سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع مَا حَقُّ اَلْإِمَامِ عَلَى اَلنَّاسِ قَالَ حَقُّهُ عَلَيْهِمْ أَنْ يَسْمَعُوا لَهُ وَ يُطِيعُوا قُلْتُ فَمَا حَقُّهُمْ عَلَيْهِمْ قَالَ يَقْسِمَ بَيْنَهُمْ بِالسَّوِيَّةِ وَ يَعْدِلَ فِي اَلرَّعِيَّةِ فَإِذَا كَانَ ذَلِكَ فِي اَلنَّاسِ فَلاَ يُبَالِي مَنْ أَخَذَ هَاهُنَا وَ هَاهُنَا .
ابو حمزه گوید: از امام باقر علیه السلام پرسیدم: حق امام بر مردم چیست؟ فرمود: حق او بر آنها اینست که: سخنش را بشنوند و فرمانش برند. عرضکردم: حق مردم بر امام چیست؟ فرمود: اینکه (بیت المال را)میان آنها برابر تقسیم کند و با رعیت بعدالت رفتار کند، و چون این دو اصل در میان مردم عملی گشت. امام باک ندارد از آنکه کسی این سو و آن سو زند. (چنان که امیر المومنین علیه السلام این دو اصل را در میان رعیتش جاری نمود و از سرکشی مانند طلحه و زبیر پروا نکرد، زیرا خدا آنها را کیفر بخشید و بعضی گفته اند: معنی جمله اخیر روایت اینست امامی که بوظیفه خود عمل کند، و آن دو اصل را جاری سازد، احتیاجی بموافقت مردم ندارد، هر کس بهر راه خواهد برود، امام در برابر خدا مسیولیت دیگری ندارد).