عَنِ اَلسَّكُونِيِّ قَالَ : قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ إِنِّي رُبَّمَا قَسَمْتُ اَلشَّيْءَ بَيْنَ أَصْحَابِي أَصِلُهُمْ بِهِ فَكَيْفَ أُعْطِيهِمْ فَقَالَ أَعْطِهِمْ عَلَى اَلْهِجْرَةِ وَ اَلدِّينِ وَ اَلْفِقْهِ وَ اَلْفَضْلِ .
سکونی گوید:به امام باقر علیه السّلام عرض کردم:گاهی بین دوستانم چیزی را تقسیم می کنم تا به آنها برسانم، چگونه به آنها بدهم؟فرمود:به کسانی که متدیّن و فقیه و اهل فضل هستند بده.
عَنِ اَلْبَاقِرِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ قَالَ اَللَّهُ تَعَالَى إِنَّ مِنْ أَغْبَطِ أَوْلِيَائِي عِنْدِي رَجُلا خَفِيفَ اَلْحَالِ ذَا خَطَرٍ أَحْسَنَ عِبَادَةَ رَبِّهِ فِي اَلْغَيْبِ وَ كَانَ غَامِضا فِي اَلنَّاسِ جُعِلَ رِزْقُهُ كَفَافا فَصَبَرَ عَلَيْهِ مَاتَ فَقَلَّ تُرَاثُهُ وَ قَلَّ بَوَاكِيهِ.
امام باقر علیه السّلام از رسول خدا صلّی اللّٰه علیه و آله روایت کند که فرمود:خداوند متعال می فرماید: رشک آورترین دوستانم نزد من مردی است که قیود و تشریفات ندارد، و عظیم القدر است، عبادت پروردگارش را در نهان به نیکویی انجام دهد، و در میان مردم گمنام است، روزی خود را به اندازه قرار داده و بر آن شکیباست، هنگامی که از دنیا برود میراثش اندک و گریه کنندگانش کم باشند.
عَنْ عَبْدِ اَللَّهِ بْنِ عَجْلاَنَ عَنِ اَلسَّكُونِيِّ قَالَ : قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ رُبَّمَا قَسَمْتُ اَلشَّيْءَ بَيْنَ أَصْحَابِي أَصِلُهُمْ بِهِ فَكَيْفَ أُعْطِيهِمْ فَقَالَ أَعْطِهِمْ عَلَى اَلْهِجْرَةِ وَ اَلدِّينِ وَ اَلْفَضْلِ وَ اَلْفِقْهِ .
راوی گوید، به امام باقر علیه السّلام عرض کردم:گاهی چیزی را بین رفیقانم به عنوان صله تقسیم می کنم، این کار را چگونه بکنم؟فرمود:به برتری در هجرت در دین، و فضل دانش و فقه تقسیم بکن.
قَالَ اَلْبَاقِرُ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ لاَ تُقَارِنْ وَ لاَ تُوَاخِ أَرْبَعَة اَلْأَحْمَقَ وَ اَلْبَخِيلَ وَ اَلْجَبَانَ وَ اَلْكَذَّابَ أَمَّا اَلْأَحْمَقُ فَإِنَّهُ يُرِيدُ أَنْ يَنْفَعَكَ فَيَضُرُّكَ وَ أَمَّا اَلْبَخِيلُ فَإِنَّهُ يَأْخُذُ مِنْكَ وَ لاَ يُعْطِيكَ وَ أَمَّا اَلْجَبَانُ فَإِنَّهُ يَهْرُبُ عَنْكَ وَ عَنْ وَالِدَيْهِ وَ أَمَّا اَلْكَذَّابُ فَإِنَّهُ يَصْدُقُ وَ لاَ يُصَدَّقُ.
امام باقر علیه السّلام فرمود:به چهار نفر نزدیک مشو و با آنها برادری نکن:احمق، بخیل، ترسو، دروغگو. اما احمق؛ به جای اینکه تو را سود رساند ضرر می زند، اما بخیل؛ از تو می گیرد و چیزی به تو نمی دهد، اما ترسو؛ هم از تو فرار می کند و هم از پدر و مادرش، و اما دروغگو؛ تصدیق می کند ولی راست نمی گوید.