... وَتَصَدَّقُوا عَلَی فُقَرَاءِکمْ وَ مَسَاکینِکمْ وَ وَقِّرُوا کبَارَکمْ وَارْحَمُوا صِغَارَکمْ وَ صِلُوا أَرْحَامَکمْ وَ احْفَظُوا ألْسِنَتَکمْ وَ غُضُّوا عَمَّا لَایحِلُّ النَّظَرُ إلَیهِ أَبْصَارَکمْ وَ عَمَّا لَایحِلُّ الاسْتِمَاعُ إِلَیهِ أسْمَاعَکمْ وَ تَحَنَّنُوا عَلَی أَیتَامِ النَّاسِ یتَحَنَّنْ عَلَی أیتَامِکمْ وَ تُوبُوا إلَی اللّهِ مِنْ ذُنُوبِکمْ وَ ارْفَعُوا إلَیهِ أیدِیکمْ بِالدُّعَاءِ فِی أوْقَاتِ صَلَاتِکمْ
بر فقرا ومساکینتان تصدّق کنید و بزرگانتان را اکرام کنید و بر کوچکترهایتان ترحّم کنید و صله رحم کنید و زبانتان را حفظ کنید و چشمهایتان را از آنچه که نظر به آن حرام است بپوشانید و گوشهایتان را از آنچه که شنیدن آن حرام است حفظ کنید، به یتیمهای مردم محبّت کنید تا به یتمیهای شما محبّت کنند و به سوی خدا از گناهانتان توبه کنید و دستهایتان را برای دعا در اوقات نماز به درگاهش بلند کنید.
- وسائل الشیعه، ج 7، ص 227.
وَلَمَّا جَعَلَ المَأْمُونُ إلَی عَلِی بْنِ مُوسَی الرِّضَا علیهما السلام وِلَایةَ العَهْدِ دَخَلَ عَلَیهِ آذَنَهُ وَ قَالَ انَّ قَوْماً بِالْبَابِ یسْتَأْذِنُونَ عَلَیک یقُولُونَ: نَحْنُ شِیعَةُ عَلِی علیه السلام... إنَّمَا شِیعَتُهُ الحَسَنُ وَ الْحُسَینُ وَ أبُوذَرُ وَ سُلْمَانُ وَ الْمِقْدَادُ وَ عَمَّارٌ وَ مُحَمَّدُ بْنُ أبِی بَکرٍ الَّذِینَ لَمْ یخَالِفُوا شَیئاً مِنْ أوَامِرِهِ... فَلَوْقُلْتُمْ إنَّکمْ مُوَالُوهُ وَ مُحِبُّوهُ وَ المُوَالُونَ لِأوْلِیائِهِ وَ الْمُعَادُونَ لأعْدَائِهِ لَمْ أُنْکرْهُ مِنْ قَوْلِکمْ...
هنگامی که مأمون ولایت عهدی را بر عهده امام رضا علیه السلام قرار داد، خادم آن حضرت بر ایشان داخل شده و اجازه گرفته و عرض کرد: جمعی از مردم در پشت در اجازه ملاقات می خواهند و می گویند ما شیعه علی علیه السلام هستیم...
(امام به آنان اجازه ملاقات ندادند؛ روز دوّم، سوّم و تا دو ماه پشت سر هم هر روز آمدند و در این مدّت حضرت اجازه ملاقات ندادند، روز آخر که شد آنها به خادم گفتند به امام بگو اگر ما به دیار خود برگردیم و بگویند دو ماه در طوس بودید آیا حضرت را زیارت کردید یا نه، اگر بگوییم اجازه ملاقات ندادند، دیگر آبرو نخواهیم داشت، خادم گفته آنان را به حضرت عرض کرد و حضرت اجازه ملاقات دادند. بعد از ورود، حضرت به آنها اجازه جلوس ندادند، آنها عرض کردند: ای پسر رسول خدا ما چه کرده ایم که شما با ما چنین…
- بحار الأنوار، ج 65، ص 157.
- به علّت طولانی بودن متن روایت از بیان کامل متن حدیث و ترجمه آن خودداری شده و مضمون آن بطور فشرده نقل میگردد.
عن أنس بن مالک و بریدة: قَرَأ رَسُولُ اللهِ صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ هذِهِ الآیةَ: (فِی بُیوتٍ أذِنَ اللهُ أنْ تُرْفَعَ)، فَقامَ إلَیهِ رَجُلٌ فَقالَ: أی بُیوتٍ هذِهِ یا رَسُولَ اللهِ؟ قالَ: بُیوتُ الأنْبِیاءِ. فَقامَ إلَیهِ ابُوبَکرٍ، فَقالَ: یا رسولَ اللهِ، هَذا الْبَیتُ مِنْها؟- لَبَیتُ علی وَ فاطِمةَ- قالَ: نَعَمْ مِنْ (أفاضِلِها).
