بَيْنَا اَلنَّبِيُّ ص فِي اَلْمَسْجِدِ اَلْحَرَامِ وَ عَلَيْهِ ثِيَابٌ لَهُ جُدُدٌ فَأَلْقَى اَلْمُشْرِكُونَ عَلَيْهِ سَلَى نَاقَةٍ فَمَلَئُوا ثِيَابَهُ بِهَا فَدَخَلَهُ مِنْ ذَلِكَ مَا شَاءَ اَللَّهُ فَذَهَبَ إِلَى أَبِي طَالِبٍ فَقَالَ لَهُ يَا عَمِّ كَيْفَ تَرَى حَسَبِي فِيكُمْ فَقَالَ لَهُ وَ مَا ذَاكَ يَا اِبْنَ أَخِي فَأَخْبَرَهُ اَلْخَبَرَ فَدَعَا أَبُو طَالِبٍ حَمْزَةَ وَ أَخَذَ اَلسَّيْفَ وَ قَالَ لِحَمْزَةَ خُذِ اَلسَّلَى ثُمَّ تَوَجَّهَ إِلَى اَلْقَوْمِ وَ اَلنَّبِيُّ مَعَهُ فَأَتَى قُرَيْشاً وَ هُمْ حَوْلَ اَلْكَعْبَةِ فَلَمَّا رَأَوْهُ عَرَفُوا اَلشَّرَّ فِي وَجْهِهِ ثُمَّ قَالَ…
امام صادق علیه السلام فرمود: در آن میان که پیغمبر صلی الله علیه و آله در مسجد الحرام بود و لباسهای نو در برداشت، مشرکین شکمبه شتری را بر او افکندند و لباسهایش را آلوده کردند، پیغمبر از این عمل بقدری ناراحت شد که خدا داند، آنگاه نزد ابو طالب آمد و گفت: ای عمو حسب مرا در میان خود چگونه میبینی؟ او گفت: مگر چه شده ای برادر زاده؟ حضرت گزارش داد، ابو طالب حمزه را طلبید و 235 - 3 خودش هم شمشیر برگرفت و بحمزه گفت: شکمبه را بردار، سپس همراه پیغمبر بسوی آن قوم رفت تا نزد قریش رسید، آنها گرد کعبه بودند، چون او را دیدند آثار خشم و بدی را در چهره اش خواندند، آنگاه بحمزه گفت: شکمبه را بر سبیل همه بمال، او چنین کرد، تا بنفر آخرشان هم مالید، سپس ابو طالب متوجه پیغمبر صلی الله علیه و آله شد و گفت: برادر…
لَمَّا تُوُفِّيَ أَبُو طَالِبٍ نَزَلَ جَبْرَئِيلُ عَلَى رَسُولِ اَللَّهِ ص فَقَالَ يَا مُحَمَّدُ اُخْرُجْ مِنْ مَكَّةَ فَلَيْسَ لَكَ فِيهَا نَاصِرٌ وَ ثَارَتْ قُرَيْشٌ بِالنَّبِيِّ ص فَخَرَجَ هَارِباً حَتَّى جَاءَ إِلَى جَبَلٍ بِمَكَّةَ يُقَالُ لَهُ اَلْحَجُونُ فَصَارَ إِلَيْهِ .
و فرمود: چون ابو طالب وفات یافت، جبرییل بر پیغمبر صلی الله علیه و آله نازل شد و عرض کرد: ای محمد از مکه بیرون رو، زیرا در اینجا یاوری نداری و قریش هم بر پیغمبر هجوم آوردند. حضرت از آنجا فرار کرد تا بیکی از کوههای مکه که حجونش میگفتند رسید و در آنجا شد، (گویا مقصود همان کوهی است که غار مشهور در آن بوده و هجرت در این زمان واقع شد).
إِنَّ أَبَا طَالِبٍ أَسْلَمَ بِحِسَابِ اَلْجُمَّلِ قَالَ بِكُلِّ لِسَانٍ .
و فرمود: همانا ابو طالب بحساب جمل اسلام آورد، یعنی بهر زبان.
أَسْلَمَ أَبُو طَالِبٍ بِحِسَابِ اَلْجُمَّلِ وَ عَقَدَ بِيَدِهِ ثَلاَثاً وَ سِتِّينَ.
و فرمود: ابو طالب بحساب جمل اسلام آورد و با دستش عدد شصت و سه را متشکل کرد.
