قال الإمام عليّ عليه السلام

احادیث درباره مؤمن حقیقی از امام علی (ع)

امیر المؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام)

عَنْ أَبِي حَمْزَةَ اَلثُّمَالِيِّ مَرْفُوعا قَالَ : أَقْبَلَ اَلنَّاسُ عَلَى عَلِيٍّ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ فَقَالُوا يَا أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ أَنْبِئْنَا بِالْفَقِيهِ قَالَ نَعَمْ أُنْبِئُكُمْ بِالْفَقِيهِ حَقَّ اَلْفَقِيهِ مَنْ لَمْ يُرَخِّصِ اَلنَّاسَ فِي مَعَاصِي اَللَّهِ وَ لَمْ يُقَنِّطْهُمْ مِنْ رَحْمَتِهِ وَ لَمْ يُؤْمِنْهُمْ مِنْ مَكْرِ اَللَّهِ وَ لَمْ يَدَعِ اَلْقُرْآنَ رَغْبَة إِلَى غَيْرِهِ أَلاَ لاَ خَيْرَ فِي قِرَاءَةٍ لاَ تَدَبُّرَ فِيهَا أَلاَ لاَ خَيْرَ فِي عِبَادَةٍ لاَ فِقْهَ فِيهَا أَلاَ لاَ خَيْرَ فِي نُسُكٍ لاَ وَرَعَ فِيهِ .

ابو حمزه ثمالی گوید:مردم نزد علی علیه السّلام آمدند و گفتند:ای امیر مؤمنان فقیه را به ما بشناسان، فرمود:بلی، فقیه حقیقی را به شما می شناسانم، فقیه واقعی کسی است که به مردم آزادی در گناه ندهد، و آنها را از رحمت خدا مأیوس نسازد، و از مکر خدا ایمن نگرداند، برای رغبت بسوی چیزی قرآن را ترک نکند، بدانید که در قرائتی که تدبّر در آن نیست خیری نیست، بدانید دانش بی اندیشه سودی ندارد، بدانید عبادتی که همراه پرهیزگاری نباشد نفعی ندارد.

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 271

عَنْ عَمْرِو بْنِ شِمْرٍ قَالَ : خَطَبَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ فِي اَلْكُوفَةِ فَقَالَ أَيُّهَا اَلنَّاسُ مَا اَلرَّقُوبُ فِيكُمْ فَقَالُوا اَلرَّجُلُ يَمُوتُ وَ لَمْ يَتْرُكْ وَلَدا فَقَالَ بَلِ اَلرَّقُوبُ حَقَّ اَلرَّقُوبِ رَجُلٌ مَاتَ وَ لَمْ يُقَدِّمْ مِنْ وُلْدِهِ أَحَدا يَحْتَسِبُهُ عِنْدَ اَللَّهِ وَ إِنْ كَانُوا كَثِيرا مِنْ بَعْدِهِ ثُمَّ قَالَ مَا اَلصُّعْلُوكُ فِيكُمْ فَقَالُوا اَلرَّجُلُ اَلَّذِي لاَ مَالَ لَهُ قَالَ بَلِ اَلصُّعْلُوكُ مَنْ لَمْ يُقَدِّمْ مِنْ مَالِهِ شَيْئا عِنْدَ اَللَّهِ وَ إِنْ كَانَ كَثِيرا مِنْ بَعْدِهِ ثُمَّ قَالَ مَا اَلصُّرَعَةُ…

امیر المؤمنین علیه السّلام در کوفه ضمن خطبه ای فرمود:ای مردم بی وارث در بین شما کیست؟ گفتند:آنکه بمیرد و فرزندی به یادگار نگذارد، فرمود:بی وارث حقیقی کسی است که بمیرد و فرزندی پیش نفرستاده باشد که مصیبتش را به حساب خدا گذارد، هر چند فرزندانش زیاد باشند، سپس پرسید:در بین شما بینوا کیست؟گفتند:آنکه مالی ندارد، فرمود:بینوای واقعی آن است که مالی پیش نفرستاده باشد که به حساب خدا گذارد، گرچه ثروت کلانی از خود بگذارد، سپس فرمود:بنظر شما در بین شما قهرمان کشتی کیست؟گفتند:پهلوانی که هیچ کس نتواند به خاکش افکند، فرمود:قهرمان واقعی آن است که شیطان به قلبش مشت بکوبد تا سخت خشمگین شود و خونش بجوش آید، آنگاه خدا را یاد کرده، با نیروی حلم، غضبش را به خاک افکند.

