قَالَ اَلصَّادِقُ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ عَجِبْتُ لِمَنْ فَزِعَ مِنْ أَرْبَعٍ كَيْفَ لاَ يَفْزَعُ إِلَى أَرْبَعٍ عَجِبْتُ لِمَنْ خَافَ كَيْفَ لاَ يَفْزَعُ إِلَى قَوْلِهِ حَسْبُنَا اَللّٰهُ وَ نِعْمَ اَلْوَكِيلُ : فَإِنِّي سَمِعْتُ اَللَّهَ يَقُولُ بِعَقِبِهَا فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَةٍ مِنَ اَللّٰهِ وَ فَضْلٍ لَمْ يَمْسَسْهُمْ سُوءٌ : وَ عَجِبْتُ لِمَنِ اِغْتَمَّ كَيْفَ لاَ يَفْزَعُ إِلَى قَوْلِهِ لاٰ إِلٰهَ إِلاّٰ أَنْتَ سُبْحٰانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ اَلظّٰالِمِينَ : فَإِنِّي سَمِعْتُ اَللَّهَ يَقُولُ بِعَقِبِهَا وَ نَجَّيْنٰاهُ مِنَ اَلْغَمِّ وَ كَذٰلِكَ نُنْجِي اَلْمُؤْمِنِينَ : وَ عَجِبْتُ…
امام صادق علیه السّلام فرمود:در شگفتم از کسی که از چهار چیز می هراسد؛ چرا به چهار چیز پناهنده نمی شود؟در شگفتم از آنکه می ترسد چرا پناه نمی برد به فرمودۀ خدای عز و جل خداوند ما را بس است و چه وکیل خوبی است زیرا شنیدم که خدای عزّ و جل به دنبال آن می افزاید: به واسطۀ نعمت و فضلی که از طرف خداوند شامل حالشان گردید بازگشتند و هیچ بدی به آنان نرسید . و در شگفتم از کسی که اندوهناک است؛ چرا پناه نمی برد به فرمودۀ خدای عزّ و جل: معبودی جز تو نیست، تو منزّهی راستی که من از ستمکاران هستم زیرا شنیدم که خدای عزّ و جل به دنبال آن می فرماید: و از اندوه نجاتش دادیم و مؤمنین را این چنین می رهانیم . و در شگفتم از کسی که در باره اش حیله ای بکار رفته چرا به فرمودۀ خدای تعالی پناه نمی برد کار خود را به خدا وامی…
وَ مِنْ كِتَابِ رَوْضَةِ اَلْوَاعِظِينَ عَنِ اَلصَّادِقِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ : إِنَّ اَلنَّاسَ يَعْبُدُونَ اَللَّهَ عَلَى ثَلاَثَةِ أَوْجُهٍ فَطَبَقَةٌ يَعْبُدُونَهُ رَغْبَة فِي ثَوَابِهِ فَتِلْكَ عِبَادَةُ اَلْحُرَصَاءِ وَ هُوَ اَلطَّمَعُ وَ أُخْرَى يَعْبُدُونَهُ فَرَقا مِنَ اَلنَّارِ فَتِلْكَ عِبَادَةُ اَلْعَبِيدِ وَ هِيَ اَلرَّهْبَةُ وَ لَكِنِ اُعْبُدْهُ حُبّا لَهُ عَزَّ وَ جَلَّ فَتِلْكَ عِبَادَةُ اَلْكِرَامِ وَ هُوَ اَلْأَمْنُ لِقَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ هُمْ مِنْ فَزَعٍ يَوْمَئِذٍ آمِنُونَ : وَ لِقَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اَللّٰهَ فَاتَّبِعُونِي…
از امام صادق علیه السّلام نقل شد که فرمود:مردم خدای عزّ و جل را بر سه وجه عبادت می کنند: گروهی او را به خاطر چشم داشت به پاداشش می پرستند، این پرستش آزمندان است، و از روی طمع است، و گروهی چون از آتش می هراسند او را می پرستند، این عبادت بندگان و از روی هراس است، ولی من از روی مهری که به او دارم او را می پرستم، و این پرستش جوانمردان است، و از روی آرامش خاطر است، چون خدای عزّ و جل می فرماید: اینان از هول و هراس در چنین روز هولناکی آسوده خاطرند و باز می فرماید: بگو ای پیغمبر اگر دوستدار خدایید از من پیروی کنید تا خدا دوستدار شما باشد و گناهان شما را بیامرزد هر آنکه خدا را دوست بدارد خدایش او را دوست بدارد، و هر کس که خدا دوستش بدارد از آسوده خاطران است.
