إِنْ بَلَغَكُمْ عَنْ صَاحِبِكُمْ غَيْبَةٌ فَلاَ تُنْكِرُوهَا.
محمد بن مسلم گوید: شنیدم امام صادق علیه السلام میفرمود: اگر خبر غیبت صاحبتان بشما رسید منکر آن نشوید.
کلام نورانی پیامبر اکرم (ص) و اهل بیت (ع) با متن عربی، ترجمه فارسی و منبع.
إِنْ بَلَغَكُمْ عَنْ صَاحِبِكُمْ غَيْبَةٌ فَلاَ تُنْكِرُوهَا.
محمد بن مسلم گوید: شنیدم امام صادق علیه السلام میفرمود: اگر خبر غیبت صاحبتان بشما رسید منکر آن نشوید.
لاَ بُدَّ لِصَاحِبِ هَذَا اَلْأَمْرِ مِنْ غَيْبَةٍ وَ لاَ بُدَّ لَهُ فِي غَيْبَتِهِ مِنْ عُزْلَةٍ وَ نِعْمَ اَلْمَنْزِلُ طَيْبَةُ وَ مَا بِثَلاَثِينَ مِنْ وَحْشَةٍ .
بناچار صاحب الامر غیبت کند و بناچار در زمان غیبتش گوشه گیری کند، چه خوب منزلیست مدینه(گویا آن حضرت در ایام غیبت غالبا در مدینه و اطراف آن باشد)و در سی وحشتی نیست(یعنی آن- حضرت همراه 30 یا 29 نفر از اصحاب و موالیان خود میباشد و این عده اگر چه گوشه گیرند ولی وحشت و ترسی ندارند).
كَيْفَ أَنْتَ إِذَا وَقَعَتِ اَلْبَطْشَةُ بَيْنَ اَلْمَسْجِدَيْنِ فَيَأْرِزُ اَلْعِلْمُ كَمَا تَأْرِزُ اَلْحَيَّةُ فِي جُحْرِهَا وَ اِخْتَلَفَتِ اَلشِّيعَةُ وَ سَمَّى بَعْضُهُمْ بَعْضاً كَذَّابِينَ وَ تَفَلَ بَعْضُهُمْ فِي وُجُوهِ بَعْضٍ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ مَا عِنْدَ ذَلِكَ مِنْ خَيْرٍ فَقَالَ لِي اَلْخَيْرُ كُلُّهُ عِنْدَ ذَلِكَ ثَلاَثاً .
ابان بن تغلب گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: چگونه باشی(عقیده تو چیست نسبت به)زمانی که حمله سختی میان دو مسجد واقع شود(اشاره بجنگ و پیش آمد مهمی دارد که میان مسجد کوفه و سهله یا مکه و مدینه واقع می شود)و علم و دانش مانند ماری که بسوراخ خود میرود، نور دیده شود، و میان شیعیان اختلاف افتد و یک دیگر را دروغگو خوانند و بصورت هم تف اندازند، عرضکردم: قربانت، در چنان وضعی خیری نیست، حضرت سه مرتبه فرمود: تمام خیر در آن وضع است(زیرا مردم امتحان میشوند و امام زمان علیه السلام ظهور میکند).
إِنَّ لِلْقَائِمِ غَيْبَةً قَبْلَ أَنْ يَقُومَ إِنَّهُ يَخَافُ وَ أَوْمَأَ بِيَدِهِ إِلَى بَطْنِهِ يَعْنِي اَلْقَتْلَ .
امام صادق علیه السلام میفرمود: حضرت قایم پیش از آنکه قیام کند غایب شود، زیرا او میترسد- و با دست اشاره بشکمش فرمود-یعنی از کشته شدن میترسد.
لِلْقَائِمِ غَيْبَتَانِ إِحْدَاهُمَا قَصِيرَةٌ وَ اَلْأُخْرَى طَوِيلَةٌ اَلْغَيْبَةُ اَلْأُولَى لاَ يَعْلَمُ بِمَكَانِهِ فِيهَا إِلاَّ خَاصَّةُ شِيعَتِهِ وَ اَلْأُخْرَى لاَ يَعْلَمُ بِمَكَانِهِ فِيهَا إِلاَّ خَاصَّةُ مَوَالِيهِ .
امام صادق علیه السلام فرمود: برای حضرت قایم علیه السلام دو غیبت است: یکی کوتاه و دیگری دراز، 215 - 3 در غیبت اول جز شیعیان مخصوص از جای آن حضرت خبر ندارند، و در غیبت دیگر جز دوستان مخصوصش از جای او خبر ندارند(مقصود از دوستان مخصوص خادمان و اهل بیت آن حضرت و یا همان 30 نفری است که در سه روایت پیش ذکر شد).
