ثَلاَثَةٌ لاَ يَتَقَبَّلُ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُمْ بِالْحِفْظِ رَجُلٌ نَزَلَ فِي بَيْتٍ خَرِبٍ وَ رَجُلٌ صَلَّى عَلَى قَارِعَةِ اَلطَّرِيقِ وَ رَجُلٌ أَرْسَلَ رَاحِلَتَهُ وَ لَمْ يَسْتَوْثِقْ مِنْهَا.
رسول خدا(ص)فرمود: خدای عز و جل نگهبانی از سه کس را نمی پذیرد: مردیکه در خانه ویران منزل گیرد، و مردیکه در وسط جاده بنماز ایستد و مردیکه مرکب سواری خود را رها کند و آن را نه بندد
ثَلاَثَةٌ يَسْتَظِلُّونَ بِظِلِّ عَرْشِ اَللَّهِ يَوْمَ لاَ ظِلَّ إِلاَّ ظِلُّهُ رَجُلٌ زَوَّجَ أَخَاهُ اَلْمُسْلِمَ أَوْ أَخْدَمَهُ أَوْ كَتَمَ لَهُ سِرّاً.
موسی بن جعفر علیه السلام فرمود: سه کس از سایه عرش خدای عز و جل سایه بان دارند در روزی که بجز سایه عرش سایه ای نیست مردیکه برای برادر مسلمانش زن بگیرد و یا خدمتکار برایش تهیه کند و یا رازی از آن او را پنهان بدارد.
ثَلاَثَةٌ يَشْكُونَ إِلَى اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مَسْجِدٌ خَرَابٌ لاَ يُصَلِّي فِيهِ أَهْلُهُ وَ عَالِمٌ بَيْنَ جُهَّالٍ وَ مُصْحَفٌ مُعَلَّقٌ قَدْ وَقَعَ عَلَيْهِ غُبَارٌ لاَ يُقْرَأُ فِيهِ.
امام صادق(ع)فرمود: سه چیز شکایت به نزد خدای عز و جل برند: مسجد ویران که مردمش در آن نماز نمیخوانند و دانشمند گرفتار در میان نادانان و قرآن آویخته که گرد بر آن نشیند و کسی آن را قرایت نکند.
قُرَّاءُ اَلْقُرْآنِ ثَلاَثَةٌ رَجُلٌ قَرَأَ اَلْقُرْآنَ فَاتَّخَذَهُ بِضَاعَةً وَ اِسْتَدَرَّ بِهِ اَلْمُلُوكَ وَ اِسْتَطَالَ بِهِ عَلَى اَلنَّاسِ وَ رَجُلٌ قَرَأَ اَلْقُرْآنَ فَحَفِظَ حُرُوفَهُ وَ ضَيَّعَ حُدُودَهُ وَ رَجُلٌ قَرَأَ اَلْقُرْآنَ فَوَضَعَ دَوَاءَ اَلْقُرْآنِ عَلَى دَاءِ قَلْبِهِ فَأَسْهَرَ بِهِ لَيْلَهُ وَ أَظْمَأَ بِهِ نَهَارَهُ وَ قَامَ بِهِ فِي مَسَاجِدِهِ وَ تَجَافَى بِهِ عَنْ فِرَاشِهِ فَبِأُولَئِكَ يَدْفَعُ اَللَّهُ اَلْعَزِيزُ اَلْجَبَّارُ اَلْبَلاَءَ وَ بِأُولَئِكَ يُدِيلُ اَللَّهُ مِنَ اَلْأَعْدَاءِ وَ بِأُولَئِكَ يُنَزِّلُ اَللَّهُ اَلْغَيْثَ مِنَ اَلسَّمَاءِ فَوَ…
امام باقر(ع)فرمود: خوانندگان قرآن سه قسمند: مردیکه قرآن را خوانده و آن را سرمایه خود ساخته و بدین وسیله از دربار پادشاهان بهره مند شده و نخوت و گردن فرازی بر مردم نموده است، و مردیکه قرآن را خوانده و الفاظ آن را حفظ نموده ولی احکام قرآن را عمل ننموده است و مردیکه قرآن را خوانده و داروی قرآنی را بر درد دل خویش نهاده براهنمایی قرآن به شبها بیدار و بروزها تشنه و روزه دار، و در مسجدها بنماز بر پا ایستاده و از بستر راحت کناره گرفته است خدای عزیز جبار بخاطر اینان بلا بگرداند و به اینان از دشمنان انتقام گیرد و باینان باران از آسمان فرود آورد بخدای سوگند این چنین قرآن خوانان از طلای ناب نایاب ترند.
