قَالَ أَبِي لِجَابِرِ بْنِ عَبْدِ اَللَّهِ اَلْأَنْصَارِيِّ إِنَّ لِي إِلَيْكَ حَاجَةً فَمَتَى يَخِفُّ عَلَيْكَ أَنْ أَخْلُوَ بِكَ فَأَسْأَلَكَ عَنْهَا فَقَالَ لَهُ جَابِرٌ أَيَّ اَلْأَوْقَاتِ أَحْبَبْتَهُ فَخَلاَ بِهِ فِي بَعْضِ اَلْأَيَّامِ فَقَالَ لَهُ يَا جَابِرُ أَخْبِرْنِي عَنِ اَللَّوْحِ اَلَّذِي رَأَيْتَهُ فِي يَدِ أُمِّي فَاطِمَةَ ع بِنْتِ رَسُولِ اَللَّهِ ص وَ مَا أَخْبَرَتْكَ بِهِ أُمِّي أَنَّهُ فِي ذَلِكَ اَللَّوْحِ مَكْتُوبٌ فَقَالَ جَابِرٌ أَشْهَدُ بِاللَّهِ أَنِّي دَخَلْتُ عَلَى أُمِّكَ فَاطِمَةَ ع فِي حَيَاةِ رَسُولِ اَللَّهِ ص فَهَنَّيْتُهَا بِوِلاَدَةِ اَلْحُسَيْنِ وَ…
امام صادق علیه السلام فرماید: پدرم بجابر بن عبد الله انصاری فرمود: من با تو کاری دارم، چه وقت برایت آسان تر است که ترا تنها ببینم و از تو سوال کنم؟ جابر گفت: هر وقت شما بخواهی، پس روزی با او در خلوت نشست و باو فرمود: در باره لوحی که آن را در دست مادرم فاطمه علیها السلام دختر رسول خدا صلی الله علیه و آله دیده یی و آنچه مادرم بتو فرمود که در آن لوح نوشته بود، بمن خبر ده. -جابر گفت: خدا را گواه میگیرم که من در زمان حیات رسول خدا صلی الله علیه و آله خدمت مادرت فاطمه علیها السلام رفتم و او را بولادت حسین علیه السلام تبریک گفتم، در دستش لوح سبزی دیدم که گمان کردم از زمرد است و مکتوبی سفید در آن دیدم که چون رنگ خورشید(درخشان)بود. باو عرضکردم: دختر پیغمبر پدر و مادرم قربانت، این لوح چیست؟ فرمود…
ثَلاَثُ خِصَالٍ لاَ يَمُوتُ صَاحِبُهُنَّ أَبَداً حَتَّى يَرَى وَبَالَهُنَّ اَلْبَغْيُ وَ قَطِيعَةُ اَلرَّحِمِ وَ اَلْيَمِينُ اَلْكَاذِبَةُ يُبَارِزُ اَللَّهَ بِهَا وَ إِنَّ أَعْجَلَ اَلطَّاعَةِ ثَوَاباً لَصِلَةُ اَلرَّحِمِ وَ إِنَّ اَلْقَوْمَ لَيَكُونُونَ فُجَّاراً فَيَتَوَاصَلُونَ فَتَنْمِي أَمْوَالُهُمْ وَ يُثْرُونَ وَ إِنَّ اَلْيَمِينَ اَلْكَاذِبَةَ وَ قَطِيعَةَ اَلرَّحِمِ لَيَذَرَانِ اَلدِّيَارَ بَلاَقِعَ مِنْ أَهْلِهَا .
سه صفت است که صاحب آن صفات هرگز نمی میرد تا اینکه عذاب و گرفتاری آن صفات را ببیند: ستم، قطع رابطه خویشاوندی و سوگند دروغین که ستیز با خداست. و بی گمان طاعتی که پاداشش زودتر از دیگر طاعات می رسد، ارتباط خویشاوندی است و به راستی اگر چه قومی طغیانگر و گنهکارند ولی صله رحم می کنند پس دارایی ایشان زیاد می گردد و توانگر می شوند و همانا سوگند دروغین و قطع ارتباط خویشاوندی شهرها را خالی از سکنه بی نشاط می سازد.
سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع عَنْ قَوْلِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَطِيعُوا اَللّهَ وَ أَطِيعُوا اَلرَّسُولَ وَ أُولِي اَلْأَمْرِ مِنْكُمْ فَكَانَ جَوَابُهُ أَ لَمْ تَرَ إِلَى اَلَّذِينَ أُوتُوا نَصِيباً مِنَ اَلْكِتابِ يُؤْمِنُونَ بِالْجِبْتِ وَ اَلطّاغُوتِ وَ يَقُولُونَ لِلَّذِينَ كَفَرُوا هؤُلاءِ أَهْدى مِنَ اَلَّذِينَ آمَنُوا سَبِيلاً يَقُولُونَ لِأَئِمَّةِ اَلضَّلاَلَةِ وَ اَلدُّعَاةِ إِلَى اَلنَّارِ هؤُلاءِ أَهْدى مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ سَبِيلاً أُولئِكَ اَلَّذِينَ لَعَنَهُمُ اَللّهُ وَ مَنْ يَلْعَنِ اَللّهُ فَلَنْ تَجِدَ لَهُ نَصِيراً أَمْ لَهُمْ نَصِيبٌ مِنَ اَلْمُلْكِ يَعْنِي اَلْإِمَامَةَ وَ…
برید عجلی گوید: از امام باقر علیه السلام راجع بقول خدای عز و جل(61 سوره 4)«اطاعت کنید خدا را و اطاعت کنید پیغمبر و والیان امر را»پرسیدم، جواب حضرت این بود که(55 سوره 4) «مگر آن کسان را که از کتاب آسمانی بهره ای بایشان داده اند نمی بینی که به بت و طغیانگر گروند و در باره کافران گویند: این گروه از مومنان هدایت یافته ترند»یعنی این مردم در باره پیشوایان گمراهی و رهبران بدوزخ میگویند: آنها از آل محمد صلی الله علیه و آله هدایت یافته ترند، «ایشان همان کسانند که خدا لعنتشان کرده و هر که را خدا لعنت کند هرگز یاوری برای او نخواهی یافت. مگر آنها را از ملک بهره ای هست؟ »یعنی ملک امامت و خلافت«که در آن صورت نقیری هم بمردم ندهند»ما هستیم آن مردمی که خدا قصد کرده و نقیر نقطه میان هسته خرماست(و مقصود بیان…
مَنْ آمَنَ رَجُلاً عَلَى دَمِهِ ثُمَّ قَتَلَهُ جَاءَ يَوْمَ اَلْقِيَامَةِ يَحْمِلُ لِوَاءَ غَدْرِهِ.
امام علی علیه السلام روایت نموده که پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود: اگر خدای گرامی و بزرگ بر شهری خشم گیرد و عذابی بر آنان فرو نفرستد قیمت ها بالا رود و عمرها کوتاه شود و بازرگانان سود نبرند و میوه ها پاک و سالم نشود و رودها پر آب نگردد و باران نبارد و تبهکاران بر آنان چیره شوند. کیفر آن کس که شخصی را از کشتن امان دهد پس آنگاه او را بکشد
بَيْنَا أَبِي ع يَطُوفُ بِالْكَعْبَةِ إِذَا رَجُلٌ مُعْتَجِرٌ قَدْ قُيِّضَ لَهُ فَقَطَعَ عَلَيْهِ أُسْبُوعَهُ حَتَّى أَدْخَلَهُ إِلَى دَارٍ جَنْبَ اَلصَّفَا فَأَرْسَلَ إِلَيَّ فَكُنَّا ثَلاَثَةً فَقَالَ مَرْحَباً يَا اِبْنَ رَسُولِ اَللَّهِ ثُمَّ وَضَعَ يَدَهُ عَلَى رَأْسِي وَ قَالَ بَارَكَ اَللَّهُ فِيكَ يَا أَمِينَ اَللَّهِ بَعْدَ آبَائِهِ يَا أَبَا جَعْفَرٍ إِنْ شِئْتَ فَأَخْبِرْنِي وَ إِنْ شِئْتَ فَأَخْبَرْتُكَ وَ إِنْ شِئْتَ سَلْنِي وَ إِنْ شِئْتَ سَأَلْتُكَ وَ إِنْ شِئْتَ فَاصْدُقْنِي وَ إِنْ شِئْتَ صَدَقْتُكَ قَالَ كُلَّ ذَلِكَ أَشَاءُ قَالَ فَإِيَّاكَ أَنْ يَنْطِقَ لِسَانُكَ عِنْدَ…
