قال رسول الله صلى الله عليه و آله

گنجینه احادیث

کلام نورانی پیامبر اکرم (ص) و اهل بیت (ع) با متن عربی، ترجمه فارسی و منبع.

۱٬۳۹۷ حدیث · صفحه ۴۸ از ۱۱۷

إِنَّ اَلْيَهُودَ سَأَلُوا رَسُولَ اَللَّهِ ص فَقَالُوا اُنْسُبْ لَنَا رَبَّكَ فَلَبِثَ ثَلاَثاً لاَ يُجِيبُهُمْ ثُمَّ نَزَلَتْ قُلْ هُوَ اَللّهُ أَحَدٌ ِلَى آخِرِهَا .

امام صادق(ع)فرمود: یهود از رسول خدا(ص)سوال کردند و گفتند نژاد پروردگارت را برای ما بیان کن، حضرت سه روز درنگ کرد و پاسخشان نداد سپس سوره« / قل هو الله احد / »تا آخرش نازل شد.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 91

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ عَنْ قُلْ هُوَ اَللّهُ أَحَدٌ فَقَالَ نِسْبَةُ اَللَّهِ إِلَى خَلْقِهِ أَحَداً صَمَداً أَزَلِيّاً صَمَدِيّاً لاَ ظِلَّ لَهُ يُمْسِكُهُ وَ هُوَ يُمْسِكُ اَلْأَشْيَاءَ بِأَظِلَّتِهَا عَارِفٌ بِالْمَجْهُولِ مَعْرُوفٌ عِنْدَ كُلِّ جَاهِلٍ فَرْدَانِيّاً لاَ خَلْقُهُ فِيهِ وَ لاَ هُوَ فِي خَلْقِهِ غَيْرُ مَحْسُوسٍ وَ لاَ مَجْسُوسٍ لا تُدْرِكُهُ اَلْأَبْصارُ عَلاَ فَقَرُبَ وَ دَنَا فَبَعُدَ وَ عُصِيَ فَغَفَرَ وَ أُطِيعَ فَشَكَرَ لاَ تَحْوِيهِ أَرْضُهُ وَ لاَ تُقِلُّهُ سَمَاوَاتُهُ حَامِلُ اَلْأَشْيَاءِ بِقُدْرَتِهِ دَيْمُومِيٌّ أَزَلِيٌّ لاَ يَنْسَى وَ لاَ يَلْهُو وَ…

حماد نصیبی گوید از امام صادق(ع)در باره« / قل هو الله احد / »پرسیدم فرمود: نسبت خداست به مخلوقش یکتاست، مقصود مخلوق بی خلل است، همیشگی است، نیاز مخلوق باوست او را دست آویزی نباشد که نگاهش دارد، بلکه او همه چیز را با دست آویزشان نگهدارد، مجهول را شناسد و نزد هر جاهلی معروفست (زیرا معرفت حق فطری بشر است و آثار وجودش عالم و جاهل را فرا گرفته است)یکتاست، نه مخلوقش در او باشند و نه او در مخلوقش، محسوس نیست و بلمس در نیاید، دیدگان درکش نکنند، بلند است تا آنجا که نزدیکست(رتبه علم و قدرتش بقدری بالاست که بهمه مخلوقش از نزدیک احاطه دارد)نزدیکست تا آنجا که دور است(از شدت ظهورش مخفی است)نافرمانی شود و بیامرزد. اطاعت شود و پاداش دهد، زمینش او را فرانگیرد و آسمانهایش حامل او نگردند، او با قدرتش همه چیز را…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 91

سُئِلَ عَلِيُّ بْنُ اَلْحُسَيْنِ ع عَنِ اَلتَّوْحِيدِ فَقَالَ إِنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ عَلِمَ أَنَّهُ يَكُونُ فِي آخِرِ اَلزَّمَانِ أَقْوَامٌ مُتَعَمِّقُونَ فَأَنْزَلَ اَللَّهُ تَعَالَى قُلْ هُوَ اَللّهُ أَحَدٌ وَ اَلْآيَاتِ مِنْ سُورَةِ اَلْحَدِيدِ إِلَى قَوْلِهِ وَ هُوَ عَلِيمٌ بِذاتِ اَلصُّدُورِ فَمَنْ رَامَ وَرَاءَ ذَلِكَ فَقَدْ هَلَكَ .

