اَلْجَاهِلُ مَنْ يَعْتَمِدُ عَلَى أَمَلِهِ وَ يُقَصِّرُ فِي عَمَلِه
مراد از شبهات، مالهای شبهه ناک و یا هر کاری است که حکم آن معلوم نباشد که حرام است یا حلال. نادان کسی است که بر آرزوها اطمینان کند و در عمل کوتاهی نماید.
امیر المؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام)
اَلْجَاهِلُ مَنْ يَعْتَمِدُ عَلَى أَمَلِهِ وَ يُقَصِّرُ فِي عَمَلِه
مراد از شبهات، مالهای شبهه ناک و یا هر کاری است که حکم آن معلوم نباشد که حرام است یا حلال. نادان کسی است که بر آرزوها اطمینان کند و در عمل کوتاهی نماید.
عَمَلُ اَلْجَاهِلِ وَبَالٌ وَ عِلْمُهُ ضَلاَل
کار نادان، سختی و عذاب است و دانش او گمراهی است.
قِوَامُ اَلدُّنْيَا بِأَرْبَعٍ عَالِمٌ يَعْمَلُ بِعِلْمِهِ وَ جَاهِلٌ لاَ يَسْتَنْكِفُ أَنْ يَتَعَلَّمَ وَ غَنِيٌّ يَجُودُ بِمَالِهِ عَلَى اَلْفُقَرَاءِ وَ فَقِيرٌ لاَ يَبِيعُ آخِرَتَهُ بِدُنْيَاهُ فَإِذَا لَمْ يَعْمَلِ اَلْعَالِمُ بِعِلْمِهِ اِسْتَنْكَفَ اَلْجَاهِلُ أَنْ يَتَعَلَّمَ وَ إِذَا بَخِلَ اَلْغَنِيُّ بِمَالِهِ بَاعَ اَلْفَقِيرُ آخِرَتَهُ بِدُنْيَاه
نظام دنیا به چهار چیز است: دانشمندی که به دانش خود عمل می کند. نادانی که از آموختن شانه خالی نمی کند. توانگری که با دارایی خود به تهیدستان بخشش می کند. تهیدستی که آخرت خود را به دنیا نمی فروشد.پس هر گاه دانشمند به دانش خود عمل نکند، نادان از آموختن باز ایستد.و هرگاه توانگر در مال خود خسیسی کند، تهیدست آخرت خود را به دنیا فروشد.
مِنْ كِتَابِ اَلرَّوْضَةِ قَالَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ نَهَى رَسُولُ اَللَّهِ أَنْ يُسَلَّمَ عَلَى أَرْبَعَةٍ عَلَى اَلسَّكْرَانِ فِي سُكْرِهِ وَ عَلَى مَنْ يَعْمَلُ اَلتَّمَاثِيلَ وَ عَلَى مَنْ يَلْعَبُ بِالنَّرْدِ وَ عَلَى مَنْ يَلْعَبُ بِالْأَرْبَعَةَ عَشَرَ وَ أَنَا أَزِيدُكُمُ اَلْخَامِسَةَ أَنْهَاكُمْ أَنْ تُسَلِّمُوا عَلَى صَاحِبِ اَلشِّطْرَنْجِ .
امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود:رسول خدا صلّی اللّٰه علیه و آله از سلام کردن به چهار نفر نهی فرمود؛ بر مرد مست در حالت مستی، بر کسی که مجسمه می سازد، بر کسی که نرد بازی می کند، بر کسی که با چهارده مهره بازی می کند نوعی قمار که در زمان جاهلیت رواج داشته ، امام علیه السّلام فرمود:من هم پنجمی را به آن اضافه می کنم، شما را نهی می کنم از اینکه بر شطرنج باز سلام کنید.
قَالَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قِوَامُ اَلدُّنْيَا بِأَرْبَعَةٍ بِعَالِمٍ نَاطِقٍ مُسْتَعْمِلٍ لَهُ وَ بِغَنِيٍّ لاَ يَبْخَلُ بِفَضْلِهِ عَلَى أَهْلِ دِينِ اَللَّهِ وَ بِفَقِيرٍ لاَ يَبِيعُ آخِرَتَهُ بِدُنْيَاهُ وَ بِجَاهِلٍ لاَ يَتَكَبَّرُ عَنْ طَلَبِ اَلْعِلْمِ فَإِذَا كَتَمَ اَلْعَالِمُ عِلْمَهُ وَ بَخِلَ اَلْغَنِيُّ بِفَضْلِهِ وَ بَاعَ اَلْفَقِيرُ آخِرَتَهُ بِدُنْيَاهُ وَ اِسْتَكْبَرَ اَلْجَاهِلُ عَنْ طَلَبِ اَلْعِلْمِ رَجَعَتِ اَلدُّنْيَا إِلَى وَرَائِهَا قَهْقَرَى وَ لاَ تَغُرَّنَّكُمْ كَثْرَةُ اَلْمَسَاجِدِ وَ أَجْسَادُ قَوْمٍ مُخْتَلِفَةٍ قِيلَ يَا أَمِيرَ…
امیر مؤمنان علیه السّلام فرمود:استواری دنیا به وسیلۀ چهار کس است: به وسیلۀ دانشمند گویا که دانش خود را در عمل خود بکار می بندد، به ثروتمندی که از ما زاد ثروتش بر اهل دین خدا دریغ نورزد، به فقیری که آخرتش را به دنیایش نفروشد، و به نادانی که از یادگیری علم و دانش تکبر نکند. اگر عالمی دانش خود را پنهان کند، و ثروتمند به مالش بخل ورزد، و فقیر آخرتش را به دنیایش بفروشد، و نادان از دانش طلبی تکبر نماید؛ دنیا بصورت عقب گرد به عقب باز گردد.بنا بر این زیاد شدن مساجد و مردمی که در آنها رفت و آمد می کنند شما را فریب ندهد، سؤال شد:ای امیر مؤمنان در چنین روزگاری چگونه باید زندگی کرد؟ فرمود:در ظاهر با آنان آمیزش داشته باشید، و در باطن با آنان مخالفت ورزید، که هر کس نتیجۀ کردار خود را خواهد دید، و با هر کس…
خَطَبَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَى اَلْمِنْبَرِ فَقَالَ : أَيُّهَا اَلنَّاسُ اِعْمَلُوا إِذَا عَلِمْتُمْ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ إِنَّ اَلْعَالِمَ اَلْعَامِلَ بِغَيْرِهِ كَالْجَاهِلِ اَلْحَائِرِ اَلَّذِي لاَ يَسْتَفِيقُ عَنْ جَهْلِهِ بَلْ قَدْ رَأَيْتُ أَنَّ اَلْحُجَّةَ أَعْظَمُ وَ اَلْحَسْرَةَ أَدْوَمُ عَلَى هَذَا اَلْعَالِمِ اَلْمُنْسَلِخِ مِنْ عَمَلِهِ مِنْهَا عَلَى هَذَا اَلْجَاهِلِ اَلْمُتَحَيِّرِ فِي جَهْلِهِ وَ كِلاَهُمَا حَائِرٌ بَائِرٌ ضَالُّ مَثْبُورٌ لاَ تَرْتَابُوا فَتَشُكُّوا وَ لاَ تَشُكُّوا فَتَكْفُرُوا وَ لاَ تُرَخِّصُوا لِأَنْفُسِكُمْ فَتُدَاهِنُوا فِي اَلْحَقِّ فَتَخْسَرُوا…