امام جواد علیه السلام فرماید: امام صادق علیه السلام فرمود: در آن میان که پدرم طواف کعبه مینمود، مردی نقاب زده ناگهانی پیدا شد و هفت شوط او را قطع کرد و او را بخانه کنار صفا آورد و دنبال من هم فرستاد تا سه نفر شدیم، آن مرد بمن گفت خوش آمدی پسر پیغمبر سپس دستش را بر سرم نهاد و گفت: خیر و برکت خدا بر تو بادای امین خدا پس از پدرانش (سپس متوجه پدرم شد و گفت)ای ابا جعفر اگر میخواهی تو بمن خبر ده و اگر میخواهی من بتو خبر دهم، میخواهی از من بپرس یا من از تو بپرسم، میخواهی تو مرا تصدیق کن یا من ترا تصدیق کنم، پدرم فرمود: همه اینها را میخواهم(و با هیچ یک مخالف نیستم)آن مرد گفت: پس مبادا که در جواب سوال من زبانت چیزی گوید که در دلت چیز دیگر باشد، فرمود: این کار را کسی میکند که در دلش دو علم مختلف باشد…
لَقَدْ خَلَقَ اَللَّهُ جَلَّ ذِكْرُهُ لَيْلَةَ اَلْقَدْرِ أَوَّلَ مَا خَلَقَ اَلدُّنْيَا وَ لَقَدْ خَلَقَ فِيهَا أَوَّلَ نَبِيٍّ يَكُونُ وَ أَوَّلَ وَصِيٍّ يَكُونُ وَ لَقَدْ قَضَى أَنْ يَكُونَ فِي كُلِّ سَنَةٍ لَيْلَةٌ يَهْبِطُ فِيهَا بِتَفْسِيرِ اَلْأُمُورِ إِلَى مِثْلِهَا مِنَ اَلسَّنَةِ اَلْمُقْبِلَةِ مَنْ جَحَدَ ذَلِكَ فَقَدْ رَدَّ عَلَى اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عِلْمَهُ لِأَنَّهُ لاَ يَقُومُ اَلْأَنْبِيَاءُ وَ اَلرُّسُلُ وَ اَلْمُحَدَّثُونَ إِلاَّ أَنْ تَكُونَ عَلَيْهِمْ حُجَّةٌ بِمَا يَأْتِيهِمْ فِي تِلْكَ اَللَّيْلَةِ مَعَ اَلْحُجَّةِ اَلَّتِي يَأْتِيهِمْ بِهَا جَبْرَئِيلُ ع قُلْتُ وَ…
امام محمد تقی علیه السلام فرمود: خدای-جل ذکره-شب قدر را در ابتدای خلقت دنیا آفرید و در آن شب نخستین پیغمبر و نخستین وصیی که باید باشد(آدم و شیث را)آفرید وجود آنها را مقدر ساخت و حکم فرمود که در هر سالی شبی باشد که در آن شب تفسیر و بیان امور تا چنان شبی در سال آینده فرود آید، هر که آن شب را انکار کند، علم خدای عز و جل را رد کرده، زیرا پیغمبران و رسولان و محدثان جز بوسیله حجتی که درآنشب بآنها میرسد با حجتی که جبرییل علیه السلام(در غیر آن شب)برای آنها می آورد، قایم نشوند و بپا نایستند(زیرا برنامه رهبری خلق و علم بدون اختلاف را در آن شب بدست می آورند) راوی گوید: عرضکردم: جبرییل یا ملایکه دیگر نزد محدثان هم می آیند؟ فرمود: اما نسبت بپیغمبران و رسولان صلی الله علیهم که شکی نیست و نسبت بغیر ایشان…
سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع عَنْ قَوْلِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ مِنَ اَلنّاسِ مَنْ يَتَّخِذُ مِنْ دُونِ اَللّهِ أَنْداداً يُحِبُّونَهُمْ كَحُبِّ اَللّهِ قَالَ هُمْ وَ اَللَّهِ أَوْلِيَاءُ فُلاَنٍ وَ فُلاَنٍ اِتَّخَذُوهُمْ أَئِمَّةً دُونَ اَلْإِمَامِ اَلَّذِي جَعَلَهُ اَللَّهُ لِلنَّاسِ إِمَاماً فَلِذَلِكَ قَالَ وَ لَوْ يَرَى اَلَّذِينَ ظَلَمُوا إِذْ يَرَوْنَ اَلْعَذابَ أَنَّ اَلْقُوَّةَ لِلّهِ جَمِيعاً وَ أَنَّ اَللّهَ شَدِيدُ اَلْعَذابِ . إِذْ تَبَرَّأَ اَلَّذِينَ اُتُّبِعُوا مِنَ اَلَّذِينَ اِتَّبَعُوا وَ رَأَوُا اَلْعَذابَ وَ تَقَطَّعَتْ بِهِمُ اَلْأَسْبابُ. وَ قالَ اَلَّذِينَ اِتَّبَعُوا…
جابر گوید: از امام باقر علیه السلام راجع بقول خدای عز و جل«بعضی از مردم سوای خدا همتاها (مانند بت و گاو و سایر معبودهای باطل)گیرند و آنها را چون خدا دوست دارند-164 سوره 2-» پرسیدم، فرمود: ایشان بخدا اولیا فلان و فلانند که آنها را پیشوای خود گرفتند، نه آن امامی را که خدا پیشوای مردم قرار داده. بدین جهت خدا فرموده است: «کاش آن کسان که ستم میکنند میدانستند که وقتی عذاب را مشاهده کنند، توانایی یکسره برای خداست و عذاب خدا بسیار سخت است، زمانی که پیشوایان از پیروان بیزاری جویند و عذاب را ببینند و روابطشان قطع شود و پیروان گویند: ای کاش برای ما باز گشتی بود تا از آنها بیزار میشدیم، چنان که از ما بیزار شدند، این چنین خدا اعمالشان را بآنها مایه افسوس و پشیمانیها نشان میدهد، و ایشان از آتش بیرون…
قال الحسین بن علی بن أبی طالب علیهما السّلام لأصحابه قبل أن قتل بلیلة واحدة: إنّ رسول اللّه صلّی اللّه علیه و آله و سلّم قال لی: یا بنی! إنّک ستساق إلی العراق، و تنزل فی أرض یقال لها: عموراء و کربلاء، و إنّک تشهد بها، و یستشهد معک جماعة، و قد قرب ما عهد إلی رسول اللّه صلّی اللّه علیه و آله و سلّم، و إنّی راحل إلیه غدا، فمن أحبّ منکم الانصراف، فلینصرف فی هذه اللیلة، فإنّی قد أذنت له، و هو منّی فی حلّ، و أکد فیما قاله تأکیدا بلیغا، فلم یرضوا، و قالوا: و اللّه ما نفارقک أبدا، حتّی نرد موردک، فلمّا رأی ذلک، قال: فأبشروا بالجنّة، فو اللّه إنّما نمکث ما شاء اللّه تعالی بعد ما یجری علینا، ثمّ أخرجنا…
حضرت امام حسین علیه السّلام یک شب پیش از آنکه شهید شود با اصحاب خود خطاب کرده فرمود که: روزی رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله و سلّم با من گفت که: ای فرزند من! زود باشد که برسانند تو را به سوی عراق و فرود آورند تو را به زمینی که آن را «عمورا» و «کربلا» گویند و تو در آن زمین شهید شوی و جماعتی با تو شهید شوند، و به تحقیق که نزدیک شده است آن عهدی که رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله و سلّم با من کرده و من فردا راحل و رونده ام به نزد آن حضرت، پس هر کس از شما برگشتن را دوست می دارد می باید که در همین شب برگردد که من او را اذن برگشتن دادم و او از من به حلّ است و درین باب آن جناب مبالغه و تأکید تمام نمود، ایشان راضی به برگشتن نشدند و گفتند: به خدا قسم که تو را وانمی گذاریم و از تو هرگز جدا نمی شویم تا…