قال الإمام الکاظم عليه السلام:
أَنَّهُ مَرَّ بِرَجُلٍ مِنْ أَهْلِ اَلسَّوَادِ دَمِيمِ اَلْمَنْظَرِ فَسَلَّمَ عَلَيْهِ وَ نَزَلَ عِنْدَهُ وَ حَادَثَهُ طَوِيلاً ثُمَّ عَرَضَ ع عَلَيْهِ نَفْسَهُ فِي اَلْقِيَامِ بِحَاجَةٍ إِنْ عَرَضَتْ لَهُ فَقِيلَ لَهُ يَا اِبْنَ رَسُولِ اَللَّهِ أَ تَنْزِلُ إِلَى هَذَا ثُمَّ تَسْأَلُهُ عَنْ حَوَائِجِكَ وَ هُوَ إِلَيْكَ أَحْوَجُ فَقَالَ ع عَبْدٌ مِنْ عَبِيدِ اَللَّهِ وَ أَخٌ فِي كِتَابِ اَللَّهِ وَ جَارٌ فِي بِلاَدِ اَللَّهِ يَجْمَعُنَا وَ إِيَّاهُ خَيْرُ اَلْآبَاءِ آدَمُ ع وَ أَفْضَلُ اَلْأَدْيَانِ اَلْإِسْلاَمُ وَ لَعَلَّ اَلدَّهْرَ يَرُدُّ مِنْ حَاجَاتِنَا إِلَيْهِ فَيَرَانَا بَعْدَ اَلزَّهْوِ عَلَيْهِ مُتَوَاضِعِينَ بَيْنَ يَدَيْهِ ثُمَّ قَالَ ع نُوَاصِلُ مَنْ لاَ يَسْتَحِقُّ وِصَالَنَا مَخَافَةَ أَنْ نَبْقَى بِغَيْرِ صَدِيقٍ .
روایت شده است که امام کاظم علیه السلام به مردی روستایی زشت چهره رسید و بر او سلام کرد و نزد او فرود آمد و زمانی دراز، با او گفتگو فرمود، سپس به او گفت که آیا اگر نیازی برایش رخ داد آن را برای امام علیه السلام انجام می دهد. شخصی به امام علیه السلام عرض کرد: ای پسر رسول خدا آیا پیش این مرد روستایی زشت چهره فرود می آیی و نیازهایت را از او می خواهی و حال آن که او به شما نیازمندتر است؟ امام علیه السلام فرمود: او بنده ای از بندگان خدا و بنا بر حکم قرآن، برادر و در سرزمین خدا همسایه ما است. بهترین پدران، آدم علیه السلام، و برترین دین ها، اسلام، میان ما و او پیوند ایجاد کرده و چه بسا که روزگار، ما را به او نیازمند گرداند و-پس از اینکه بر او تکبر ورزیدیم-ما را در نزدش فروتن بیند، پس آنگاه امام علیه السلام فرمود: با آن کس که در شان هم پیوندی با ما نیست پیوند می داریم از ترس آن که بی دوست بمانیم.