امیر مؤمنان علیه السّلام بر منبر سخنرانی فرمود:ای مردم چون دانا شدید به علمتان عمل کنید؛ شاید هدایت شوید، عالمی که بر خلاف علمش عمل کند چون جاهل سرگردانی است که از نادانی به هوش نیاید، بلکه خواهی دید که حجت بر او تمامتر و حسرت این عالمی که از علم خویش جدا شده بیشتر است از حسرت جاهل سرگردان در جهالت، و هر دو سرگردان و خوابند، هر دو بی هدف و گم گشته و در خسرانند، تردید و دودلی به خود راه ندهید تا به شک افتید، و شک نکنید تا کافر شوید، و به خود اجازه ندهید تا در راه حق گول بخورید، سپس زیانکار شوید، زیرا از جملۀ حق این است که دین را بفهمد، و از فهمیدن است که مغرور نشوید، خیرخواه ترین شما نسبت به خود مطیع ترین شما نسبت به خداست، و خائن ترین شما با خود نافرمانترین شماست از خدا، کسی که اطاعت خدا کند…
أَيُّهَا اَلنَّاسُ إِذَا عَلِمْتُمْ فَاعْمَلُوا بِمَا عَلِمْتُمْ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ إِنَّ اَلْعَالِمَ اَلْعَامِلَ بِغَيْرِهِ كَالْجَاهِلِ اَلْحَائِرِ اَلَّذِي لاَ يَسْتَفِيقُ عَنْ جَهْلِهِ بَلْ قَدْ رَأَيْتُ أَنَّ اَلْحُجَّةَ عَلَيْهِ أَعْظَمُ وَ اَلْحَسْرَةَ أَدْوَمُ عَلَى هَذَا اَلْعَالِمِ اَلْمُنْسَلِخِ مِنْ عِلْمِهِ مِنْهَا عَلَى هَذَا اَلْجَاهِلِ اَلْمُتَحَيِّرِ فِي جَهْلِهِ وَ كِلاَهُمَا حَائِرٌ بَائِرٌ لاَ تَرْتَابُوا فَتَشُكُّوا وَ لاَ تَشُكُّوا فَتَكْفُرُوا وَ لاَ تُرَخِّصُوا لِأَنْفُسِكُمْ فَتُدْهِنُوا وَ لاَ تُدْهِنُوا فِي اَلْحَقِّ فَتَخْسَرُوا وَ إِنَّ مِنَ اَلْحَقِّ أَنْ…
امیر المومنین علیه السلام در سخنرانی منبر خویش فرمود: ای مردم چون دانا شدید بآن عمل کنید شاید هدایت شوید. عالمی که بر خلاف علمش عمل کند چون جاهل سرگردانی است که از نادانی بهوش نیاید بلکه حجت بر او تمامتر و حسرت این عالمی که از علم خویش جدا شده بیشتر است از حسرت جاهل سرگردان در جهالت و هر دو سرگردان و خوابند. تردید و دو دلی بخود راه ندهید تا بشک افتید و شک نکنید تا کافر شوید و بخود اجازه ندهید(از خود سلب مسیولیت نکنید)تا سست شوید و در راه حق سست نشوید تا زیان یابید. از جمله حق اینست که دین را بفهمید و از فهمیدن است که فریب نخورید. همانا خیر خواه- ترین شما نسبت بخود مطیعترین شماست خدا را و خاین ترین شما با خود نافرمانترین شماست خدا را، کسی که اطاعت خدا کند ایمن گردد و مژده یابد و آنکه نافرمانی…