عَنْهُ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ : جَاءَ رَجُلٌ إِلَى رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ فَقَالَ يَا رَسُولَ اَللَّهِ مَا اَلْعِلْمُ قَالَ اَلْإِنْصَافُ قَالَ ثُمَّ مَهْ قَالَ اَلاِسْتِمَاعُ لَهُ قَالَ ثُمَّ مَهْ قَالَ اَلْحِفْظُ لَهُ قَالَ ثُمَّ مَهْ يَا رَسُولَ اَللَّهِ قَالَ اَلْعَمَلُ بِهِ قَالَ ثُمَّ مَهْ يَا رَسُولَ اَللَّهِ قَالَ ثُمَّ نَشْرُهُ.
امام صادق علیه السّلام فرمود:مردی خدمت رسول خدا صلّی اللّٰه علیه و آله رسید و عرض کرد:ای رسول خدا دانش چیست؟فرمود:انصاف داشتن، عرض کرد:پس از آن چیست؟فرمود:گوش دادن، عرض کرد:سپس چیست؟فرمود:به ذهن سپردن آن، عرض کرد:سپس چیست؟ فرمود:عمل کردن به آنچه فرا گرفته، عرض کرد:سپس چیست؟فرمود:سپس پخش کردن آن علم در بین مردم.
عَنْهُ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ إِنَّ أَبَاهُ كَانَ يَقُولُ مَنْ دَخَلَ عَلَى إِمَامٍ جَائِرٍ فَقَرَأَ عَلَيْهِ اَلْقُرْآنَ يُرِيدُ بِذَلِكَ عَرَضا مِنْ عَرَضِ اَلدُّنْيَا لُعِنَ اَلْقَارِئُ بِكُلِّ حَرْفٍ عَشْرَ لَعَنَاتٍ وَ لُعِنَ اَلْمُسْتَمِعُ بِكُلِّ حَرْفٍ لَعْنَة .
امام صادق علیه السّلام فرمود:پدر بزرگوارش می فرمود:هر کس بر حاکم ظالمی وارد شود و بر او قرآن قرائت کند تا به این واسطه به مالی از اموال دنیا برسد، به تعداد هر حرف که می خواند ده مرتبه مورد لعن قرار می گیرد، و به هر شنونده ای در قبال هر حرفی یک لعن می شود.
عَنِ اَلْحَلَبِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ قَالَ : أَوْحَى اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَى دَاوُدَ صَلَوَاتُ اَللَّهِ عَلَيْهِ أَنَّ قَرِينَكَ فِي اَلْجَنَّةِ خَلاَدَةُ بِنْتُ أَوْسٍ فَأْتِهَا وَ أَخْبِرْهَا وَ بَشِّرْهَا بِالْجَنَّةِ وَ أَعْلِمْهَا أَنَّهَا قَرِينُكَ فِي اَلْآخِرَةِ فَانْطَلَقَ دَاوُدُ إِلَيْهَا فَقَرَعَ اَلْبَابَ عَلَيْهَا فَخَرَجَتْ إِلَيْهِ فَقَالَ أَنْتِ خَلاَدَةُ بِنْتُ أَوْسٍ قَالَتْ يَا نَبِيَّ اَللَّهِ لَسْتُ بِصَاحِبَتِكَ اَلَّتِي تَطْلُبُ قَالَ لَهَا دَاوُدُ أَ لَسْتِ خَلاَدَةَ بِنْتَ أَوْسٍ مِنْ سِبْطِ كَذَا وَ كَذَا قَالَتْ بَلَى قَالَ فَأَنْتِ هِيَ إِذ ا…
امام صادق علیه السّلام فرمود:خداوند عزّ و جل به حضرت داود صلوات اللّٰه علیه وحی کرد که:رفیق و همراه تو در بهشت خلاده دختر اوس است، به نزد او برو و به او خبر و بشارت را بده، و به او اعلام کن که همسر تو در آخرت است، حضرت داود به طرف منزل او رفت و درب منزل را کوبید و خلاده بیرون آمد.حضرت گفت:تو خلاده دختر اوس هستی؟ گفت:ای پیغمبر خدا؛ من آن رفیق تو که به دنبالش می گردی نیستم، حضرت داود به او گفت:آیا تو خلاده دختر اوس از نواده گان فلان و فلان نیستی؟گفت:چرا هستم، فرمود: پس تو خود او هستی، گفت:ای پیغمبر خدا شاید مشابهت اسمی با اسم دیگر شده، حضرت داود علیه السّلام فرمود:من دروغ نمی گویم، به من هم دروغ گفته نشده و تو حقیقتا همان هستی، گفت:ای پیغمبر خدا من تو را تکذیب نمی کنم ولی قسم به خدا نمی بینم…
عَنْ مُوسَى بْنِ أَشْيَمَ قَالَ: كُنْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ فَسَأَلَهُ رَجُلٌ عَنْ آيَةٍ مِنْ كِتَابِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَأَخْبَرَهُ بِهَا ثُمَّ دَخَلَ عَلَيْهِ دَاخِلٌ فَسَأَلَهُ عَنْ تِلْكَ اَلْآيَةِ فَأَخْبَرَهُ بِخِلاَفِ مَا أَخْبَرَ بِهِ اَلْأَوَّلَ فَدَخَلَنِي مِنْ ذَلِكَ مَا شَاءَ اَللَّهُ حَتَّى كَأَنَّ قَلْبِي يُشْرَحُ بِالسَّكَاكِينِ فَقُلْتُ فِي نَفْسِي تَرَكْتُ أَبَا قَتَادَةَ بِالشَّامِ لاَ يُخْطِئُ فِي اَلْوَاوِ وَ شِبْهِهِ وَ جِئْتُ إِلَى هَذَا يُخْطِئُ هَذَا اَلْخَطَأَ كُلَّهُ فَبَيْنَا أَنَا كَذَلِكَ إِذْ دَخَلَ عَلَيْهِ آخَرُ فَسَأَلَهُ…
موسی بن اشیم گوید:خدمت امام صادق علیه السلام بودم که مردی راجع بآیه ئی از قرآن پرسید و حضرت جوابش فرمود، سپس مردی وارد شد و همان آیه را پرسید، حضرت بر خلاف آنچه باولی فرموده بود، باو جواب گفت، از اختلاف گوئی آن حضرت آنچه خدا خواهد، در دلم وارد شد، بطوری که گویا دلم را با کاردها میبرند.با خود گفتم من ابو قتاده را که در یک«واو»اشتباه نمیکرد، در شام رها کردم و نزد این مرد آمدم که چنین اشتباه بزرگی میکند، در آن میان که من آن افکار داشتم، مرد دیگری وارد شد و از همان آیه سؤال کرد، حضرت بر خلاف آنچه بمن و دو رفیقم گفته بود، باو جواب داد، من دلم آرام گرفت، زیرا دانستم اختلاف گوئی حضرت بخاطر تقیه است. سپس آن حضرت بمن توجه کرد و فرمود:پسر اشیم خدای عز و جل امر را بسلیمان بن داود واگذار کرد و…
- آیه 40 سوره 38
- آیه 7 سوره 59
قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع إِنَّ اَللَّهَ أَجَلُّ وَ أَكْرَمُ مِنْ أَنْ يُعْرَفَ بِخَلْقِهِ بَلِ اَلْخَلْقُ يُعْرَفُونَ بِاللَّهِ قَالَ صَدَقْتَ قُلْتُ إِنَّ مَنْ عَرَفَ أَنَّ لَهُ رَبّاً فَيَنْبَغِي لَهُ أَنْ يَعْرِفَ أَنَّ لِذَلِكَ اَلرَّبِّ رِضًا وَ سَخَطاً وَ أَنَّهُ لاَ يُعْرَفُ رِضَاهُ وَ سَخَطُهُ إِلاَّ بِوَحْيٍ أَوْ رَسُولٍ فَمَنْ لَمْ يَأْتِهِ اَلْوَحْيُ فَقَدْ يَنْبَغِي لَهُ أَنْ يَطْلُبَ اَلرُّسُلَ فَإِذَا لَقِيَهُمْ عَرَفَ أَنَّهُمُ اَلْحُجَّةُ وَ أَنَّ لَهُمُ اَلطَّاعَةَ اَلْمُفْتَرَضَةَ وَ قُلْتُ لِلنَّاسِ تَعْلَمُونَ أَنَّ رَسُولَ اَللَّهِ ص كَانَ هُوَ اَلْحُجَّةَ مِنَ…