از انس بن مالک و بریده نقل شده است که گفتند:
پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله این آیه شریفه ( فی بیوت اذن الله ان ترفع [توبه/ 36]) را در جمع یاران تلاوت فرمود، یکی از آن میان برخاست و گفت: کدامین خانه ها مورد نظر است یا رسول الله؟ حضرت پاسخ داد: خانه های انبیاء الهی.
ابوبکر برخاست و اشاره به خانه علی و فاطمه کرد و گفت: ای رسول خدا! آیا این خانه هم شامل این بیوت می باشد؟
حضرت جواب فرمود: بلی این خانه جزء شرافتمندترین و با فضیلت ترین آن خانه ها می باشد.
- الدر المنثور 203: 6؛ شواهد التنزیل، 534: 1/ 568 و در مناقب ابن مردویه 99/ 98 مردی از ابن عمر تقاضا کرد برایش از علی بن ابی طالب گوید: او گفت: «می خواهی موقعیت و منزلتش را نزد نبی اکرم صلی الله علیه وآله بدانی؟ به خانه اش بنگر که وسط خانه های پیامبر صلی الله علیه وآله واقع شده است.» و نسایی در الخصائص، 204/ 107 از سعد بن عبیده نقل کرده که گفت: مردی نزد ابن عمر آمد و از او درباره علی پرسش کرد. وی در پاسخ گفت: «درباره علی از من سؤال نکن، به خانه اش بنگر که نسبت به بیوت پیامبر صلی الله علیه وآله چه موقعیتی دارد.»
اِعْمَلُوا وَ اَلْعَمَلُ يَنْفَعُ وَ اَلدُّعَاءُ يُسْمَعُ وَ اَلتَّوْبَةُ تُرْفَع
عمل کنید، و عمل بهره مند می کند، و دعا شنیده می شود و توبه بالا می رود.
أَلاَ فَاعْمَلُوا عِبَادَ اَللَّهِ وَ اَلْخِنَاقُ مُهْمَلٌ وَ اَلرُّوحُ مُرْسَلٌ فِي قِنْيَةِ و في قنية اَلْإِرْشَادِ وَ رَاحَةِ اَلْأَجْسَادِ وَ مَهَلِ اَلْبَقِيَّةِ وَ أُنُفِ اَلْمَشِيَّةِ وَ إِنْظَارِ اَلتَّوْبَةِ وَ اِنْفِسَاحِ اَلْحَوْبَةِ قَبْلَ اَلضَّنْكِ وَ اَلْمَضِيقِ وَ اَلرَّدْعِ وَ اَلزُّهُوقِ قَبْلَ قُدُومِ اَلْغَائِبِ اَلْمُنْتَظَرِ وَ إِخْذَةِ اَلْعَزِيزِ اَلْمُقْتَدِر
آگاه باشید بندگان خدا، عمل کنید در حالی که گلو واگذاشته شده، و جان در جهت کسب راهنمایی روان است و بدنها در آسایش اند و مهلتی برای بقیّۀ عمر است و اراده قوی است و هنگامۀ بازگشت باقی است و تا وقت مؤاخذه و کیفر زمان باقی مانده است، پیش از تنگی و فشار و بازداشتن و از بین رفتن، و پیش از آن که پنهان انتظار برده شده عزرائیل بیاید و توانای پیروز را بگیرد.
اِعْمَلُوا وَ أَنْتُمْ فِي آوِنَةِ اَلْبَقَاءِ وَ اَلصُّحُفُ مَنْشُورَةٌ وَ اَلتَّوْبَةُ مَبْسُوطَةٌ وَ اَلْمُدْبِرُ يُدْعَى وَ اَلْمُسِيءُ يُرْجَى قَبْلَ أَنْ يَخْمُدَ اَلْعَمَلُ يحمد العمل وَ يَنْقَطِعَ اَلْمَهَلُ وَ تَنْقَضِيَ اَلْمُدَّةُ وَ يُسَدَّ بَابُ اَلتَّوْبَة
عمل کنید، تا زمانی که شما در دنیایید، و نامه های اعمال گشوده است، و راه توبه و بازگشت گسترده است، و پشت کرده، به بازگشت خوانده می شود و گنهکار مهلت داده می شود، پیش از آن که عمل فروکش کند و مهلت بریده شود و زمان بسر آید و در توبه بسته شود.