از امام چهارم(ع)راجع بتوحید پرسش شد، فرمود: خدای عز و جل دانست که در آخر الزمان مردمی محقق و مو شکاف آیند از این رو سوره« / قل هو الله احد / »و آیات سوره حدید را که آخرش« / و هو علیم بذات الصدور / »است نازل فرمود، پس هر که برای خداشناسی غیر از این جوید هلاک است.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 91

سَأَلْتُ اَلرِّضَا ع عَنِ اَلتَّوْحِيدِ فَقَالَ كُلُّ مَنْ قَرَأَ قُلْ هُوَ اَللّهُ أَحَدٌ وَ آمَنَ بِهَا فَقَدْ عَرَفَ اَلتَّوْحِيدَ قُلْتُ كَيْفَ يَقْرَأُهَا قَالَ كَمَا يَقْرَأُهَا اَلنَّاسُ وَ زَادَ فِيهِ كَذَلِكَ اَللَّهُ رَبِّي كَذَلِكَ اَللَّهُ رَبِّي .

عبد العزیز گوید از حضرت رضا(ع)راجع بتوحید پرسیدم، فرمود: هر که« / قل هو الله احد / » را بخواند و بآن ایمان آورد توحید را شناخته است، عرض کردم: این سوره را چگونه بخواند؟ فرمود چنان که مردم میخوانند، و خود حضرت این جمله را افزود: چنین است پروردگارم چنین است پروردگارم (افزودن این جمله پس از پایان سوره مستحب است و مانند گفتن«صدق الله العلی العظیم»پس از پایان قرآن و گفتن«لبیک»بعد از« / یا ایها الذین آمنوا / »میباشد.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 91

تَكَلَّمُوا فِي خَلْقِ اَللَّهِ وَ لاَ تَتَكَلَّمُوا فِي اَللَّهِ فَإِنَّ اَلْكَلاَمَ فِي اَللَّهِ لاَ يَزْدَادُ صَاحِبَهُ إِلاَّ تَحَيُّراً .

امام باقر(ع)فرمود: در باره خلق خدا سخن گویید و راجع بخدا سخن نگویید زیرا سخن راجع بخدا جز سرگردانی برای گوینده زیاد نکند.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 92

إِنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ وَ أَنَّ إِلى رَبِّكَ اَلْمُنْتَهى َإِذَا اِنْتَهَى اَلْكَلاَمُ إِلَى اَللَّهِ فَأَمْسِكُوا .

امام صادق(ع)گوید: خدای عز و جل میفرماید(43 سوره 53)همانا پایان و سرانجام سوی پروردگارت باشد. پس چون سخن بخدا رسید باز ایستید.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 92

يَا مُحَمَّدُ إِنَّ اَلنَّاسَ لاَ يَزَالُ بِهِمُ اَلْمَنْطِقُ حَتَّى يَتَكَلَّمُوا فِي اَللَّهِ فَإِذَا سَمِعْتُمْ ذَلِكَ فَقُولُوا لاَ إِلَهَ إِلاَّ اَللَّهُ اَلْوَاحِدُ اَلَّذِي لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْ ءٌ .

و بمحمد بن مسلم فرمود: ای محمد مردم همیشه و از هر دری سخن گویند تا آنجا که در باره خدا هم سخن گویند چون شما آن را شنیدید، بگویید: شایسته پرستش جز خدای یکتای بیمانند نیست.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 92

يَا زِيَادُ إِيَّاكَ وَ اَلْخُصُومَاتِ فَإِنَّهَا تُورِثُ اَلشَّكَّ وَ تَهْبِطُ اَلْعَمَلَ وَ تُرْدِي صَاحِبَهَا وَ عَسَى أَنْ يَتَكَلَّمَ بِالشَّيْ ءِ فَلاَ يُغْفَرَ لَهُ إِنَّهُ كَانَ فِيمَا مَضَى قَوْمٌ تَرَكُوا عِلْمَ مَا وُكِّلُوا بِهِ وَ طَلَبُوا عِلْمَ مَا كُفُوهُ حَتَّى اِنْتَهَى كَلاَمُهُمْ إِلَى اَللَّهِ فَتَحَيَّرُوا حَتَّى إِنْ كَانَ اَلرَّجُلُ لَيُدْعَى مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ فَيُجِيبُ مِنْ خَلْفِهِ وَ يُدْعَى مِنْ خَلْفِهِ فَيُجِيبُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ فِي رِوَايَةٍ أُخْرَى حَتَّى تَاهُوا فِي اَلْأَرْضِ .