خَرَجَ إِلَيَّ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ ع فَأَخَذَ بِيَدِي وَ أَخْرَجَنِي إِلَى اَلْجَبَّانِ وَ جَلَسَ وَ جَلَسْتُ ثُمَّ رَفَعَ رَأْسَهُ إِلَيَّ فَقَالَ يَا كُمَيْلُ اِحْفَظْ عَنِّي مَا أَقُولُ لَكَ اَلنَّاسُ ثَلاَثَةٌ عَالِمٌ رَبَّانِيٌّ وَ مُتَعَلِّمٌ عَلَى سَبِيلِ نَجَاةٍ وَ هَمَجٌ رَعَاعٌ أَتْبَاعُ كُلِّ نَاعِقٍ يَمِيلُونَ مَعَ كُلِّ رِيحٍ لَمْ يَسْتَضِيئُوا بِنُورِ اَلْعِلْمِ وَ لَمْ يَلْجَئُوا إِلَى رُكْنٍ وَثِيقٍ يَا كُمَيْلُ اَلْعِلْمُ خَيْرٌ مِنَ اَلْمَالِ اَلْعِلْمُ يَحْرُسُكَ وَ أَنْتَ تَحْرُسُ اَلْمَالَ وَ اَلْمَالُ تَنْقُصُهُ اَلنَّفَقَةُ وَ اَلْعِلْمُ يَزْكُو عَلَى…
کمیل بن زیاد گوید: علی بن ابی طالب نزد من آمد و دست مرا گرفت و مرا با خود به صحرا برد چون بصحرا رسیدیم بر زمین نشست و من هم نشستم سپس سر بلند کرده و متوجه من شد و فرمود: ای کمیل آنچه تو را میگویم بخاطر بسپار. مردم سه دسته اند: دانشمند الهی و دانشجویی که در راه رستگاری قدم برمیدارد و افراد ناکس و پست که دنبال هر آوازی روند و مانند پشه های ریز از هر طرف که باد بوزد بآن سو شوند نه از پرتو دانش تابشی گرفته و نه بر پایگاه استواری پناهنده شده اند ای کمیل دانش از ثروت بهتر است که دانش نگهبان تو است ولی ثروت را باید تو نگهبان باشی ثروت را هر چه بیشتر خرج کنی کمتر گردد ولی دانش هر چه بیشتر خرج شود افزوده تر شود ای کمیل دلبستگی بدانشمند حق ثابتی است بر دیگران که مورد بازخواست است زیرا تا دانشمند زنده…
قِوَامُ اَلدِّينِ بِأَرْبَعَةٍ بِعَالِمٍ نَاطِقٍ مُسْتَعْمِلٍ لَهُ وَ بِغَنِيٍّ لاَ يَبْخَلُ بِفَضْلِهِ عَلَى أَهْلِ دِينِ اَللَّهِ وَ بِفَقِيرٍ لاَ يَبِيعُ آخِرَتَهُ بِدُنْيَاهُ وَ بِجَاهِلٍ لاَ يَتَكَبَّرُ عَنْ طَلَبِ اَلْعِلْمِ فَإِذَا كَتَمَ اَلْعَالِمُ عِلْمَهُ وَ بَخِلَ اَلْغَنِيُّ بِمَالِهِ وَ بَاعَ اَلْفَقِيرُ آخِرَتَهُ بِدُنْيَاهُ وَ اِسْتَكْبَرَ اَلْجَاهِلُ عَنْ طَلَبِ اَلْعِلْمِ رَجَعَتِ اَلدُّنْيَا إِلَى وَرَائِهَا اَلْقَهْقَرَى فَلاَ تَغُرَّنَّكُمْ كَثْرَةُ اَلْمَسَاجِدِ وَ أَجْسَادُ قَوْمٍ مُخْتَلِفَةٍ قِيلَ يَا أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ كَيْفَ اَلْعَيْشُ فِي ذَلِكَ اَلزَّمَانِ…
امیر المومنین(ع)فرمود: دین با چهار کس برپا است. 1-دانشمند گویا که بدانش خویش عمل کند. 2-ثروتمندی که از ما زاد ثروت اش بر اهل دین خدا دریغ نورزد و فقیری که آخرتش را بدنیا نفروشد و نادانی که از دانشجویی تکبر نکند پس هنگامی که دانشمند دانش خویش را پنهان کند و ثروتمند به مال خود بخل ورزد و فقیر آخرتش را بدنیا بفروشد و نادان از دانش طلبی تکبر نماید دنیا پس پس بعقب باز گردد. بنا بر این زیاد شدن مسجدها و مردمی که در آنها رفت و آمد کنند شما را نفریبد عرض شد: یا امیر المومنین در چنین روزگاری وظیفه زندگی چیست؟ فرمود: در ظاهر با آنان آمیزش داشته باشید ولی در باطن با آنان مخالفت ورزید که هر کس نتیجه کردار خود را خواهد برد و با هر کس دوست باشد با او محشور خواهد بود و با این حال بانتظار فرج از جانب خداوند…
