قال الإمام الصادق عليه السلام

احادیث درباره حاجت برادر مؤمن از امام صادق (ع)

امام جعفر صادق (علیه السلام)

۱۸ حدیث · صفحه ۲ از ۲

قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ اَلْمُؤْمِنُ رَحْمَةٌ عَلَى اَلْمُؤْمِنِ فَقَالَ نَعَمْ فَقُلْتُ وَ كَيْفَ ذَلِكَ فَقَالَ أَيُّمَا مُؤْمِنٍ أَتَاهُ أَخُوهُ فِي حَاجَةٍ فَإِنَّمَا ذَلِكَ رَحْمَةٌ سَاقَهَا اَللَّهُ إِلَيْهِ وَ سَبَّبَهَا لَهُ فَإِنْ قَضَى حَاجَةً كَانَ قَدْ قَبِلَ اَلرَّحْمَةَ لِقَبُولِهَا وَ إِنْ رَدَّهُ عَنْ حَاجَتِهِ وَ هُوَ يَقْدِرُ عَلَى قَضَائِهَا فَإِنَّمَا رَدَّ عَنْ نَفْسِهِ اَلرَّحْمَةَ اَلَّتِي سَاقَهَا اَللَّهُ إِلَيْهِ وَ سَبَّبَهَا لَهُ وَ ذُخِرَتِ اَلرَّحْمَةُ إِلَى يَوْمِ اَلْقِيَامَةِ فَيَكُونُ اَلْمَرْدُودُ عَنْ حَاجَتِهِ هُوَ اَلْحَاكِمُ فِيهَا إِنْ شَاءَ صَرَفَهَا…

اسماعیل بن عمار صیرفی گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: فدایت شوم آیا مومن برای مومن رحمت است؟ فرمود: آری. عرض کردم: چگونه؟ فرمود: هر مومنی که برادرش برای حاجتی به سراغش رود همانا این رحمتی است که خداوند برایش فرستاده و فراهم آورده است؛ پس اگر حاجتش را برآورد بی گمان با برآوردن آن، رحمت الهی را پذیرفته است و چون با وجود توانایی بر برآوردن حاجتش آن را 28 - 1 برنیاورد بی تردید رحمتی را که پروردگار برایش فرستاده و فراهم آورده نپذیرفته است و آن رحمت تا روز رستاخیز ذخیره می گردد و در آن روز مومنی که حاجتش برآورده نشده در باره آن رحمت تصمیم می گیرد، اگر خواهد خود آن را بر می گیرد و یا به دیگری می دهد. ای اسماعیل پس در این صورت که او در روز رستاخیز در باره آن رحمت خدای گرامی و بزرگ تصمیم…

ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ج 2، ص 248

أَيُّمَا رَجُلٍ مِنْ أَصْحَابِنَا اِسْتَعَانَ بِهِ رَجُلٌ مِنْ إِخْوَانِهِ فِي حَاجَةٍ فَلَمْ يُبَالِغْ فِيهَا بِكُلِّ جُهْدِهِ فَقَدْ خَانَ اَللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ اَلْمُؤْمِنِينَ قَالَ أَبُو بَصِيرٍ قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع مَا تَعْنِي بِقَوْلِكَ وَ اَلْمُؤْمِنِينَ قَالَ مِنْ لَدُنْ أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ ع إِلَى آخِرِهِمْ .

ابو بصیر گوید: شنیدم که امام صادق علیه السلام فرمود: هر یک از یاران ما که برادرش در حاجتی از او یاری خواهد و او تمام تلاشش را به کار نگیرد بی گمان بر خدا و پیامبرش و مومنین خیانت ورزیده است. عرض کردم: منظور شما از«مومنین» چه کسانی هستند؟ فرمود: از امیر مومنان صلوات الله علیه گرفته تا آخرین نفر آنان.

ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ج 2، ص 249

أَيُّمَا رَجُلٍ مِنْ شِيعَتِنَا أَتَاهُ رَجُلٌ مِنْ إِخْوَانِنَا فَاسْتَعَانَ بِهِ فِي حَاجَةٍ فَلَمْ يُعِنْهُ وَ هُوَ يَقْدِرُ اِبْتَلاَهُ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِأَنْ يَقْضِيَ حَوَائِجَ عَدُوٍّ مِنْ أَعْدَائِنَا يُعَذِّبُهُ اَللَّهُ عَلَيْهِ يَوْمَ اَلْقِيَامَةِ .

هر مردی از شیعیان ما که یکی از برادرانش از او در حاجتی یاری خواهد و او با وجود توانایی، او را یاری نرساند خدای گرامی و بزرگ او را به برآوردن خواسته های یکی از دشمنان ما گرفتار سازد و خداوند او را بر آن کار در روز رستاخیز عذاب کند.

ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ج 2، ص 249

مَنْ بَخِلَ بِمَعُونَةِ أَخِيهِ اَلْمُسْلِمِ وَ اَلْقِيَامِ لَهُ فِي حَاجَتِهِ اُبْتُلِيَ بِمَعُونَةِ مَنْ يَأْثَمُ وَ لاَ يُؤْجَرُ.

