قال الإمام الصادق عليه السلام

احادیث درباره رسول خدا صلی الله علیه و آله در مبارزه است با دشمن علی علیه السلام از امام صادق (ع)

امام جعفر صادق (علیه السلام)

عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ مَنْ سَأَلَنَا أَعْطَيْنَاهُ وَ مَنِ اِسْتَغْنَى أَغْنَاهُ اَللَّهُ.

امام صادق علیه السّلام از پیامبر اکرم صلّی اللّٰه علیه و آله نقل کرده که فرمود:هر که از ما چیزی بخواهد به او عطا کنیم، و هر که بی نیازی جوید و درخواست نکند خدا او را بی نیاز گرداند.

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 257

عَنْهُ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ اَلدُّنْيَا دُوَلٌ فَمَا كَانَ لَكَ مِنْهَا أَتَاكَ عَلَى ضَعْفِكَ وَ مَا كَانَ مِنْهَا عَلَيْكَ لَمْ تَدْفَعْهُ بِقُوَّتِكَ وَ مَنِ اِنْقَطَعَ رَجَاهُ مِمَّا فَاتَهُ اِسْتَرَاحَتْ نَفْسُهُ وَ مَنْ قَنِعَ بِمَا رَزَقَهُ اَللَّهُ تَعَالَى قَرَّتْ عَيْنَاهُ.

باز امام صادق علیه السّلام از رسول خدا صلّی اللّٰه علیه و آله نقل کرده که فرمود:دنیا در گردش است، بهره ای که در دنیا داری به تو خواهد رسید هر چند سست و ناتوان باشی، و زیانی که از دنیا نصیب تو باشد دامنگیرت خواهد شد و هر چند نیرومند هم باشی نتوانی از آن جلوگیری کنی، و هر کس از آنچه از دستش رفته نومید شد آسایش روحی پیدا کند، و هر کس به روزی خدا قانع باشد چشمانش روشن گردد.

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 257

عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ مِثْلَهُ ثُمَّ قَالَ وَ أَيُّ شَيْءٍ يَكْفِي اَلْإِنْسَانَ ثُمَّ أَوْمَى بِيَدِهِ .

امام صادق علیه السّلام از رسول خدا صلّی اللّٰه علیه و آله مثل روایت قبل را نقل کند که در ادامه فرموده اند:و چه چیز انسان را کفایت می کند؟سپس به دستشان اشاره کردند.

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 257

عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَنْ آبَائِهِ عَلَيْهِمُ اَلسَّلاَمُ قَالَ : قَالَ رَجُلٌ عِنْدَ اَلنَّبِيِّ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ اَللَّهُمَّ أَغْنِنَا عَنْ جَمِيعِ خَلْقِكَ فَقَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ لاَ تَقُولَنَّ هَكَذَا وَ لَكِنْ قُلِ اَللَّهُمَّ أَغْنِنَا عَنْ شِرَارِ خَلْقِكَ فَإِنَّ اَلْمُؤْمِنَ لاَ يَسْتَغْنِي عَنْ أَخِيهِ اَلْمُؤْمِنِ .

امام صادق علیه السّلام از پدران بزرگوارش علیهم السّلام نقل می کند که فرمود:مردی نزد پیامبر صلّی اللّٰه علیه و آله آمد و این گونه دعا کرد:خدایا ما را از همۀ خلقت بی نیاز گردان، رسول خدا صلّی اللّٰه علیه و آله فرمود:این چنین مگو، و لکن بگو:خدایا ما را از اشرار خلقت بی نیاز گردان، زیرا مؤمن از برادر مؤمنش بی نیاز نشود.

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 259

عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ فَضْلُ اَلْعِلْمِ أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْ فَضْلِ اَلْعِبَادَةِ وَ أَفْضَلُ دِينِكُمُ اَلْوَرَعُ.

امام صادق علیه السّلام از رسول خدا صلّی اللّٰه علیه و آله نقل کرد که فرمود:فضیلت دانش نزد من از فضیلت عبادت محبوبتر است، و بهترین دین شما پرهیزگاری و ترک گناه است.

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 261

عَنْهُ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ : جَاءَ رَجُلٌ إِلَى رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ فَقَالَ يَا رَسُولَ اَللَّهِ مَا اَلْعِلْمُ قَالَ اَلْإِنْصَافُ قَالَ ثُمَّ مَهْ قَالَ اَلاِسْتِمَاعُ لَهُ قَالَ ثُمَّ مَهْ قَالَ اَلْحِفْظُ لَهُ قَالَ ثُمَّ مَهْ يَا رَسُولَ اَللَّهِ قَالَ اَلْعَمَلُ بِهِ قَالَ ثُمَّ مَهْ يَا رَسُولَ اَللَّهِ قَالَ ثُمَّ نَشْرُهُ.

