اَلْبَكَّاءُونَ خَمْسَةٌ آدَمُ وَ يَعْقُوبُ وَ يُوسُفُ وَ فَاطِمَةُ بِنْتُ مُحَمَّدٍ وَ عَلِيُّ بْنُ اَلْحُسَيْنِ ع فَأَمَّا آدَمُ فَبَكَى عَلَى اَلْجَنَّةِ حَتَّى صَارَ فِي خَدَّيْهِ أَمْثَالُ اَلْأَوْدِيَةِ وَ أَمَّا يَعْقُوبُ فَبَكَى عَلَى يُوسُفَ حَتَّى ذَهَبَ بَصَرُهُ وَ حَتَّى قِيلَ لَهُ تَاللّهِ تَفْتَؤُا تَذْكُرُ يُوسُفَ حَتّى تَكُونَ حَرَضاً أَوْ تَكُونَ مِنَ اَلْهالِكِين وَ أَمَّا يُوسُفُ فَبَكَى عَلَى يَعْقُوبَ حَتَّى تَأَذَّى بِهِ أَهْلُ اَلسِّجْنِ فَقَالُوا لَهُ إِمَّا أَنْ تَبْكِيَ اَللَّيْلَ وَ تَسْكُتَ بِالنَّهَارِ وَ إِمَّا أَنْ تَبْكِيَ اَلنَّهَارَ وَ تَسْكُتَ بِاللَّيْلِ…
امام صادق(ع)فرمود: پنج تن گریه فراوان کردند آدم و یعقوب و یوسف و فاطمه دختر محمد(ص)و علی بن الحسین(ع)اما آدم برای دوری از بهشت آن چنان گریست که اثر اشک همچون رودخانه برخسارش نمایان شد و اما یعقوب بر فراق یوسف باندازه ای گریست که چشمش از دست رفت و او را گفتند این چنین که تو پیوسته بیاد یوسف هستی بخدا از بیماری لاغر و نحیف گردی و یا خود را نابود خواهی نمود. اما یوسف از دوری یعقوب آن چنان گریست که زندانیان ناراحت شدند و یوسف را گفتند یا شب گریه کن و روز آرام باش و یا روز گریه کن و شب آرام بگیر یوسف نیز با پیشنهاد آنان ساخت که در یکی از شبانه روز بگرید و اما فاطمه برای رسول خدا باندازه ای گریست که اهل مدینه ناراحت شدند و بحضرتش عرض کردند از بس گریستی ما را آزرده نمودی پس از این تذکر فاطمه از…
إِنَّ آدَمَ ع اِشْتَكَى فَاشْتَهَى فَاكِهَةً فَانْطَلَقَ هِبَةُ اَللَّهِ يَطْلُبُ لَهُ فَاكِهَةً فَاسْتَقْبَلَهُ جَبْرَئِيلُ فَقَالَ لَهُ أَيْنَ تَذْهَبُ يَا هِبَةَ اَللَّهِ فَقَالَ إِنَّ آدَمَ يَشْتَكِي وَ إِنَّهُ اِشْتَهَى فَاكِهَةً قَالَ لَهُ فَارْجِعْ فَإِنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ قَدْ قَبَضَ رُوحَهُ قَالَ فَرَجَعَ فَوَجَدَهُ قَدْ قَبَضَهُ اَللَّهُ فَغَسَّلَتْهُ اَلْمَلاَئِكَةُ ثُمَّ وُضِعَ وَ أُمِرَ هِبَةُ اَللَّهِ أَنْ يَتَقَدَّمَ وَ يُصَلِّيَ عَلَيْهِ فَتَقَدَّمَ وَ صَلَّى عَلَيْهِ وَ اَلْمَلاَئِكَةُ خَلْفَهُ وَ أَوْحَى اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَيْهِ أَنْ يُكَبِّرَ عَلَيْهِ خَمْساً…
امام صادق علیه السلام فرمود: آدم(ع)بیمار شد و دلش میوه ای خواست هبه الله(فرزندش)رفت تا میوه ای بدست آورد جبرییل اش پیش آمد و گفتش ای هبه الله کجا میروی؟ گفت: آدم از درد مینالد و میل بمیوه ای پیدا کرده است جبرییل گفت: باز گرد که خدای عز و جل جان آدم را گرفت فرمود: بازگشت و دید خدا جانش را گرفته است فرشتگان اش شستند و جنازه اش بر زمین گذاشته شد و هبه الله مامور شد که جلو بایستد و نماز بر او بخواند پس هبه الله پیشاپیش فرشتگان و فرشتگان بدنبالش بر آدم نماز خواندند و خدای عز و جل بر او وحی کرد که پنج تکبیر بر جنازه بگوید و از طرف پایین با مدارا بمیان قبرش بگذارند و قبر را با زمین مسطح و مساوی نماید سپس فرمود شما نیز با مردگان خود این چنین رفتار کنید.
