قال الإمام الکاظم عليه السلام

جستجوی «همسایه»

امام موسی کاظم (علیه السلام)

كَانَتْ فَاطِمَةُ ع إِذَا دَعَتْ تَدْعُو لِلْمُؤْمِنِينَ وَ اَلْمُؤْمِنَاتِ وَ لاَ تَدْعُو لِنَفْسِهَا فَقِيلَ لَهَا يَا بِنْتَ رَسُولِ اَللَّهِ ص إِنَّكِ تَدْعِينَ لِلنَّاسِ وَ لاَ تَدْعِينَ لِنَفْسِكِ فَقَالَتِ اَلْجَارَ ثُمَّ اَلدَّارَ .

از موسی بن جعفر، از پدر بزرگوارش، از آبا گرامش علیهم السلام، فرمودند: هر گاه فاطمه علیها السلام دعا می نمودند، برای مومنین و مومنات دعا کرده و برای خود اصلا دعایی نمی فرمود. به ایشان عرض شد: ای دختر رسول خدا صلی الله علیه و آله شما برای مردم دعا می کنید، چرا برای خویش دعا نمی فرمایید؟ فرمودند: ابتدا همسایه سپس اهل خانه.

صدوق، علل الشرائع‏، ج2، ص182

إِنَّهُ كَانَ فِي بَنِي إِسْرَائِيلَ رَجُلٌ مُؤْمِنٌ وَ كَانَ لَهُ جَارٌ كَافِرٌ وَ كَانَ يَرْفُقُ بِالْمُؤْمِنِ وَ يُوَلِّيهِ اَلْمَعْرُوفَ فِي اَلدُّنْيَا فَلَمَّا أَنْ مَاتَ اَلْكَافِرُ بَنَى اَللَّهُ لَهُ بَيْتاً فِي اَلنَّارِ مِنْ طِينٍ فَكَانَ يَقِيهِ حَرَّهَا وَ يَأْتِيهِ اَلرِّزْقُ مِنْ غَيْرِهَا وَ قِيلَ لَهُ هَذَا بِمَا كُنْتَ تَدْخُلُ عَلَى جَارِكَ اَلْمُؤْمِنِ فُلاَنِ بْنِ فُلاَنٍ مِنَ اَلرِّفْقِ وَ تُوَلِّيهِ مِنَ اَلْمَعْرُوفِ فِي اَلدُّنْيَا.

مرد مومنی در بنی اسراییل بود که همسایه کافری داشت که با آن مومن مهربانی می کرد و در کار نیک دنیوی، دنباله رو و همراه او بود؛ پس چون آن کافر درگذشت خداوند خانه گلینی را برای او در دوزخ بنا کرد تا او را از حرارت آتش دوزخ نگاه دارد و روزی اش از جای دیگری به او می رسید و به او گفته شد: این حالت به سبب مهربانی و نیکی ای بود که با همسایه مومن خویش در دنیا می کردی.

ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ج 2، ص 169

لَيْسَ حُسْنُ اَلْجِوَارِ كَفَّ اَلْأَذَى وَ لَكِنَّ حُسْنَ اَلْجِوَارِ اَلصَّبْرُ عَلَى اَلْأَذَى.

خوش همسایگی تنها خودداری از آزار رسانی به همسایه نیست بلکه خوش همسایگی صبر بر آزار از جانب همسایه نیز است.

تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، ج 2، ص 409

أَنَّهُ مَرَّ بِرَجُلٍ مِنْ أَهْلِ اَلسَّوَادِ دَمِيمِ اَلْمَنْظَرِ فَسَلَّمَ عَلَيْهِ وَ نَزَلَ عِنْدَهُ وَ حَادَثَهُ طَوِيلاً ثُمَّ عَرَضَ ع عَلَيْهِ نَفْسَهُ فِي اَلْقِيَامِ بِحَاجَةٍ إِنْ عَرَضَتْ لَهُ فَقِيلَ لَهُ يَا اِبْنَ رَسُولِ اَللَّهِ أَ تَنْزِلُ إِلَى هَذَا ثُمَّ تَسْأَلُهُ عَنْ حَوَائِجِكَ وَ هُوَ إِلَيْكَ أَحْوَجُ فَقَالَ ع عَبْدٌ مِنْ عَبِيدِ اَللَّهِ وَ أَخٌ فِي كِتَابِ اَللَّهِ وَ جَارٌ فِي بِلاَدِ اَللَّهِ يَجْمَعُنَا وَ إِيَّاهُ خَيْرُ اَلْآبَاءِ آدَمُ ع وَ أَفْضَلُ اَلْأَدْيَانِ اَلْإِسْلاَمُ وَ لَعَلَّ اَلدَّهْرَ يَرُدُّ مِنْ حَاجَاتِنَا إِلَيْهِ فَيَرَانَا بَعْدَ…

