قال الإمام الصادق عليه السلام

احادیث درباره تقوی از امام صادق (ع)

امام جعفر صادق (علیه السلام)

۳۸ حدیث · صفحه ۳ از ۴

عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ : أَيُّمَا عَبْدٍ أَقْبَلَ قِبَلَ مَا يُحِبُّ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَقْبَلَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ قِبَلَ كُلِّ مَا يُحِبُّ وَ مَنِ اِعْتَصَمَ بِاللَّهِ وَ بِتَقْوَاهُ عَصَمَهُ اَللَّهُ وَ مَنْ أَقْبَلَ قَبِلَهُ وَ عَصَمَهُ لَمْ يُبَالِ لَوْ سَقَطَتِ اَلسَّمَاءُ عَلَى اَلْأَرْضِ أَوْ كَانَتْ نَازِلَةٌ نَزَلَتْ عَلَى أَهْلِ اَلْأَرْضِ فَشَمِلَتْهُمْ بَلِيَّةٌ وَ كَانَ فِي حِرْزِ اَللَّهِ بِالتَّقْوَى مِنْ كُلِّ بَلِيَّةٍ أَ لَيْسَ اَللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى يَقُولُ إِنَّ اَلْمُتَّقِينَ فِي مَقٰامٍ أَمِينٍ : .

امام صادق علیه السّلام فرمود:هر بنده ای به آنچه خداوند عزّ و جل دوست دارد روی آورد، خداوند به آنچه او دوست دارد متوجه شود، و هر کس به خدا و تقوای خدا پناهنده شود خداوند او را حفظ کند، و هر که خدا به او رو کند و او را حفظ کند، باکی ندارد که آسمان به زمین افتد، یا بلایی فرود آید که همۀ مردم زمین را فرو گیرد، او به وسیله تقوا در پناه خدا از هر بلایی محفوظ خواهد بود، آیا این طور نیست که خداوند می فرماید: افراد با تقوا در مقام امن هستند .

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 23

عَنْ عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ زِيَادٍ قَالَ : سَلَّمْنَا عَلَى أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ بِمِن ى ثُمَّ قُلْتُ يَا اِبْنَ رَسُولِ اَللَّهِ إِنَّا قَوْمٌ مُجْتَازُونَ لَسْنَا نُطِيقُ هَذَا اَلْمَجْلِسَ مِنْكَ كُلَّمَا أَرَدْنَاهُ وَ لاَ نَقْدِرُ عَلَيْهِ فَأَوْصِنَا قَالَ أُوصِيكُمْ بِتَقْوَى اَللَّهِ وَ صِدْقِ اَلْحَدِيثِ وَ أَدَاءِ اَلْأَمَانَةِ وَ حُسْنِ اَلصِّحَابَةِ لِمَنْ صَاحَبَكُمْ وَ إِفْشَاءِ اَلسَّلاَمِ وَ إِطْعَامِ اَلطَّعَامِ صَلُّوا فِي مَسَاجِدِهِمْ وَ عُودُوا مَرْضَاهُمْ وَ اِتَّبِعُوا جَنَائِزَهُمْ فَإِنَّ أَبِي حَدَّثَنِي أَنَّ شِيعَتَنَا أَهْلَ اَلْبَيْتِ كَانُوا…

عبد اللّٰه بن زیاد گوید:در منی بر امام صادق علیه السّلام سلام کردیم، سپس پرسیدم:ای پسر رسول خدا ما گروهی عبورکننده ایم، هر چه خواستیم نتوانستیم با شما همنشین شویم، و موفق به این کار نشدیم، ما را وصیتی کن، فرمود:شما را به پرهیز الهی، و راستی در گفتار، و اداء امانت، و خوشرفتاری با رفیقان، و بلند سلام کردن، و غذا دادن به فقیران سفارش می کنم، در مسجدهایشان نماز بخوانید، مریضهای آنان را عیادت کنید، جنازه هایشان را تشییع کنید، پدرم به من می فرمود:شیعیان ما اهل بیت بهترین کسان در بین موجودین خودشان بودند، اگر فقیهی بود از شیعیان بود، و اگر مؤذّنی بود از بین آنان بود، و اگر امام و رهبری بود از بین آنان بود، و اگر سرپرستی کنندۀ یتیمی بود از بین آنان بود، و اگر امانتداری بود از آنان بود، و اگر ودیعه…

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 289

مَنْ سَرَّهُ اَنْ یکونَ مِنْ اَصْحابِ الْقائِمِ فَلْینْتَظِرْ، وَلْیعْمَلْ بِالْوَرَعِ وَ مَحاسِنِ الاْخْلاقِ وَ هُوَ مُنْتَظِرٌ

کسی که مایل است جزء یاران حضرت مهدی(عج) قرار گیرد باید منتظر باشد و اعمال و رفتارش در حال انتظار با تقوی و اخلاق نیکو توأم گردد.