رَأَيْتُ أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ ع يَوْمَ اِفْتَتَحَ اَلْبَصْرَةَ وَ رَكِبَ بَغْلَةَ رَسُولِ اَللَّهِ ص ثُمَّ قَالَ أَيُّهَا اَلنَّاسُ أَ لاَ أُخْبِرُكُمْ بِخَيْرِ اَلْخَلْقِ يَوْمَ يَجْمَعُهُمُ اَللَّهُ فَقَامَ إِلَيْهِ أَبُو أَيُّوبَ اَلْأَنْصَارِيُّ فَقَالَ بَلَى يَا أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ حَدِّثْنَا فَإِنَّكَ كُنْتَ تَشْهَدُ وَ نَغِيبُ فَقَالَ إِنَّ خَيْرَ اَلْخَلْقِ يَوْمَ يَجْمَعُهُمُ اَللَّهُ سَبْعَةٌ مِنْ وُلْدِ عَبْدِ اَلْمُطَّلِبِ لاَ يُنْكِرُ فَضْلَهُمْ إِلاَّ كَافِرٌ وَ لاَ يَجْحَدُ بِهِ إِلاَّ جَاحِدٌ فَقَامَ عَمَّارُ بْنُ يَاسِرٍ رَحِمَهُ اَللَّهُ فَقَالَ يَا أَمِيرَ…
اصبغ بن نباته حنظلی گوید: امیر المومنین علیه السلام را دیدم روزی که بصره را فتح کرد و بر استر رسول خدا صلی الله علیه و آله سوار بود. سپس فرمود: ای مردم بشما خبر ندهم که بهترین مخلوق در روزی که خدا آنها را گرد آورد(روز قیامت)کیست؟ ابو ایوب انصاری برخاست و عرضکرد: چرا ای امیر المومنین بما خبر ده، زیرا(نزد پیغمبر و هنگام نزول وحی و دانستن حقایق و واقعیات)تو حاضر بوده ای و ما غایب. فرمود: همانا بهترین مخلوق در روزی که خدا گردشان آورد، هفت تن از فرزندان عبد المطلبند که جز کافر و جاحد منکر فضیلت ایشان نباشد. عمار بن یاسر-رحمه الله-برخاست و عرضکرد: یا امیر المومنین نام آنها را بما بگو تا بشناسیمشان، فرمود: بهترین مخلوق روزی که خدا گردشان آورد، پیغمبرانند و بهترین پیغمبران محمد صلی الله علیه و آله…
قُلْتُ لَهُ كَيْفَ كَانَتِ اَلصَّلاَةُ عَلَى اَلنَّبِيِّ ص قَالَ لَمَّا غَسَّلَهُ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ ع وَ كَفَّنَهُ سَجَّاهُ ثُمَّ أَدْخَلَ عَلَيْهِ عَشَرَةً فَدَارُوا حَوْلَهُ ثُمَّ وَقَفَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ ع فِي وَسَطِهِمْ فَقَالَ إِنَّ اَللّهَ وَ مَلائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى اَلنَّبِيِّ يا أَيُّهَا اَلَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلِيماً َيَقُولُ اَلْقَوْمُ كَمَا يَقُولُ حَتَّى صَلَّى عَلَيْهِ أَهْلُ اَلْمَدِينَةِ وَ أَهْلُ اَلْعَوَالِي .
ابو مریم انصاری گوید: بامام باقر علیه السلام عرضکردم: چگونه بر جنازه پیغمبر صلی الله علیه و آله نماز خوانده شد؟ فرمود: چون امیر المومنین علیه السلام غسلش داد و کفنش نمود و روپوشی بر او کشید، بده نفر اجازه ورود داد تا گردش حلقه زدند. امیر المومنین علیه السلام در میان آنها ایستاد و فرمود: «همانا خدا و فرشتگانش بر پیغمبر درود میفرستند، ای کسانی که ایمان آورده اید بر او درود فرستید و سلام کنید، سلام تمام-56 سوره 33-»پس مردم هم چنان که حضرت میفرمود، میگفتند تا آنکه تمام اهل مدینه و اهل عوالی(آبادیهای نزدیک مدینه، در روی تپه ها)بر آن حضرت نماز گزاردند.
قَالَ اَلنَّبِيُّ ص لِعَلِيٍّ ع يَا عَلِيُّ اِدْفِنِّي فِي هَذَا اَلْمَكَانِ وَ اِرْفَعْ قَبْرِي مِنَ اَلْأَرْضِ أَرْبَعَ أَصَابِعَ وَ رُشَّ عَلَيْهِ مِنَ اَلْمَاءِ.