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 289

مِنَ اَلْوَالِدِ اَلْفَانِ اَلْمُقِرِّ لِلزَّمَانِ اَلْمُدْبِرِ اَلْعُمُرِ اَلْمُسْتَسْلِمِ لِلدَّهْرِ اَلذَّامِّ لِلدُّنْيَا اَلسَّاكِنِ مَسَاكِنَ اَلْمَوْتَى اَلظَّاعِنِ عَنْهَا إِلَيْهِمْ غَداً إِلَى اَلْمَوْلُودِ اَلْمُؤَمِّلِ مَا لاَ يُدْرِكُ اَلسَّالِكِ سَبِيلَ مَنْ قَدْ هَلَكَ غَرَضِ اَلْأَسْقَامِ وَ رَهِينَةِ اَلْأَيَّامِ وَ رَمِيَّةِ اَلْمَصَائِبِ وَ عَبْدِ اَلدُّنْيَا وَ تَاجِرِ اَلْغُرُورِ وَ غَرِيمِ اَلْمَنَايَا وَ أَسِيرِ اَلْمَوْتِ وَ حَلِيفِ اَلْهُمُومِ وَ قَرِينِ اَلْأَحْزَانِ وَ نُصُبِ اَلْآفَاتِ وَ صَرِيعِ اَلشَّهَوَاتِ وَ خَلِيفَةِ اَلْأَمْوَاتِ أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّ فِيمَا…

نامه امیر المومنین علی علیه السلام به فرزندش امام حسن علیه السلام -از پدری که در آستانه فناست و چیرگی زمان را پذیراست، زندگی را پشت سر نهاده، تسلیم گردش روزگار شده، نکوهش کننده این جهان است، آرمنده در جایگاه مردگان که فردا به نزد آنان روان است. به فرزندی که آرزومند چیزی است که به دست نیاید، راهرو راه کسانی است که به هلاکت رسیده اند. فرزندی که آماج بیماریهاست و گروگان گذشت روزگاران. پسری که تیر مصیبتها به سوی او روان است و بنده گوش به فرمان دنیاست. سوداگر فریب و وامدار مرگ و اسیر نیستی است. هم پیمان اندوه ها و همنشین غمهاست. آماج آفات و زمین خورده شهوات و جانشین مردگان است. اما بعد؛ همانا من از پشت کردن دنیا به خود و سرکشی روزگار بر خود و روی آوردن آخرت به خویش، دریافتم که باید در اندیشه خویش…

تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، ج 2، ص 68

بَيْنَا أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ ع يَخْطُبُ عَلَى مِنْبَرِ اَلْكُوفَةِ إِذْ قَامَ إِلَيْهِ رَجُلٌ يُقَالُ لَهُ ذِعْلِبٌ ذُو لِسَانٍ بَلِيغٍ فِي اَلْخُطَبِ شُجَاعُ اَلْقَلْبِ فَقَالَ يَا أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ هَلْ رَأَيْتَ رَبَّكَ قَالَ وَيْلَكَ يَا ذِعْلِبُ مَا كُنْتُ أَعْبُدُ رَبّاً لَمْ أَرَهُ فَقَالَ يَا أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ كَيْفَ رَأَيْتَهُ قَالَ وَيْلَكَ يَا ذِعْلِبُ لَمْ تَرَهُ اَلْعُيُونُ بِمُشَاهَدَةِ اَلْأَبْصَارِ وَ لَكِنْ رَأَتْهُ اَلْقُلُوبُ بِحَقَائِقِ اَلْإِيمَانِ وَيْلَكَ يَا ذِعْلِبُ إِنَّ رَبِّي لَطِيفُ اَللَّطَافَةِ لاَ يُوصَفُ بِاللُّطْفِ عَظِيمُ اَلْعَظَمَةِ لاَ…

امام صادق(ع)فرمود: در آن میان که امیر المومنین(ع)در کوفه بر منبر سخنرانی میفرمود مردیکه نامش ذعلب بود برخاست و او مردی شیوا سخن و قوی القلب بود، پس گفت ای امیر مومنان آیا پروردگار ترا دیده یی؟ امام فرمود: وای بر تو ای ذعلب من پروردگاری که ندیده ام عبادت نکنم عرضکرد ای امیر مومنان، او را چگونه دیده ای؟ فرمود: وای بر تو ای ذعلب دیدگان او را بنگاه چشم نبینند بلکه دلها او را با ایمان حقیقی دریابند: وای بر تو ای ذعلب، پروردگار من لطافتش لطیف است بی لطافت جسمانی(یعنی لطیف بودن خدا لطف خاصی دارد، او جسمی ندارد تا لطیف باشد)عظمتش عظیمست بدون بزرگی جسمانی، بزرگواریش بزرگست بدون بزرگواری انسانی جلالتش جلیل است بدون غلظت و کلفتی پیش از همه چیز است بدون پیشی چیز دیگر بر او: بعد از همه چیز است(همه چیز…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 138
Esc
↑ ↓ جابه‌جاییEnter باز کردن/ یا Ctrl K از هر صفحه