انَّ لاِهْلِ الْجَنَّةِ اَرْبَعَ عَلاماتٍ: وَجْهٌ مُنْبَسِطٌ وَ لِسانٌ لَطیفٌ وَ قَلْبٌ رَحیمٌ وَ یَدٌ مُعْطیَةٌ؛
بهشتیها چهار نشانه دارند: روی گشاده، زبان نرم، دل مهربان و دستِ دهنده
امام جعفر صادق (علیه السلام)
انَّ لاِهْلِ الْجَنَّةِ اَرْبَعَ عَلاماتٍ: وَجْهٌ مُنْبَسِطٌ وَ لِسانٌ لَطیفٌ وَ قَلْبٌ رَحیمٌ وَ یَدٌ مُعْطیَةٌ؛
بهشتیها چهار نشانه دارند: روی گشاده، زبان نرم، دل مهربان و دستِ دهنده
مَنْ لَمْ يَأْتِ قَبْرَ الْحُسَيْنِ ع وَ هُوَ يَزْعُمُ أَنَّهُ لَنَا شِيعَةٌ حَتَّى يَمُوتَ فَلَيْسَ هُوَ لَنَا بِشِيعَةٍ وَ إِنْ كَانَ مِنْ أَهْلِ الْجَنَّةِ فَهُوَ مِنْ ضِيفَانِ أَهْلِ الْجَنَّة
کسی که به زیارت قبر امام حسین نرود و خیال کند که شیعه ما است و با این حال و خیال بمیرد او شیعه ما نیست و اگر هم از اهل بهشت باشد از میهمانان اهل بهشت خواهد بود
مَنْ قَرَأَ سُورَةَ اَلْعَنْكَبُوتِ وَ اَلرُّومِ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ لَيْلَةَ ثَلاَثَةٍ وَ عِشْرِينَ فَهُوَ وَ اَللَّهِ يَا أَبَا مُحَمَّدٍ مِنْ أَهْلِ اَلْجَنَّةِ لاَ أَسْتَثْنِي فِيهِ أَبَداً وَ لاَ أَخَافُ أَنْ يَكْتُبَ اَللَّهُ عَلَيَّ فِي يَمِينِي إِثْماً وَ إِنَّ لِهَاتَيْنِ اَلسُّورَتَيْنِ مِنَ اَللَّهِ مَكَاناً.
ابو بصیر گوید که امام صادق علیه السلام فرمود: ای ابو محمد هر که سوره عنکبوت و روم را در شب بیست و سوم ماه رمضان تلاوت کند به خدا سوگند که او اهل بهشت است و هرگز کسی را از این سخن استثنا نمی کنم و ترس آن ندارم که خداوند بر سوگند من گناهی نویسد و به راستی، این دو سوره را نزد خدا جایگاهی فراز است.
اَلْقُضَاةُ أَرْبَعَةٌ قَاضٍ قَضَى بِالْحَقِّ وَ هُوَ لاَ يَعْلَمُ أَنَّهُ حَقٌّ فَهُوَ فِي اَلنَّارِ وَ قَاضٍ قَضَى بِالْبَاطِلِ وَ هُوَ لاَ يَعْلَمُ أَنَّهُ بَاطِلٌ فَهُوَ فِي اَلنَّارِ وَ قَاضٍ قَضَى بِالْبَاطِلِ وَ هُوَ يَعْلَمُ أَنَّهُ بَاطِلٌ فَهُوَ فِي اَلنَّارِ وَ قَاضٍ قَضَى بِالْحَقِّ وَ هُوَ يَعْلَمُ أَنَّهُ حَقٌّ فَهُوَ فِي اَلْجَنَّةِ .