منصور بن حازم گوید: بامام صادق(ع)عرضکردم، همانا خدا برتر و بزرگوارتر از اینست که بخلقش شناخته شود(زیرا صفات مخلوق در او نیست و معرفت او موهبتی است از خودش و پیغمبران فقط راهنمایی میکنند)بلکه مخلوق بخدا شناخته شوند، (بوسیله نور وجودی که از خدا بمخلوق افاضه شود و آنها پدید آمده اند بلکه مخلوق خدا را بسبب خود او بشناسند یعنی بوسیله صفاتی که خود او برای خودش بیان کرده است)فرمود: راست گفتی. عرضکردم: کسی که بداند برای او پروردگاریست سزاوار است که بداند برای آن پروردگار خرسندی و خشم است و خرسندی و خشم او جز بوسیله وحی یا فرستاده او معلوم نشود. و کسی که بر او وحی نازل نشود باید که در جستجوی پیغمبران باشد و چون ایشان را بیابد باید بداند که ایشان حجت خدایند و اطاعتشان لازمست، من بمردم(اهل سنت)گفتم…
أَخْبَرَنِي اَلْأَحْوَلُ أَنَّ زَيْدَ بْنَ عَلِيِّ بْنِ اَلْحُسَيْنِ ع بَعَثَ إِلَيْهِ وَ هُوَ مُسْتَخْفٍ قَالَ فَأَتَيْتُهُ فَقَالَ لِي يَا أَبَا جَعْفَرٍ مَا تَقُولُ إِنْ طَرَقَكَ طَارِقٌ مِنَّا أَ تَخْرُجُ مَعَهُ قَالَ فَقُلْتُ لَهُ إِنْ كَانَ أَبَاكَ أَوْ أَخَاكَ خَرَجْتُ مَعَهُ قَالَ فَقَالَ لِي فَأَنَا أُرِيدُ أَنْ أَخْرُجَ أُجَاهِدُ هَؤُلاَءِ اَلْقَوْمَ فَاخْرُجْ مَعِي قَالَ قُلْتُ لاَ مَا أَفْعَلُ جُعِلْتُ فِدَاكَ قَالَ فَقَالَ لِي أَ تَرْغَبُ بِنَفْسِكَ عَنِّي قَالَ قُلْتُ لَهُ إِنَّمَا هِيَ نَفْسٌ وَاحِدَةٌ فَإِنْ كَانَ لِلَّهِ فِي اَلْأَرْضِ حُجَّةٌ فَالْمُتَخَلِّفُ عَنْكَ نَاجٍ وَ…
احول گوید: زید بن علی بن حسین علیهما السلام زمانی که متواری و پنهان بود مرا خواست، نزدش رفتم، بمن گفت ای ابا جعفر اگر از ما خانواده کسی نزد تو آید(و ترا بیاری طلبد)چه جواب میدهی، با او بجبهه جنگ میروی؟ باو گفتم: اگر پدرت یا برادرت مرا بخواهند میروم، زید گفت من میخواهم بجنگ این قوم(بنی امیه)بروم با من بیا، گفتم: نه قربانت گردم. بمن گفت: جان خودت را بر من ترجیح میدهی؟ گفتم من یک نفرم یک جان بیش ندارم اگر در روی زمین امامی جز تو باشد، هر کس از تو کناره گیرد نجات یافته و هر کس با تو آید هلاک گشته و اگر برای خدا امامی روی زمین نباشد، کسی که از تو کناره کند با آنکه همراهیت کند برابرست، بمن گفت: ای ابا جعفر من با پدرم سر یکسفره مینشستم، او پاره گوشت چرب را برایم لقمه میکرد و لقمه داغ را برای دلسوزی…