مِنْ أَوْثَقِ عُرَى اَلْإِيمَانِ أَنْ يُحِبَّ فِي اَللَّهِ وَ يُبْغِضَ فِي اَللَّهِ وَ يُعْطِيَ فِي اَللَّهِ وَ يَمْنَعَ فِي اَللَّهِ.
امام صادق علیه السلام فرمود: به راستی، از استوارترین دستاویزهای ایمان این است که در راه خدا دوست بداری و در راه خدا دشمن بداری؛ در راه خدا عطا کنی و در راه خدا مضایقه نمایی.
سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ ع يَقُولُ إِذَا تَابَ اَلْعَبْدُ اَلْمُؤْمِنُ تَوْبَةً نَصُوحاً َحَبَّهُ اَللَّهُ فَسَتَرَ عَلَيْهِ فِي اَلدُّنْيَا وَ اَلْآخِرَةِ قُلْتُ وَ كَيْفَ يَسْتُرُ عَلَيْهِ قَالَ يُنْسِي مَلَكَيْهِ مَا كَتَبَا عَلَيْهِ مِنَ اَلذُّنُوبِ وَ أَوْحَى اَللَّهُ إِلَى جَوَارِحِهِ اُكْتُمِي عَلَيْهِ ذُنُوبَهُ وَ أَوْحَى إِلَى بِقَاعِ اَلْأَرْضِ اُكْتُمِي عَلَيْهِ مَا كَانَ يَعْمَلُ عَلَيْكِ مِنَ اَلذُّنُوبِ فَيَلْقَى اَللَّهَ حِينَ يَلْقَاهُ وَ لَيْسَ شَيْ ءٌ يَشْهَدُ عَلَيْهِ بِالذُّنُوبِ .
معاویه بن وهب گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که فرمود: چون بنده مومن توبه ای نصوح و راست کند خداوند او را دوست بدارد و گناهانش را در دنیا و آخرت بپوشاند. عرض کردم: چگونه گناهانش را می پوشاند؟ فرمود: گناهان را از یاد فرشتگانی که آنها را می نوشتند ببرد و بر اعضای پیکرش دستور دهد که گناهانش را کتمان کنید و بر مکان هایی از زمین که در آنها مرتکب گناه شده دستور دهد که گناهان او را نهان دارید؛ پس آن بنده خداوند را در حالی دیدار کند که چیزی نیست که به ناچیزترین گناه علیه او گواهی دهد
مَا رُفِعَتْ كَفٌّ إِلَى اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَحَبُّ إِلَيْهِ مِنْ كَفٍّ فِيهَا عَقِيقٌ.
امام صادق علیه السلام فرمود: دستی به سوی خدای گرامی و بزرگ بلند نشده که خداوند آن را بیش از دستی که عقیق در آن است دوست داشته باشد.