بحارالأنوار، ج 52، ص 140

فِي قَوْلِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ ما كانَ اَللّهُ لِيُضِلَّ قَوْماً بَعْدَ إِذْ هَداهُمْ حَتّى يُبَيِّنَ لَهُمْ ما يَتَّقُون قَالَ حَتَّى يُعَرِّفَهُمْ مَا يُرْضِيهِ وَ مَا يُسْخِطُهُ وَ قَالَ فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها قَالَ بَيَّنَ لَهَا مَا تَأْتِي وَ مَا تَتْرُكُ وَ قَالَ إِنّا هَدَيْناهُ اَلسَّبِيلَ إِمّا شاكِراً وَ إِمّا كَفُوراً قَالَ عَرَّفْنَاهُ إِمَّا آخِذٌ وَ إِمَّا تَارِكٌ وَ عَنْ قَوْلِهِ وَ أَمّا ثَمُودُ فَهَدَيْناهُمْ فَاسْتَحَبُّوا اَلْعَمى عَلَى اَلْهُدى قَالَ عَرَّفْنَاهُمْ فَاسْتَحَبُّوا اَلْعَمَى عَلَى اَلْهُدَى وَ هُمْ يَعْرِفُونَ وَ فِي رِوَايَةٍ بَيَّنَّا…

طیار گوید: امام صادق(ع)در تفسیر قول خدای عز و جل(115 سوره 9)«خدا پس از آنکه قومی را هدایت کرد بگمراهی نبرد تا آنچه وسیله پرهیزکاریست برای ایشان بیان کند»فرمود: یعنی تا بآنها معرفی کند آنچه او را خوشنود کند و آنچه او را خشمگین سازد و نیز در تفسیر(8 سوره 91)«راه خلافکاری و تقوی را بنفس بشر الهام کرد»فرمود برایش بیان کرد: چه بکند و چه نکند و در تفسیر(3 سوره 86)«ما راه را بانسان نمودیم، او یا سپاسگزار شود و یا ناسپاس گردد»فرمود: راه را باو معرفی کردیم و او یا اخذ می کند و یا ترک مینماید، و پرسید از قول خدا(17 سوره 41)«اما قوم ثمود را هدایت کردیم ولی آنها کور دلی را بر هدایت برگزیدند»امام فرمود: بایشان معرفی کردیم و آنها کوردلی را بر هدایت برگزیدند در صورتی که میشناختند و در روایت دیگری است برای…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 163

قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع أَصْلَحَكَ اَللَّهُ هَلْ جُعِلَ فِي اَلنَّاسِ أَدَاةٌ يَنَالُونَ بِهَا اَلْمَعْرِفَةَ قَالَ فَقَالَ لاَ قُلْتُ فَهَلْ كُلِّفُوا اَلْمَعْرِفَةَ قَالَ لاَ عَلَى اَللَّهِ اَلْبَيَانُ لا يُكَلِّفُ اَللّهُ نَفْساً إِلاّ وُسْعَها وَ لا يُكَلِّفُ اَللّهُ نَفْساً إِلاّ ما آتاها قَالَ وَ سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِهِ وَ ما كانَ اَللّهُ لِيُضِلَّ قَوْماً بَعْدَ إِذْ هَداهُمْ حَتّى يُبَيِّنَ لَهُمْ ما يَتَّقُون لَ حَتَّى يُعَرِّفَهُمْ مَا يُرْضِيهِ وَ مَا يُسْخِطُهُ .

عبد الاعلی گوید: بامام صادق(ع)عرضکردم-اصلحک الله-آیا در مردم ابزاری نهاده شده که بوسیله آن بمعرفت برسند فرمود: نه، عرضکردم: آیا بکسب معرفت تکلیف دارند؟ فرمود: نه، بر خداست که بیان کند، خدا هیچ کس را جز بمقدار طاقت تکلیف نکند و خدا هیچ کسرا جز بآنچه داده است تکلیف نکند، و از آن حضرت راجع بقول خدا(115 سوره 9)«خدا پس از آنکه قومی را هدایت کرد بگمراهی نبرد تا موجبات تقوی را برای آنها بیان کند»پرسیدم، فرمود: تا بآنها بشناساند آنچه را خشنودش سازد و آنچه را خشمناکش کند.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 163

فِي قَوْلِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَكَيْفَ إِذا جِئْنا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِيدٍ وَ جِئْنا بِكَ عَلى هؤُلاءِ شَهِيداً َالَ نَزَلَتْ فِي أُمَّةِ مُحَمَّدٍ ص خَاصَّةً فِي كُلِّ قَرْنٍ مِنْهُمْ إِمَامٌ مِنَّا شَاهِدٌ عَلَيْهِمْ وَ مُحَمَّدٌ ص شَاهِدٌ عَلَيْنَا .