كُنَّا عِنْدَ مُعَاوِيَةَ ذَاتَ يَوْمٍ وَ قَدِ اِجْتَمَعَ عِنْدَهُ جَمَاعَةٌ مِنْ قُرَيْشٍ وَ فِيهِمْ عِدَّةٌ مِنْ بَنِي هَاشِمٍ فَقَالَ مُعَاوِيَةُ يَا بَنِي هَاشِمٍ بِمَ تَفْخَرُونَ عَلَيْنَا أَ لَيْسَ اَلْأَبُ وَ اَلْأُمُّ وَاحِداً وَ اَلدَّارُ وَ اَلْمَوْلِدُ وَاحِداً فَقَالَ اِبْنُ عَبَّاسٍ نَفْخَرُ عَلَيْكُمْ بِمَا أَصْبَحْتَ تَفْخَرُ بِهِ عَلَى سَائِرِ قُرَيْشٍ وَ تَفْخَرُ بِهِ قُرَيْشٌ عَلَى سَائِرِ اَلْأَنْصَارِ وَ تَفْخَرُ بِهِ اَلْأَنْصَارُ عَلَى سَائِرِ اَلْعَرَبِ وَ تَفْخَرُ بِهِ اَلْعَرَبُ عَلَى سَائِرِ اَلْعَجَمِ بِرَسُولِ اَللَّهِ ص وَ بِمَا لاَ تَسْتَطِيعُ لَهُ إِنْكَاراً وَ…
عبد الملک بن مروان گوید: روزی با جماعتی از قریش که چند تن از بنی هاشم نیز حضور داشتند نزد معاویه بودیم معاویه گفت ای بنی هاشم بچه بر ما می نازید مگر ما از یک پدر و مادر نیستیم و خانمان و زادگاهمان یکی نیست؟ ابن عباس گفت: ما بهمان بر شما می نازیم که تو با آن بر دیگر افراد قریش می نازی و قریش با آن بر انصار می نازد و انصار بر دیگر قبایل عرب و عرب بر عجم، ما به رسول خدا می نازیم و به آنچه نه آن را انکار توانی کرد و نه از آن گریز توانی نمود معاویه گفت: ای ابن عباس راستی زبان برنده ای داری که باطل خود را بر حق دیگری چیره کنی ابن عباس گفت: -ساکت باش که باطل هرگز بر حق چیره نگردد و حسد را از خود دور ساز که حسد شیوه بسیار بدی است معاویه گفت: راست گفتی بخدا سوگند من برای چهار خصلت تو را دوست دارم و…
مِنَ اَلْوَالِدِ اَلْفَانِ اَلْمُقِرِّ لِلزَّمَانِ اَلْمُدْبِرِ اَلْعُمُرِ اَلْمُسْتَسْلِمِ لِلدَّهْرِ اَلذَّامِّ لِلدُّنْيَا اَلسَّاكِنِ مَسَاكِنَ اَلْمَوْتَى اَلظَّاعِنِ عَنْهَا إِلَيْهِمْ غَداً إِلَى اَلْمَوْلُودِ اَلْمُؤَمِّلِ مَا لاَ يُدْرِكُ اَلسَّالِكِ سَبِيلَ مَنْ قَدْ هَلَكَ غَرَضِ اَلْأَسْقَامِ وَ رَهِينَةِ اَلْأَيَّامِ وَ رَمِيَّةِ اَلْمَصَائِبِ وَ عَبْدِ اَلدُّنْيَا وَ تَاجِرِ اَلْغُرُورِ وَ غَرِيمِ اَلْمَنَايَا وَ أَسِيرِ اَلْمَوْتِ وَ حَلِيفِ اَلْهُمُومِ وَ قَرِينِ اَلْأَحْزَانِ وَ نُصُبِ اَلْآفَاتِ وَ صَرِيعِ اَلشَّهَوَاتِ وَ خَلِيفَةِ اَلْأَمْوَاتِ أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّ فِيمَا…