امام صادق(ع)فرمود: قضاوت کنندگان چهار قسمند آنکه ندانسته حکم به حق میدهد در آتش است و آنکه ندانسته حکم باطل میدهد از اهل آتش است و آنکه ندانسته حکم باطل میدهد در آتش است و آنکه دانسته حکم حق میدهد اهل بهشت است. شرح- مقصود این است که قاضی یا میداند که حکم اش بر حق است و یا میداند که حکمش بر باطل است و یا نمیداند که حکمش حق است یا باطل و فقط در صورتی که میداند بحق حکم میکند مسیول نیست اما در صورت دیگر مسیول است حتی در صورتی که با تردید بحکم تصادفا جانب حق را گرفته باشد
أَمَّا بَعْدُ فَسَلُوا رَبَّكُمُ اَلْعَافِيَةَ وَ عَلَيْكُمْ بِالدَّعَةِ وَ اَلْوَقَارِ وَ اَلسَّكِينَةِ وَ اَلْحَيَاءِ وَ اَلتَّنَزُّهِ عَمَّا تَنَزَّهَ عَنْهُ اَلصَّالِحُونَ مِنْكُمْ وَ عَلَيْكُمْ بِمُجَامَلَةِ أَهْلِ اَلْبَاطِلِ تَحَمَّلُوا اَلضَّيْمَ مِنْهُمْ وَ إِيَّاكُمْ وَ مُمَاظَّتَهُمْ دِينُوا فِيمَا بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَهُمْ إِذَا أَنْتُمْ جَالَسْتُمُوهُمْ وَ خَالَطْتُمُوهُمْ وَ نَازَعْتُمُوهُمُ اَلْكَلاَمَ فَإِنَّهُ لاَ بُدَّ لَكُمْ مِنْ مُجَالَسَتِهِمْ وَ مُخَالَطَتِهِمْ وَ مُنَازَعَتِهِمْ بِالتَّقِيَّةِ اَلَّتِي أَمَرَكُمُ اَللَّهُ بِهَا فَإِذَا اُبْتُلِيتُمْ بِذَلِكَ مِنْهُمْ…
نامه امام صادق علیه السلام به گروهی از شیعیان و یارانش -اما بعد، از پروردگارتان عافیت خواهید. نرمخو و باوقار باشید. آرامش و حیای خود را حفظ نمایید. خوبان شما از هر چه کناره جویی می کنند شما نیز کناره گیرید. با اهل باطل مودبانه رفتار کنید و بی ادبی و ستم آنان را تحمل نمایید و از درگیر شدن با آنها خودداری کنید. اگر گاهی مجبورید با آنها همنشینی و معاشرت و جر و بحث نمایید، باید اصل تقیه را که خدا به آن فرمانتان داده مد نظرتان باشد و طبق آن رفتار نمایید؛ پس اگر در اثر رعایت نکردن تقیه گرفتارشان شوید، به آزار و اذیت شما پردازند و ناخوشایندی شما را در چهره هایتان بخوانند و اگر نه این بود که خدا شر آنان را از شما دور ساخته است بر شما یورش می آوردند. -عداوت و کینه ای که از شما به دل دارند بیشتر از آن…
عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ يَقُولُ إِنَّ رَسُولَ اَللَّهِ صَلَّى بِالنَّاسِ اَلصُّبْحَ فَنَظَرَ إِلَى شَابٍّ فِي اَلْمَسْجِدِ وَ هُوَ يَخْفِقُ وَ يَهْوِي بِرَأْسِهِ مُصْفَرٌّ لَوْنُهُ وَ قَدْ نَحِفَ جِسْمُهُ وَ غَارَتْ عَيْنَاهُ فِي رَأْسِهِ وَ لَصِقَ جِلْدُهُ بِعَظْمِهِ فَقَالَ لَهُ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ كَيْفَ أَصْبَحْتَ يَا حَارِثُ فَقَالَ أَصْبَحْتُ يَا رَسُولَ اَللَّهِ مُوقِنا فَقَالَ فَعَجِبَ رَسُولُ اَللَّهِ مِنْ قَوْلِهِ وَ قَالَ لَهُ إِنَّ لِكُلِّ يَقِينٍ حَقِيقَة فَمَا حَقِيقَةُ يَقِينِكَ فَقَالَ…