لِصَاحِبِ هَذَا اَلْأَمْرِ غَيْبَتَانِ إِحْدَاهُمَا يَرْجِعُ مِنْهَا إِلَى أَهْلِهِ وَ اَلْأُخْرَى يُقَالُ هَلَكَ فِي أَيِّ وَادٍ سَلَكَ قُلْتُ كَيْفَ نَصْنَعُ إِذَا كَانَ كَذَلِكَ قَالَ إِذَا اِدَّعَاهَا مُدَّعٍ فَاسْأَلُوهُ عَنْ أَشْيَاءَ يُجِيبُ فِيهَا مِثْلَهُ .
مفضل بن عمر گوید: شنیدم امام صادق علیه السلام میفرمود برای صاحب الامر دو غیبت است، در نخستین آنها بسوی خانواده اش مراجعت میکند. و در دیگری مردم میگویند: هلاک شد و در کدام وادی افتاد: عرضکردم: اگر چنان شد. ما چه کنیم؟ فرمود: هر گاه کسی مدعی امامت شد، مسایلی از او بپرسید که مثل امام جواب دهد(اگر پاسخ درست نگفت، او امام نیست).
دَخَلْتُ عَلَى أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع فَقُلْتُ لَهُ أَنْتَ صَاحِبُ هَذَا اَلْأَمْرِ فَقَالَ لاَ فَقُلْتُ فَوَلَدُكَ فَقَالَ لاَ فَقُلْتُ فَوَلَدُ وَلَدِكَ هُوَ قَالَ لاَ فَقُلْتُ فَوَلَدُ وَلَدِ وَلَدِكَ فَقَالَ لاَ قُلْتُ مَنْ هُوَ قَالَ اَلَّذِي يَمْلَأُهَا عَدْلاً كَمَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً عَلَى فَتْرَةٍ مِنَ اَلْأَئِمَّةِ كَمَا أَنَّ رَسُولَ اَللَّهِ ص بُعِثَ عَلى فَتْرَةٍ مِنَ اَلرُّسُلِ .
ابو حمزه گوید: خدمت امام صادق علیه السلام رسیدم و عرضکردم: صاحب الامر شمایید؟ فرمود نه، گفتم: پسر شماست؟ فرمود: نه. گفتم، پسر پسر شما است؟ فرمود: نه، گفتم: پسر پسر پسر شماست؟ فرمود: نه، گفتم: پس او کیست؟ فرمود: همان کسی است که زمین را پر از عدالت کند، چنان که پر از ستم و جور شده باشد، او در زمان پیدا نبودن امامان بیاید، چنان که رسول خدا صلی الله علیه و آله در زمان پیدا نبودن رسولان مبعوث شد.
سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِيٍّ ع عَنْ قَوْلِ اَللَّهِ تَعَالَى فَلا أُقْسِمُ بِالْخُنَّسِ اَلْجَوارِ اَلْكُنَّسِ َالَتْ فَقَالَ إِمَامٌ يَخْنِسُ سَنَةَ سِتِّينَ وَ مِائَتَيْنِ ثُمَّ يَظْهَرُ كَالشِّهَابِ يَتَوَقَّدُ فِي اَللَّيْلَةِ اَلظَّلْمَاءِ فَإِنْ أَدْرَكْتِ زَمَانَهُ قَرَّتْ عَيْنُكِ .
ام هانی گوید: از حضرت ابا جعفر محمد بن علی علیهما السلام راجع بقول خدای تعالی «سوگند بستارگان غروب کننده، همان سیارات نهان شوند«15 و 16 سوره 81-»پرسیدم، فرمود: آن امامی است که در سال 260 غایب شود، سپس مانند شعله ای در شب تاریک فروزان شود، اگر زمان او را درک کنی چشمت روشن شود.
لَقِيتُ أَبَا جَعْفَرٍ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِيٍّ ع فَسَأَلْتُهُ عَنْ هَذِهِ اَلْآيَةِ فَلا أُقْسِمُ بِالْخُنَّسِ اَلْجَوارِ اَلْكُنَّسِ َالَ اَلْخُنَّسُ إِمَامٌ يَخْنِسُ فِي زَمَانِهِ عِنْدَ اِنْقِطَاعٍ مِنْ عِلْمِهِ عِنْدَ اَلنَّاسِ سَنَةَ سِتِّينَ وَ مِائَتَيْنِ ثُمَّ يَبْدُو كَالشِّهَابِ اَلْوَاقِدِ فِي ظُلْمَةِ اَللَّيْلِ فَإِنْ أَدْرَكْتِ ذَلِكِ قَرَّتْ عَيْنُكِ .
