إِنَّ لِلدُّنْيَا مَعَ كُلِّ شَرْبَةٍ شَرَقا وَ مَعَ كُلِّ أَكْلَةٍ غَصَصا لاَ تُنَالُ مِنْهَا نِعْمَةٌ إِلاَّ بِفِرَاقِ أُخْرَى وَ لاَ يَسْتَقْبِلُ فِيهَا اَلْمَرْءُ يَوْما مِنْ عُمرِهِ إِلاَّ بِفِرَاقِ آخَرَ مِنْ أَجَلِهِ وَ لاَ يَحْيَى لَهُ فِيهَا أَثَرٌ إِلاَّ مَاتَ لَهُ أَثَر
بدرستی که با هر جرعۀ دنیا، گلو گرفتنی و با هر لقمۀ دنیا حلق ماندنی غم و اندوهی است.نعمتی از آن نمی رسد مگر به جدایی نعمت دیگری، و آدمی به استقبال روزی از زندگی خود نمی رود مگر به جدایی و مفارقت از یک روز از زندگی خود، و علامتی از او زنده نمی شود مگر علامتی از آن می میرد.
دَارٌ بِالْبَلاَءِ مَحْفُوفَةٌ وَ بِالْغَدْرِ مَوْصُوفَةٌ لاَ تَدُومُ أَحْوَالُهَا وَ لاَ يَسْلَمُ نُزَّالُهَا
دنیا خانه ای است به بلا پیچیده و به فریب بیان شده.احوال آن، پایدار نمی ماند و فرود آمدگان آن، سالم نمی مانند.
دار هانت على ربّها،فخلط حلالها بحرامها و خيرها بشرّها و حلوها بمرّها
دنیا خانه ای است که برای صاحب آن پست و خوار است حلال آن به حرام و خیر آن به شر و شیرینی آن به تلخی آمیخته است.
رُبَّ عَاطِبٍ بَعْدَ اَلسَّلاَمَة
چه بسا آدمی بعد از سلامتی، هلاک می شود.
كُلُّ يَسَارِ اَلدُّنْيَا إِعْسَار
هر توانگری دنیا، درویشی است.
لاَ تَرْغَبْ فِي كُلِّ مَا يَفْنَى وَ يَذْهَبُ فَكَفَى بِذَلِكَ مَضَرَّة
شیفتۀ هر آنچه نابود می شود و از بین می رود مشو، که این شیفتگی برای زیان آدمی کافی است.
كُلُّ فَانٍ يَسِير
هر چیز نابود شدنی، اندک و بی ارزش است.
اَلدُّنْيَا أَمَدٌ. اَلْآخِرَةُ أَبَد
دنیا دارای نهایت و سرانجام است و آخرت جاویدان است.
اَلدُّنْيَا ظِلٌّ زَائِل
دنیا، چون سایه زایل شدنی است.
اَلدُّنْيَا مَحَلُّ اَلْغِيَر
دنیا، جایگاه دگرگونیهاست.
اَلدُّنْيَا كَمَا تَجْبُرُ تَكْسِر
دنیا آنچنان که جبران می کند، می شکند.
أَسْبَابُ اَلدُّنْيَا مُنْقَطِعَةٌ وَ عَوَارِيهَا مُرْتَجَعَة
اسباب دنیا، بریده شدنی است و متاع آن که عاریت است به دیگری واگذار می شود.