امام صادق(ع)راجع بقول خدای عز و جل(45 سوره 4)«پس چطور باشد زمانی که از هر امتی گواهی آوریم و ترا بر آنها گواه آوریم»فرمود: تنها در باره امت محمد(ص)نازل شده، در هر قرنی امامی از ما برایشان گواه و ناظر است و محمد(ص)گواه و ناظر بر ماست. (یعنی بر گفتار و کردار ایشان ناظر است و روز قیامت نزد خدا گواهی دهد، پس مواظب باشید و تقوی پیشه کنید که گواهان شما عادل و مقبولند)

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 190

كُنْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع إِذْ دَخَلَ عَلَيْهِ رَجُلاَنِ مِنَ اَلزَّيْدِيَّةِ فَقَالاَ لَهُ أَ فِيكُمْ إِمَامٌ مُفْتَرَضُ اَلطَّاعَةِ قَالَ فَقَالَ لاَ قَالَ فَقَالاَ لَهُ قَدْ أَخْبَرَنَا عَنْكَ اَلثِّقَاتُ أَنَّكَ تُفْتِي وَ تُقِرُّ وَ تَقُولُ بِهِ وَ نُسَمِّيهِمْ لَكَ فُلاَنٌ وَ فُلاَنٌ وَ هُمْ أَصْحَابُ وَرَعٍ وَ تَشْمِيرٍ وَ هُمْ مِمَّنْ لاَ يَكْذِبُ فَغَضِبَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ ع فَقَالَ مَا أَمَرْتُهُمْ بِهَذَا فَلَمَّا رَأَيَا اَلْغَضَبَ فِي وَجْهِهِ خَرَجَا فَقَالَ لِي أَ تَعْرِفُ هَذَيْنِ قُلْتُ نَعَمْ هُمَا مِنْ أَهْلِ سُوقِنَا وَ هُمَا مِنَ اَلزَّيْدِيَّةِ وَ هُمَا…

سعید سمان گوید: نزد امام صادق علیه السلام بودم که دو مرد زیدی مذهب بر آن حضرت وارد شدند و گفتند: آیا در میان شما امامی که اطاعتش واجب باشد هست؟ (و مقصودشان اثبات امامت زید بن علی بن الحسین علیهما السلام بود)فرمود: نه(امامی که مقصود شماست در میان ما نیست)آن دو نفر گفتند: مردمان موثق بما خبر دادند که شما بآن فتوی دهی و اعتراف کنی و عقیده داری و آن خبر دهندگان فلان و فلان هستند که نام میبریم و ایشان دارای تقوی و کوشش در عبادتند و دروغ نگویند، امام صادق علیه السلام در غضب شد و فرمود: من بآنها چنین دستوری نداده ام، چون آن دو نفر آثار غضب بر چهره امام دیدند، بیرون رفتند. حضرت بمن فرمود: این دو نفر را میشناسی؟ عرضکردم: آری، اینها اهل بازار ما هستند و از طایفه زیدیه میباشند و عقیده دارند که شمشیر…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 232

عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ يَصِفُ اَلْبَرْنِيَّ قَالَ هَذَا جَبْرَئِيلُ يُخْبِرُنِي أَنَّ فِي تَمْرَتِكُمْ هَذِهِ تِسْعَ خِصَالٍ تُخَبِّلُ اَلشَّيْطَانَ وَ تُقَوِّي اَلظَّهْرَ وَ تَزِيدُ فِي اَلْمُبَاضَعَةِ وَ تَزِيدُ فِي اَلسَّمْعِ وَ اَلْبَصَرِ وَ تُقَرِّبُ مِنَ اَللَّهِ وَ تُبَاعِدُ مِنَ اَلشَّيْطَانِ وَ تَهْضِمُ اَلطَّعَامَ وَ تَذْهَبُ بِالدَّاءِ وَ تُطَيِّبُ اَلنَّكْهَةَ.