امام باقر علیه السلام فرمود: پیغمبر صلی الله علیه و آله بعلی علیه السلام فرمود: یا علی مرا در اینجا دفن کن و قبرم را چهار انگشت از زمین بلند کن و بر آن آب بپاش.
أَتَى اَلْعَبَّاسُ أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ ع فَقَالَ يَا عَلِيُّ إِنَّ اَلنَّاسَ قَدِ اِجْتَمَعُوا أَنْ يَدْفِنُوا رَسُولَ اَللَّهِ ص فِي بَقِيعِ اَلْمُصَلَّى وَ أَنْ يَؤُمَّهُمْ رَجُلٌ مِنْهُمْ فَخَرَجَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ ع إِلَى اَلنَّاسِ فَقَالَ يَا أَيُّهَا اَلنَّاسُ إِنَّ رَسُولَ اَللَّهِ ص إِمَامٌ حَيّاً وَ مَيِّتاً وَ قَالَ إِنِّي أُدْفَنُ فِي اَلْبُقْعَةِ اَلَّتِي أُقْبَضُ فِيهَا ثُمَّ قَالَ عَلَى اَلْبَابِ فَصَلَّى عَلَيْهِ ثُمَّ أَمَرَ اَلنَّاسَ عَشَرَةً عَشَرَةً يُصَلُّونَ عَلَيْهِ ثُمَّ يَخْرُجُونَ .
امام صادق علیه السلام فرمود، عباس نزد امیر المومنین علیه السلام آمد و عرضکرد: یا علی مردم گرد آمده اند تا رسول خدا صلی الله علیه و آله را در بقیع مصلی دفن کنند و مردی از ایشان پیش نماز آنها شود. امیر المومنین علیه السلام بسوی مردم آمد و فرمود: ای مردم همانا رسول خدا در حال زندگی و مرگش امام و پیشوا است و خودش فرمود: من در همان خانه ای که قبض روح شوم بخاک سپرده شوم، آنگاه نزد در ایستاد و بر آن حضرت نماز گزارد، سپس بمردم دستور داد تا ده نفر ده نفر بر او نماز خوانند و خارج شوند.
لَمَّا قُبِضَ اَلنَّبِيُّ ص صَلَّتْ عَلَيْهِ اَلْمَلاَئِكَةُ وَ اَلْمُهَاجِرُونَ وَ اَلْأَنْصَارُ فَوْجاً فَوْجاً قَالَ وَ قَالَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ ع سَمِعْتُ رَسُولَ اَللَّهِ ص يَقُولُ فِي صِحَّتِهِ وَ سَلاَمَتِهِ إِنَّمَا أُنْزِلَتْ هَذِهِ اَلْآيَةُ عَلَيَّ فِي اَلصَّلاَةِ عَلَيَّ بَعْدَ قَبْضِ اَللَّهِ لِي إِنَّ اَللّهَ وَ مَلائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى اَلنَّبِيِّ يا أَيُّهَا اَلَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلِيماً
امام باقر علیه السلام فرمود: چون پیغمبر صلی الله علیه و آله وفات کرد، ملایکه و مهاجرین و انصار دسته دسته بر آن حضرت نماز گزاردند. و امیر المومنین علیه السلام فرمود: من از پیغمبر صلی الله علیه و آله شنیدم که در حال تندرستی و سلامتش می فرمود: همانا این آیه در باره نماز بر من پس از آنکه خدا قبض روحم فرماید، نازل شده است: «خدا و فرشتگانش بر پیغمبر نماز میگزارند، آنها که ایمان آورده اید بر او نماز گزارید و سلام کنید، سلامی کامل-56 سوره 33-».
قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اَللَّهِ مَا مَعْنَى اَلسَّلاَمِ عَلَى رَسُولِ اَللَّهِ فَقَالَ إِنَّ اَللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لَمَّا خَلَقَ نَبِيَّهُ وَ وَصِيَّهُ وَ اِبْنَتَهُ وَ اِبْنَيْهِ وَ جَمِيعَ اَلْأَئِمَّةِ وَ خَلَقَ شِيعَتَهُمْ أَخَذَ عَلَيْهِمُ اَلْمِيثَاقَ وَ أَنْ يَصْبِرُوا وَ يُصَابِرُوا وَ يُرَابِطُوا وَ أَنْ يَتَّقُوا اَللَّهَ وَ وَعَدَهُمْ أَنْ يُسَلِّمَ لَهُمُ اَلْأَرْضَ اَلْمُبَارَكَةَ وَ اَلْحَرَمَ اَلْآمِنَ وَ أَنْ يُنَزِّلَ لَهُمُ اَلْبَيْتَ اَلْمَعْمُورَ وَ يُظْهِرَ لَهُمُ اَلسَّقْفَ اَلْمَرْفُوعَ وَ يُرِيحَهُمْ مِنْ عَدُوِّهِمْ وَ اَلْأَرْضِ اَلَّتِي يُبَدِّلُهَا اَللَّهُ…
داود بن کثیر رقی گوید: بامام صادق علیه السلام عرضکردم: معنی سلام بر رسول خدا چیست؟ فرمود: چون خدای تبارک و تعالی(در عالم ارواح)پیغمبرش را و وصی او و دختر و دو پسرش و امامان دیگر و همه شیعیان را خلق فرمود، از آنها پیمان گرفت که(در بلاها)صبر کنند و(در برابر دشمنان خدا و هوای نفس)پایداری کنند و(جان خود و اسبان خویش را)در مرزها و سرحدها به بندند و از خدا پروا کنند. و خدا(در مقابل این امور)بآنها وعده فرمود که زمین مبارک(مدینه یا بیت المقدس)و حرم امن(مکه) را تسلیمشان کند و بیت المعمور(فرشتگان یا خاندان ایمه)را برایشان بیاورد و سقف افراشته(تمام آسمانها و عرش یا برکات آسمان)را بآنها بنمایاند و ایشان را از دشمنشان آسوده کند و هم از آفات زمین که خدا بجهت سلامتی آنها از شرور تبدیل فرموده و زمینی را که…
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ صَفِيِّكَ وَ خَلِيلِكَ وَ نَجِيِّكَ اَلْمُدَبِّرِ لِأَمْرِكَ.
عبد الله بن سنان گوید: شنیدم امام صادق علیه السلام می فرمود: پروردگارا درود فرست بر محمد برگزیده و دوست و هم رازت که تدبیرکننده امر تو است.
كُنْتُ بِالْمَدِينَةِ وَ سَقْفُ اَلْمَسْجِدِ اَلَّذِي يُشْرِفُ عَلَى اَلْقَبْرِ قَدْ سَقَطَ وَ اَلْفَعَلَةُ يَصْعَدُونَ وَ يَنْزِلُونَ وَ نَحْنُ جَمَاعَةٌ فَقُلْتُ لِأَصْحَابِنَا مَنْ مِنْكُمْ لَهُ مَوْعِدٌ يَدْخُلُ عَلَى أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع اَللَّيْلَةَ فَقَالَ مِهْرَانُ بْنُ أَبِي نَصْرٍ أَنَا وَ قَالَ إِسْمَاعِيلُ بْنُ عَمَّارٍ اَلصَّيْرَفِيُّ أَنَا فَقُلْنَا لَهُمَا سَلاَهُ لَنَا عَنِ اَلصُّعُودِ لِنُشْرِفَ عَلَى قَبْرِ اَلنَّبِيِّ ص فَلَمَّا كَانَ مِنَ اَلْغَدِ لَقِينَاهُمَا فَاجْتَمَعْنَا جَمِيعاً فَقَالَ إِسْمَاعِيلُ قَدْ سَأَلْنَاهُ لَكُمْ عَمَّا ذَكَرْتُمْ فَقَالَ مَا أُحِبُّ…
جعفر بن مثنی گوید: من در مدینه بودم زمانی که سقف مسجد، طرف بالای قبر پیغمبر فرو ریخته بود و کارگرها بالا میرفتند و پایین می آمدند، من همراه جماعتی آنجا بودم، برفقای خود گفتم: کدام یک از شما بناست امشب خدمت امام صادق علیه السلام برسد؟ مهران بن ابی نصر گفت: من، و اسماعیل بن عمار صیرفی هم گفت: من، ما بآن دو گفتیم: از آن حضرت راجع ببالا رفتن در اینجا بپرسید تا ما هم بر قبر پیغمبر صلی الله علیه و آله مشرف شویم، چون فردا شد، آن دو نفر را دیدیم و همه گرد آمدیم، اسماعیل گفت: آنچه را گفتید، ما از حضرت برای شما پرسیدیم، فرمود: من دوست ندارم هیچ یک از شما بالای قبر برآید و او را ایمن ندهم از دیدن چیزی که بینایی چشمش نابود شود، یا آن حضرت را بنماز ایستاده و یا همراه بعضی از همسرانش بیند.