لَمَّا قُبِضَ اَلنَّبِيُّ ص صَلَّتْ عَلَيْهِ اَلْمَلاَئِكَةُ وَ اَلْمُهَاجِرُونَ وَ اَلْأَنْصَارُ فَوْجاً فَوْجاً قَالَ وَ قَالَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ ع سَمِعْتُ رَسُولَ اَللَّهِ ص يَقُولُ فِي صِحَّتِهِ وَ سَلاَمَتِهِ إِنَّمَا أُنْزِلَتْ هَذِهِ اَلْآيَةُ عَلَيَّ فِي اَلصَّلاَةِ عَلَيَّ بَعْدَ قَبْضِ اَللَّهِ لِي إِنَّ اَللّهَ وَ مَلائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى اَلنَّبِيِّ يا أَيُّهَا اَلَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلِيماً
امام باقر علیه السلام فرمود: چون پیغمبر صلی الله علیه و آله وفات کرد، ملایکه و مهاجرین و انصار دسته دسته بر آن حضرت نماز گزاردند. و امیر المومنین علیه السلام فرمود: من از پیغمبر صلی الله علیه و آله شنیدم که در حال تندرستی و سلامتش می فرمود: همانا این آیه در باره نماز بر من پس از آنکه خدا قبض روحم فرماید، نازل شده است: «خدا و فرشتگانش بر پیغمبر نماز میگزارند، آنها که ایمان آورده اید بر او نماز گزارید و سلام کنید، سلامی کامل-56 سوره 33-».
قَالَ أَبِي لِجَابِرِ بْنِ عَبْدِ اَللَّهِ اَلْأَنْصَارِيِّ إِنَّ لِي إِلَيْكَ حَاجَةً فَمَتَى يَخِفُّ عَلَيْكَ أَنْ أَخْلُوَ بِكَ فَأَسْأَلَكَ عَنْهَا فَقَالَ لَهُ جَابِرٌ أَيَّ اَلْأَوْقَاتِ أَحْبَبْتَهُ فَخَلاَ بِهِ فِي بَعْضِ اَلْأَيَّامِ فَقَالَ لَهُ يَا جَابِرُ أَخْبِرْنِي عَنِ اَللَّوْحِ اَلَّذِي رَأَيْتَهُ فِي يَدِ أُمِّي فَاطِمَةَ ع بِنْتِ رَسُولِ اَللَّهِ ص وَ مَا أَخْبَرَتْكَ بِهِ أُمِّي أَنَّهُ فِي ذَلِكَ اَللَّوْحِ مَكْتُوبٌ فَقَالَ جَابِرٌ أَشْهَدُ بِاللَّهِ أَنِّي دَخَلْتُ عَلَى أُمِّكَ فَاطِمَةَ ع فِي حَيَاةِ رَسُولِ اَللَّهِ ص فَهَنَّيْتُهَا بِوِلاَدَةِ اَلْحُسَيْنِ وَ…
امام صادق علیه السلام فرماید: پدرم بجابر بن عبد الله انصاری فرمود: من با تو کاری دارم، چه وقت برایت آسان تر است که ترا تنها ببینم و از تو سوال کنم؟ جابر گفت: هر وقت شما بخواهی، پس روزی با او در خلوت نشست و باو فرمود: در باره لوحی که آن را در دست مادرم فاطمه علیها السلام دختر رسول خدا صلی الله علیه و آله دیده یی و آنچه مادرم بتو فرمود که در آن لوح نوشته بود، بمن خبر ده. -جابر گفت: خدا را گواه میگیرم که من در زمان حیات رسول خدا صلی الله علیه و آله خدمت مادرت فاطمه علیها السلام رفتم و او را بولادت حسین علیه السلام تبریک گفتم، در دستش لوح سبزی دیدم که گمان کردم از زمرد است و مکتوبی سفید در آن دیدم که چون رنگ خورشید(درخشان)بود. باو عرضکردم: دختر پیغمبر پدر و مادرم قربانت، این لوح چیست؟ فرمود…
كُنْتُ جَلِيساً لِعُمَرَ بْنِ عَبْدِ اَلْعَزِيزِ حَيْثُ دَخَلَ اَلْمَدِينَةَ فَأَمَرَ مُنَادِيَهُ فَنَادَى مَنْ كَانَتْ لَهُ مَظْلِمَةٌ أَوْ ظُلاَمَةٌ فَلْيَأْتِ اَلْبَابَ فَأَتَى مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ يَعْنِي اَلْبَاقِرَ ع فَدَخَلَ إِلَيْهِ مَوْلاَهُ مُزَاحِمٌ فَقَالَ إِنَّ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِيِّ بِالْبَابِ فَقَالَ لَهُ أَدْخِلْهُ يَا مُزَاحِمُ قَالَ فَدَخَلَ وَ عُمَرُ يَمْسَحُ عَيْنَيْهِ مِنَ اَلدُّمُوعِ فَقَالَ لَهُ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ مَا أَبْكَاكَ يَا عُمَرُ فَقَالَ هِشَامٌ أَبْكَاهُ كَذَا وَ كَذَا يَا اِبْنَ رَسُولِ اَللَّهِ فَقَالَ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ يَا عُمَرُ إِنَّمَا…
