خصلت امامی صبر در مصائب و سختی هاست.
- عیون اخبار الرضا، ج 1، ص 256؛ تفسیر نورالثقلین، ج 1، ص 156؛ بحارالأنوار، ج 24، ص 39؛ ج 78، ص 334.
و من یرد اللَّه به خیرا یصب منه.
هر که خدای تعالی بوی نیک خواهد مصیبتی بوی رساند بنفس یا بمال تا وی صبر کند و ثواب یابد.
الصّبر نصف الایمان.
صبر نیمه ایمانست؛
العلم خلیل المؤمن. و الحلم وزیره. و العقل دلیله. و العمل قائده. و الرّفق والده. و البرّ أخوه. و الصّبر أمیر جنوده.
علم دوست مؤمن است؛ و بردباری وزیر مؤمنست؛ و عقل دلیل مؤمنست؛ و کردار او کشنده اوست. و مدارا کردن پدر اوست و نیکوئی کردن برادر اوست؛ و نیکوئی کردن برادر اوست؛ و صبر کردن امیر لشکرش بود؛
انتظار الفرج بالصّبر عبادة.
گوش فرج داشتن بصبر عبادت بود.
لا یَکُونُ الْمُؤْمِنُ مُؤْمِنًا حَتّی تَکُونَ فیهِ ثَلاثُ خِصال:۱ ـ. سُنَّةٌ مِنْ رَبِّهِ. ۲ ـ. وَ سُنَّةٌ مِنْ نَبِیِّهِ. ۳ ـ. وَ سُنَّةٌ مِنْ وَلِیِّهِ. فَأَمَّا السُّنَّةُ مِنْ رَبِّهِ فَکِتْمانُ سِرِّهِ. وَ أَمَّا السُّنَّةُ مِنْ نَبِیِّهِ فَمُداراةُ النّاسِ. وَ أَمَّا السُّنَّةُ مِنْ وَلِیِّهِ فَالصَّبْرُ فِی الْبَأْساءِ وَ الضَّرّاءِ.
مؤمن، مؤمن واقعی نیست، مگر آن که سه خصلت در او باشد:سنّتی از پروردگارش و سنّتی از پیامبرش و سنّتی از امامش. امّا سنّت پروردگارش، پوشاندن راز خود است، امّا سنّت پیغمبرش، مدارا و نرم رفتاری با مردم است، امّا سنّت امامش، صبر کردن در زمان تنگدستی و پریشان حالی است.
قَال سُئِلَ رَسُولُ الله صَلَّی الله عَلَیهِ وَ آلِه عَن خِیارِ العِباد؛ إِذَا أَحسَنُوا إِستَبشَرُوا وَ إِذَا أَسَاءُوا إِستَغفَرُوا وَ إِذَا أُعطُوا شَکَرُوا وَ إِذَا ابتلوا صَبرُوا وَ إِذَا غَضِبُوا غَفَرُوا.
از پیغمبر اکرم کسی سؤال شد؛ بهترین بندگان چه کسانی هستند؟ حضرت در پاسخ فرمود:
1. وقتی کار نیک می کنند خوشحالند.
2. وقتی کار بدی کرد استغفار از خدا کنند.
3. وقتی خدای متعال به او چیزی می دهد، شاکر باشند.
4. وقتی از کسی خشمگین شدند، از او بگذرند.
صَبْرٌ فِی شِدَّةٍ وَ فِی الْهَزَاهِزِ وَقُورٌ وَ فِی الْمَکارِهِ صَبُورٌ.
در شداید بردبار، در فتنه های تکان دهنده با وقار، در سختی ها شکیبا است.
وَ صَلَاةٌ فِی شُغُلٍ وَ صَبْرٌ فِی شِدَّةٍ
{مؤمن} در عین اشتغال و گرفتاری نمازگزار است.
جَرَّبْنا وَ جَرَّبَ الْمُجَرِّبُونَ فَلَمْ نَرَ شَیْئا اَنْفَعُ وِجْدانا وَ لا اَضَرُّ فِقْدانا مِنَ الصَّبْرِ تُداوی بِهِ الاُمُورُ؛
تجربه ما و دیگران نشان می دهد که چیزی نافع تر از داشتن صبر، و زیان بارتر از فقدان بردباری دیده نشده است، صبری که به وسیله آن تمام [دردها و] امور درمان می شود.
ألا اُخْبِرُکمْ بِاَشبَهِکم بی؟ قَالوا: بَلی یا رَسولَ اللّه. قالَ: اَحسَنُکم خُلقاً وَ َلینُکم کنَفاً وَ اَبَرُّکم بِقَرَابَتِهِ وَ اَشَدُّکم حُبّاً لاِخوانِهِ فی دینِهِ وَ اَصبَرُکم عَلَی الحَقِّ وَ اکظَمُکم لِلغَیظِ وَ اَحسَنُکم عَفْواً.
آیا شما را از شبیه ترین تان به خودم با خبر نسازم؟ گفتند: آری ای رسول خدا! فرمودند: هر کس خوش اخلاق تر، نرم خوتر، به خویشانش نیکوکارتر، نسبت به برادران دینی اش دوست دارتر، بر حق شکیباتر، خشم را فرو خورنده تر و با گذشت تر باشد.
اذَا دَخَلَ الْمُؤْمِنُ قَبْرَهُ کانَتِ الصَّلَاةُ عَنْ یمِینِهِ وَ الزَّکاةُ عَنْ یسَارِهِ وَ الْبِرُّ مُطِلٌّ عَلَیهِ قَالَ وَ یتَنَحَّی الصَّبْرُ نَاحِیةً فَإِذَا دَخَلَ عَلَیهِ الْمَلَکانِ اللَّذَانِ یلِیانِ مُسَالَتَهُ قَالَ الصَّبْرُ لِلصَّلَاةِ وَ الزَّکاةِ دُونَکمَا صَاحِبَکمْ فَإِنْ عَجَزْتُمْ عَنْهُ فَأَنَا دُونَه.
هنگامی که مؤمن وارد قبرش می شود، نماز در سمت راست او و زکات در جانب چپ او و اعمال نیک در بالای او قرار می گیرند و روزه در گوشه ای می ایستد و هنگامی که دو فرشته سؤال کننده نزد مؤمن می آیند، روزه به نماز و زکات می گوید از رفیق خود دفاع کنید و اگر نتوانستید من دفاع می کنم.