امام صادق علیه السّلام فرمود:رسول خدا صلّی اللّٰه علیه و آله به همراه مردم نماز صبح را خواند، سپس به جوانی که در مسجد بود و چرت می زد و سر به زیر داشت نگاهی کرد، رنگش زرد و بدنی لاغر و چشمانی فرو رفته در گودی سر داشت و پوست بدنش به استخوانش چسبیده بود. رسول خدا صلّی اللّٰه علیه و آله به او فرمود:چگونه شب را به صبح رساندی ای حارث کنایه از اینکه در چه حالی یا حالت چطور است ؟عرض کرد:ای رسول خدا در حال یقین شب را به روز آوردم.پیغمبر خدا صلّی اللّٰه علیه و آله از حرف او تعجب نموده و فرمود:برای هر یقینی نشانه ای است، نشانۀ حقیقی یقین تو چیست؟گفت:ای رسول خدا نشانۀ یقین من همانست که مرا غمناک ساخته و شبم را به بی خوابی کشیده، و مرا به تحمل تشنگی وسط روز وادار کرده، و نفسم از دنیا و آنچه در آن است…
فِي قَوْلِ اَللَّهِ تَعَالَى اَللّهُ نُورُ اَلسَّماواتِ وَ اَلْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكاةٍ فَاطِمَةُ ع فِيها مِصْباحٌ اَلْحَسَنُ اَلْمِصْباحُ فِي زُجاجَةٍ اَلْحُسَيْنُ اَلزُّجاجَةُ كَأَنَّها كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ فَاطِمَةُ كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ بَيْنَ نِسَاءِ أَهْلِ اَلدُّنْيَا يُوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبارَكَةٍ إِبْرَاهِيمُ ع زَيْتُونَةٍ لا شَرْقِيَّةٍ وَ لا غَرْبِيَّةٍ لاَ يَهُودِيَّةٍ وَ لاَ نَصْرَانِيَّةٍ يَكادُ زَيْتُها يُضِي ءُ يَكَادُ اَلْعِلْمُ يَنْفَجِرُ بِهَا وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نارٌ نُورٌ عَلى نُورٍ إِمَامٌ مِنْهَا بَعْدَ إِمَامٍ يَهْدِي اَللّهُ لِنُورِهِ مَنْ يَشاءُ يَهْدِي اَللَّهُ…
صالح بن سهل همدانی گوید امام صادق علیه السلام راجع بقول خدای تعالی(آیه 80 سوره نور که بآیه نور معروفست در تاویل آن چنین فرمود)«خدا نور آسمانها و زمین است، حکایت نور او چون فانوسی است»آن فانوس فاطمه علیها السلام است«که در آن فانوس چراغیست»آن چراغ حسن است«چراغ در آبگینه است»آبگینه حسین است«آبگینه مانند اختر درخشانی است»آن اختر درخشان فاطمه است در میان زنان جهان«از درخت پر برکتی برافروزد»آن درخت حضرت ابراهیم(ع)است«درخت زیتونی است نه خاوری و نه باختری»نه یهودی و نه نصرانی«که نزدیکست روغنش برافروزد»نزدیکست علم از آن بجوشد«اگر چه آتشی باو نرسد، نوریست روی نوری»از فاطمه امامی پس از امامی آید«خدا هر که را خواهد بنور خود رهبری کند»هر که را خدا خواهد بامامان رهبری کند«و خدا برای مردم مثلها…
قُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ مَا لَنَا نَشْهَدُ عَلَى مَنْ خَالَفَنَا بِالْكُفْرِ وَ بِالنَّارِ وَ لاَ نَشْهَدُ لِأَنْفُسِنَا وَ لِأَصْحَابِنَا أَنَّهُمْ فِي اَلْجَنَّةِ قَالَ مِنْ ضَعْفِكُمْ إِنْ لَمْ يَكُنْ فِيكُمْ شَيْ ءٌ مِنَ اَلْكَبَائِرِ فَاشْهَدُوا أَنَّكُمْ فِي اَلْجَنَّةِ قُلْتُ فَأَيُّ شَيْ ءٍ اَلْكَبَائِرُ جُعِلْتُ فِدَاكَ قَالَ أَكْبَرُ اَلْكَبَائِرِ اَلشِّرْكُ وَ عُقُوقُ اَلْوَالِدَيْنِ وَ اَلتَّعَرُّبُ بَعْدَ اَلْهِجْرَةِ وَ قَذْفُ اَلْمُحْصَنَةِ وَ اَلْفِرَارُ مِنَ اَلزَّحْفِ وَ أَكْلُ مَالِ اَلْيَتِيمِ ظُلْماً وَ اَلرِّبَا بَعْدَ اَلْبَيِّنَةِ وَ قَتْلُ اَلْمُؤْمِنِ فَقُلْتُ…
محمد بن مسلم گوید: بامام صادق(ع)عرضکردم: قربانت شوم چرا در باره مخالفین خود گواهی میدهیم که آنان کافرند و اهل آتش ولی در باره خود و هم کیشان خود گواهی نمیدهیم که اهل بهشتیم؟ فرمود: از ضعف ایمان شما است اگر شما هیچ یک از گناهان کبیره را مرتکب نشده باشید گواهی بدهید که اهل بهشتید عرضکردم قربانت شوم گناهان بزرگ کدامند؟ فرمود از همه آنها بزرگتر شرک است و ناراضی کردن پدر و مادر، و پس از هجرت بمدینه عرب بیابانی شدن و بزن پاکدامن نسبت زنا دادن و از جبهه جنگ فرار کردن و مال یتیم را بستم خوردن و دانسته ربا خوردن و مومن را کشتن بحضرت عرضکردم زنا و دزدی چطور؟ فرمود: از این گروه گناهان نیستند.
زُورُوهُ يَعْنِي قَبْرَ اَلْحُسَيْنِ ع وَ لاَ تَجْفُوهُ فَإِنَّهُ سَيِّدُ اَلشُّهَدَاءِ وَ سَيِّدُ شَبَابِ أَهْلِ اَلْجَنَّةِ .
امام صادق علیه السلام فرمود: زیارت کنید مزار او را-یعنی مزار امام حسین علیه السلام-و بر او ستم مرانید؛ زیرا او سرور شهیدان و سرور جوانان بهشتی است.
مَنْ أَكْثَرَ قِرَاءَةَ سُورَةِ اَلرَّعْدِ لَمْ يُصِبْهُ اَللَّهُ بِصَاعِقَةٍ أَبَداً وَ لَوْ كَانَ نَاصِبِيّاً وَ إِذَا كَانَ مُؤْمِناً أُدْخِلَ اَلْجَنَّةَ بِلاَ حِسَابٍ وَ يُشَفَّعُ فِي جَمِيعِ مَنْ يَعْرِفُهُ مِنْ أَهْلِ بَيْتِهِ وَ إِخْوَانِهِ.
هر که سوره رعد را بسیار تلاوت کند، خداوند هرگز صاعقه ای به او نرساند؛ هر چند دشمن اهل بیت باشد. و اگر مومن باشد خداوند او را بدون حسابرسی به بهشت در آورد و شفاعتش در باره همه خانواده و دوستانش که آنان را می شناسد پذیرفته آید
اَلْقُرَّاءُ ثَلاَثَةٌ قَارِئٌ قَرَأَ اَلْقُرْآنَ لِيَسْتَدِرَّ بِهِ اَلْمُلُوكَ وَ يَسْتَطِيلَ بِهِ عَلَى اَلنَّاسِ فَذَاكَ مِنْ أَهْلِ اَلنَّارِ وَ قَارِئٌ قَرَأَ اَلْقُرْآنَ فَحَفِظَ حُرُوفَهُ وَ ضَيَّعَ حُدُودَهُ فَذَاكَ مِنْ أَهْلِ اَلنَّارِ وَ قَارِئٌ قَرَأَ اَلْقُرْآنَ فَاسْتَتَرَ بِهِ تَحْتَ بُرْنُسِهِ فَهُوَ يَعْمَلُ بِمُحْكَمِهِ وَ يُؤْمِنُ بِمُتَشَابِهِهِ وَ يُقِيمُ فَرَائِضَهُ وَ يُحِلُّ حَلاَلَهُ وَ يُحَرِّمُ حَرَامَهُ فَهَذَا مِمَّنْ يُنْقِذُهُ اَللَّهُ مِنْ مَضَلاَّتِ اَلْفِتَنِ وَ هُوَ مِنْ أَهْلِ اَلْجَنَّةِ وَ يَشْفَعُ فِيمَنْ شَاءَ.