امام باقر علیه السلام فرمود: هر که در یاری رساندن برادر مسلمانش و پرداختن به حاجتش بخل ورزد به یاری رساندن کسی که یاری او گناه است و پاداشی ندارد گرفتار آید.

ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ج 2، ص 249

قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع ما حَقُّ اَلْمُؤْمِنِ عَلَى اَلْمُؤْمِنِ قَالَ سَبْعَةُ حُقُوقٍ وَاجِبَاتٍ مَا فِيهَا حَقٌّ إِلاَّ وَ هُوَ وَاجِبٌ عَلَيْهِ وَ إِنْ خَالَفَهُ خَرَجَ مِنْ وَلاَيَةِ اَللَّهِ وَ تَرَكَ طَاعَتَهُ وَ لَمْ يَكُنْ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِيهِ نَصِيبٌ قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ حَدِّثْنِي مَا هِيَ قَالَ وَيْحَكَ يَا مُعَلَّى إِنِّي شَفِيقٌ عَلَيْكَ أَخْشَى أَنْ تُضَيِّعَ وَ لاَ تَحْفَظَ وَ تَعْلَمَ وَ لاَ تَعْمَلَ قُلْتُ لا قُوَّةَ إِلاّ بِاللّهِ َالَ أَيْسَرُ مِنْهَا أَنْ تُحِبَّ لَهُ مَا تُحِبُّ لِنَفْسِكَ وَ تَكْرَهَ لَهُ مَا تَكْرَهُ لِنَفْسِكَ وَ اَلْحَقُّ…

معلی بن خنیس گوید: بامام صادق(ع)عرض کردم: مومن را بر مومن چه حقی است؟ فرمود: هفت حق واجب دارد که هر کدام بتنهایی بر او واجب است و اگر مخالفت آن کند از زیر فرمان الهی خارج شده و اطاعت او را گردن ننهاده است و خدا را در او بهره ای نیست گوید: عرض کردم فدایت شوم بمن بفرمایید که آن حقوق چیست؟ فرمود: وای بر تو ای معلی من بتو مهربانم میترسم ضایع کنی و نگهداری نکنی و بدانی و بکار نبندی عرض کردم: توانایی به جز از خدا نیست. فرمود: آسانترین حق از آنها اینست که آنچه برای خود دوست میداری برای او هم دوست بداری و آنچه برای خودت ناخوش داری برای او هم ناخوش بداری و حق دوم اینکه در رفع نیازمندی او قدم کوشش برداری و رضایت خواطرش فراهم سازی و بر خلاف گفته اش نکنی و حق سوم اینکه با جان و مال و پا و زبان پیوستگی…

الخصال، ج 3، ص 350

قَالَ سُفْيَانُ اَلثَّوْرِيُّ اِذْهَبْ بِنَا إِلَى جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ قَالَ فَذَهَبْتُ مَعَهُ إِلَيْهِ فَوَجَدْنَاهُ قَدْ رَكِبَ دَابَّتَهُ فَقَالَ لَهُ سُفْيَانُ يَا أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ حَدِّثْنَا بِحَدِيثِ خُطْبَةِ رَسُولِ اَللَّهِ ص فِي مَسْجِدِ اَلْخَيْفِ قَالَ دَعْنِي حَتَّى أَذْهَبَ فِي حَاجَتِي فَإِنِّي قَدْ رَكِبْتُ فَإِذَا جِئْتُ حَدَّثْتُكَ فَقَالَ أَسْأَلُكَ بِقَرَابَتِكَ مِنْ رَسُولِ اَللَّهِ ص لَمَّا حَدَّثْتَنِي قَالَ فَنَزَلَ فَقَالَ لَهُ سُفْيَانُ مُرْ لِي بِدَوَاةٍ وَ قِرْطَاسٍ حَتَّى أُثْبِتَهُ فَدَعَا بِهِ ثُمَّ قَالَ اُكْتُبْ بِسْمِ اَللّهِ اَلرَّحْمنِ اَلرَّحِيمِ…

سفیان ثوری بمردی قرشی از اهل مکه گفت: ما را نزد جعفر بن محمد(امام صادق علیه السلام) ببر -آن مرد گوید: او را خدمتش بردم هنگامی که آن حضرت بر مرکب خویش سوار شده بود. سفیان باو عرضکرد: ای ابا عبد الله حدیث سخنرانی پیغمبر صلی الله علیه و آله را در مسجد خیف برای ما باز گو، فرمود: اکنون که سوار شده ام، بگذار دنبال کارم بروم، وقتی آمدم برایت میگویم، عرضکرد: تقاضا میکنم بحق قرابتی که با پیغمبر صلی الله علیه و آله داری، برایم بازگو، حضرت پیاده شد، سفیان عرضکرد: امر بفرمایید برایم دوات و کاغذی بیاورند کیست که برای من دوات و کاغذی بیاورد؟ تا آن را بنویسم، حضرت دوات و کاغذ خواست و سپس فرمود بنویس. / بسم الله الرحمن الرحیم / -«خدا خرم و شادان کند(بلند قدر و نیکو مرتبه سازد)بنده یی را که سخنم بشنود و در…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 403
Esc
↑ ↓ جابه‌جاییEnter باز کردن/ یا Ctrl K از هر صفحه