نامه امیر المومنین علی علیه السلام به فرزندش امام حسن علیه السلام -از پدری که در آستانه فناست و چیرگی زمان را پذیراست، زندگی را پشت سر نهاده، تسلیم گردش روزگار شده، نکوهش کننده این جهان است، آرمنده در جایگاه مردگان که فردا به نزد آنان روان است. به فرزندی که آرزومند چیزی است که به دست نیاید، راهرو راه کسانی است که به هلاکت رسیده اند. فرزندی که آماج بیماریهاست و گروگان گذشت روزگاران. پسری که تیر مصیبتها به سوی او روان است و بنده گوش به فرمان دنیاست. سوداگر فریب و وامدار مرگ و اسیر نیستی است. هم پیمان اندوه ها و همنشین غمهاست. آماج آفات و زمین خورده شهوات و جانشین مردگان است. اما بعد؛ همانا من از پشت کردن دنیا به خود و سرکشی روزگار بر خود و روی آوردن آخرت به خویش، دریافتم که باید در اندیشه خویش…
اَلْحَمْدُ لِلَّهِ اَلَّذِي أَعْدَمَ اَلْأَوْهَامَ أَنْ تَنَالَ إِلاَّ وُجُودَهُ وَ حَجَبَ اَلْعُقُولَ أَنْ تَخَالَ ذَاتَهُ لاِمْتِنَاعِهَا مِنَ اَلشَّبَهِ وَ اَلتَّشَاكُلِ بَلْ هُوَ اَلَّذِي لاَ يَتَفَاوَتُ ذَاتُهُ وَ لاَ يَتَبَعَّضُ بِتَجْزِئَةِ اَلْعَدَدِ فِي كَمَالِهِ فَارَقَ اَلْأَشْيَاءَ لاَ بِاخْتِلاَفِ اَلْأَمَاكِنِ وَ يَكُونُ فِيهَا لاَ عَلَى اَلْمُمَازَجَةِ وَ عَلِمَهَا لاَ بِأَدَاةٍ لاَ يَكُونُ اَلْعِلْمُ إِلاَّ بِهَا وَ لَيْسَ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ مَعْلُومِهِ عِلْمُ غَيْرِهِ كَانَ عَالِماً لِمَعْلُومِهِ إِنْ قِيلَ كَانَ فَعَلَى تَأْوِيلِ أَزَلِيَّةِ اَلْوُجُودِ وَ إِنْ قِيلَ لَمْ…
سخنرانی امیر المومنین علی علیه السلام معروف به«خطبه وسیله» -(آنچه از این سخنرانی مناسب این کتاب بود ذکر کردیم نه بیشتر) سپاس خدایی را که پندارها را از اینکه به چیزی جز وجود او دست یابند در بند کرده و همه خردها را از اینکه در باره ذات او خیال پردازی نمایند در پرده نگهداشته است؛ زیرا از همانندی و هم شکلی بر فراز است؛ بلکه او همان هستی محض است که در حقیقت ذاتش تفاوتی نیست و در صفات کمالش به جز جز شدن بخش پذیر نیست. از همه چیز جداست نه به وسیله فاصله مکانی و در همه چیز اندر است نه بر وجه آمیختگی با آنها. دانش او به ابزار نیست، دانش او به خود ذات است. میان او و معلوم او، واسطه ای وجود ندارد که به وسیله آن به معلوم خود دانا شده باشد. اگر گفته شود«بوده»به این معنی است که وجودش ازلی است و اگر گفته…