امام باقر بزیاد فرمود: ای زیاد از گفتگوهای دشمنی خیز بپرهیز که موجب شک شود و عمل را تباه کند و صاحبش را هلاک نماید و ممکن است در آن میان کسی سخنی گوید و آمرزیده نشود، در زمان گذشته مردمی علمی را که واگذارشان شده بودند ترک کردند و در طلب علمی که از آن نهی شده بودند رفتند تا آنجا که سخنشان بخدا رسید و سرگردان شدند و کارشان(در حیرت و دهشت)بجایی رسید که مردی را از پیش او صدا میزدند و او بپشت سرش جواب میداد و از پشت سرش صدا میکردند و او بپیش رو پاسخ میگفت و در روایت دیگر است: تا آنجا که در زمین سرگردان شدند.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 92

مَنْ نَظَرَ فِي اَللَّهِ كَيْفَ هُوَ هَلَكَ .

امام صادق(ع)فرمود: هر که در باره خدا فکر کند که او چگونه است هلاک گردد.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 93

إِنَّ مَلِكاً عَظِيمَ اَلشَّأْنِ كَانَ فِي مَجْلِسٍ لَهُ فَتَنَاوَلَ اَلرَّبَّ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى فَفُقِدَ فَمَا يُدْرَى أَيْنَ هُوَ .

و فرمود: پادشاه والا مقامی در انجمنش نسبت بپروردگار تبارک و تعالی ناروا سخن گفت پس از آن گم گشت و معلوم نشد کجا رفت.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 93

إِيَّاكُمْ وَ اَلتَّفَكُّرَ فِي اَللَّهِ وَ لَكِنْ إِذَا أَرَدْتُمْ أَنْ تَنْظُرُوا إِلَى عَظَمَتِهِ فَانْظُرُوا إِلَى عَظِيمِ خَلْقِهِ .

امام باقر(ع)فرمود: از تفکر در باره خدا بپرهیزید. ولی اگر خواستید در عظمتش بیندیشید در عظمت خلقش نظر کنید.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 93

إِنَّ يَهُودِيّاً يُقَالُ لَهُ سُبَّخْتُ جَاءَ إِلَى رَسُولِ اَللَّهِ ص فَقَالَ يَا رَسُولَ اَللَّهِ جِئْتُ أَسْأَلُكَ عَنْ رَبِّكَ فَإِنْ أَنْتَ أَجَبْتَنِي عَمَّا أَسْأَلُكَ عَنْهُ وَ إِلاَّ رَجَعْتُ قَالَ سَلْ عَمَّا شِئْتَ قَالَ أَيْنَ رَبُّكَ قَالَ هُوَ فِي كُلِّ مَكَانٍ وَ لَيْسَ فِي شَيْ ءٍ مِنَ اَلْمَكَانِ اَلْمَحْدُودِ قَالَ وَ كَيْفَ هُوَ قَالَ وَ كَيْفَ أَصِفُ رَبِّي بِالْكَيْفِ وَ اَلْكَيْفُ مَخْلُوقٌ وَ اَللَّهُ لاَ يُوصَفُ بِخَلْقِهِ قَالَ فَمِنْ أَيْنَ يُعْلَمُ أَنَّكَ نَبِيُّ اَللَّهِ قَالَ فَمَا بَقِيَ حَوْلَهُ حَجَرٌ وَ لاَ غَيْرُ ذَلِكَ إِلاَّ تَكَلَّمَ بِلِسَانٍ عَرَبِيٍّ…

و فرمود: یک یهودی که نامش«سبحت»بود خدمت رسول خدا(ص)آمد و عرض کرد: ای رسول خدا: آمده ام تا در باره پروردگارت از تو سوال کنم. اگر پاسخ سوال مرا دادی میپذیرم و گر نه برمیگردم. فرمود: از آنچه خواهی بپرس گفت: پروردگارت در کجاست؟ فرمود: او در همه جاست و در جای محدودی نیست، گفت: خدا چگونه است؟ فرمود: چگونه توانم پروردگار مرا بچگونگی توصیف کنم در صورتی که چگونگی مخلوقست و خدا بمخلوقش توصیف نشود(زیرا وصف هر چیزی مختص خود او است و دیگری که آن وصف را ندارد نتوان بدان توصیفش کرد)گفت: از کجا بدانیم تو پیغمبر خدایی؟ چون این بگفت هر سنگ و چیز دیگری که در اطرافش بود بلغت عربی واضح گویا شدند که: ای«سبحت»او فرستاده خداست. سبحت گفت: تا امروز مطلبی واضحتر از این ندیده ام سپس گفت: گواهم که معبودی جز خدا نیست و…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 94
Esc
↑ ↓ جابه‌جاییEnter باز کردن/ یا Ctrl K از هر صفحه