قال الإمام زين العابدين عليه السلام

احادیث درباره فرزند از امام سجاد (ع)

امام سجاد (علیه السلام)

۲۹ حدیث · صفحه ۳ از ۳

هَذِهِ رِسَالَةُ عَلِيِّ بْنِ اَلْحُسَيْنِ ع إِلَى بَعْضِ أَصْحَابِهِ اِعْلَمْ أَنَّ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَيْكَ حُقُوقاً مُحِيطَةً بِكَ فِي كُلِّ حَرَكَةٍ تَحَرَّكْتَهَا أَوْ سَكِنَةٍ سَكَنْتَهَا أَوْ حَالٍ حُلْتَهَا أَوْ مَنْزِلَةٍ نَزَلْتَهَا أَوْ جَارِحَةٍ قَلَبْتَهَا أَوْ آلَةٍ تَصَرَّفْتَ فِيهَا فَأَكْبَرُ حُقُوقِ اَللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى عَلَيْكَ مَا أَوْجَبَ عَلَيْكَ لِنَفْسِهِ مِنْ حَقِّهِ اَلَّذِي هُوَ أَصْلُ اَلْحُقُوقِ ثُمَّ مَا أَوْجَبَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَيْكَ لِنَفْسِكَ مِنْ قَرْنِكَ إِلَى قَدَمِكَ عَلَى اِخْتِلاَفِ جَوَارِحِكَ فَجَعَلَ عَزَّ وَ جَلَّ…

ابی حمزه ثمالی گوید: این نامه علی بن حسین است به یکی از اصحابش: بدان که خدای عز و جل را بر تو حقوقی است که در هر جنبشی که از تو سر میزند و هر آرامشی که داشته باشی و یا در هر حالی که باشی یا در هر منزلی که فرود آیی یا در هر عضوی که بگردانی یا در هر ابزاری که در آن تصرف کنی آن حقوق اطراف تو را فرا گرفته است بزرگترین حق خدای تبارک و تعالی بر تو همان است که برای خویش بر تو واجب کرده همان حقی که ریشه همه حقوق است سپس آنچه خدای عز و جل بر تو واجب کرده برای خودت از سر تا پایت با توجه به اعضای مختلفی که داری پس خدای عز و جل از برای زبانت بر تو حقی قرار داده و از برای گوشت بر تو حقی و از برای چشمت بر تو حقی و از برای دستت بر تو حقی و از برای پایت بر تو حقی و از برای شکمت بر تو حقی و از برای عضو جنسی…

الخصال، ج 3، ص 564

قُلْتُ لِأَبِي اَلْحَسَنِ ع أَخْبِرْنِي عَمَّنْ عَانَدَكَ وَ لَمْ يَعْرِفْ حَقَّكَ مِنْ وُلْدِ فَاطِمَةَ هُوَ وَ سَائِرُ اَلنَّاسِ سَوَاءٌ فِي اَلْعِقَابِ فَقَالَ كَانَ عَلِيُّ بْنُ اَلْحُسَيْنِ ع يَقُولُ عَلَيْهِمْ ضِعْفَا اَلْعِقَابِ .

احمد بن عمر گوید: بحضرت ابو الحسن علیه السلام عرضکردم: بمن بفرمایید کسی که فرزند فاطمه باشد و با شما دشمنی کند و حق شما را نشناسد از لحاظ مجازات با سایر مردم برابر است؟ فرمود علی بن الحسین علیهما السلام میفرمود: عقاب ایشان دو چندانست.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 377

دَخَلْتُ عَلَى عَلِيِّ بْنِ اَلْحُسَيْنِ ع فَاحْتُبِسْتُ فِي اَلدَّارِ سَاعَةً ثُمَّ دَخَلْتُ اَلْبَيْتَ وَ هُوَ يَلْتَقِطُ شَيْئاً وَ أَدْخَلَ يَدَهُ مِنْ وَرَاءِ اَلسِّتْرِ فَنَاوَلَهُ مَنْ كَانَ فِي اَلْبَيْتِ فَقُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ هَذَا اَلَّذِي أَرَاكَ تَلْتَقِطُهُ أَيُّ شَيْ ءٍ هُوَ فَقَالَ فَضْلَةٌ مِنْ زَغَبِ اَلْمَلاَئِكَةِ نَجْمَعُهُ إِذَا خَلَّوْنَا نَجْعَلُهُ سَيْحاً لِأَوْلاَدِنَا فَقُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ وَ إِنَّهُمْ لَيَأْتُونَكُمْ فَقَالَ يَا أَبَا حَمْزَةَ إِنَّهُمْ لَيُزَاحِمُونَّا عَلَى تُكَأَتِنَا .

ابو حمزه ثمالی گوید: خدمت حضرت علی بن الحسین علیهما السلام رسیدم، ساعتی در حیاط توقف کردم و سپس وارد اتاق شدم، حضرت چیزی از زمین برمیچید و دستش را پشت پرده می برد و بکسی که در آن اطاق بود می داد. من عرضکردم: قربانت، چیست که می بینم برمیچینی؟ فرمود: زیادیهایی از پر فرشتگانست که چون از نزد ما میروند، با ما خلوت میکنند آنها را جمع میکنیم، و تسبیح بازو بند فرزندان خود میکنیم. عرضکردم: قربانت، فرشتگان نزد شما می آیند؟ فرمود: ای ابا حمزه آنها روی متکاها جا را بر ما تنگ میکنند.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 393

از سعادت مرد آن است که در شهر خود کسب و تجارت نماید و معاشرینش افرادی صالح و نیکوکار باشند، و نیز دارای فرزندانی باشد که با آنان یاری گردد و کمک حال او باشند.

مِنْ سَعادَةِ الْمَرْءِ أنْ یَکونَ مَتْجَرُهُ فی بِلادِهِ، وَ یَکونَ خُلَطاۆُهُ صالِحینَ، وَ تَکونَ لَهُ أوْلادٌ یَسْتَعینُ بِهِمْ

وسائل الشیعة، ج 17، ص 647

یَا ابْنَ آدَم، إنَّک لا تَزالُ بَخَیْرٍ ما دامَ لَک واعِظٌ مِنْ نَفْسِک، وَ ما کانَتِ الْمُحاسَبَةُ مِنْ هَمِّک، وَ ما کانَ الْخَوْفُ لَک شِعارا.

ای فرزند آدم، همیشه در عافیت و خیر خواهی بود مادامی که از درون خود پند دهنده ای داشته باشی و محاسبه (نفس) از کارهای مهمت باشد و ترس از (عاقبت امور) سرلوحه ات گردد.

بحارالانوار، ج 67، ص 64
Esc
↑ ↓ جابه‌جاییEnter باز کردن/ یا Ctrl K از هر صفحه