امام صادق علیه السّلام از رسول خدا صلّی اللّٰه علیه و آله در حالی که از«برنی»تعریف می کردند نقل فرمود: جبرئیل به من خبر داد که در این خرمای شما نه خصلت وجود دارد:دست شیطان را قطع می کند، کمر را محکم می گرداند، قدرت بر مجامعت را زیاد می نماید، قوّت شنوایی و بینایی را زیاد می کند، انسان را به خدا نزدیک می کند، و از شیطان دور می گرداند، و قضا را هضم می کند، و درد را از بین می برد، تنفس بینی را خوش بو می نماید.

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 299

كُنْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع وَ عِنْدَهُ جَمَاعَةٌ مِنْ مَوَالِيهِ فَجَرَى ذِكْرُ اَلْعَقْلِ وَ اَلْجَهْلِ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ ع اِعْرِفُوا اَلْعَقْلَ وَ جُنْدَهُ وَ اَلْجَهْلَ وَ جُنْدَهُ تَهْتَدُوا قَالَ سَمَاعَةُ فَقُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ لاَ نَعْرِفُ إِلاَّ مَا عَرَّفْتَنَا فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ ع إِنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ خَلَقَ اَلْعَقْلَ وَ هُوَ أَوَّلُ خَلْقٍ مِنَ اَلرُّوحَانِيِّينَ عَنْ يَمِينِ اَلْعَرْشِ مِنْ نُورِهِ فَقَالَ لَهُ أَدْبِرْ فَأَدْبَرَ ثُمَّ قَالَ لَهُ أَقْبِلْ فَأَقْبَلَ فَقَالَ اَللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى خَلَقْتُكَ خَلْقاً عَظِيماً…

سماعه گوید خدمت حضرت صادق علیه السلام بودم و جمعی از دوستانش هم حضور داشتند که ذکر عقل و جهل بمیان آمد حضرت فرمود: عقل و لشکرش و جهل و لشکرش را بشناسید، سماعه گوید من عرض کردم قربانت گردم غیر از آنچه شما بما فهمانیده اید نمیدانیم. حضرت فرمود خدای عز و جل عقل را از نور خویش و از طرف راست عرش آفرید و آن مخلوق اول از روحانیین است -پس بدو فرمود پس رو او پس رفت سپس فرمود پیش آی پیش آمد خدای تبارک و تعالی فرمود: ترا با عظمت آفریدم و بر تمام آفریدگانم شرافت بخشیدم سپس جهل را تاریک و از دریای شور و تلخ آفرید باو فرمود پس رو پس رفت فرمود پیش بیا پیش نیامد فرمود: گردن کشی کردی؟ او را از رحمت خود دور ساخت سپس برای عقل هفتاد و پنج لشکر قرار داد. چون جهل مکرمت و عطا . خدا را نسبت بعقل دید دشمنی او را در…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 20

اَلْمُؤْمِنُونَ عَلَى سَبْعِ دَرَجَاتِ صَاحِبِ دَرَجَةٍ مِنْهُمْ فِي مَزِيدٍ مِنَ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ لاَ يُخْرِجُهُ ذَلِكَ اَلْمَزِيدُ مِنْ دَرَجَتِهِ إِلَى دَرَجَةِ غَيْرِهِ وَ مِنْهُمْ شُهَدَاءُ اَللَّهِ عَلَى خَلْقِهِ وَ مِنْهُمُ اَلنُّجَبَاءُ وَ مِنْهُمُ اَلْمُمْتَحَنَةُ وَ مِنْهُمُ اَلنُّجَدَاءُ وَ مِنْهُمْ أَهْلُ اَلصَّبْرِ وَ مِنْهُمْ أَهْلُ اَلتَّقْوَى وَ مِنْهُمْ أَهْلُ اَلْمَغْفِرَةِ.

مومنان بر هفت درجه اند و هر درجه داری مورد عنایت بیشتری از خداوند هست ولی عنایت، او را از درجه خود بدرجه دیگری نمیرساند یک دسته از درجه داران گواهان الهی هستند بر خلق و یک دسته نجبایند و یک دسته آزمایش شدگانند و یک دسته دلیرانند و یک دسته شکیبایان و یک دسته پرهیزکاران و یک دسته آمرزیده شدگان:

الخصال، ج 3، ص 352

إِيَّاكُمْ وَ اَلتَّنْوِيهَ أَمَا وَ اَللَّهِ لَيَغِيبَنَّ إِمَامُكُمْ سِنِيناً مِنْ دَهْرِكُمْ وَ لَتُمَحَّصُنَّ حَتَّى يُقَالَ مَاتَ قُتِلَ هَلَكَ بِأَيِّ وَادٍ سَلَكَ وَ لَتَدْمَعَنَّ عَلَيْهِ عُيُونُ اَلْمُؤْمِنِينَ وَ لَتُكْفَؤُنَّ كَمَا تُكْفَأُ اَلسُّفُنُ فِي أَمْوَاجِ اَلْبَحْرِ فَلاَ يَنْجُو إِلاَّ مَنْ أَخَذَ اَللَّهُ مِيثَاقَهُ وَ كَتَبَ فِي قَلْبِهِ اَلْإِيمَانَ وَ أَيَّدَهُ بِرُوحٍ مِنْهُ وَ لَتُرْفَعَنَّ اِثْنَتَا عَشْرَةَ رَايَةً مُشْتَبِهَةً لاَ يُدْرَى أَيٌّ مِنْ أَيٍّ قَالَ فَبَكَيْتُ ثُمَّ قُلْتُ فَكَيْفَ نَصْنَعُ قَالَ فَنَظَرَ إِلَى شَمْسٍ دَاخِلَةٍ فِي اَلصُّفَّةِ فَقَالَ…

مفضل بن عمر گوید: شنیدم امام صادق علیه السلام میفرمود: بپرهیزید از شهرت دادن و فاش کردن (خصوصیات امر امام دوازدهم علیه السلام)همانا بخدا که امام شما سالهای سال از روزگار این جهان غایب شود و هر آینه شما در فشار آزمایش قرار گیرید تا آنجا که بگویند: امام مرد، کشته شد، بکدام دره افتاد ولی دیده اهل ایمان بر او اشک بارد، و شما مانند کشتیهای گرفتار امواج دریا متزلزل و سرنگون شوید، و نجات و خلاصی نیست، جز برای کسی که خدا از او پیمان گرفته و ایمان را در دلش ثبت کرده و بوسیله روحی از جانب خود تقویتش نموده، همانا دوازده پرچم مشتبه برافراشته گردد که هیچ یک از دیگری تشخیص داده نشود(حق از باطل شناخته نشود). مفضل گوید: من گریستم و عرضکردم: پس ما چه کنیم؟ حضرت بشعاعی از خورشید که در ایوان تابیده بود اشاره…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 336

كُنْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع وَ عِنْدَهُ فِي اَلْبَيْتِ أُنَاسٌ فَظَنَنْتُ أَنَّهُ إِنَّمَا أَرَادَ بِذَلِكَ غَيْرِي فَقَالَ أَمَا وَ اَللَّهِ لَيَغِيبَنَّ عَنْكُمْ صَاحِبُ هَذَا اَلْأَمْرِ وَ لَيَخْمُلَنَّ هَذَا حَتَّى يُقَالَ مَاتَ هَلَكَ فِي أَيِّ وَادٍ سَلَكَ وَ لَتُكْفَؤُنَّ كَمَا تُكْفَأُ اَلسَّفِينَةُ فِي أَمْوَاجِ اَلْبَحْرِ لاَ يَنْجُو إِلاَّ مَنْ أَخَذَ اَللَّهُ مِيثَاقَهُ وَ كَتَبَ اَلْإِيمَانَ فِي قَلْبِهِ وَ أَيَّدَهُ بِرُوحٍ مِنْهُ َ لَتُرْفَعَنَّ اِثْنَتَا عَشْرَةَ رَايَةً مُشْتَبِهَةً لاَ يُدْرَى أَيٌّ مِنْ أَيٍّ قَالَ فَبَكَيْتُ فَقَالَ مَا يُبْكِيكَ يَا أَبَا عَبْدِ…

مفضل بن عمر گوید: خدمت امام صادق علیه السلام بودم، و در اتاق مردم دیگری هم نزدش بودند، که من گمان کردم روی سخنش با دیگری است، امام فرمود، همانا بخدا که صاحب الامر از میان شما پنهان شود و گمنام گردد، تا آنجا که گویند، او مرد، هلاک شد، در کدام دره افتاد، و شما مانند کشتی گرفتار امواج دریا، متزلزل و واژگون شوید، و نجات نیابید جز کسی که خدا از او پیمان گرفته و ایمان را در دلش ثبت کرده و او را با روحی از جانب خود تقویت نموده، و همانا دوازده پرچم مشتبه بر افراشته گردد که هیچ یک از دیگری شناخته نشود(حق از باطل مشخص نگردد)زراره گوید: من گریه کردم، امام فرمود: چه ترا بگریه آورد، ای ابا عبد الله؟ عرضکردم، قربانت چگونه نگریم که شما میفرمایید: دوازده پرچم مشتبه است و هیچ یک از دیگری شناخته نشود، زراره…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 338
Esc
↑ ↓ جابه‌جاییEnter باز کردن/ یا Ctrl K از هر صفحه