اَلْأَنْبِيَاءُ وَ اَلْمُرْسَلُونَ عَلَى أَرْبَعِ طَبَقَاتٍ فَنَبِيٌّ مُنَبَّأٌ فِي نَفْسِهِ لاَ يَعْدُو غَيْرَهَا وَ نَبِيٌّ يَرَى فِي اَلنَّوْمِ وَ يَسْمَعُ اَلصَّوْتَ وَ لاَ يُعَايِنُهُ فِي اَلْيَقَظَةِ وَ لَمْ يُبْعَثْ إِلَى أَحَدٍ وَ عَلَيْهِ إِمَامٌ مِثْلُ مَا كَانَ إِبْرَاهِيمُ عَلَى لُوطٍ ع وَ نَبِيٌّ يَرَى فِي مَنَامِهِ وَ يَسْمَعُ اَلصَّوْتَ وَ يُعَايِنُ اَلْمَلَكَ وَ قَدْ أُرْسِلَ إِلَى طَائِفَةٍ قَلُّوا أَوْ كَثُرُوا كَيُونُسَ قَالَ اَللَّهُ لِيُونُسَ وَ أَرْسَلْناهُ إِلى مِائَةِ أَلْفٍ أَوْ يَزِيدُونَ قَالَ يَزِيدُونَ ثَلاَثِينَ أَلْفاً وَ عَلَيْهِ إِمَامٌ وَ اَلَّذِي يَرَى فِي…
امام صادق علیه السلام فرمود: پیغمبران و رسولان چهار طبقه باشند: 1-پیغمبری که تنها برای خودش پیغمبر است و بدیگری تجاوز نمیکند(و خدا بوسیله ای وظایف شخصی او را باو میفهماند)2-پیغمبری که در خواب میبیند و آواز هاتف را میشنود ولی خود او را در بیداری نمیبیند و بر هیچ کس مبعوث نیست و خود او امام و پیشوایی دارد. چنانچه ابراهیم بر لوط(ع)امام بود 3-پیغمبری که در خواب میبیند و صدا را میشنود و فرشته را می بیند و بسوی گروهی کم یا زیاد مبعوث است مانند یونس، خدا باو فرماید: (147 سوره 37)«ما او را بسوی صد هزار نفر بلکه بیشتر فرستادیم»امام فرمود: مقدار بیشتر سی هزار بود و یونس را پیشوایی بود(که جناب موسی باشد و او شریعت موسی را ترویج میکرد)4-پیغمبری که در خواب میبیند و صدا را میشنود و در بیداری میبیند و او…
إِنَّ اَللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى اِتَّخَذَ إِبْرَاهِيمَ عَبْداً قَبْلَ أَنْ يَتَّخِذَهُ نَبِيّاً وَ إِنَّ اَللَّهَ اِتَّخَذَهُ نَبِيّاً قَبْلَ أَنْ يَتَّخِذَهُ رَسُولاً وَ إِنَّ اَللَّهَ اِتَّخَذَهُ رَسُولاً قَبْلَ أَنْ يَتَّخِذَهُ خَلِيلاً وَ إِنَّ اَللَّهَ اِتَّخَذَهُ خَلِيلاً قَبْلَ أَنْ يَجْعَلَهُ إِمَاماً فَلَمَّا جَمَعَ لَهُ اَلْأَشْيَاءَ قَالَ إِنِّي جاعِلُكَ لِلنّاسِ إِماماً قَالَ فَمِنْ عِظَمِهَا فِي عَيْنِ إِبْرَاهِيمَ قَالَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي قالَ لا يَنالُ عَهْدِي اَلظّالِمِين قَالَ لاَ يَكُونُ اَلسَّفِيهُ إِمَامَ اَلتَّقِيِّ .
امام صادق(ع)میفرمود: خدای تبارک و تعالی ابراهیم را بنده خود گرفت پیش از آنکه پیغمبرش نماید و او را بپیغمبری برگزید پیش از آنکه رسولش کند و رسول خود ساخت پیش از آنکه خلیلش گرداند و خلیلش گرفت پیش از آنکه امامش قرار دهد، پس چون همه این مقامات را برایش گرد آورد فرمود، «همانا من ترا امام مردم قرار دادم»چون این مرتبت در چشم ابراهیم بزرگ جلوه نمود، عرضکرد «از فرزندان من هم»خدا فرمود. «پیمان من بستمکاران نرسد»شخص کم خرد امام شخص پرهیزکار نگردد(و ستمگر از نظر خدا کم خرد است و ممکن نیست که او پیشوای امتی گردد که در میان ایشان مردم پرهیزکار باشد).