اَلْقُرَّاءُ ثَلاَثَةٌ قَارِئٌ قَرَأَ اَلْقُرْآنَ لِيَسْتَدِرَّ بِهِ اَلْمُلُوكَ وَ يَسْتَطِيلَ بِهِ عَلَى اَلنَّاسِ فَذَاكَ مِنْ أَهْلِ اَلنَّارِ وَ قَارِئٌ قَرَأَ اَلْقُرْآنَ فَحَفِظَ حُرُوفَهُ وَ ضَيَّعَ حُدُودَهُ فَذَاكَ مِنْ أَهْلِ اَلنَّارِ وَ قَارِئٌ قَرَأَ اَلْقُرْآنَ فَاسْتَتَرَ بِهِ تَحْتَ بُرْنُسِهِ فَهُوَ يَعْمَلُ بِمُحْكَمِهِ وَ يُؤْمِنُ بِمُتَشَابِهِهِ وَ يُقِيمُ فَرَائِضَهُ وَ يُحِلُّ حَلاَلَهُ وَ يُحَرِّمُ حَرَامَهُ فَهَذَا مِمَّنْ يُنْقِذُهُ اَللَّهُ مِنْ مَضَلاَّتِ اَلْفِتَنِ وَ هُوَ مِنْ أَهْلِ اَلْجَنَّةِ وَ يَشْفَعُ فِيمَنْ شَاءَ.
امام صادق(ع)فرمود: قاریان بر سه قسمند: یکی قرآن خواند تا بدان وسیله از دربار شاهان بهره گرفته و بر مردم گردن فرازی کند این چنین کس از اهل آتش است و دیگری قرآن خواند و الفاظش را حفظ نموده و باحکامش عمل نکند این نیز از دوزخیان است و سومی قرآن را خوانده و در مغز خود جایش داده بمحکماتش عمل نموده و به متشابهاتش ایمان دارد واجبات قرآن را برپا میدارد حلال آن را حلال و حرامش را حرام میداند این چنین کس از آنانی است که خدایش از فتنه های گمراه کننده نجاتش خواهد بخشید و او از بهشتیان است و در باره هر کس که بخواهد می تواند شفاعت کند.
لاَ تُشَدُّ اَلرِّحَالُ إِلاَّ إِلَى ثَلاَثَةِ مَسَاجِدَ اَلْمَسْجِدِ اَلْحَرَامِ وَ مَسْجِدِ رَسُولِ اَللَّهِ ص وَ مَسْجِدِ اَلْكُوفَةِ .
امیر المومنین(ع)فرمود: بار سفر بستن بجز برای سه مسجد جایز نیست مسجد الحرام و مسجد پیغمبر و مسجد کوفه.
لاَ تُشَدُّ اَلرِّحَالُ إِلَى شَيْ ءٍ مِنَ اَلْقُبُورِ إِلاَّ إِلَى قُبُورِنَا أَلاَ وَ إِنِّي لَمَقْتُولٌ بِالسَّمِّ ظُلْماً وَ مَدْفُونٌ فِي مَوْضِعِ غُرْبَةٍ فَمَنْ شَدَّ رَحْلَهُ إِلَى زِيَارَتِي اُسْتُجِيبَ دُعَاؤُهُ وَ غُفِرَ لَهُ ذَنْبُهُ.
امام علی بن موسی الرضا(ع)فرمود: برای زیارت هیچ قبری بار سفر بستن نشاید جز بزیارت قبور ما، هان که من با زهر ستم کشته خواهم شد و در جای دور از وطن بخاک سپرده خواهم گردید هر که برای زیارت من بار سفر به بندد دعایش مستجاب است و گناهش آمرزیده.
