اَلْمَوْتُ مُرِيح
مرگ، راحت کننده است.
امیر المؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام)
اَلْمَوْتُ مُرِيح
مرگ، راحت کننده است.
اَلنَّوْمُ رَاحَةٌ مِنْ أَلَمٍ وَ مُلاَئِمُهُ اَلْمَوْت
خواب، راحتی از درد است و مانند آن، مرگ است.
إِنَّ أَوْلِيَاءَ اَللَّهِ تَعَالَى كُلُّ مُسْتَقْرِبٍ أَجَلَهُ مُكَذِّبٍ أَمَلَهُ كَثِيرٍ عَمَلُهُ قَلِيلٍ زَلَلُه
همانا دوستان خداوند، آن کسی است که مرگ خود را نزدیک شمارد و امید نابجای خود را دروغ بداند، عمل نیک او بسیار و لغزش او اندک باشد.
إِنَّ فِي اَلْمَوْتِ لَرَاحَة لِمَنْ كَانَ عَبْدَ شَهْوَتِهِ وَ أَسِيرَ أَهْوِيَتِهِ لِأَنَّهُ كُلَّمَا طَالَتْ حَيَاتُهُ كَثُرَتْ سَيِّئَاتُهُ وَ عَظُمَتْ عَلَى نَفْسِهِ جِنَايَاتُه
همانا مرگ آسایش است، برای کسی که بندۀ خواهش و بردۀ هوای خویش می باشد، زیرا این انسان، هر اندازه زندگی او به درازا کشد، گناهان او بسیار و بار جنایات او سنگین گردد.
مَنْ بَلَغَ غَايَةَ أَمَلِهِ فَلْيَتَوَقَّعْ حُلُولَ أَجَلِه
کسی که به نهایت آرزوی خویش رسیده، پس به انتظار فرا رسیدن مرگ خود باشد.
فِي اَلْمَوْتِ رَاحَةُ اَلسُّعَدَاء
آسایش نیکبختان، در مرگ است.
نِعْمَ اَلدَّوَاءُ اَلْأَجَل
مرگ بهترین درمان است.
نِعْمَ اَلصِّهْرُ اَلْقَبْر
قبر، نیکو خویشاوندی است.
لاَ مُرِيحَ كَالْمَوْت
راحت کننده ای، مانند مرگ نیست.
لاَ شَيْءَ أَصْدَقُ مِنَ اَلْأَجَل
چیزی، راست تر از مرگ نیست.
فِي اَلْمَوْتِ غِبْطَةٌ أَوْ نَدَامَة
در مرگ، یا نعمت و سعادت است و یا پشیمانی.
أَفْضَلُ تُحْفَةِ اَلْمُؤْمِنِ اَلْمَوْتُ أَفْضَلُ تُحْفَةِ اَلْمَوْتِ أَشَدُّ مَا يُتَمَنَّى اَلْخَلاَصُ مِنْهُ بِالْمَوْت
افزونترین ارمغان مؤمن مرگ است. افزونترین ارمغان مرگ، سخت تر از چیزی است که با مرگ آرزوی رهایی از آن می شود .