سُئِلَ عَلِيُّ بْنُ اَلْحُسَيْنِ ع عَنِ اَلتَّوْحِيدِ فَقَالَ إِنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ عَلِمَ أَنَّهُ يَكُونُ فِي آخِرِ اَلزَّمَانِ أَقْوَامٌ مُتَعَمِّقُونَ فَأَنْزَلَ اَللَّهُ تَعَالَى قُلْ هُوَ اَللّهُ أَحَدٌ وَ اَلْآيَاتِ مِنْ سُورَةِ اَلْحَدِيدِ إِلَى قَوْلِهِ وَ هُوَ عَلِيمٌ بِذاتِ اَلصُّدُورِ فَمَنْ رَامَ وَرَاءَ ذَلِكَ فَقَدْ هَلَكَ .
از امام چهارم(ع)راجع بتوحید پرسش شد، فرمود: خدای عز و جل دانست که در آخر الزمان مردمی محقق و مو شکاف آیند از این رو سوره« / قل هو الله احد / »و آیات سوره حدید را که آخرش« / و هو علیم بذات الصدور / »است نازل فرمود، پس هر که برای خداشناسی غیر از این جوید هلاک است.
أَيُّهَا اَلنَّاسُ اِتَّقُوا اَللَّهَ وَ اِعْلَمُوا أَنَّكُمْ إِلَيْهِ رَاجِعُونَ فَ تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ ما عَمِلَتْ مِنْ خَيْرٍ مُحْضَراً وَ ما عَمِلَتْ مِنْ سُوءٍ تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَيْنَها وَ بَيْنَهُ أَمَداً بَعِيداً وَ يُحَذِّرُكُمُ اَللّهُ نَفْسَهُ وَيْحَكَ يَا اِبْنَ آدَمَ اَلْغَافِلَ وَ لَيْسَ مَغْفُولاً عَنْهُ إِنَّ أَجَلَكَ أَسْرَعُ شَيْ ءٍ إِلَيْكَ قَدْ أَقْبَلَ نَحْوَكَ حَثِيثاً يَطْلُبُكَ وَ يُوشِكُ أَنْ يُدْرِكَكَ فَكَأَنْ قَدْ أَوْفَيْتَ أَجَلَكَ وَ قَدْ قَبَضَ اَلْمَلَكُ رُوحَكَ وَ صُيِّرْتَ إِلَى قَبْرِكَ وَحِيداً فَرَدَّ إِلَيْكَ رُوحَكَ وَ اِقْتَحَمَ عَلَيْكَ مَلَكَاكَ…
از امام سید العابدین علی بن حسین علیهما السلام در تفصیل این معانی روایت شده است - نصیحت آن حضرت علیه السلام به یاران و شیعیانش و یادآوری به آنان در هر جمعه -ای مردم از خداوند بپرهیزید و آگاه باشید که به سوی او بازمی گردید و هر کسی کردار نیک و بدش را در برابر خویش خواهد یافت اگر چه دوست دارد بین او و کار ناپسندش فاصله ای دور باشد. خدای، شما را از خویش پرهیز داد. وای بر تو ای آدمیزاده غفلت ورز که از تو غافل نیستند، به درستی مرگ به سوی تو، بیش از هر چیز دیگری شتاب گرفته، به راستی که شتابان به تو روی آورده، تو را می جوید و نزدیک است که تو را در رباید؛ پس به تحقیق، عمرت به سر آید و فرشته مرگ جانت را برباید و تنها به گورت خواهی رفت؛ پس جانت به تو بازگردانده شود و بی خواست تو دو فرشته نکیر و منکر…
هَذِهِ رِسَالَةُ عَلِيِّ بْنِ اَلْحُسَيْنِ ع إِلَى بَعْضِ أَصْحَابِهِ اِعْلَمْ أَنَّ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَيْكَ حُقُوقاً مُحِيطَةً بِكَ فِي كُلِّ حَرَكَةٍ تَحَرَّكْتَهَا أَوْ سَكِنَةٍ سَكَنْتَهَا أَوْ حَالٍ حُلْتَهَا أَوْ مَنْزِلَةٍ نَزَلْتَهَا أَوْ جَارِحَةٍ قَلَبْتَهَا أَوْ آلَةٍ تَصَرَّفْتَ فِيهَا فَأَكْبَرُ حُقُوقِ اَللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى عَلَيْكَ مَا أَوْجَبَ عَلَيْكَ لِنَفْسِهِ مِنْ حَقِّهِ اَلَّذِي هُوَ أَصْلُ اَلْحُقُوقِ ثُمَّ مَا أَوْجَبَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَيْكَ لِنَفْسِكَ مِنْ قَرْنِكَ إِلَى قَدَمِكَ عَلَى اِخْتِلاَفِ جَوَارِحِكَ فَجَعَلَ عَزَّ وَ جَلَّ…
ابی حمزه ثمالی گوید: این نامه علی بن حسین است به یکی از اصحابش: بدان که خدای عز و جل را بر تو حقوقی است که در هر جنبشی که از تو سر میزند و هر آرامشی که داشته باشی و یا در هر حالی که باشی یا در هر منزلی که فرود آیی یا در هر عضوی که بگردانی یا در هر ابزاری که در آن تصرف کنی آن حقوق اطراف تو را فرا گرفته است بزرگترین حق خدای تبارک و تعالی بر تو همان است که برای خویش بر تو واجب کرده همان حقی که ریشه همه حقوق است سپس آنچه خدای عز و جل بر تو واجب کرده برای خودت از سر تا پایت با توجه به اعضای مختلفی که داری پس خدای عز و جل از برای زبانت بر تو حقی قرار داده و از برای گوشت بر تو حقی و از برای چشمت بر تو حقی و از برای دستت بر تو حقی و از برای پایت بر تو حقی و از برای شکمت بر تو حقی و از برای عضو جنسی…
أَنَّهُ جَاءَ إِلَيْهِ رَجُلٌ فَسَأَلَهُ فَقَالَ لَهُ مَا اَلزُّهْدُ فَقَالَ اَلزُّهْدُ عَشَرَةُ أَجْزَاءٍ فَأَعْلَى دَرَجَاتِ اَلزُّهْدِ أَدْنَى دَرَجَاتِ اَلْوَرَعِ وَ أَعْلَى دَرَجَاتِ اَلْوَرَعِ أَدْنَى دَرَجَاتِ اَلْيَقِينِ وَ أَعْلَى دَرَجَاتِ اَلْيَقِينِ أَدْنَى دَرَجَاتِ اَلرِّضَا وَ إِنَّ اَلزُّهْدَ فِي آيَةٍ مِنْ كِتَابِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلى ما فاتَكُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ .
مردی بنزد امام زین العابدین(ع)آمد و پرسشی نمود، عرض کرد: حقیقت زهد چیست؟ فرمود زهد ده جز دارد بالاترین درجات زهد کمترین درجات پرهیزکاری است و بالاترین درجات پرهیزکاری کمترین درجات یقین است و بالاترین درجات یقین کمترین درجات رضا است و همانا حقیقت زهد در یک آیه از قرآن بیان شده است سوره حدید آیه 23: تا بر آنچه از دست شما رفته است تاسف نخورید و بآنچه بدست شما رسید دل شاد نباشید.