امام صادق علیه السّلام فرمود:مردی خدمت رسول خدا صلّی اللّٰه علیه و آله رسید و عرض کرد:ای رسول خدا دانش چیست؟فرمود:انصاف داشتن، عرض کرد:پس از آن چیست؟فرمود:گوش دادن، عرض کرد:سپس چیست؟فرمود:به ذهن سپردن آن، عرض کرد:سپس چیست؟ فرمود:عمل کردن به آنچه فرا گرفته، عرض کرد:سپس چیست؟فرمود:سپس پخش کردن آن علم در بین مردم.

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 261

عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ مَنْ عَمِلَ عَلَى غَيْرِ عِلْمٍ كَانَ مَا يُفْسِدُ أَكْثَرَ مِمَّا يُصْلِحُ.

امام صادق علیه السّلام از رسول خدا نقل کرده که فرمود:کسی که ندانسته عملی را انجام دهد، خراب کردنش از درست کردنش بهتر است.

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 263

عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَنْ آبَائِهِ عَلَيْهِمُ اَلسَّلاَمُ قَالَ قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ سَائِلُوا اَلْعُلَمَاءَ وَ خَاطِبُوا اَلْحُكَمَاءَ وَ جَالِسُوا اَلْفُقَرَاءَ.

رسول خدا صلّی اللّٰه علیه و آله فرمود:از علما بپرسید، با حکما همسخن، و با فقرا همنشین شوید.

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 265

عَنِ اِبْنِ اَلْقَدَّاحِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَنْ أَبِيهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ مَنْهُومَانِ لاَ يَشْبَعَانِ طَالِبُ اَلْمَالِ وَ طَالِبُ اَلْعِلْمِ مَنِ اِقْتَصَرَ عَلَى اَلدُّنْيَا عَلَى مَا أَحَلَّ اَللَّهُ لَهُ سَلِمَ وَ مَنْ تَنَاوَلَهَا مِنْ غَيْرِ حِلِّهَا هَلَكَ إِلاَّ أَنْ يَتُوبَ وَ يَرْجِعَ وَ مَنْ أَخَذَ اَلْعِلْمَ عَنْ أَهْلِهِ وَ عَمِلَ بِهَا نَجَا وَ مَنْ أَرَادَ بِهِ اَلدُّنْيَا فَهِيَ حَظُّهُ وَ اَلْعُلَمَاءُ رَجُلاَنِ رَجُلٌ آخِذٌ بِعِلْمِهِ فَهَذَا نَاجٍ وَ عَالِمٌ تَارِكٌ لِعِلْمِهِ فَهَذَا هَالِكٌ وَ…

امام صادق علیه السّلام از قول پدرش از رسول خدا صلّی اللّٰه علیه و آله نقل کند که فرمود:دو آزمند هرگز سیر نشوند:طالب مال و طالب علم، کسی که از دنیا به آنچه خدا برایش حلال کرده اکتفا کند سالم ماند، و کسی که دنیا را از راه غیر حلالش بدست آورد هلاک گردد، مگر اینکه توبه کند و بازگشت نماید، و کسی که علم را از اهلش آموخته و به آن عمل نماید نجات یابد، و کسی که منظورش از طلب علم مال دنیا باشد بهره اش همانست.

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 277

عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ إِنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ لَيْسَ كُلَّ كَلاَمِ اَلْحَكِيمِ أَتَقَبَّلُ وَ لَكِنْ أَتَقَبَّلُ هَوَاهُ وَ هَمَّهُ فَمَنْ كَانَ هَوَاهُ وَ هَمُّهُ لِي جَعَلْتُ سَمْعَهُ وَ بَصَرَهُ عِبَادَة وَ ذِكْرا لِي وَ إِنْ لَمْ يَتَكَلَّمْ.

امام صادق علیه السّلام از رسول خدا صلّی اللّٰه علیه و آله از قول خداوند عزّ و جل نقل کرده که فرمود:چنین نیست که هر کلام حکیمی را بپذیرم، ولی توجه و اراده اش را می پذیرم، هر کس توجه و اراده اش برای من بود، شنیده ها و دیده های او را عبادت برای خودم قرار می دهم، گرچه سخنی نگفته باشد.