هشام بن معاذ گوید: عمر بن عبد العزیز که بمدینه وارد شد با منش همنشینی بوده به جارچی اش دستور داد و او اعلام کرد هر کس را ستمی رسید، و یا شکایتی از کسی دارد بدر بار بیاید امام باقر تشریف آورد نوکر عمر: مزاحم وارد شد و گفت: که محمد بن علی(ع)بر در خانه است گفت: باندرونش راهنمایی کن گوید: امام هنگامی داخل شد که عمر اشک از چشمان خود پاک میکرد محمد بن علی(ع)فرمود چرا گریه کرده ای؟ هشام گفت: یا ابن رسول الله جهت گریه اش چنین و چنان است فرمود: ای عمر براستی که دنیا بازاری از بازارها است گروهی از این بازار بیرون شدند و متاعی سودمند تهیه کرده بودند و گروهی دیگر متاع زیان بخش، چه بسا مردمی که از کارهای روزمره ما زیان ها دیدند تا مرگشان فرا رسید و ریشه کن شدند و سر افکنده از دنیا بیرون رفتند زیرا نه…
لَقَدْ خَلَقَ اَللَّهُ جَلَّ ذِكْرُهُ لَيْلَةَ اَلْقَدْرِ أَوَّلَ مَا خَلَقَ اَلدُّنْيَا وَ لَقَدْ خَلَقَ فِيهَا أَوَّلَ نَبِيٍّ يَكُونُ وَ أَوَّلَ وَصِيٍّ يَكُونُ وَ لَقَدْ قَضَى أَنْ يَكُونَ فِي كُلِّ سَنَةٍ لَيْلَةٌ يَهْبِطُ فِيهَا بِتَفْسِيرِ اَلْأُمُورِ إِلَى مِثْلِهَا مِنَ اَلسَّنَةِ اَلْمُقْبِلَةِ مَنْ جَحَدَ ذَلِكَ فَقَدْ رَدَّ عَلَى اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عِلْمَهُ لِأَنَّهُ لاَ يَقُومُ اَلْأَنْبِيَاءُ وَ اَلرُّسُلُ وَ اَلْمُحَدَّثُونَ إِلاَّ أَنْ تَكُونَ عَلَيْهِمْ حُجَّةٌ بِمَا يَأْتِيهِمْ فِي تِلْكَ اَللَّيْلَةِ مَعَ اَلْحُجَّةِ اَلَّتِي يَأْتِيهِمْ بِهَا جَبْرَئِيلُ ع قُلْتُ وَ…
امام محمد تقی علیه السلام فرمود: خدای-جل ذکره-شب قدر را در ابتدای خلقت دنیا آفرید و در آن شب نخستین پیغمبر و نخستین وصیی که باید باشد(آدم و شیث را)آفرید وجود آنها را مقدر ساخت و حکم فرمود که در هر سالی شبی باشد که در آن شب تفسیر و بیان امور تا چنان شبی در سال آینده فرود آید، هر که آن شب را انکار کند، علم خدای عز و جل را رد کرده، زیرا پیغمبران و رسولان و محدثان جز بوسیله حجتی که درآنشب بآنها میرسد با حجتی که جبرییل علیه السلام(در غیر آن شب)برای آنها می آورد، قایم نشوند و بپا نایستند(زیرا برنامه رهبری خلق و علم بدون اختلاف را در آن شب بدست می آورند) راوی گوید: عرضکردم: جبرییل یا ملایکه دیگر نزد محدثان هم می آیند؟ فرمود: اما نسبت بپیغمبران و رسولان صلی الله علیهم که شکی نیست و نسبت بغیر ایشان…
أَمَرَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ رَسُولَهُ بِوَلاَيَةِ عَلِيٍّ وَ أَنْزَلَ عَلَيْهِ إِنَّما وَلِيُّكُمُ اَللّهُ وَ رَسُولُهُ وَ اَلَّذِينَ آمَنُوا اَلَّذِينَ يُقِيمُونَ اَلصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ اَلزَّكاة وَ فَرَضَ وَلاَيَةَ أُولِي اَلْأَمْرِ فَلَمْ يَدْرُوا مَا هِيَ فَأَمَرَ اَللَّهُ مُحَمَّداً ص أَنْ يُفَسِّرَ لَهُمُ اَلْوَلاَيَةَ كَمَا فَسَّرَ لَهُمُ اَلصَّلاَةَ وَ اَلزَّكَاةَ وَ اَلصَّوْمَ وَ اَلْحَجَّ فَلَمَّا أَتَاهُ ذَلِكَ مِنَ اَللَّهِ ضَاقَ بِذَلِكَ صَدْرُ رَسُولِ اَللَّهِ ص وَ تَخَوَّفَ أَنْ يَرْتَدُّوا عَنْ دِينِهِمْ وَ أَنْ يُكَذِّبُوهُ فَضَاقَ صَدْرُهُ وَ رَاجَعَ رَبَّهُ عَزَّ وَ…
عمر بن اذینه از زراره و فضیل و بکیر و ابن مسلم و برید و ابی الجارود، همگی از امام باقر علیه السلام روایت کنند که فرمود: خدای عز و جل رسولش را بولایت علی علیه السلام امر کرد و آیه «سرپرست شما تنها خداست و رسولش و کسانی که ایمان آورده، نماز بپا دارند و زکاه دهند-55 سوره مایده-»را بر او نازل فرمود و ولایت اولو الامر(کار داران)را واجب ساخت، مردم ندانستند مقصود از ولایت چیست، خدا بمحمد صلی الله علیه و آله امر فرمود تا ولایت را برای آنها توضیح دهد، چنان که نماز و زکاه و روزه و حج را توضیح داد، و چون امر بولایت از جانب خدا بپیغمبر رسید حضرتش دلتنگ شد و ترسید مردم از دین برگردند و او را تکذیب کنند، از این جهت دلتنگ شد و بپروردگارش مراجعه کرد، خدای عز و جل باو وحی فرستاد«ای پیغمبر آنچه از پروردگارت…