ام هانی گوید: ابا جعفر محمد بن علی علیه السلام را ملاقات کردم و راجع بآیه«15 و 16 سوره 81»از آن حضرت سوال کردم، فرمود: خنس(ستارگان غروب کننده)امامی است که در زمان خود هنگامی که مردم از وجود او خبر ندارند برخی از علمش از مردم گرفته شود پنهان می شود، در سال 260 سپس مانند شعله درخشان در شب تار ظاهر می شود، اگر آن زمان را درک کنی چشمت روشن شود.
إِذَا رُفِعَ عَلَمُكُمْ مِنْ بَيْنِ أَظْهُرِكُمْ فَتَوَقَّعُوا اَلْفَرَجَ مِنْ تَحْتِ أَقْدَامِكُمْ .
ابو الحسن سوم(امام هادی)علیه السلام فرمود: هر گاه پیشوای شما دانش شما از میان شما برداشته شود، از زیر پای خود منتظر فرج باشید.
قُلْتُ لِأَبِي اَلْحَسَنِ اَلرِّضَا ع إِنِّي أَرْجُو أَنْ تَكُونَ صَاحِبَ هَذَا اَلْأَمْرِ وَ أَنْ يَسُوقَهُ اَللَّهُ إِلَيْكَ بِغَيْرِ سَيْفٍ فَقَدْ بُويِعَ لَكَ وَ ضُرِبَتِ اَلدَّرَاهِمُ بِاسْمِكَ فَقَالَ مَا مِنَّا أَحَدٌ اِخْتَلَفَتْ إِلَيْهِ اَلْكُتُبُ وَ أُشِيرَ إِلَيْهِ بِالْأَصَابِعِ وَ سُئِلَ عَنِ اَلْمَسَائِلِ وَ حُمِلَتْ إِلَيْهِ اَلْأَمْوَالُ إِلاَّ اُغْتِيلَ أَوْ مَاتَ عَلَى فِرَاشِهِ حَتَّى يَبْعَثَ اَللَّهُ لِهَذَا اَلْأَمْرِ غُلاَماً مِنَّا خَفِيَّ اَلْوِلاَدَةِ وَ اَلْمَنْشَإِ غَيْرَ خَفِيٍّ فِي نَسَبِهِ .
ایوب بن نوح گوید بحضرت رضا علیه السلام عرضکردم: من امیدوارم که شما صاحب الامر باشید، و خدا امر امامت را بدون شمشیر و خونریزی بشما رساند، زیرا برای شما(بولایت عهدی مامون) بیعت گرفته شده و بنام شما سکه زده اند، حضرت فرمود: هیچ کس از ما خاندان نیست که مکاتبات داشته باشد و با انگشت بسویش اشاره کنند و از او مساله بپرسند و اموال برایش برند، جز اینکه یا ترور شود و یا در بستر خود بمیرد(یا با شمشیر کشته شود و یا با زهر)تا زمانی که خدا برای این امر(امامت) کودکی را از ما خاندان مبعوث کند که ولادت و وطن او نهانست ولی نسبت و دودمانش نهان نیست.
قُلْتُ لَهُ إِنَّ شِيعَتَكَ بِالْعِرَاقِ كَثِيرَةٌ وَ اَللَّهِ مَا فِي أَهْلِ بَيْتِكَ مِثْلُكَ فَكَيْفَ لاَ تَخْرُجُ قَالَ فَقَالَ يَا عَبْدَ اَللَّهِ بْنَ عَطَاءٍ قَدْ أَخَذْتَ تَفْرُشُ أُذُنَيْكَ لِلنَّوْكَى إِي وَ اَللَّهِ مَا أَنَا بِصَاحِبِكُمْ قَالَ قُلْتُ لَهُ فَمَنْ صَاحِبُنَا قَالَ اُنْظُرُوا مَنْ عَمِيَ عَلَى اَلنَّاسِ وِلاَدَتُهُ فَذَاكَ صَاحِبُكُمْ إِنَّهُ لَيْسَ مِنَّا أَحَدٌ يُشَارُ إِلَيْهِ بِالْإِصْبَعِ وَ يُمْضَغُ بِالْأَلْسُنِ إِلاَّ مَاتَ غَيْظاً أَوْ رَغِمَ أَنْفُهُ .
عبد الله بن عطا گوید: بامام باقر علیه السلام عرضکردم: شیعیان شما در عراق بسیارند و بخدا مانند شما هم در خاندانت کسی نیست، پس چرا خروج نمیکنی؟ فرمود: ای عبد الله بن عطا تو گوشهایت را برای بیخردان میگستری(هر سخنی را از هر نادانی باور میکنی)بخدا که من صاحب شما نیستم، گوید عرضکردم: پس صاحب ما کیست؟ فرمود: بنگرید هر که ولادتش از مردم نهان گشت او صاحب شماست، همانا کسی از ما خاندان نیست که انگشت نما شود و میان دهان مردم افتد(مشهور و معروف گردد)، جز اینکه مرگش یا از خون دل خوردن و یا از بینیش بخاک مالیده شدن باشد.