مَا جَاءَ بِهِ عَلِيٌّ ع آخُذُ بِهِ وَ مَا نَهَى عَنْهُ أَنْتَهِي عَنْهُ جَرَى لَهُ مِنَ اَلْفَضْلِ مِثْلُ مَا جَرَى لِمُحَمَّدٍ ص وَ لِمُحَمَّدٍ ص اَلْفَضْلُ عَلَى جَمِيعِ مَنْ خَلَقَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ اَلْمُتَعَقِّبُ عَلَيْهِ فِي شَيْ ءٍ مِنْ أَحْكَامِهِ كَالْمُتَعَقِّبِ عَلَى اَللَّهِ وَ عَلَى رَسُولِهِ وَ اَلرَّادُّ عَلَيْهِ فِي صَغِيرَةٍ أَوْ كَبِيرَةٍ عَلَى حَدِّ اَلشِّرْكِ بِاللَّهِ كَانَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ ع بَابَ اَللَّهِ اَلَّذِي لاَ يُؤْتَى إِلاَّ مِنْهُ وَ سَبِيلَهُ اَلَّذِي مَنْ سَلَكَ بِغَيْرِهِ هَلَكَ وَ كَذَلِكَ يَجْرِي اَلْأَئِمَّةُ اَلْهُدَى وَاحِداً بَعْدَ وَاحِدٍ…
امام صادق(ع)فرمود: آنچه علی(ع)آورده انجام میدهم و از آنچه نهی فرموده باز میایستم، برای او همان فضیلت آمده که برای محمد(ص)آمده و محمد(ص)را بر تمام مخلوق خدای عز و جل فضیلت است، خرده گیر بر حکمی که علی آورده مانند خرده گیر بر خدا و رسولش باشد و کسی که در موضوعی کوچک یا بزرگ علی را رد کند در مرز شرک بخداست، امیر المومنین(ع)باب منحصر بفرد خداشناسی است و راه بسوی خداست، هر که جز آن پوید هلاک شود و این امتیازات همچنین برای ایمه هدی یکی پس از دیگری جاریست. خدا ایشان را ارکان زمین قرار داده تا اهلش را نجنباند اختلال نظام و سرگردانی عمومی پیش نیاید و حجت رسای خویش ساخت برای مردم روی زمین و زیر خاک(مردگان یا ساکنان آن روی زمین) خود امیر المومنین صلوات الله علیه بسیار میفرمود: من از طرف خدا قسمت کننده…
سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِهِ تَعَالَى ثُمَّ أَوْرَثْنَا اَلْكِتابَ اَلَّذِينَ اِصْطَفَيْنا مِنْ عِبادِنا َقَالَ أَيَّ شَيْ ءٍ تَقُولُونَ أَنْتُمْ قُلْتُ نَقُولُ إِنَّهَا فِي اَلْفَاطِمِيِّينَ قَالَ لَيْسَ حَيْثُ تَذْهَبُ لَيْسَ يَدْخُلُ فِي هَذَا مَنْ أَشَارَ بِسَيْفِهِ وَ دَعَا اَلنَّاسَ إِلَى خِلاَفٍ فَقُلْتُ فَأَيُّ شَيْ ءٍ اَلظَّالِمُ لِنَفْسِهِ قَالَ اَلْجَالِسُ فِي بَيْتِهِ لاَ يَعْرِفُ حَقَّ اَلْإِمَامِ وَ اَلْمُقْتَصِدُ اَلْعَارِفُ بِحَقِّ اَلْإِمَامِ وَ اَلسَّابِقُ بِالْخَيْرَاتِ اَلْإِمَامُ .
سلیمان بن خالد گوید: از امام صادق علیه السلام راجع بقول خدای تعالی«آنگاه این کتاب را بکسانی که از میان بندگان خود انتخاب کرده ایم، بارث دادیم»پرسیدم، فرمود: شما در این باره چه میگویید؟ عرضکردم: ما میگوییم: این آیه در باره فرزندان فاطمه علیها السلام است، (گویا مقصودش اولاد امام حسن است) فرمود: چنان که تو پنداری نیست، کسی که شمشیر کشد و مردم را بمخالفت دعوت کند، در این آیه داخل نیست. عرض کردم: پس ستمگر بخویش کیست؟ فرمود: کسی است که در خانه خود نشیند و حق امام را نشناسد و معتدل کسی است که حق امام را شناسد و شتابنده بنیکیها امام است.