كُنْتُ مَعَ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع عَلَى اَلْمَائِدَةِ فَنَاوَلَنِي فُجْلَةً وَ قَالَ لِي يَا حَنَانُ كُلِ اَلْفُجْلَ فَإِنَّ فِيهِ ثَلاَثَ خِصَالٍ وَرَقُهُ يَطْرُدُ اَلرِّيَاحَ وَ لُبُّهُ يُسَرْبِلُ اَلْبَوْلَ وَ أُصُولُهُ تَقْطَعُ اَلْبَلْغَمَ .
حنان بن سدیر گوید: با امام صادق(ع)بر سر سفره ای بودم حضرت یک دانه فجل بمن مرحمت کرد و فرمود: ای حنان فجل بخور که در آن سه فایده هست برگش بادهای مزاج را دور میسازد و مغزش ادرار را روان میکند و ریشه اش بلغم را می برد.
ثَلاَثَةٌ لاَ تَضُرُّ اَلْعِنَبُ اَلرَّازِقِيُّ وَ قَصَبُ اَلسُّكَّرِ وَ اَلتُّفَّاحُ اَللُّبْنَانِيُّ.
منصور بن یونس گوید: از امام موسی بن جعفر(ع)شنیدم که میفرمود: سه چیز زیان ندارد: انگور رازقی و نیشکر و سیب لبنانی.
أَنَا زَعِيمٌ بِبَيْتٍ فِي رَبَضِ اَلْجَنَّةِ وَ بَيْتٍ فِي وَسَطِ اَلْجَنَّةِ وَ بَيْتٍ فِي أَعْلَى اَلْجَنَّةِ لِمَنْ تَرَكَ اَلْمِرَاءَ وَ إِنْ كَانَ مُحِقّاً وَ لِمَنْ تَرَكَ اَلْكَذِبَ وَ إِنْ كَانَ هَازِلاً وَ لِمَنْ حَسُنَ خُلُقُهُ.
رسول خدا(ص)فرمود: من ضامن یک خانه در کرانه بهشت و یک خانه در وسط آن و یک خانه در مرتبه بالای آنم برای کسی که کشمکش در سخن را ترک گوید گرچه حق با او باشد و برای کسی که دروغ را ترک کند گرچه بطور شوخی باشد و برای کسی که خوش اخلاق باشد.
أُمِرْتُ بِقِتَالِ اَلنَّاكِثِينَ وَ اَلْقَاسِطِينَ وَ اَلْمَارِقِينَ .
علقمه گوید: شنیدم امیر المومنین میفرمود: من ماموریت داشتم که با پیمان شکنان و ستمکاران و از دین بیرون روندگان جنگ کنم. (مصنف) این کتاب(رضی الله عنه)گوید: پیمان شکنان لشکر جمل بودند و ستمکاران مردم شام و اطرافیان معاویه بودند و از دین بیرون روندگان، نهروانیان و روایاتی که بمن در این باره رسیده است همه را در کتاب(وصف قتال الشراه المارقین)نقل کرده ام.
قَالَ ثَلاَثٌ مَنْ لَمْ تَكُنْ فِيهِ فَلَيْسَ مِنِّي وَ لاَ مِنَ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ قِيلَ يَا رَسُولَ اَللَّهِ وَ مَا هُنَّ قَالَ حِلْمٌ يَرُدُّ بِهِ جَهْلَ اَلْجَاهِلِ وَ حُسْنُ خُلُقٍ يَعِيشُ بِهِ فِي اَلنَّاسِ وَ وَرَعٌ يَحْجُزُهُ عَنْ مَعَاصِي اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ .
رسول خدا(ص)فرمود: هر کس سه چیز نداشته باشد نه با من آشنا است و نه با خدای عز و جل، عرض شد: یا رسول الله آن سه چیز چیست؟ فرمود: بردباری تا آن حد که از رفتار جاهلانه نادان درگذرد و خلق خوشی تا آن اندازه که با آن در اجتماع زندگی کند و پرهیزکاری تا آن پایه که او را از نافرمانی خدای عز و جل باز دارد.