روایت شده است که امام کاظم علیه السلام به مردی روستایی زشت چهره رسید و بر او سلام کرد و نزد او فرود آمد و زمانی دراز، با او گفتگو فرمود، سپس به او گفت که آیا اگر نیازی برایش رخ داد آن را برای امام علیه السلام انجام می دهد. شخصی به امام علیه السلام عرض کرد: ای پسر رسول خدا آیا پیش این مرد روستایی زشت چهره فرود می آیی و نیازهایت را از او می خواهی و حال آن که او به شما نیازمندتر است؟ امام علیه السلام فرمود: او بنده ای از بندگان خدا و بنا بر حکم قرآن، برادر و در سرزمین خدا همسایه ما است. بهترین پدران، آدم علیه السلام، و برترین دین ها، اسلام، میان ما و او پیوند ایجاد کرده و چه بسا که روزگار، ما را به او نیازمند گرداند و-پس از اینکه بر او تکبر ورزیدیم-ما را در نزدش فروتن بیند، پس آنگاه امام علیه…

تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، ج 2، ص 413

لَقِيتُ أَبَا إِبْرَاهِيمَ ع وَ نَحْنُ نُرِيدُ اَلْعُمْرَةَ فِي بَعْضِ اَلطَّرِيقِ فَقُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ هَلْ تُثْبِتُ هَذَا اَلْمَوْضِعَ اَلَّذِي نَحْنُ فِيهِ قَالَ نَعَمْ فَهَلْ تُثْبِتُهُ أَنْتَ قُلْتُ نَعَمْ إِنِّي أَنَا وَ أَبِي لَقِينَاكَ هَاهُنَا وَ أَنْتَ مَعَ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع وَ مَعَهُ إِخْوَتُكَ فَقَالَ لَهُ أَبِي بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي أَنْتُمْ كُلُّكُمْ أَئِمَّةٌ مُطَهَّرُونَ وَ اَلْمَوْتُ لاَ يَعْرَى مِنْهُ أَحَدٌ فَأَحْدِثْ إِلَيَّ شَيْئاً أُحَدِّثُ بِهِ مَنْ يَخْلُفُنِي مِنْ بَعْدِي فَلاَ يَضِلَّ قَالَ نَعَمْ يَا أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ هَؤُلاَءِ وُلْدِي وَ هَذَا…

یزید بن سلیط زیدی(که کنیه اش ابا عماره است)گوید: در بین راهی که بعمره میرفتیم بموسی بن جعفر علیه السلام برخوردم و عرضکردم: قربانت گردم، این مکان را که ما در آن هستیم بیاد می آورید؟ فرمود: آری، تو هم یادت می آید؟ عرضکردم: آری، من و پدرم شما را در اینجا ملاقات کردیم و امام صادق علیه السلام و برادران شما هم بودند. پدرم بامام صادق علیه السلام عرضکرد: پدر و مادرم بقربانت، شما همه امامان پاک هستید -ولی کسی از مرگ بر کنار نمیماند. بمن مطلبی بفرمایید که بجانشین خود باز گویم تا گمراه نشود. فرمود آری ای ابا عبد الله؛ (کنیه پدر زید است)اینان پسران منند و این سرور آنهاست-و بشما اشاره کرد-اوست که حکم(قضاوت یا حکمت)و فهم و سخاوت و شناسایی احتیاجات و اختلافات مردم را در امر دین و دنیاشان میداند و اخلاق و…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 313
Esc
↑ ↓ جابه‌جاییEnter باز کردن/ یا Ctrl K از هر صفحه