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 287

عَنْ فُضَيْلِ بْنِ يَسَارٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ يَقُولُ لِبَعْضِ أَصْحَابِ قَيْسٍ اَلْمَاصِرِ : إِنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَدَّبَ نَبِيَّهُ فَأَحْسَنَ أَدَبَهُ فَلَمَّا أَكْمَلَ لَهُ اَلْأَدَبَ قَالَ: «إِنَّكَ لَعَلىٰ خُلُقٍ عَظِيمٍ» : ثُمَّ فَوَّضَ إِلَيْهِ أَمْرَ اَلدِّينِ وَ اَلْأُمَّةِ لِيَسُوسَ عِبَادَهُ فَقَالَ عَزَّ وَ جَلَّ: «مٰا آتٰاكُمُ اَلرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ مٰا نَهٰاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا» : وَ إِنَّ رَسُولَ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ كَانَ مُسَدَّدا مُوَفَّقا مُؤَيَّدا بِرُوحِ اَلْقُدُسِ لاَ يَزِلُّ وَ لاَ يُخْطِئُ فِي…

فضیل بن یسار گوید: شنیدم امام صادق علیه السلام ببعضی از اصحاب قیس ماصر میفرمود: همانا خدای عز و جل پیغمبرش را تربیت کرد و نیکو تربیت کرد، چون تربیت او را تکمیل نمود، فرمود: «تو بر خلق عظیمی استواری» سپس امر دین و امت را باو واگذار فرمود تا سیاست بندگانش را بعهده گیرد، سپس فرمود: «آنچه را رسول برای شما آورده بگیرید و از آنچه شما را نهی کرده باز- ایستید» همانا رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله استوار و موفق و مؤید بروح القدس بود، نسبت بسیاست و تدبیر خلق هیچ گونه لغزش و خطائی نداشت، بآداب خدا تربیت شد. خدای عز و جل نمازهای پنجگانه را دو رکعت دو رکعت واجب ساخت تا ده رکعت شد. سپس رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله بدو رکعت (ظهر و عصر و عشا) دو رکعت و بمغرب یک رکعت افزود، و این اضافات با واجب خدای…

  1. آیه 4 سوره 68
  2. آیه 7 سوره 59
اصول کافی، ج 2، ص 5

عَنْ مُوسَى بْنِ أَشْيَمَ قَالَ: كُنْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ فَسَأَلَهُ رَجُلٌ عَنْ آيَةٍ مِنْ كِتَابِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَأَخْبَرَهُ بِهَا ثُمَّ دَخَلَ عَلَيْهِ دَاخِلٌ فَسَأَلَهُ عَنْ تِلْكَ اَلْآيَةِ فَأَخْبَرَهُ بِخِلاَفِ مَا أَخْبَرَ بِهِ اَلْأَوَّلَ فَدَخَلَنِي مِنْ ذَلِكَ مَا شَاءَ اَللَّهُ حَتَّى كَأَنَّ قَلْبِي يُشْرَحُ بِالسَّكَاكِينِ فَقُلْتُ فِي نَفْسِي تَرَكْتُ أَبَا قَتَادَةَ بِالشَّامِ لاَ يُخْطِئُ فِي اَلْوَاوِ وَ شِبْهِهِ وَ جِئْتُ إِلَى هَذَا يُخْطِئُ هَذَا اَلْخَطَأَ كُلَّهُ فَبَيْنَا أَنَا كَذَلِكَ إِذْ دَخَلَ عَلَيْهِ آخَرُ فَسَأَلَهُ…

موسی بن اشیم گوید:خدمت امام صادق علیه السلام بودم که مردی راجع بآیه ئی از قرآن پرسید و حضرت جوابش فرمود، سپس مردی وارد شد و همان آیه را پرسید، حضرت بر خلاف آنچه باولی فرموده بود، باو جواب گفت، از اختلاف گوئی آن حضرت آنچه خدا خواهد، در دلم وارد شد، بطوری که گویا دلم را با کاردها میبرند.با خود گفتم من ابو قتاده را که در یک«واو»اشتباه نمیکرد، در شام رها کردم و نزد این مرد آمدم که چنین اشتباه بزرگی میکند، در آن میان که من آن افکار داشتم، مرد دیگری وارد شد و از همان آیه سؤال کرد، حضرت بر خلاف آنچه بمن و دو رفیقم گفته بود، باو جواب داد، من دلم آرام گرفت، زیرا دانستم اختلاف گوئی حضرت بخاطر تقیه است. سپس آن حضرت بمن توجه کرد و فرمود:پسر اشیم خدای عز و جل امر را بسلیمان بن داود واگذار کرد و…

  1. آیه 40 سوره 38
  2. آیه 7 سوره 59
اصول کافی، ج 2، ص 4
Esc
↑ ↓ جابه‌جاییEnter باز کردن/ یا Ctrl K از هر صفحه