إِذَا كَانَ يَوْمُ اَلْقِيَامَةِ أَمَرَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مُنَادِياً يُنَادِي أَيْنَ اَلْفُقَرَاءُ فَيَقُومُ عُنُقٌ مِنَ اَلنَّاسِ فَيُؤْمَرُ بِهِمْ إِلَى اَلْجَنَّةِ فَيَأْتُونَ بَابَ اَلْجَنَّةِ فيقولون فَيَقُولُ لَهُمْ خَزَنَةُ اَلْجَنَّةِ قَبْلَ اَلْحِسَابِ فَيَقُولُونَ أَعْطَيْتُمُونَا شَيْئاً فَتُحَاسِبُوا عَلَيْهِ فَيَقُولُ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ صَدَقُوا عِبَادِي مَا أَفْقَرْتُكُمْ هَوَاناً بِكُمْ وَ لَكِنِ اِدَّخَرْتُ هَذَا لَكُمْ لِهَذَا اَلْيَوْمِ ثُمَّ يَقُولُ لَهُمُ اُنْظُرُوا وَ تَصَفَّحُوا وُجُوهَ اَلنَّاسِ فَمَنْ أَتَى إِلَيْكُمْ مَعْرُوفاً فَخُذُوا بِيَدِهِ وَ…
چون روز رستاخیز فرا رسد خدای گرامی و بزرگ نداگری را دستور دهد که ندا برآورد: تهیدستان کجایند؟ پس گروهی از مردم به پا خیزند و دستور داده شود که به بهشت در آیند. آن هنگام که به در بهشت رسند دربانان بهشت به آنان گویند: چرا پیش از حسابرسی آمده اید؟ آنان گویند: آیا چیزی به ما داده اید که ما را به آن حسابرسی می کنید؟ خدای گرامی و بزرگ فرماید: بندگانم راست می گویند. من شما را برای خوار نمودن، تهیدست نگرداندم بلکه این تهیدستی را برای امروزتان ذخیره نمودم، سپس به آنان فرماید: در میان مردم جستجو کنید و هر که به شما نیکی نموده دستش را بگیرید و به بهشت ببرید.
أَنْتُمْ فِي تَصَافُحِكُمْ فِي مِثْلِ أُجُورِ اَلْمُجَاهِدِينَ.
پاداش دست دادن شما به یک دیگر همچون پاداش جهادگران در راه خداست.
ضَمِنْتُ لِمَنْ يَخْرُجُ مِنْ بَيْتِهِ مُعْتَمّاً أَنْ يَرْجِعَ إِلَيْهِمْ سَالِماً.
و فرمود: عصای بادام تلخ تهیدستی را از میان برد و شیطان به او نزدیک نشود. -و فرمود: آدم علیه السلام دچار بیماری سختی شد و هراس او را فرا گرفت و از این بیماری به جبرییل علیه السلام شکوه کرد. جبرییل علیه السلام به او گفت: شاخه ای از درخت بادام تلخ را ببر و بر سینه ات گذار. آدم علیه السلام چنین کرد و خداوند وحشت و هراس را از او برگرفت.
إِنَّ اَللَّهَ لاَ يَقْدِرُ أَحَدٌ قَدْرَهُ فَكَمَا لاَ يَقْدِرُ أَحَدٌ قَدْرَهُ كَذَلِكَ لاَ يَقْدِرُ أَحَدٌ قَدْرَ نَبِيِّهِ ص فَكَذَلِكَ لاَ يَقْدِرُ أَحَدٌ قَدْرَ اَلْمُؤْمِنِ إِنَّهُ لَيَلْقَى أَخَاهُ فَيُصَافِحُهُ فَيَنْظُرُ اَللَّهُ إِلَيْهِمَا وَ اَلذُّنُوبُ تَحَاتُّ عَنْ وُجُوهِهِمَا حَتَّى يَتَفَرَّقَا كَمَا تَحُطُّ اَلرِّيحُ اَلشَّدِيدَةُ اَلْوَرَقَ عَنِ اَلشَّجَرِ.
به راستی، کسی قدر خداوند را نمی داند و همان طور که کسی قدر او را نمی داند قدر پیامبرش صلی الله علیه و آله را نیز نمی داند و همان طور که کسی قدر پیامبرش صلی الله علیه و آله را نمی داند قدر مومن را نیز نمی داند. به راستی، چون مومن برادرش را دیدار کند و با او دست دهد خداوند به آن دو بنگرد و گناهان از رخسارشان فرو ریزد تا آنگاه که از یک دیگر جدا شوند همان طور که باد شدید برگ را از درخت فرو ریزاند.
مَا مِنْ عَبْدٍ مَسَحَ يَدَهُ عَلَى رَأْسِ يَتِيمٍ رَحْمَةً لَهُ إِلاَّ أَعْطَاهُ اَللَّهُ بِكُلِّ شَعْرَةٍ نُوراً يَوْمَ اَلْقِيَامَةِ .