امام صادق(ع)فرمود: قاریان بر سه قسمند: یکی قرآن خواند تا بدان وسیله از دربار شاهان بهره گرفته و بر مردم گردن فرازی کند این چنین کس از اهل آتش است و دیگری قرآن خواند و الفاظش را حفظ نموده و باحکامش عمل نکند این نیز از دوزخیان است و سومی قرآن را خوانده و در مغز خود جایش داده بمحکماتش عمل نموده و به متشابهاتش ایمان دارد واجبات قرآن را برپا میدارد حلال آن را حلال و حرامش را حرام میداند این چنین کس از آنانی است که خدایش از فتنه های گمراه کننده نجاتش خواهد بخشید و او از بهشتیان است و در باره هر کس که بخواهد می تواند شفاعت کند.
اَلْبَكَّاءُونَ خَمْسَةٌ آدَمُ وَ يَعْقُوبُ وَ يُوسُفُ وَ فَاطِمَةُ بِنْتُ مُحَمَّدٍ وَ عَلِيُّ بْنُ اَلْحُسَيْنِ ع فَأَمَّا آدَمُ فَبَكَى عَلَى اَلْجَنَّةِ حَتَّى صَارَ فِي خَدَّيْهِ أَمْثَالُ اَلْأَوْدِيَةِ وَ أَمَّا يَعْقُوبُ فَبَكَى عَلَى يُوسُفَ حَتَّى ذَهَبَ بَصَرُهُ وَ حَتَّى قِيلَ لَهُ تَاللّهِ تَفْتَؤُا تَذْكُرُ يُوسُفَ حَتّى تَكُونَ حَرَضاً أَوْ تَكُونَ مِنَ اَلْهالِكِين وَ أَمَّا يُوسُفُ فَبَكَى عَلَى يَعْقُوبَ حَتَّى تَأَذَّى بِهِ أَهْلُ اَلسِّجْنِ فَقَالُوا لَهُ إِمَّا أَنْ تَبْكِيَ اَللَّيْلَ وَ تَسْكُتَ بِالنَّهَارِ وَ إِمَّا أَنْ تَبْكِيَ اَلنَّهَارَ وَ تَسْكُتَ بِاللَّيْلِ…
امام صادق(ع)فرمود: پنج تن گریه فراوان کردند آدم و یعقوب و یوسف و فاطمه دختر محمد(ص)و علی بن الحسین(ع)اما آدم برای دوری از بهشت آن چنان گریست که اثر اشک همچون رودخانه برخسارش نمایان شد و اما یعقوب بر فراق یوسف باندازه ای گریست که چشمش از دست رفت و او را گفتند این چنین که تو پیوسته بیاد یوسف هستی بخدا از بیماری لاغر و نحیف گردی و یا خود را نابود خواهی نمود. اما یوسف از دوری یعقوب آن چنان گریست که زندانیان ناراحت شدند و یوسف را گفتند یا شب گریه کن و روز آرام باش و یا روز گریه کن و شب آرام بگیر یوسف نیز با پیشنهاد آنان ساخت که در یکی از شبانه روز بگرید و اما فاطمه برای رسول خدا باندازه ای گریست که اهل مدینه ناراحت شدند و بحضرتش عرض کردند از بس گریستی ما را آزرده نمودی پس از این تذکر فاطمه از…