امام صادق علیه السلام فرمود: بنده ای نباشد که دست مهر و نوازش بر سر یتیمی کشد جز آنکه خداوند به تعداد هر مویی، نوری به او در روز رستاخیز عطا فرماید.
كُنْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع فَذَكَرُوا عِنْدَهُ اَلْمُؤْمِنَ فَالْتَفَتَ إِلَيَّ فَقَالَ يَا أَبَا اَلْفَضْلِ أَ لاَ أُحَدِّثُكَ بِحَالِ اَلْمُؤْمِنِ عِنْدَ اَللَّهِ قُلْتُ بَلَى فَحَدِّثْنِي قَالَ إِذَا قَبَضَ اَللَّهُ رُوحَ اَلْمُؤْمِنِ صَعِدَ مَلَكَاهُ إِلَى اَلسَّمَاءِ فَقَالاَ رَبَّنَا عَبْدُكَ فُلاَنٌ وَ نِعْمَ اَلْعَبْدُ كَانَ لَكَ سَرِيعاً فِي طَاعَتِكَ بَطِيئاً فِي مَعْصِيَتِكَ وَ قَدْ قَبَضْتَهُ إِلَيْكَ فَمَا ذَا تَأْمُرُنَا مِنْ بَعْدِهِ قَالَ فَيَقُولُ اَللَّهُ لَهُمَا اِهْبِطَا إِلَى اَلدُّنْيَا وَ كُونَا عِنْدَ قَبْرِ عَبْدِي فَاحْمَدَانِي وَ سَبِّحَانِي وَ هَلِّلاَنِي…
سدیر صیرفی گوید: نزد امام صادق علیه السلام بودم که در نزد ایشان سخن از مومن به میان آوردند، پس امام علیه السلام به من رو کرده و فرمود: ای ابو الفضل آیا نمی خواهی که حال مومن را در پیشگاه خدا برایت باز گویم؟ عرض کردم: آری، برایم بازگوی. فرمود: چون خداوند روح مومن را ستاند دو فرشته نویسنده اعمالش به آسمان بالا روند و عرض دارند: پروردگارا فلان بنده تو چه نیکو بنده ای بود در فرمانپذیری تو شتابناک و در نافرمانی تو کند بود. همانا جانش را ستاندی و به سوی خویش کشاندی. ما را از این پس چه دستور می دهی؟ خداوند آن دو را فرماید: به سوی دنیا فرود آیید و بر سر گور بنده ام باشید و مرا حمد و تسبیح و تهلیل و تکبیر گویید و آن را برای بنده ام بنویسید تا آنگاه که او را از گور برانگیزانم، سپس امام صادق علیه…
قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ ص مَنْ مَاتَ لاَ يَعْرِفُ إِمَامَهُ مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّةً قَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ ع أَحْوَجُ مَا يَكُونُ إِلَى مَعْرِفَتِهِ إِذَا بَلَغَ نَفْسُهُ هَكَذَا وَ أَشَارَ بِيَدِهِ إِلَى صَدْرِهِ فَقَالَ لَقَدْ كُنْتُ عَلَى أَمْرٍ حَسَنٍ .
عیسی بن سری گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم که پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرموده است: هر که در حالی جان سپارد که امامش را نمی شناسد به مرگ زمان جاهلیت مرده است. امام صادق علیه السلام فرمود: چون جان انسان به اینجا رسد-و با دست به سینه اش اشاره نمود-بیشترین چیزی که به آن نیاز خواهد داشت شناخت امامش است، پس آنگاه فرمود: اعتقاد تو در شناخت امام نیکوست. 2-. . . امام صادق علیه السلام فرمود: امامی که فرمانپذیری از او واجب است از ما می باشد، هر که او را انکار کند یهودی یا مسیحی بمیرد. به خدا سوگند از آن هنگام که خدای گرامی و بزرگ جان حضرت آدم علیه السلام را ستاند زمین از امامی که مردم را به سوی خدا رهنمون شود و حجت بر بندگان باشد خالی نمانده است، هر که امام را وارهد نابود شود و هر که…